نویسنده: لئو تولستوی
مترجم: کاظم انصاری
انتشارات: انتشارات امیرکبیر

اغلب افراد با شنیدن نام جنگ و صلح دو چیز در ذهنشان نقش میبندد: کتابی قطور و شخصیتهای بسیاری که در این کتاب جای گرفتهاند. بااینحال، جنگ و صلح چیزی بسیار فراتر از اینهاست. لئو تولستوی، نویسندهی مشهور روس، نسخهی کامل این اثر را در سال ۱۸۶۹ منتشر کرد و خود از همان ابتدا میدانست که چه شاهکاری خلق کرده است. او فروتنی بیجا نمیورزید و اثر خود را با ایلیاد همسطح میدید.
حال سالها از انتشار جنگ و صلح گذشته است و نهتنها مردم روسیه، که مردم از باقی نقاط جهان نیز این کتاب را بارها خواندهاند و از نثر شگفتانگیز تولستوی و تاریخنگاری بیمانند او به وجد آمدهاند. تولستوی با این کتاب نشان داد که میتواند در قالب یک مورخ و فیلسوف هم سخن بگوید و نام خود را در تاریخ ادبیات جاودانه کرد.
این شاهکار ادبیات روس در کشور ما بارها به کوشش مترجمان گوناگون به فارسی برگردانده شده است. در این یادداشت از بلاگ طاقچه، به سراغ برخی از این ترجمهها رفتهایم و آنها را مورد مقایسه و بررسی قرار دادهایم. امید است که در انتها کار شما در انتخاب بهترین ترجمه آسانتر شود.
پس از بررسی و مقایسهای که میان ترجمههای مختلف این کتاب انجام دادیم، ترجمههای سروش حبیبی و کاظم انصاری بهعنوان بهترین ترجمههای این کتاب انتخاب شدند. از زمان انتشار ترجمهی کاظم انصاری مدت زمان زیادی میگذرد، اما این ترجمه همچنان میان خوانندگان محبوبیت بسیاری دارد و روان و خوشخوان است. ترجمهی سروش حبیبی بار ادبی بیشتری دارد و جملات و عباراتش شاعرانهتر هستند. اگر به ترجمههای سادهتر علاقه دارید پیشنهاد ما به شما کاظم انصاری و اگر به دنبال ترجمهای لطیف و دقیق اما کمی پرپیچوتاب هستید، پیشنهاد ما ترجمهی سروش حبیبی است.
ترجمهی سروش حبیبی و کاظم انصاری محبوبترین ترجمههای این اثر در طاقچه هستند. تا زمان انتشار این یادداشت، ترجمهی سروش حبیبی تنها بهصورت صوتی در دسترس کاربران طاقچه قرار دارد. ترجمههای محبوب بعدی به ترتیب عبارتاند از: مصطفی جمشیدی، احمد بانپور و محمدرضا کمالی.
باتوجهبه بررسیهای صورتگرفته، نشر امیرکبیر و نیلوفر را میتوان بهترین ناشران جنگ و صلح و کاظم انصاری و سروش حبیبی را میتوان بهترین مترجمهای این کتاب دانست.
جنگ و صلح را نمیتوان تنها در چند جمله خلاصه کرد و ماجرای آن را تعریف کرد. این کتاب چون درخت بزرگ و تنومندی است که هر شاخهی آن به سویی کشیده شده است، اما بهطورکلی داستان کتاب در قرن ۱۹ روسیه و در زمان حملهی ناپلئون به این کشور اتفاق میافتد. تولستوی داستان زندگی چند خانوادهی اشرافی روس را قبل و بعد از رخدادن جنگ تعریف میکند و ما در بازهای چندساله با اعضای این خانوادهها و اتفاقاتی که از سر میگذرانند همراه میشویم.
گرچه این رمان بیش از ۵۸۰ شخصیت را در خود جای داده است و بهعنوان یکی از پرشخصیتترین کتابهای تاریخ شناخته میشود، اما در محوریت داستان تنها چند شخصیت نقش کلیدی دارند و زندگی آنها بیش از دیگران موردتوجه قرار میگیرد و دنبال میشود. ناتاشا، آندری و پیر از جمله این شخصیتها هستند.
از آنجاییکه متن اصلی کتاب به زبان روسی نوشته شده، ما نمونهها را هم به زبان روسی و هم انگلیسی جمعآوری کردهایم تا کار مقایسه راحتتر انجام شود.
نمونهی اول به زبان روسی:
– Как можно быть здоровой… когда нравственно страдаешь? Разве можно, имея чувство, оставаться спокойною в наше время? – сказала Анна Павловна. – Вы весь вечер у меня, надеюсь?
نمونهی اول به زبان انگلیسی:
‘Can one be well while suffering morally? Can one be calm in times
like these if one has any feeling?’ said Anna Pavlovna. ‘You are staying
the whole evening, I hope?’
نمونهی دوم به زبان روسی:
Он говорил на том изысканном французском языке, на котором не только говорили, но и думали наши деды, и с теми тихими, покровительственными интонациями, которые свойственны состаревшемуся в свете и при дворе значительному человеку. Он подошел к Анне Павловне, поцеловал ее руку, подставив ей свою надушенную и сияющую лысину, и покойно уселся на диване.
نمونهی دوم به زبان انگلیسی:
He spoke in that refined French in which our grandfathers not only spoke but thought, and with the gentle, patronizing intonation natural to a man of importance who had grown old in society and at court. He went up to Anna Pavlovna, kissed her hand, presenting to her his bald, scented and shining head, and complacently seated himself on the sofa.

یکی از اولین ترجمههایی که از کتاب جنگ و صلح در ایران منتشر شد متعلق به کاظم انصاری است. او ترجمهی خود از این کتاب را در سال ۱۳۳۴ عرضه کرده است. نکتهی بسیار جالبتوجه دربارهی این مترجم این است که در فضای مجازی هیچ اطلاعاتی دربارهی او در دسترس نیست و کسی نمیداند که آیا ایشان اصلاً هنوز در قید حیات هستند یا خیر. تنها میدانیم که او مترجم آثار بزرگ دیگری چون «مردم فقیر» از فیودور داستایفسکی، «نفوس مرده» از نیکلای گوگول و «مرگ ایوان ایلیچ» از لئو تولستوی بوده است. به نظر میرسد که انصاری ترجمهی خود را از روی زبان روسی انجام داده است، ولی به دلیل کمبود اطلاعات، در این باره نیز نمیتوان با اطمینان سخن گفت.
ترجمهی نمونهی اول:
«آناپاولونا گفت: «با تحمل این همه رنجهای روحی و اخلاقی چگونه ممکن است انسان، سالم باشد؟ مگر ممکن است آدمی که احساسات و عاطفه دارد در عصر ما آرام و آسودهخاطر باشد؟ امیدوارم که تا آخر شب نزد من بمانید!»
ترجمهی نمونهی دوم:
«شاهزاده با زبان فرانسهی سره و برگزیدهای صحبت میکرد که نیاکان ما نهتنها با آن سخن میگفتند، بلکه حتی با آن زبان فکر میکردند و کلمات را با همان لحن آرام و بزرگمنشانهی مرد مهمی که عمری در میان درباریان گذرانده و پیر شده است ادا میکرد. شاهزاده نزدیک آناپاولونا رفت، سر طاس برق و عطرزدهی خود را خم کرد، دست او را بوسید و آسوده و راحت روی نیمکت نشست.»
ترجمهی کاظم انصاری باوجود قدیمیبودن همچنان روان و خوشخوان است. خوانندهی امروزی بهراحتی میتواند با آن ارتباط برقرار کند و کلمات کهنه در آن چندان به چشم نمیخورد. کاظم انصاری در ترجمهی این کتاب بهخوبی عمل کرده است و لحن اصلی کتاب و همچنین عبارات به شکل درستی به فارسی برگردانده شدهاند. شاید تنها اشکال این ترجمه ساختار قدیمی برخی از جملات باشد، که البته این نکته نیز خللی در خوانش کلی کتاب ایجاد نکرده است.
سروش حبیبی سالها بعد از کاظم انصاری و در سال ۱۳۷۷ ترجمهای نو از جنگ و صلح ارائه داد. او در مقدمهی ترجمهی خود چنین نوشته است: «اول به آقای کاظم انصاری که سالها پیش (۱۳۳۴) این اثر را به فارسی برگرداندهاند درود میفرستم. اینکه به خود اجازه دادم و به ترجمهی دیگری پرداختم به هیچ روی نشان انکار ارزش بیچون و چرای ترجمهی ایشان نیست، بلکه سبب این است که معتقدم زبان ما، چنانکه دیگر جنبههای زندگیمان، بهویژه در این عصر دستخوش تحولی سریع است و برخورد اهل کتاب با ترجمه نیز از این تحول برکنار نمانده است و دستکم شاهکارهای بزرگ ادب جهان بهتر است که دستکم هر ده (یا نهایتاً پانزده) سال یکبار از نو ترجمه شوند. البته ترجمهی حاضر نیز آخرین ترجمه نخواهد بود.»
ترجمهی نمونهی اول:
«آناپاولونا گفت: «وقتی روح انسان در عذاب باشد، چطور ممکن است حالش خوب باشد؟ نه، آیا بهراستی در این دور و زمانه کسی که اندکی احساس در دل داشته باشد میتواند آسودهخاطر بماند؟ امیدوارم که تا آخر شب نزد من بمانید.»
ترجمهی نمونهی دوم:
«او به زبان فرانسهی سلیس و سنجیدهای سخن میگفت که پدربزرگان ما نهفقط به آن گفتوگو، بلکه فکر میکردند و لحن آرام و بزرگمنشانهی بلندپایگانی را داشت که در محافل اعیان و درباره پیر شده بودند. به آناپاولونا نزدیک شد و سر بیموی برق عطرآگین خود را پیش او فرود آورد و بر دستش بوسه زد و با خیال آسوده روی کاناپه نشست.»
سروش حبیبی یکی از پرکارترین و شناختهشدهترین مترجمان ایرانی است. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی، آلمانی و روسی مسلط است و ترجمهی خود از این کتاب را نیز از زبان روسی به فارسی انجام داده است. همسر او، ایران زندیه، که اغلب ویراستاری آثار او را برعهده دارد، ترجمهی وی از این کتاب را یک دور با ترجمهی فرانسوی نیز مقایسه کرده است.
همانطور که گفته شد، در متن اصلی جنگ و صلح تولستوی بسیاری از جملات را به زبان فرانسوی نوشته است. سروش حبیبی در ترجمهی خود تمام جملات غیر روسی را با حروف ایرانیک مشخص کرده تا خواننده بداند که در متن اصلی این جمله به زبانی دیگر ذکر شده بوده است.
ترجمهی سروش حبیبی یکی از محبوبترین ترجمههای این کتاب است، گرچه بسیاری از خوانندگان عقیده دارند که ترجمهی او نسبت به کاظم انصاری اندکی سختخوانتر است. بااینحال سروش حبیبی به سبب تسلط به دو زبان فرانسوی و روسی ترجمهی بسیار خوبی از این اثر ارائه داده است. او در گزینش واژگان و عبارات مثل همیشه هنرمندانه عمل کرده و ترجمهای ماندگار از این کتاب از خود بهجای گذاشته است.
بخشی از کتاب صوتی جنگ و صلح را بشنوید.

جنگ و صلح (جلد اول)
نویسنده: لئون تالستوی
گوینده: جمعی از گویندگان
انتشارات: آوانامه
مصطفی جمشیدی از دیگر مترجمان این کتاب است که ترجمهی خود را در سال ۱۳۸۹ عرضه کرده است. او مترجم آثار دیگری چون «خوشههای خشم» از استاینبک و «خاک بکر» از ایوان تورگنیف نیز بوده است. او در زمینهی نویسندگی هم فعالیت داشته و مولف آثار مختلفی بوده است. به نظر میرسد که ترجمههای او بیشتر بهصورت خلاصهشده انجام شدهاند. ترجمهی او از جنگ و صلح نیز نسخهای خلاصهشده از متن اصلی را ارائه داده است.
ترجمهی نمونهی اول:
در این نسخه از ترجمه حذف شده است.
ترجمهی دوم:
این قسمت نیز حذف شده است.
این نسخه از ترجمه بیش از اندازه کتاب را خلاصه کرده است، به حدی که خواننده اصلاً از ابتدای رمان باخبر نمیشود و یکراست به میانهی داستان پرتاب میشود. در نسخهی اصلی تولستوی باظرافت و به ترتیب هر یک از شخصیتها را به خواننده معرفی میکند، اما این خلاصه اتفاقات ابتدایی رمان را حذف کرده و با شخصیتهایی که نقش محوریتری دارند داستان را آغاز کرده است.
ترجمهی مصطفی جمشیدی جدا از خوب یا بد بودن، مناسب کسانی است که علاقهای به خواندن اصل کتاب و دنبالکردن ماجراهای آن ندارند. اگر تنها دوست دارید آشناییای نسبی با کتاب جنگ و صلح پیدا کنید شاید خواندن این خلاصه برای شما مناسب باشد. گرچه حیف است که این اثر شاهکار را نخوانید و تنها به خواندن خلاصهای از آن بسنده کنید.
بخشی از کتاب صوتی جنگ و صلح ترجمهی مصطفی جمشیدی را بشنوید.

جنگ و صلح (جلد اول)
نویسنده: لئو تولستوی
گوینده: مهیار ستاری
انتشارات: نوین کتاب گویا

از ترجمههای نسبتاً جدید این کتاب میتوان به ترجمهی محمدرضا کمالی اشاره کرد که در سال ۱۳۹۹ به انتشار رسیده است. «بادبادک باز» از خالد حسینی، «دنیای سوفی» از یوستین گردر و «من پیش از تو» از جوجو مویز از دیگر کتابهایی هستند که محمدرضا کمالی مترجم آنها بوده است. مشخص نیست که وی این ترجمه را از روی متن روسی انجام داده است یا خیر.
ترجمهی نمونهی اول:
«مرسی که دعوت من را قبول کردید ولی باید بگویم حالم زیاد خوب نیست زیرا از نظر اخلاقی در عذابم. شما میتوانید تا دیروقت اینجا بمانید؟»
ترجمهی نمونهی دوم:
«واسیلی مردی بود که هنوز لهجهی فرانسوی داشت و به نظر اطرافیانش از کودکی در دربار زندگی میکرده است. واسیلی با دیدن آنا تعظیم کرد و بعد از بوسیدن دست او روی مبل نشست.»
گرچه در هیچ کجای این ترجمه چیزی ذکر نشده است، اما به نظر میرسد که این ترجمه نیز نسخهای خلاصهشده از کتاب را ارائه داده است. بسیاری از جملات و عبارات نهتنها کاملاً بهاشتباه ترجمه شدهاند، بلکه بسیار از آنچه در متن اصلی نوشته شده فاصله دارند. این موارد را در نمونهی اول و دومی که اینجا قرار دادهایم میتوان بهوضوح مشاهده کرد.

از میان ترجمههایی که در این یادداشت بررسی کردیم، جدیدترین آنها متعلق به احمد بانپور است. ترجمهی او از جنگ و صلح در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. در کارنامهی کاری او میتوان آثار دیگری چون «دن کیشوت» از میگل دو سروانتس، «۱۹۸۴» از جورج اورول و «آنا کارنینا» از تولستوی را مشاهده کرد. در شناسنامهی کتاب ذکر شده که این ترجمه از روی زبان واسطه، یعنی زبان انگلیسی، به فارسی برگردانده شده است.
ترجمهی نمونهی اول:
«چگونه خوب باشیم درحالیکه غرق در این فاجعهی اخلاقی زندگی میکنیم؟ چگونه میتوانیم در چنین مواقعی آرام باشیم وقتی احساس ناامیدی داریم؟ آیا میشود راحت بود درحالیکه این قلبهای تپنده را داریم؟ آه ای شاهزاده، احساس میکنم خستهام… احساس میکنم که دنیا در حال نابود شدن؛ واقعاً درمانده شدم. منتظرم که امروز را با ما باشید. آیا قبول میکنید؟»
ترجمهی نمونهی دوم:
«واسیلی مطابق معمول با لهجهی فرانسوی ساختگی خود و با آواز زمزمه گونهاش جلوی در ورودی با مردی مهم که در آداب رسمی جامعهی دربار پیر شده بود، ایستاد. سپس بهسوی آناپاولونا رفت و سرش را مقابل او خم کرد گویا میخواست سر بیمو و خوشبویش را برجستهتر کند. سپس به آرامی روی یک مبل در کنار بانو نشست.»
بسیاری از جملات و عباراتی که در این ترجمه قرار گرفتهاند، اصلاً در متن اصلی وجود ندارند و معلوم نیست چرا مترجم از سوی خودش جملات بیشتری به ترجمه اضافه کرده. بهطور مثال در نمونهی اول بسیاری از جملات از سوی مترجم به ترجمه افزوده شدهاند. نمونهی دوم نیز بسیار متفاوت با متن اصلی ترجمه شده است. بهخاطر دلایلی که ذکر شد، این ترجمه را بههیچعنوان نمیتوان ترجمهای وفادار خواند.
ترجمهی سروش حبیبی در قطع وزیری و ترجمهی کاظم انصاری در قطع رقعی به انتشار رسیده است. ترجمهی سروش حبیبی به دلیل وجود چند مقدمه، پاورقی و عناصر دیگر، تعداد صفحات بیشتری دارد. سه ترجمهی دیگر به سبب تغییراتی که خود در متن ایجاد کردهاند از لحاظ تعداد صفحات تفاوت فاحشی با ترجمهی حبیبی و انصاری دارند.
از آثار مشهور دنیا معمولاً ترجمههای مختلفی در بازار عرضه میشود. علت وجود ترجمههای گوناگون گاه به دلیل قدیمی بودن ترجمههای پیشین است و گاه نیز به این برمیگردد که مترجمان با رویکردها و سبکهای متفاوتی سراغ متن اصلی رفتهاند. به همین دلیل، هر ترجمه میتواند بخشی از ویژگیهای اثر را برجستهتر کند. هدف ما از یادداشتهای مقایسهی ترجمه این است که هر یک از این ترجمههای گوناگون را مورد بررسی قرار دهیم تا درنهایت کار شما در انتخاب ترجمهی دلخواهتان آسانتر شود، چراکه درنهایت این شما هستید که مطابق با سلیقهی خود ترجمهای را که دوست دارید انتخاب میکنید.
طاقچه دریچهای است به دنیای کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستانها، دانش و تجربههای تازه قدم میگذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، میتوانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بیدرنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانهی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه