لوگو طاقچه
خرید اشتراک بی نهایت طاقچه با اسنپ پی
بهترین ترجمه کتاب مادام بواری

مقایسه ترجمه‌ها و معرفی بهترین ترجمه مادام بواری

مادام بواری از آن کتاب‌هایی‌ است که هر کس باید حداقل یک‌بار آن را در زندگی‌اش بخواند. اثری که گوستاو فلوبر، نویسنده‌ی مشهور فرانسوی، روزانه حدود ۱۲ ساعت بر روی آن کار می‌کرد و پنج سال از زندگی‌اش را وقف نوشتن آن کرد. این کتاب درنهایت در سال ۱۸۵۷ به انتشار رسید و تبدیل به یکی از بحث‌برانگیزترین آثار زمانه‌ی خودش شد.

کتاب مادام بواری شاهکار فلوبر به حساب می‌رود و نویسندگان و منتقدان بسیاری در طول تاریخ این اثر را تحسین کرده‌اند. این کتاب هنوز هم خوانندگان زیادی را به خود جلب می‌کند و در سراسر دنیا به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است. در ایران نیز این رمانِ مهم بارها به زبان فارسی برگردانده شده است. ازآنجاکه کیفیت یک ترجمه بر روی تجربه‌ی خوانش ما تأثیر مستقیم می‌گذارد، در این یادداشت برخی از این ترجمه‌ها را بررسی کرده‌ایم تا خواننده هنگام رویارویی با ترجمه‌های متنوع بهتر بتواند تصمیم بگیرد و ترجمه‌ی مناسب را انتخاب کند.

بهترین ترجمه‌ی کتاب مادام بواری کدام است؟

باتوجه‌به مقایسه‌ای که میان ترجمه‌ها انجام دادیم، ترجمه‌های مهدی سحابی و مهستی بحرینی از بهترین و وفادارترین ترجمه‌های این کتاب به شمار می‌روند. ترجمه‌ی مهدی سحابی در حفظ روح و لحن اثر به‌خوبی عمل کرده است و به‌ویژه مناسب کسانی است که دنبال ترجمه‌ای با ارزش ادبی بالاتر هستند.

مهستی بحرینی کوشیده است جزئیات و ظرافت متن اصلی را تاحدامکان در ترجمه‌ی خود حفظ کند. ترجمه‌ی او بیش از همه برای خوانندگانی مناسب است که به دنبال نثری امروزی، روان و وفادار به متن هستند؛ هرچند از نظر ارزش ادبی و خلاقیت زبانی، ترجمه‌ی او اندکی پایین‌تر از ترجمه‌ی مهدی سحابی قرار می‌گیرد.

در ادامه می‌توانید جزئیات بیشتری از بررسی انجام‌شده بخوانید و خودتان ترجمه‌ها را مقایسه کنید.

محبوب‌ترین ترجمه در طاقچه

باتوجه‌به امتیاز کاربران، ترجمه‌ی مهستی بحرینی و مهدی سحابی بیشترین محبوبیت را میان کاربران طاقچه دارند. ترجمه‌ی رضا عقیلی و محمد قاضی و ترجمه‌ی مشفق همدانی به‌ترتیب ترجمه‌های محبوب بعدی هستند. ترجمه‌ی مهستی بحرینی و ترجمه‌ی رضا عقیلی و محمد قاضی هر دو در طاقچه بی‌نهایت قرار دارند و کاربران می‌توانند با تهیه‌ی این اشتراک به‌صورت رایگان به این دو نسخه دسترسی داشته باشند. همچنین، در طاقچه دو ترجمه‌ی دیگر از این اثر موجود است که متعلق به سارا راکی و صدیقه حقدوست هستند.

بهترین مترجم و ناشر مادام بواری گوستاو فلوبر

باتوجه‌به بررسی‌های صورت‌گرفته، نشر مرکز و نشر نیلوفر را می‌توان بهترین ناشران مادام بواری و مهدی سحابی و مهستی بحرینی را بهترین مترجم‌های این کتاب دانست.

مقایسه ترجمه‌های فارسی مادام بواری

مادام بواری در ابتدا در سال ۱۸۵۶ در یک مجله‌ی فرانسوی انتشار یافت و یک سال بعد، یعنی در سال ۱۸۵۷ به‌صورت یک کتاب مستقل به چاپ رسید. این رمان از همان ابتدا بحث‌های زیادی را میان خوانندگان و منتقدان برانگیخت و جنجال‌های بسیاری را با خود به همراه آورد. در این کتاب با زن شهرستانی اما بلندپروازی به نام «اِما» آشنا می‌شویم که با پزشکی دون‌پایه به نام «شارل بواری» ازدواج می‌کند. هرچقدر اِما عاشق تجملات، ثروت و خیال‌بافی است، شارل برعکس، مردی ساده و معمولی است که انتظار زیادی از زندگی ندارد. این اختلاف عقیده باعث ایجاد مشکلات زیادی میان اِما و همسرش می‌شود. اِما که از زندگی ساده‌ی خود هیچ راضی نیست تصمیم می‌گیرد در برابر سرنوشت و تقدیر خود به طغیان بپردازد و دور از چشم همسرش به او خیانت می‌کند. فلوبر با خلق چنین شخصیت زن سرکشی کلیشه‌های جامعه‌ی زمان خود را دگرگون ساخت و تحول عظیمی در مکتب رئالیسم ایجاد کرد.

مکتب رئالیسم در ایران با داستان‌های افرادی چون محمدعلی جمالزاده، صادق هدایت، بزرگ علوی و سیمین دانشور به ایرانیان معرفی شد. از میان آثار ترجمه‌شده نیز آثار نویسندگان رئالیستی چون بالزاک و هوگو از پرطرف‌دارترین‌ها بوده‌اند. به نظر می‌رسد که آثار فلوبر نسبت به دیگر نویسندگان این مکتب بسیار دیرتر به زبان فارسی ترجمه شدند و این نویسنده تا مدت‌ها در ایران ناشناخته باقی‌مانده بود. نخستین ترجمه از آثار فلوبر در سال ۱۳۲۷ و با ترجمه‌ی محمود پورشالچی از کتاب مادام بواری صورت گرفت. در طول زمان مترجمان دیگری چون مهدی سحابی و محمد قاضی نیز اقدام به ترجمه‌ی این اثر کردند.

در ادامه‌ی این مطلب ترجمه‌های این اثر را بررسی می‌کنیم تا ببینیم کدام‌یک از مترجمان در حفظ لحن، فضا و برگردان اصطلاحات بهتر عمل کرده است.

بخش‌هایی از متن نسخه‌ی اصلی مادام بواری برای مقایسه

ازآنجایی‌که متن اصلی کتاب به زبان فرانسوی است و برخی از مترجمان آن را از زبان اصلی به فارسی برگردانده‌اند، در این قسمت متن را هم به زبان فرانسوی قرار داده‌ایم و هم انگلیسی.

نمونه‌ی اول به زبان فرانسوی:

– Cinq cents vers à toute la classe ! exclamé d’une voix furieuse, arrêta, comme le Quos ego, une bourrasque nouvelle. – Restez donc tranquilles ! continuait le professeur indigné, et s’essuyant le front avec son mouchoir qu’il venait de prendre dans sa toque : Quant à vous, le nouveau, vous me copierez vingt fois le verbe ridiculus sum.

نمونه‌ی اول به زبان انگلیسی:

 ‘Five hundred lines for the whole class!’ – delivered in a furious voice – quelled, like the Quos ego, a new squall. ‘So now keep quiet!’ the indignant teacher continued, and wiping his forehead with a handkerchief that he had just drawn from beneath his headpiece: ‘As for you, new boy, you will copy out for me, twenty times, the verb ridiculus sum.

نمونه‌ی دوم به زبان فرانسوی:

Sa mère le traînait toujours après elle ; elle lui découpait des cartons, lui racontait des histoires, s’entretenait avec lui dans des monologues sans fin, pleins de gaietés mélancoliques et de chatteries babillardes. Dans l’isolement de sa vie, elle reporta sur cette tête d’enfant toutes ses vanités éparses, brisées.

نمونه‌ی دوم به زبان انگلیسی:

His mother was always dragging him after her; she would cut up pasteboard boxes for him, tell him stories, converse with him in unending monologues, full of melancholic gaieties and babbling blandishments. In the loneliness of her life, she transferred onto this child’s head all her scattered, broken vanities.

ترجمه‌ی مشفق همدانی

کتاب مادام بواری با ترجمه مشفق همدانی

نویسنده: گوستاو فلوبر

مترجم: مشفق همدانی

انتشارات: انتشارات امیرکبیر

مشفق همدانی مترجمی نام‌آشنا در ایران به حساب می‌رود. او مترجم کتاب‌های مهمی چون آنا کارنینا، برادران کارامازوف و ابله است. ترجمه‌ی او از مادام بواری در سال ۱۳۴۱ به انتشار رسیده است و جالب است بدانید که پایگاه پژوهشی مرکز فلوبر در فرانسه از ترجمه‌ی مشفق همدانی به‌عنوان نخستین ترجمه‌ی کامل فارسی این رمان نام برده است. به گفته‌ی این پایگاه پژوهشی، ترجمه‌های فارسی پیشین این اثر اکثر خلاصه‌شده بوده‌اند.

ترجمه‌ی نمونه‌ی اول:

«امواج خنده‌ی تازه‌ای برخاست. دبیر به همه‌ی شاگردان نهیب داد که به‌عنوان جریمه پانصد بار قطعه‌ی شعری را بنگارند و درنتیجه بار دیگر آرامش برقرار گردید. دبیر که سخت برآشفته بود مرتب می‌گفت: «ساکت باشید!» سپس درحالی‌که دستمالش را از جیبش درآورد و به پاک کردن پیشانی‌اش پرداخت به شاگرد جدید گفت: «شما هم بیست بار این جمله را بنویسید: «من مسخره هستم.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی دوم:

«مادرش او را لحظه‌ای ترک نمی‌گفت، با مقوا برایش آدمک می‌ساخت، قصه می‌گفت و به گفت‌وشنود می‌پرداخت و باوجود غم درونی، خود را در حضور او شادمان نشان می‌داد. ازآنجا‌که زندگی سراسر یاس و محرومیتش تیر همه‌ی آرزوهایش به سنگ نامرادی خورده بود می‌کوشید تمام رؤیاهای انجام نیافته‌اش را به روح این پسر انتقال دهد.»

با خواندن نمونه‌های ترجمه‌ی مشفق همدانی می‌توان متوجه شد که این ترجمه برای مخاطب امروزی اندکی سخت‌خوان است. از سوی دیگر، این ترجمه به سبب قدیمی‌بودن دارای جملات و عباراتی است که دیگر امروزه منسوخ‌شده به حساب می‌آیند. از نظر وفاداری به جزئیات و سبک نویسنده نیز فاصله‌ای محسوس میان ترجمه و اصل اثر دیده می‌شود.

در متن اصلی عبارت Quos ego دیده می‌شود. این عبارت به کتاب انه‌اید از ویرژیل اشاره دارد و فلوبر آگاهانه از آن برای طنز استفاده کرده است؛ چراکه در انه‌اید نپتون این عبارت را خطاب به بادها و آرام‌کردن توفان به زبان می‌آورد. این نکته‌ی ظریف در ترجمه حذف شده است. نمونه‌ی دوم تا حدی وفادارتر است، بااین‌حال جمله‌ی فرانسویِ «s’entretenait avec lui dans des monologues sans fin» می‌گوید که «مادر با او در تک‌گویی‌های بی‌پایان سخن می‌گفت.» اما ترجمه از «گفت‌وشنود» به‌جای «تک‌گویی» استفاده کرده است. فلوبر می‌خواهد نشان دهد که مادر با کودک حرف می‌زند، بی‌آنکه انتظار پاسخی را داشته باشد. این نکته نیز در ترجمه از بین رفته است.

ترجمه‌ی محمد قاضی و رضا عقیلی

کتاب مادام بواری با ترجمه محمد قاضی و رضا عقیلی

نویسنده: گوستاو فلوبر

مترجم: محمد قاضی

انتشارات: انتشارات مجید

محمد قاضی از مشهورترین مترجمان ایرانی است که نامش بر روی جلد کتاب‌های ارزشمندی چون زوربای یونانی، دن کیشوت، شازده کوچولو و بسیاری آثار ماندگار دیگر می‌درخشد. رضا عقیلی نیز آثار نویسندگانی چون اسکار وایلد و سامرست موام را به فارسی برگردانده است. ترجمه‌ی محمد قاضی و رضا عقیلی از این اثر به‌صورت مشترک انجام شده و در سال ۱۳۴۱ به انتشار رسیده است. گرچه مشخص نیست سهم کار هریک از این مترجمان به چه شکل بوده است.
در مقدمه‌ی این ترجمه محمد قاضی چنین گفته است: «مقیدبودن به حفظ سبک و تبعیت از متن اثر به اندازه‌ی سلامت و روانی ترجمه، مورد نظر بوده و برخلاف ضرب‌المثل معروف فرانسوی «ترجمه چون زن است، اگر زیبا است وفادار نیست و اگر وفادار است، زیبا نیست.» کوشش شده است که تا جای ممکن زیبایی و وفاداری با هم جمع شود. باآنکه زحمت همکاری من در قبال رنجی که آقای عقیلی برای ترجمه‌ی این کتاب کشیده‌اند هیچ است، از سعه‌ی صدر ایشان امتنان وافر دارم که از افتخار ترجمه‌ی این اثر به‌قدر سهم خود به من عطا فرموده‌اند.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی اول:

«فرمان: «تمام کلاس پانصد بیت شعر بنویسند!» که به آهنگی خشمناک ادا شد؛ همچون فرمان ژوپیتر به بادهای لجام‌گسیخته مانع بروز هیاهوی تازه‌ای شد. معلم که اکنون سخت برآشفته بود و با دستمالی که از توی کلاهش برداشته بود عرق پیشانی‌اش را پاک می‌کرد، ادامه داد: «حالا دیگر آرام بگیرید!» و اما شما، «شاگرد تازه»، شما باید بیست بار فعل «مسخره کردن» را به لاتین بنویسید.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی دوم:

«مادرش همیشه او را به دنبال خود می‌کشید، با مقوا چیزهایی برای او درست می‌کرد، برای او قصه‌ها می‌گفت و حرف‌های بی‌پایانی سرشار از شادی‌های غم‌انگیز و مهربانی‌های تصنعی در گوشش می‌خواند. در انزوای زندگی خود همه‌ی غرورهای آشفته و سرخورده‌اش را به آن کله‌ی کودکانه فرو کرد.»

در نمونه‌ی اول، مهم‌ترین تفاوت در برخورد با Quos ego دیده می‌شود. برخلاف مشفق همدانی که این ارجاع را کاملاً حذف کرده بود، قاضی و عقیلی متوجه شده‌اند که این بخش اشاره‌ای به اساطیر کلاسیک دارد و کوشیده‌اند آن را حفظ کنند. گرچه عقیلی و قاضی نیز اصل ارجاع را حفظ نکرده‌اند و نپتون را به ژوپیتر تغییر داده‌اند. در ادامه‌ی همین بخش ترجمه‌ی «شما باید بیست بار فعل «مسخره کردن» را به لاتین بنویسید» نیز جای تأمل دارد. فلوبر خود این عبارت را le verbe یعنی فعل نامیده است؛ بنابراین حفظ «فعل» از سوی مترجمان خطای ترجمه‌ای نیست، هرچند از نظر دستوری ridiculus sum ترکیبی از صفت و فعل ربطی است. نکته‌ی قابل بررسی، بیشتر به معادل فارسی آن برمی‌گردد؛ «من مضحکم» یا «من مسخره هستم» به معنای عبارت نزدیک‌ترند.

نمونه‌ی دوم به‌مراتب به ساختار متن اصلی نزدیک‌تر است و دقیق‌تر انجام شده است.

مادام بواری

نویسنده: گوستاو فلوبر

گوینده: سحر بیرانوند

انتشارات: آوانامه

ترجمه‌ی مهدی سحابی

مادام بواری

نویسنده: گوستاو فلوبر

مترجم: مهدی سحابی

انتشارات: نشر مرکز

مهدی سحابی را بیشتر با ترجمه‌‌ی مشهورش از مجموعه‌ی عظیم «در جست‌وجوی زمان از دست‌رفته» می‌شناسند؛ اما او مترجم آثار مهم دیگری چون تربیت احساسات از فلوبر، سرخ و سیاه از استاندال، بابا گوریو از اونوره دو بالزاک و بسیاری آثار ارزشمند دیگر بوده است. نشر مرکز ترجمه‌ی سحابی از رمان مادام بواری را در سال ۱۳۸۶ در بازار عرضه کرد و پس از آن نیز بارها این کتاب را تجدید چاپ کرد. این ترجمه تا به امروز از پرفروش‌ترین ترجمه‌های این کتاب به شمار می‌رود.

ترجمه‌ی نمونه‌ی اول:

«توفان خنده و سروصدایی را که دوباره بپا شد فریاد خشم‌آلود دبیر قطع کرد که به حالت «من شما را…»ی نپتون داد زد: «پانصد بیت جریمه برای همه‌ی کلاس!»، دستمالی از جیبش بیرون کشید و پیشانی‌اش را خشک کرد و آزرده گفت: «ساکت باشید! شما، شما شاگرد تازه، شما هم بیست بار این فعل لاتین را بنویسید: من مسخره هستم.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی دوم:

«مادرش او را همه‌جا با خودش می‌برد؛ برایش شکل‌های مقوایی می‌برید، قصه تعریف می‌کرد، با او به تک‌گویی‌های بی‌پایانی می‌پرداخت پر از شادی‌های غم‌آلود و ناز و نوازش و آسمان‌وریسمان. در زندگی انزوا آمیزش همه بلندپروازی‌های از دست رفته شکست‌خورده‌اش را در وجود کودک خلاصه کرد.»

ترجمه‌ی سحابی نه‌تنها نسبت به دو ترجمه‌ی پیشین جدیدتر است، بلکه از نظر دقت و حفظ لحن نویسنده نیز بهتر عمل کرده است. سحابی معمولاً می‌کوشد نه‌فقط معنای جمله، بلکه حرکت نثر، طنز و بافت فرهنگی متن را نیز منتقل کند. در نمونه‌ی اول می‌بینیم که او متوجه شده Quos ego در اصل همان تهدید ناتمام نپتون است و با آوردن «من شما را…» هم ساختار ناتمام عبارت لاتین را حفظ کرده و هم آن را برای خواننده‌ی فارسی‌زبان قابل‌فهم کرده است. از لحاظ دستوری، مانند ترجمه‌ی قاضی و عقیلی، ridiculus sum را «فعل» نامیده است که پیش‌تر درباره‌ی آن را توضیح دادیم. 

در نمونه‌ی دوم monologues sans fin را به‌درستی «تک‌گویی» ترجمه کرده است. سحابی ترکیب دشوار gaietés mélancoliques را «شادی‌های غم‌آلود» ترجمه کرده که از هر دو ترجمه‌ی پیشین بیشتر به متن نزدیک است. او ترکیب متناقض نویسنده را به‌خوبی حفظ کرده است.

ترجمه‌ی مهستی بحرینی

مهستی بحرینی از مترجمان باسابقه در حوزه‌ی ادبیات و فلسفه به حساب می‌آید و آثار زیادی را از فرانسوی به فارسی ترجمه کرده است. از مشهورترین ترجمه‌های بحرینی می‌توان به کتاب‌هایی چون اعترافات از روسو، سبیل از امانوئل کارر و آثار کامو اشاره کرد. ترجمه‌ی مهستی بحرینی از مادام بواری از ترجمه‌های جدید این کتاب به شمار می‌رود و در سال ۱۳۹۸ منتشر شده است.

ترجمه‌ی نمونه‌ی اول:

«فریاد معلم نگذاشت طوفان خنده‌ای که از نو به پا خواست ادامه یابد. با صدایی خشمگین سرمان داد کشید: «پونصد بیت جریمه برای همه‌ی کلاس!» و این را همچون فریاد نپتون خطاب به بادهای سرکش ادا کرد. سپس برآشفته دستمالی از کلاهش بیرون کشید، پیشانی‌اش را خشک کرد و ادامه داد: «حالا دیگه آروم بگیرید.» و بعد رو به تازه‌وارد کرد و گفت: «اما شما، شاگرد تازه، بیست بار فعل «من مضحکم را بنویسید.»

ترجمه‌ی نمونه‌ی دوم:

«مادر همه‌جا پسرش را با خودش می‌برد. برایش چیزهایی با مقوا درست می‌کرد. حرف‌هایی می‌زد که تمامی نداشت و درواقع تک‌گویی‌ای بود پر از شادی حزن‌آلود و ناز و نوازش‌های همراه با وراجی. در انزوایش، همه‌ی غرور برباد رفته و درهم شکسته‌اش را در وجود این بچه خلاصه کرده بود.»

با نگاهی به این دو نمونه از ترجمه‌ی مهستی بحرینی می‌توان متوجه شد که او نیز چون مهدی سحابی سعی در حفظ وفاداری به متن فرانسوی داشته است. برخورد بحرینی با Quos ego نسبتاً موفق است، اما کمی این عبارت را بسط داده و توضیحاتی اضافه کرده که در متن اصلی دیده نمی‌شوند. سحابی در این زمینه ظرافت را بهتر حفظ کرده است.

در نمونه‌ی دوم، ترجمه‌ی بحرینی بسیار به متن اصلی نزدیک است. او نیز مانند سحابی نکته‌ی مهم «تک‌گویی» را حفظ کرده است. بحرینی chatteries babillardes را «ناز و نوازش‌های همراه با وراجی» ترجمه کرده که یکی از دقیق‌ترین معادل‌ها میان کل ترجمه‌هایی است که بررسی کرده‌ایم.

مادام بواری

نویسنده: گوستاو فلوبر

گوینده: بهناز بستاندوست

انتشارات: انتشارات ماه آوا

جمع‌بندی

یک ترجمه‌ی بد می‌تواند نظر ما را به‌طورکلی درباره‌ی یک کتاب تغییر دهد؛ فارغ از اینکه آن کتاب به‌خودی‌خود اثر خوبی به حساب می‌رود یا نه. ازاین‌رو، انتخاب یک ترجمه‌ی مناسب نقش پررنگ و مهمی را در تجربه‌ی کتاب‌خوانی ما ایجاد می‌کند. هدف ما از یادداشت‌های مقایسه‌ی ترجمه این است که کار شما در انتخاب از میان چند ترجمه‌ی مختلف آسان‌تر کنیم تا بتوانید در رویارویی با آثار ادبی بهترین تجربه‌ی ممکن را به دست آورید. در پایان، هدف ما نه تعیین بهترین ترجمه، بلکه فراهم کردن مسیری روشن‌تر برای انتخابی آگاهانه‌تر است.

طاقچه دریچه‌ای است به دنیای کتاب‌های الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستان‌ها، دانش و تجربه‌های تازه قدم می‌گذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، می‌توانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بی‌درنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانه‌ی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!

بستن تبلیغ
خرید کتاب صوتی با کد تخفیف

من هستی خیبر هستم و به‌عنوان نویسنده در وبلاگ طاقچه کار می‌کنم. زندگی‌ام از زمانی که به یاد دارم با کلمات و کتاب‌ها گره خورده است. کوچک‌تر که بودم عادت به نوشتن شعر و داستان داشتم و چند باری نوشته‌هایم در مجله‌های رشد دانش‌آموز به چاپ رسیدند، این اتفاق هنوز هم برایم یکی از بزرگ‌ترین افتخارات زندگی‌ام به شمار می‌رود. حالا که بزرگ‌تر شده‌ام باز هم میل به نوشتن دارم؛ ولی حالا دیگر بیشتر درباره‌ی خود کتاب‌ها مطلب می‌نویسم. متولد اسفند سال ۱۳۸۱ در اهواز هستم. در دانشگاه شهید چمران اهواز در رشته‌ی کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی تحصیل کرده‌ام و گهگاهی کتاب هم ترجمه می‌کنم. آرزویم این است که همیشه کارم ربطی به کتاب‌ها داشته باشد، احساس می‌کنم این‌طور دینی که از آن‌ها بر گردن دارم را ادا می‌کنم و علاوه‌بر این، خوشحال می‌شوم نقشی هرچند کوچک در مسیر کتاب‌خوانی دیگران ایفا کنم.


اشتراک‌گذاری یادداشت
0 0 رای
امتیاز مطلب
guest

0 دیدگاه ها
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد داخلی
نمایش همه کامنت ها
یادداشت‌های مشابه

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه