نویسنده: شارلوت برونته
مترجم: محمدتقی بهرامی حرّان
انتشارات: انتشارات جامی

به دنبال بهترین ترجمه کتاب جین ایر شارلوت برونته هستید؟ این یادداشت از وبلاگ طاقچه، شما را با بهترین نشر و تفاوت نسخههای هر کدام آشنا میکند.
چه چیزی باعث میشود که یک ترجمه از میان چندین و چند ترجمهی دیگر لقب «بهترین ترجمه» را به دست آورد؟ چه معیارهایی برای سنجش یک ترجمه وجود دارد؟ چگونه میتوانیم بهترین ترجمهی یک اثر را پیدا کنیم؟ بهاحتمال زیاد برای شما هم پیش آمده است که هنگام خرید کتاب چنین سؤالاتی ذهنتان را به خود مشغول کرده باشد.
حقیقت این است که هر اثری سبک خاص ترجمهی خود را طلب میکند، چراکه هر نویسندهای سبک خاص خود را دارد و به همان سبک داستان مینویسد. یک مترجم حرفهای تلاش میکند لحن و زبان نویسنده را به بهترین شکل ممکن از زبان مبدأ به زبان مقصد برگرداند. جین ایر یکی از کتابهای مشهوری است که در کشور ما بارها به دست مترجمان گوناگون ترجمه شده است. این کتاب نیز به سبب کلاسیک بودن، سبک و زبان مخصوص خود را داراست. در این مطلب از وبلاگ طاقچه قصد داریم تا برخی از ترجمههای این کتاب را بررسی کنیم و به شما در پیدا کردن بهترین ترجمهی آن کمک کنیم.
ترجمهی رضا رضایی را میتوان بهترین ترجمهی این اثر دانست. این ترجمه فضا و زبان کلاسیک اثر را بهخوبی حفظ کرده است و هر مخاطبی با هر سنوسالی میتواند با آن ارتباط برقرار کند. از طرف دیگر، اثر نوشین ابراهیمی نیز ترجمهی خوبی به شمار میرود. تفاوت ترجمهی خانم ابراهیمی در سادهتر بودن جملات و عبارات است. درنتیجه اگر به دنبال ترجمهای با فضای ادبیتر هستید ترجمهی رضا رضایی را به شما پیشنهاد میکنیم و اگر بهدنبال متن کامل و درک سادهتر آن هستید، ترجمهی نوشین ابراهیمی گزینهی مناسبی است.
ترجمههای محمدتقی بهرامی حران و رضا رضایی به ترتیب محبوبترین ترجمههای این اثر در طاقچه هستند. از دلایل محبوبیت ترجمهی محمدتقی بهرامی حران میتوان به حضور آن در اشتراک بینهایت طاقچه اشاره کرد. مخاطبان با خرید این اشتراک میتوانند بهطور رایگان به این نسخه دسترسی داشته باشند. ترجمههای محبوب بعدی به ترتیب عبارتاند از: نوشین ابراهیمی، آرمین هدایتی و مریم مؤیدی. گفتنی است که تا زمان انتشار این یادداشت، باقی ترجمههایی که در این یادداشت بررسی کردیم در طاقچه موجود نیستند.
باتوجهبه بررسیهای صورتگرفته، نشر افق و نی را میتوان بهترین ناشران جین ایر و رضا رضایی و نوشین ابراهیمی را میتوان بهترین مترجمهای این کتاب دانست.
رمان جین ایر یکی از مشهورترین کتابهای عاشقانهی کلاسیک است که از زمان انتشار تا به امروز بارها خوانده و به زبانهای گوناگون ترجمه شده است. زمانی که شارلوت برونته این اثر را در سال ۱۸۴۷ میلادی با نام مستعار «کارر بل» منتشر کرد، هرگز تصور نمیکرد که کتابش یک روز قرار است بارها مورد اقتباس اهالی سینما قرار گیرد و به چندین زبان مختلف دنیا ترجمه شود.
جین ایر داستان زندگی دختری به همین نام را تعریف میکند که ماجراهای تلخوشیرین بسیاری را از سر میگذراند. او که در کودکی پدر و مادر خود را از دست داده است، نزد چند تن از فامیلهای بداخلاق خود زندگی میکند و روزگار سختی را میگذراند. او با تلاش و پشتکار خود درس میخواند و تصمیم میگیرد تا بهعنوان معلمسرخانه کار کند و از این طریق درآمدی کسب کند. آشنایی او با مرد مرموز و ثروتمندی به نام آقای روچستر و ایجاد رابطهای عاشقانه میان این دو، زندگی جین را بهطورکلی تغییر میدهد. شارلوت برونته در این کتاب جامعهی سنتی دوران ویکتوریا را به تصویر کشیده است و مشکلاتی را نشان داده است که بر سر راه زنان وجود داشتهاند.
ازآنجاییکه این اثر یک رمان کلاسیک است، بهتر است زبان و لحن آن نیز در ترجمه طوری برگردانده شود که به اصل آن آسیبی وارد نشود. یعنی مترجم نباید آن را با زبان امروزی بیان کند و بهتر است کلمات و عباراتی که در متن اصلی وجود دارند را بهطور درست و مقبول به فارسی برگرداند. در ادامه چند ترجمه از این اثر را مورد بررسی قرار میدهیم.
نمونهی اول:
I was glad of it: I never liked long walks, especially on chilly afternoons: dreadful to me was the coming home in the raw twilight, with nipped fingers and toes, and a heart saddened by the chidings of Bessie, the nurse and the humbled by the consciousness of my physical inferiority to to Eliza, John, and Georgiana Reed.
نمونهی دوم:
Eliza just put her head in at the door, and said at once— “She is in the window-seat, to be sure, Jack.”
And I came out immediately, for I trembled at the idea of being dragged forth by the said Jack.
“What do you want?” I asked, with awkward diffidence.
“Say, ‘What do you want, Master Reed?’” was the answer. “I want you to come here.”

یکی از اولین ترجمههای کتاب جین ایر متعلق به محمدتقی بهرامی حران است. او که دانشآموختهی رشتهی زبان انگلیسی است، اغلب از زبانهای انگلیسی و فرانسوی ترجمه میکند و ترجمهی بسیاری از شاهکارهای ادبیات جهان، چون پیرمرد و دریا، را در کارنامهی خود جای داده است. محمدتقی بهرامی حران ترجمهی خود از این کتاب را در سال ۱۳۷۱ و از سوی انتشارات جامی به انتشار رسانده است.
ترجمهی نمونهی اول:
«من از این موضوع خوشحال بودم. برای اینکه هیچوقت پیادهرویهای طولانی، مخصوصاً در عصرهای سرد را دوست نداشتم. چون بعد از بازگشت به خانه در هوای نیمهتاریک و سرد غروب که نوک انگشتهای دستوپایم از سرما بیحس شده بود قلبم از سرزنشهای بسیِ دایه جریحهدار میشد و از مشاهده حقارت جسمی خود در برابر الیزا، جان و جیورجیانا احساس خفت میکردم.»
ترجمهی نمونهی دوم:
«اما الیزا به محض آنکه از جلوی در سر خود را به داخل آورد فوراً گفت: «حتماً روی سکوی کنار پنجره، جلوی در است جانم.»
و من بلافاصله بیرون آمدم چون از تصور اینکه، این به اصطلاح «ارباب، جان» مرا از آنجا بیرون بکشد بر خود لرزیدم. با ترس آمیخته با شرم و ناشیگری پرسیدم: «چه میخواهید ارباب رید؟»
از تو میخواهم بیایی اینجا.»
ترجمهی محمدتقی بهرامی حران به سبب قدیمی بودن دارای مشکلات ریزودرشت زیادی است. لحن اصلی نویسنده در این ترجمه از بین رفته است و مترجم برخی از قسمتها را به میل و سلیقهی خود حذف و یا اضافه کرده است. بهطور مثال در نمونهی دوم میتوان تفاوتهای فاحشی نسبت به نسخهی اصلی مشاهده کرد. در متن انگلیسی جین در ابتدا جان را ارباب صدا نمیکند، درحالیکه در این ترجمه این موضوع تغییر پیدا کرده است. برخی از صفتها نیز بیش از اندازه رنگوبوی ایرانی دارند و با بافت اصلی متن هماهنگ نیستند.

ترجمهی مریم مؤیدی یکی دیگر از ترجمههای قدیمی این کتاب به حساب میرود. او متولد سال ۱۳۵۹ است و این ترجمه اولینبار در سال ۱۳۸۳ و از سوی انتشارات امیرکبیر به انتشار رسیده است. مریم مؤیدی در کنار کار ترجمهی کتاب در زمینهی نویسندگی نیز فعالیت میکند و کتابی به نام «بهادر» را منتشر کرده است. متاسفانه در اینترنت از این مترجم اطلاعات بیشتری نمیتوان پیدا کرد و به نظر میرسد که تنها ترجمهای که از وی در دسترس قرار دارد، ترجمهی کتاب جین ایر باشد.
ترجمهی نمونهی اول:
«بهخاطر این موضوع خوشحال بودم، چون هرگز پیادهروی طولانی را بهخصوص در بعدازظهرهای سرد زمستان دوست نداشتم و همچنین آمدن به خانه با دست و پای یخزده، در روشنایی کم، حرفهای زشت ناراحتکننده بسی پرستار و فکر اینکه در مقایسه با الیزا، جان و جرجیانا رید چقدر اندام کوچک و استخوانی ضعیفی دارم.»
ترجمهی نمونهی دوم:
«ولی الیزا سرش را در اتاق کرد و یکدفعه گفت: «جان، او حتماً روی لبهی پنجره نشسته است.»
فوراً از آنجا بیرون آمدم چون از این نگران بودم که بیدلیل صحبت را با جان طولانی کنم؛ چون حتماً بعد از آن دعوا شروع میشد.
پرسیدم: «چه میخواهی؟»
جواب داد: «بگو، آقای رید چه چیزی میخواهید؟ میخواهم که به اینجا بیایی.»
گرچه از زمان انتشار ترجمهی مریم مؤیدی زمان زیادی میگذرد و بهنوعی قدیمی محسوب میشود، اما این ترجمه هنوز هم برای مخاطب امروزی آسانخوان است. بااینحال، این ترجمه خالی از اشکال نیست. برخی از قسمتهای متن نسبت به متن اصلی متفاوت ترجمه شدهاند. بهطور مثال «چون از این نگران بودم که بیدلیل صحبت را با جان طولانی کنم؛ چون حتماً بعد از آن دعوا شروع میشد.» اصلاً در متن اصلی وجود ندارد. در متن اصلی جین نگران است که جان او را از مخفیگاهش با زور بیرون بکشد، نه اینکه با او بحث کند. در متن اصلی الیزا برای خطاب قراردادن جان از کلمهی Jack استفاده کرده. در این بافت متنی، جک درواقع همان «جان» است که بهصورت محاورهای بیان شده است. این نکته گرچه ریز است، ولی در ترجمه رعایت نشده و مترجم جان را همانطور که هست باقی گذاشته است.
بخشی از کتاب صوتی جین ایر ترجمه مریم مؤیدی را بشنوید.

جین ایر
نویسنده: شارلوت برونته
گوینده: ندا پوریان
انتشارات: نوین کتاب گویا
در کارنامهی مهدی افشار ترجمهی آثار ادبی بزرگی چون پیرمرد و دریا، گتسبی بزرگ، موشها و آدمها و وداع با اسلحه دیده میشود. او که متولد سال ۱۳۲۶ است، یکی از مترجمهای پرکار کشورمان به حساب میرود که بیشتر آثار خود را از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است. ترجمهی او از کتاب جین ایر در سال ۱۳۸۴ و از سوی نشر دبیر به انتشار رسیده است. این ترجمه نیز یکی از ترجمههای قدیمی این کتاب محسوب میشود، درنتیجه ممکن است در آن کلمات کهنه و قدیمیای وجود داشته باشند که دیگر چندان مورد استفاده قرار نمیگیرند.
ترجمهی نمونهی اول:
این پاراگراف حذف شده است.
ترجمهی نمونهی دوم:
«اما الیزا فقط سرش را داخل اتاق کرد و فوراً گفت: «جک، مطمئن باش پشت پنجره توی درگاهی نشسته است.»
و من با وحشت از این که کسی را که جک میخوانند مرا از توی هشت بیرون بکشد و به پایین پرت بکند، پرده را به کناری زده و با بدخلقی پرسیدم: «چه میخواهید؟»
جواب سؤال من این بود که بگو: چه میخواستید آقای رید، میخواهم که فوراً بیایی اینجا.»
بخشهایی از متن اصلی در این ترجمه بهطورکلی حذف و یا خلاصه شدهاند. خود ترجمه نیز بهطورکلی خوشخوان و یا روان نیست و بوی ترجمه میدهد، یعنی مخاطب هنگام خواندن اثر نمیتواند بهطور عمیق با آن ارتباط برقرار کند. همانطور که پیشتر گفتیم Jack در این بافت متنی همان «جان» است که به شکل محاورهای بیان شده، در این ترجمه این کلمه همانطور که در زبان اصلی قرار دارد در ترجمه جای گرفته است و اصلاً به فارسی ترجمه نشده است. بهتر بود برای فهم بهتر مخاطب فارسیزبان، برای این کلمه بهشکل درستی معادلسازی انجام میشد.

رضا رضایی از مترجمان نامآشنا و پرکار ایرانی است که کار خود را با ترجمهی کتاب «جوان خام» از داستایفسکی آغاز کرد و حالا بسیاری از آثار کلاسیک جهان را ترجمه کرده است. او را بیشتر به سبب ترجمههایش از آثار جین آستین میشناسند، بااینحال او از نویسندههای کلاسیک دیگری چون جورج الیوت و دو خواهر دیگر برونته نیز کتاب به فارسی ترجمه کرده است که از این قرارند: غرور و تعصب، ویلت، اما، ترغیب، عقل و احساس، شاه، بیبی، سرباز، منسفیلد پارک، نورثنگر ابی، مستأجر وایلدفل هال، بلندیهای بادگیر، پروفسور، اگنس گری، سایلاس مارنر، گتسبی بزرگ، رؤیای آدم مضحک، آگاهی، شرلی، آشنایی با موسیقی کلاسیک، تحلیل رویا، کارل گوستاو یونگ؛ واژهها و نگارهها، هنر داستاننویسی، رومولا، بیماری خانواده میم، باخ و پسران، روشناییهای بوهم، آدم بید، سه آستانهنشین و… . ترجمهی او از کتاب جین ایر اولینبار در سال ۱۳۸۹ به انتشار رسیده است.
ترجمهی نمونهی اول:
«من از این موضوع خوشحال بودم، چون هیچوقت پیادهرویهای طولانی را دوست نداشتم، بهخصوص در بعدازظهرهای سرد. ناراحتیام همیشه از این بود که وقتی دم غروب به خانه برمیگشتیم انگشتهای دست و پایم کرخت میشدند، از غرغرهای بِسی پرستار دلم میگرفت و از اینکه میدیدم الیزا و جان و جورجیانا رید قبراقتر از من هستند خجالت میکشیدم.»
ترجمهی نمونهی دوم:
«الیزا تا سرش را از در درآورد تو گفت: «داداش، لابد روی سکوی کنار پنجره نشسته.»
زود آمدم بیرون، چون میترسیدم که این داداش خودش بیاید مرا بکشد بیرون. دستپاچه و خجل گفتم: «چه کار داری؟»
جواب داد: «بگو چه میخواهید ارباب رید؟ از تو میخواهم بیایی اینجا.»
ترجمهی رضا رضایی نسبت به سایر ترجمههایی که تا اینجا مقایسه کردهایم در حفظ لحن و فضای متن اصلی بسیار موفقتر عمل کرده است. رضا رضایی بارها گفته که عقیده دارد برای ترجمهی آثار کلاسیک لزوماً نیازی به استفاده از زبان فارسی قدیمی و منسوخشده نیست، برعکس، او میگوید که با استفاده از زبان امروزی هم میتوان ترجمهای مقبول از این آثار ارائه داد. در این ترجمه نیز میبینیم که هم فضای اصلی اثر حفظ شده است و هم جملات و کلمات بهقدری آشنا و روان هستند که هر خوانندهای میتواند با آنها ارتباط برقرار کند.

نوشین ابراهیمی بسیاری از کتابهای کلاسیک جهان از جمله «بلندیهای بادگیر»، «اوژنی گرانده»، «داستان دو شهر» و «موبی دیک» را به فارسی ترجمه کرده است. ترجمهی او از جین ایر در سال ۱۳۹۳ منتشر شده و بخشی از مجموعهی عاشقانههای کلاسیک نشر افق است. نشر افق در این مجموعه، کتابهای کلاسیک دیگری چون غرور و تعصب، زنان کوچک، اِما، دشمن عزیز، قصر آبی و دزیره را به انتشار رسانده است که همگی کتابهای مشهور و شناختهشدهای هستند.
ترجمهی نمونهی اول:
«من از این موضوع خوشحال بودم، چون از پیادهروی طولانی در بعدازظهرهای سرد خوشم نمیآمد. دوست نداشتم دم غروب با انگشتان کرخت به خانه برگردم. سرکوفتهای بسی، پرستار بچهها، آزارم میداد. من از الیزا، جان، و جورجیانا رید ضعیفتر بودم و برای همین احساس حقارت میکردم.»
ترجمهی نمونهی دوم:
«الیزا همین که سرش را توی اتاق کرد گفت: «پسر جان، حتماً روی سکوی کنار پنجره نشسته است.»
قبل از اینکه کسی که الیزا، پسر جان صدایش کرده بود مرا با زور بیرون بکشد، پرده را کنار زدم و از مخفیگاهم بیرون آمدم. با ترسولرز پرسیدم: «چه میخواهید؟»
جواب داد: «بگو چه میخواهید، ارباب رید؟ میخواهم بیایی اینجا.»
این ترجمه نیز از وفاداری خوبی نسبت به متن اصلی برخوردار است و لحن و سبک نویسنده به درستی به زبان فارسی منتقل شده است. بسیاری فکر میکنند که مجموعهی عاشقانههای کلاسیک نشر افق نسخهی خلاصهشدهای از آثار کلاسیک را ارائه داده است، حال آنکه چنین نیست و به نظر نمیرسد که چیزی در این ترجمه حذف شده باشد.
بخشی از کتاب صوتی جین ایر را بشنوید.

جین ایر
نویسنده: شارلوت برونته
گوینده: مریم پاکذات
انتشارات: آوانامه

آرمین هدایتی ترجمهی بسیاری از آثار کلاسیک از جمله آثار نویسندگانی چون ژول ورن و مارک تواین را از سوی انتشارات پارسه منتشر کرده است. ترجمهی او از کتاب جین ایر نیز در سال ۱۳۹۳ از سوی این انتشارات روانهی بازار شده است. از دیگر آثار مشهوری که آرمین هدایتی آنها را ترجمه کرده است میتوان به کتابهای جزیرهی گنج، دیوید کاپرفیلد، تام سایر و دکتر جکیل و آقای هاید اشاره کرد.
ترجمهی نمونهی اول:
«من خوشحال بودم چون از قدم زدن در بعدازظهرهای سرد خوشم نمیآمد.»
ترجمهی نمونهی دوم:
«لیزی گفت: «فکر کنم کنار پنجره نشسته.»
قبل از آنکه جان بتواند مرا پایین بکشد، خودم با عجله بیرون آمدم. با نفسهای بریده گفتم: «چی میخواهی؟» جواب داد: «وقتی با من حرف میزنی بگو ارباب رید! حالا بیا اینجا ببینم!»
ترجمهی آرمین هدایتی نسبت به متن اصلی دارای حذفیات بسیاری است و بیشتر یک نسخهی خلاصهشده است تا نسخهای کامل. برخی از قسمتها نیز نسبت به متن اصلی متفاوت ترجمه شدهاند. ازآنجاییکه نقاشیهایی نیز در این نسخه از ترجمه دیده میشود، شاید بتوان گفت که خواندن آن بیشتر مناسب کودکان و نوجوانان است تا بزرگسالان.
ترجمهی نلی محجوب از کتاب جین ایر در سال ۱۴۰۰ به انتشار رسیده است. نلی محجوب که بیشتر در زمینهی کودک و نوجوان کتاب ترجمه کرده است، این ترجمه را نیز بهصورت خلاصهشده و با زبان روان مناسب همین گروه سنی ارائه داده است. نلی محجوب بسیاری از کتابهای مشهور کودکونوجوان مثل مجموعهی دُری را با ترجمهی خود روانهی بازار کرده است. خانوادهی رابینسون از دیگر کتابهای کلاسیکی است که نلی محجوب به ترجمهی آن پرداخته است.
ترجمهی نمونهی اول:
این پاراگراف حذف شده است.
ترجمهی نمونهی دوم:
«الیزا از برادرش باهوشتر بود، گفت: «جین پشت پنجره نشسته.»
از ترس اینکه جان من را به زور بیرون بکشد، همان موقع از پشت پرده بیرون آمدم. از جان پرسیدم: «از من چه میخواهی؟»
جواب داد: «بگو از من چه میخواهید ارباب رید؟»
همانطور که بالاتر گفتیم، این ترجمه درحقیقت یک نسخهی خلاصهشده است و بسیاری از قسمتهای متن اصلی در آن حذف شدهاند. برخی از قسمتها نیز سادهتر ترجمه شدهاند و نسبت به اصل خود تغییر زیادی پیدا کردهاند.
ترجمهی رضا رضایی در ۶۶۳ و در قطع رقعی، ترجمهی نوشین ابراهیمی در دو جلد و در قطع جیبی، ترجمهی محمدتقی بهرامی حران در ۶۲۶ صفحه و در قطع رقعی و ترجمهی مهدی افشار نیز در ۵۰۴ صفحه و در قطع رقعی به انتشار رسیده است. تنها ترجمههای آرمین هدایتی و نلی محجوب به سبب خلاصهبودن در تعداد صفحات بسیار کمتر و در قطع جیبی به انتشار رسیدهاند.
همیشه وقتی از اثری چند ترجمه وجود دارد، انتخاب برای خواننده دشوارتر میشود. هدف ما از مقایسهی ترجمههای مختلف یک اثر این است که این انتخاب را برای خواننده آسانتر و مسیر را برای او روشنتر کنیم. بااینحال بهتر است همیشه به یاد داشته باشید که فارغ از صحبتهای ما، انتخاب نهایی به شما وابسته است و مختارید هر ترجمهای را بخوانید که بیشتر از همه با آن ارتباط میگیرید.
طاقچه پلی است به دنیای بیکران کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که هر داستان، دری به جهانی تازه میگشاید. در فروشگاه کتاب طاقچه، با چند کلیک میتوانید کتاب دلخواهتان را بخرید و هر لحظه و هر کجا، از خواندن یا شنیدن آن لذت ببرید.
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه