نویسنده: مگی اوفارل
مترجم: مریم رئیسی
انتشارات: انتشارات خوب

فیلم همنت (Hamnet) ساختهی کلویی ژائو محصول سال ۲۰۲۵ با بازی جسی باکلی و پل مسکال، روایت تاریخی و دراماتیزهشدهی سالهای ابتدایی زندگی مشترک اگنس هتوی و ویلیام شکسپیر و سوگ آنها برای ازدستدادن پسر کوچکشان همنت است؛ فقدانی که از دل آن هملت زاده میشود. این فیلم اقتباسی از رمان پرفروش مگی اوفارل است که سال ۲۰۲۰ منتشر شد و چندین جایزه دریافت کرده بود. از آنجایی که هم کتاب و هم فیلم از آثار مهم سالهای اخیر محسوب میشوند، پرسشی که احتمالاً برایتان پیش میآید این است که همنتِ ژائو تا چه حد به کتابش وفادار بوده و آیا ایده و مضمونی که اوفارل به دنبالش بوده را دنبال کرده یا به راه مستقلی رفته؟ در یادداشت پیشرو این فیلم مورد نقد و تحلیل قرار میگیرد و نسبت آن را با رمان نشان میدهیم.
هشدار: این قسمت ممکن است بخشهایی از داستان را افشا کند!
داستان فیلم همنت در قرن شانزدهم در استراتفورد انگلستان رخ میدهد. دختری جوان به نام اگنس عادت دارد به همراه شاهین دستآموزش در جنگلها بچرخد و گیاهان دارویی جمع کند. ویلیام، که از سر اجبار و برای جبران بدهیهای پدرش به بچههای یک مزرعهدار زبان لاتین تدریس میکند، اگنس را در جنگل میبیند و در همان نگاه اول شیفتهی روح آزاد این دختر غریب میشود. ارتباطی پنهان بین این دو شکل میگیرد و کمی بعد اگنس باردار میشود. پس از این رسوایی، خانوادهی دختر او را بیرون میکند و اگنس که جایی را ندارد، از سر ناچاری به خانهی ویلیام میرود تا با آنها زندگی کند. علیرغم ناخشنودی خانوادهی پسر، این دو ازدواج میکنند. حاصل این ازدواج سه فرزند است: دختری به نام سوزانا و یک دوقلوی دختر و پسر به نامهای جودیت و همنت.
ویلیام که شیفتهی نویسندگی و ادبیات است و علاقهای ندارد کار دستکشدوزی پدرش را ادامه دهد، بیشتر اوقاتش را صرف نوشتن نمایشنامه میکند. اگنس که استعداد و روحیهی ویلیام را میبیند از او میخواهد برای کار حرفهای به لندن برود و علائقش را دنبال کند.
یازده سال بعد. ویلیام شکسپیر از چهرههای مشهور تئاتر لندن است و نمایشهایش طرفداران زیادی دارد. تا روزی که به او خبر میرسد طاعون به شهرش استراتفورد رسیده و دخترش جودیت بیمار است…

فیلم همنت با اقتباس از رمانی به همین نام نوشتهی مگی اوفارل ساخته شد. رمان همنت بر خلاف فیلم روایتی سرراست و مستقیم ندارد، بلکه به صورت غیرخطی و با فلشبک/فلشفوروارد پیش میرود. اوفارل داستانش را از روز بیماری جودیت شروع میکند و تقلای همنت برای پیداکردن طبیب و نجات خواهر دوقلویش را نشان میدهد. در همین فاصله است که داستان به گذشته میرود و جوانی اگنس، آشنایی او با ویلیام، ازدواجشان، بهدنیاآمدن بچهها و رفتن ویلیام به لندن را بازگو میکند.
مضمون اصلی قصهی اوفارل سوگ و فقدان است. او نمیخواست داستانی دربارهی زندگی شکسپیر یا در ستایش او بنویسد؛ گرچه منابع بسیار کمی هم در مورد خانوادهی او وجود دارد و اساساً مشخص نیست همنت شکسپیر واقعاً به چه دلیل فوت کرده.
اوفارل در حقیقت میخواست روایتی خیالی دربارهی اندوه و فروپاشی خانوادهی شکسپیر و بیشتر از همه اگنس ارائه دهد. اتفاقی که به گفتهی نویسنده همیشه در حاشیهی تاریخ بود و کسی آن را نمیدید. البته این مضمون تا حدی از تجربهی شخصی خود اوفارل هم میآمد؛ از بیماری مننژیت پسر کوچکش که او را تا دم مرگ برد و باعث شد اوفارل به عنوان مادر، اگنس را کاملاً درک کند و با او همدردی داشته باشد.
اوفارل در داستان، خود شکسپیر را از خط اصلی روایت دور میکند (چون در راه بازگشت از لندن است و هنوز به خانه نرسیده) و بیشتر روی همسرش اگنس متمرکز میشود.
رمان همنت پس از انتشار با استقبال خوبی از سوی منتقدین مواجه شد و بیش از یک میلیون جلد از آن هم در سراسر دنیا به فروش رفت. رمان پیش از اینکه تبدیل به فیلم شود، به صورت نمایشنامه اقتباس شد و در انگلستان و آمریکا بارها به روی صحنه رفت.
همنت درامی تاریخی و تراژیک محسوب میشود که کلویی ژائو فیلمنامهی آن را با همکاری خود مگی اوفارل نوشت. فیلم بلافاصله پس از اکران توانست نظر مثبت اکثر منتقدین و تماشاگران را جلب کند.
| کارگردان: | کلویی ژائو |
| فیلمنامهنویسها: | کلویی ژائو و مگی اوفارل (براساس رمان همنت از مگی اوفارل) |
| بازیگران: | جسی باکلی، پل مسکال، امیلی واتسون، جو آلوین، جیکوبی جوپ و اولیویا لینز |
| ژانر: | درام تاریخی، تراژدی، بیوگرافی |
| محصول: | ۲۰۲۵ – آمریکا |
| امتیاز منتقدین (Metacritic): | 84/100 |
| امتیاز تماشاگران (تا لحظه نگارش یادداشت: تیر ۱۴۰۵): | IMDb (7.8/10) / Rotten tomatoes (87%) / letterboxd (4.2/5) |
| مدت زمان: | ۱۲۵ دقیقه |
| ردهی سنی: | بالای ۱۳ سال |
استیون اسپیلبرگ و سم مندس از تهیهکنندگان اصلی همنت بودند. مکس ریشتر آهنگسازی اثر را بر عهده داشت و ووکاش ژال فیلمبردار آن بود. فیلم بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در گیشه فروش داشت که با توجه به هزینهی ۳۰ میلیون دلاری تولیدش، نشان میدهد اکران نسبتاً موفقیتآمیزی داشته است. همنت در مجموع بیش از ۳۰۰ بار نامزد جوایز مختلف شد و بیشتر از ۹۵ جایزه هم به دست آورد، از جمله اسکار، بفتا و گلدن گلوب.
ردهی سنی فیلم در آمریکا بالای ۱۳ سال یا اصطلاحاً PG-13 ذکر شده است. این درجه بیشتر از همه به دلیل مضمون دردناک و تلخ فیلم است. نمایش بیماری و رنج و مرگ کودک و سوگواری و اندوه حاکم باعث شده فضای فیلم تا حدی پرتنش و پرفشار شود و برای کودکان کمسنتر نامناسب باشد. خود رمان هم به خاطر متمرکز بودن مضمونش روی مرگ کودک و سوگواری، برای ردهی سنی نوجوان چندان مناسب نیست ولی اگر نوجوانی قصد خواندنش را دارد، بهتر است زیر نظر والدین باشد.
در این بخش، با بررسی مؤلفههای اصلی فیلم «همنت» نظیر فیلمنامه، شخصیتپردازی، کارگردانی و مضامین محوری، به تحلیل نقاط قوت و ضعف این اقتباس سینمایی میپردازیم.
همانطور که پیش اشاره شد، فیلم همنت شیوهی روایی متفاوتی را نسبت به رمان انتخاب کرد و به جای روایت رفت و برگشتی، داستانش را به شکل مستقیم و خطی تعریف کرده است. ما در فیلم از مرحلهی آشنایی اگنس و ویلیام وارد قصه میشویم و همراه با آنها پیش میرویم. البته در همان صحنههای ابتدایی پیشگویی اگنس از آیندهی ویلیام و اینکه دو فرزند در هنگام مرگ بر بالینش حاضر خواهند بود، سر نخی از اتفاقاتی که در فیلم میافتد میدهد، ولی روایت به همین حد اکتفا میکند. حضور مگی اوفارل به عنوان فیلمنامهنویس باعث شده فیلم به خاطر این تغییر روایی ضربه نخورد و همچنان منطق رمان را حفظ کند و به آن وفادار بماند.
روایت خطی باعث شده داستان کمی کند و یکنواخت پیش برود ولی کلویی ژائو با حذف قصههای پراکنده و حواشی، تمرکز مخاطب را بیشتر روی اگنس و رابطهی او با ویلیام نگه داشته. به این شکل بیننده گامبهگام همراه با اگنس به سمت فاجعه میرود و فروپاشی او را بیشتر لمس میکند.
سکانس پایانی فیلم هم که بخشی از اجرای هملت است، بهخوبی با مضمون فیلم همخوانی پیدا کرده و کاتارسیس اگنس و ویلیام را پس از مرگ فرزندشان نشان میدهد.

کلویی ژائو و مگی اوفارل روایت فیلم را حول شخصیت اگنس شکل دادند؛ زنی عجیب و نامتعارف که دوست دارد با شاهینش در جنگل بگردد و گیاهان دارویی جمع کند، تا جایی که مادر ویلیام او را دختر جادوگری میداند که از جادوگران گیاهشناسی را یاد گرفته. او با اینکه سنش از ویلیام بزرگتر است و با وجود فرهنگ آن زمان راضی به ازدواج با اوست. حتی وقتی شیفتگی همسرش به ادبیات و نمایش را میبیند، ازخودگذشتگی میکند و اجازه میدهد به تنهایی به لندن برود تا تئاتر را به صورت حرفهای دنبال کند. گرچه این دوری باعث میشود بینشان فاصله بیفتد و رابطهشان رو به سردی برود.
اگنس میداند که زندگیاش دستخوش تلاطم خواهد بود و همین باعث میشود از بدو تولد فرزندانش دائم نگرانشان باشد و این اضطراب در همهچیزش نمود دارد. ایدهی فیلم تمرکز بر سوگ اگنس و اندوه او به عنوان مادر است. به همین خاطر همهی ارکان روایت در خدمت همین ایده به کار گرفته شده. مثلاً پیشگویی اگنس از آیندهی ویلیام، تولد دشوار و دردناک دخترش یا مرگ شاهینش همگی نشانههایی از فاجعهی پیش روی اگنس هستند و از اتفاق بدشگونی خبر میدهند که قرار است برای او بیفتد.
این شیوهی شخصیتپردازی البته باعث شده نقدهایی به کاراکتر ویلیام وارد شود. شخصیت او بیشتر در سایهی اگنس مانده و هم کنش و هم دیالوگ کمی دارد. منتقدین این کاراکتر را با واقعیت شکسپیر همخوان نمیدانند؛ کسی که در آینده قرار است از بزرگترین شاعران تاریخ باشد و به گستردگی واژگان شهره شود، در هنگام سوگ فرزندش سکوت میکند و بیشتر اوقات حرفی برای زدن ندارد.
کلویی ژائو، کارگردان چینیآمریکایی و از استعدادهای نوظهور سینمای معاصر به حساب میآید که آثارش معمولاً با استقبال منتقدین مواجه شدهاند. شیوهی کارگردانی او در این فیلم هم در ادامهی آثار سابقش است؛ رفتن به سراغ شخصیتهایی حاشیهای که زندگی متفاوتی دارند، تصاویری چشمنواز از طبیعت و استفاده از لحنی شاعرانه که هم در متن و هم در تصاویر حس میشود. تصاویر و اتمسفر فیلم او زیبا و گیرا هستند و مخاطب را کاملاً درگیر میکنند. به طور کلی کارگردانی ژائو با نظر مثبت مواجه بود و نظر مساعد منتقدین را جلب کرد.
اما عدهای نیز انتقادهایی را متوجه این کارگردان کردهاند. برخی انتقادها بر این بوده فیلم شروع و پایان قدرتمندی دارد ولی در این میان از ریتم میافتد. در واقع از نظرشان پردهی اول و آخر همنت جذاب است ولی در پردهی میانی افت میکند و شخصیتها سرگردان و انگیزهها مبهم میشوند.
نقدهای دیگر، در مورد تأکید بیش از حد بر روی اندوه شخصیتهاست که باعث میشود فیلم گاهی به ملودرام نزدیک شود. مخصوصاً نمایش با جزئیات سوگ و رنج به این موضوع دامن زده است. با این همه بازی خوب جسی باکلی فیلم را نجات داده و اجازه نداده به ورطهی ملودرام بیفتد.
جسی باکلی، بازیگر ایرلندی، نقش اگنس را ایفا میکند که به خاطر بازیاش بسیار تحسین شد و جوایز زیادی به دست آورد. او بهخوبی روحیات و درونیات این زن را به عنوان مادری عاشق و نگران فرزندانش، نشان داد و از پس پیچیدگیهای این نقش برآمد؛ گرچه در منابع تاریخی صحبت زیادی از ان هتوی، همسر شکسپیر نشده بود و چندان مستندی از او در دست نیست.
اگنس از لحظهی تولد فرزندانش حس میکند که اتفاقی خواهد افتاد و این نگرانی در تمام طول فیلم در رفتار و حتی چهرهی او نمود دارد. از سوی دیگر این احساس را دارد که در ازدواجش موفق نبوده و دوری از همسر و خبرهایی که در موردش میشنود، او را دلشکسته و ناامید کرده. مرگ پسرش بهانهای میشود تا ازدواجش هم به فروپاشی کشیده شود. باکلی تمام این موارد را با جزئیات و دقتی چشمگیر اجرا میکند.
درونمایه و مضمون اصلی این فیلم نشاندادن سوگ و فقدان فرزند و تأثیر آن بر زندگی است. بیشتر فیلم حول همین مضمون میچرخد و شکست و فروپاشی اگنس و ویلیام را نشان میدهد. درونمایهی دیگر فیلم که در صحنههای پایانی ظاهر میشود و فیلم را تکمیل میکند، تأثیر سوگ بر هنر و تجلی آن در اثری هنری است. شکسپیر غم ازدستدادن پسرش را درونی میکند و آن را به صورت نمایش هملت بروز میدهد؛ داستان شاهزادهای که با شنیدن خبر مرگ پدرش به زادگاهش بازمیگردد تا به حقیقت پی ببرد. حضور شکسپیر در نقش روح پدر هملت و اظهار نگرانی در مورد پسرش، هم اندوه پدر را از مرگ پسرش نشان میدهد (پدر در نمایش میمیرد و میخواهد که پسرش زنده بماند) و هم نوعی کاتارسیس و پالایش روحی است. اگنس هم برای اولین بار با دیدن هملت میفهمد که همسرش چه رنجی را متحمل شده و برخلاف تصورش او هم در عذاب و تلاطم است.
فیلم همنت در بهترین لحظههایش، بهجای بازگویی سادهی زندگی شکسپیر، روی سوگ، خانواده و جهان احساسی پشت یکی از مهمترین آثار ادبی تاریخ تمرکز میکند. نقاط قوت فیلم از این قرار است:
با وجود فضاسازی چشمگیر و ایدهی جذاب، فیلم در روایت و نسبتدادن شکلگیری هملت به مرگ همنت، گاهی سادهسازیهایی دارد که ممکن است محل بحث باشد. نقاط ضعف فیلم نیز از این قرار است:

اولین و مهمترین تفاوت، شیوهی روایی غیرخطی و مدرن کتاب است که در فیلم به شیوهی روایی مستقیم و کلاسیک تبدیل شده. به این صورت ترتیب وقایع در فیلم تغییر میکند. کتاب با بیماری جودیت شروع میشود و بین حال و گذشته در رفتوآمد است. فیلم این شیوه را به هم میزند و سیر وقایع را به ترتیب رخدادن کنار هم میگذارد.
نکتهی دیگر، زاویهی دید کتاب نسبت به فیلم است. مگی اوفارل داستانش را به شیوهی دانای کل روایت کرده که همین باعث شده کمی روایتش سوبژکتیو شود. او وارد ذهن شخصیتها میشود و از درونیاتشان میگوید و گذشته را مرور میکند. فیلم اما از این شیوه فاصله میگیرد و سعی میکند ابژکتیوتر باشد.
از سوی دیگر فیلم نسبت به کتاب شخصیتهای کمتری دارد و البته حضور کاراکترهای فرعی را هم کوتاهتر کرده است. مهمترین تغییر در شخصیتها حذف نامادری اگنس است که در کتاب حضور پررنگتری دارد ولی در فیلم عملاً نقشی ندارد. این محدودیتها دو دلیل عمده دارد؛ اول اینکه هر چیزی که در فیلم هست، مرتبط با ایدهی اصلی باشد و به پیشبرد مضمون کمک کند و دوم اینکه زمان فیلم در حدود دو ساعت بماند و فراتر از آن نرود.
البته فیلم در شخصیتپردازی شکسپیر هم کمی دست میبرد. پروتاگونیست اصلی کتاب اگنس است و اساساً همهچیز حول او و مادریاش شکل میگیرد، اما فیلم نقش بیشتری به ویلیام میدهد و او را پررنگتر میسازد تا رابطهی بین این دو را نیز بتواند نمایش دهد.
یکی دیگر از تفاوتهایی که به چشم میآید، دیالوگ آخر است، در همان صحنهی پایانی که اجرای نمایش هملت است. کتاب این صحنه را با دیالوگ شبح پدر هملت به پایان میرساند. او در هنگام ترک صحنه رو به همسرش اگنس میکند و میگوید «مرا به خاطر بسپار». اما در فیلم این قسمت کمی عوض میشود. در فیلم، هملت که دستان اگنس را در دست دارد، در لحظهی مرگ میگوید «دیگر، خاموشی است». این تغییر دیالوگ پایانی احتمالاً به تفاوت برداشت کلویی ژائو و اوفارل بازمیگردد. کتاب گو اینکه بر طلب بخشش شکسپیر تأکید دارد در حالی که فیلم برداشتی وجودیتر و نگاهی اگزیستانسیالیستی دارد.
بازخورد منتقدان به فیلم همنت عموماً بر نگاه احساسی و شاعرانهی کلویی ژائو، تصویرکردن سوگ والدین و پیوند عمیق فیلم با طبیعت و رنج انسانی متمرکز بوده است:
فیلم همنت از بهترین آثار سال به حساب میآید و نامزد صدها جایزهی مختلف، از جشنوارههای آمریکای شمالی تا اروپا و آسیا بود و توانست نزدیک به ۱۰۰ جایزه هم ببرد که از مهمترین آنها میتوان به موارد اشاره کرد:
به غیر از این موارد، فیلم در جوایز و جشنوارههای مهم دیگری هم حضور داشته مثل جشنوارهی دِنور، جوایز تلویزیونی و سینمایی ایرلند، جوایز حلقهی منتقدین لندن، جشنوارهی BFI لندن، جشنوارهی تورنتو و…
کتاب هم نامزد و برندهی چندین جایزهی مهم بوده:
اگر جزو گروههای زیر هستید، این فیلم به شما توصیه میشود:
اما این فیلم شاید مناسب این افراد نباشد:
فیلم همنت در نهایت اقتباس موفق و خوبی به حساب میآید و اکثر منتقدین هم کتاب و هم فیلم را ستودهاند. بنابراین پیشنهاد میکنیم که اگر فیلم را دیدهاید، حتماً رمان را هم بخوانید که از مهمترین آثار چند سال اخیر به شمار میرود. اگر هم رمان را خواندهاید، فیلم را از دست ندهید که جزو درامهای تحسینشدهی سال بوده.
اما اگر تا حالا به سراغ هیچکدام نرفتهاید، پیشنهاد میکنیم اول کتاب را بخوانید که روایتی پروپیمانتر دارد و جزئیات بیشتری درش هست. بعد از آن میتوانید فیلم را ببینید. چون فیلم شیوهی روایی را تغییر داده، همچنان برای مخاطب جذابیت خواهد داشت. تصاویر و موسیقی و بازیهای خوب فیلم هم به جذابیتش خواهد افزود و آن را به تجربهای متفاوت از رمان تبدیل میکند.
فیلم همنت جملات درخشان و بهیادماندنی زیادی دارد، اما این چند دیالوگ، بیش از بقیه در خاطر میمانند:
اگنس: «او من را به خاطر خودم دوست دارد، نه به خاطر چیزی که باید باشم.»
ویلیام: «من هیچ استعدادی در انتظار کشیدن ندارم. تابِ انتظار را ندارم.»
ویلیام: «درست است که تو همهچیز را دربارهی آدم، با لمس کردن دستش میفهمی؟»
اگنس: «نه، همهچیز را.»
فیلم همنت را باید درامی تاریخی دانست که با تخیل ادغام و دراماتیزه شده، بنابراین خیلی به تاریخ و واقعیت زندگی شکسپیر وفادار نبوده. فیلم روی مضمون سوگ و فقدان متمرکز است و آن را در پیوند با زندگی شکسپیر دنبال میکند و نشان میدهد که سوگ چطور میتواند زندگی را تحتتأثیر قرار دهد. کلویی ژائو تا حد زیادی به روایت رمان وفادار میماند و مضمون کتاب اوفارل را دنبال میکند. در نهایت باید گفت که اگر به دنیای نمایش یا به تجربیات زنان علاقه دارید، این فیلم میتواند انتظارتان را برآورده کند. اگر سوگواری را تجربه کردهاید، همنت میتواند کمک کند از این مرحله بگذرید.
طاقچه دریچهای است به دنیای کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستانها، دانش و تجربههای تازه قدم میگذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، میتوانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بیدرنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانهی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه