نویسنده: جین آستین
مترجم: رضا رضایی
انتشارات: نشر نی

فیلم سینمایی غرور و تعصب با کارگردانی جو رایت (۲۰۰۵)، یکی از چندین اقتباس سینمایی از رمان مشهور جین آستین است. آستین کتاب غرور و تعصب را حدود دویست سال قبل از ساخت این فیلم منتشر کرد و البته که این اثر سینمایی اولین و آخرین اقتباس از این رمان نیست. در این یادداشت از بلاگ طاقچه، قصد داریم با تمرکز بر نظریهی لیندا هاچن در باب اقتباس، به بررسی فیلم سینمایی غرور و تعصب به کارگردانی جو رایت بپردازیم و در این بررسی به سراغ کتاب نیز برویم. در واقع این فیلم یکی از محبوبترین اقتباسها از کتاب جین آستین است اما آیا فیلم توانسته جهان کتاب را درست به تصویر بکشد؟ برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا بدانیم هدف از اقتباس چیست و جو رایت و همکارانش چه برداشتی از رمان غرور و تعصب داشتند. با ما در این یادداشت طاقچه همراه شوید.
(خطر فاششدن بخشهایی از فیلم)
فیلم غرور و تعصب جو رایت، کاملاً برپایهی کتاب و روایت اصلی آن شکل گرفته است و به همان نحو ما شاهد زندگی خانوادهی بِنِت در انگلستان قرن ۱۹ هستیم. زمانهای که تبعیض جنسیتی موجب میشود پنج دختر این خانواده هیچکدام وارث ملک خانوادگیشان نباشند و به همین دلیل بزرگترین نگرانی مادر آنها، ازدواج دخترانش است. در واقع ازدواج تنها مسیری است که این دختران میتوانند طی کنند که پس از مرگ پدرشان بدون خانه، تنها و بیپول نمانند. در این شرایط است که آقای بینگلی، از اشرافزادگان انگلیس به همراه آقای دارسی، مالک ثروتمند املاک پمبرلی به شهر کوچک خانوادهی بنت میآیند. شخصیت اصلی فیلم دختر دوم خانواده است؛ الیزابت پرشور که در برابر دارسی مغرور قرار میگیرد. رویارویی این دو نفر در پس غرور و البته تعصب، مسیر اصلی فیلم را تعیین میکند.

این فیلم اقتباسی مستقیم از رمان غرور و تعصب نوشتهی جین آستین است که در سال ۱۸۱۳ منتشر شد. این کتاب که در دستهی رمان عاشقانه و اجتماعی قرار میگیرد با وجود گذشت دو قرن از انتشارش، همچنان یکی از پرخوانندهترین رمانهای انگلیسی است. همین موضوع سبب شده ترجمههای مختلفی به زبان فارسی از این کتاب وجود داشته باشد که میتوانیم با خواندن نمونهی رایگان کتابها در طاقچه، آنها را با یکدیگر مقایسه کنیم.
غرور و تعصب دارای ویژگیهایی است که آن را نمونهای عالی برای اقتباس سینمایی میکند؛ اول آنکه روایت بر روی تنش و کشش میان دو شخصیت اصلی داستان پیش میرود. دوم اینکه دنیای کتاب ظرفیت بصری بالایی دارد، مثل مراسم رقص و لباسهای قرن نوزده، خانههای مجلل و طبیعت انگلستان. درنهایت نیز شخصیت الیزابت بنت که پس از دویست سال مخاطب میتواند با او همذاتپنداری کند. بنابراین بیدلیل نیست که تاکنون فیلم و سریالهای مختلفی با اقتباس از این اثر ساخته شده است. اما شاید هیچ کدام به اندازهی اثر جو رایت در دل مخاطبان محبوبیت نیافته باشد، اقتباسی که روح کتاب جین آستین را به تصویر کشیده است.
نام انگلیسی کتاب غرور و تعصب Pride and Prejudice است که فیلم آن نیز با همین نام بر روی پردهی سینما رفت. اما جین آستین در ابتدا عنوان دیگری برای کتاب برگزیده بود: First Impressions یا برداشتهای نخستین که بعداً آن را تغییر داد. در ادامه میتوانید اطلاعات مربوط به کتاب و فیلم سینمایی غرور و تعصب را مشاهده کنید:
| کتاب غرور و تعصب | فیلم سینمایی غرور و تعصب (۲۰۰۵) | ||
| نویسنده | جین آستین | کارگردان | جو رایت |
| زبان اصلی | انگلیسی | فیلمنامهنویس | دبورا موگاچ |
| کشور | بریتانیا | کشور تولید | بریتانیا/فرانسه |
| ژانر | عاشقانه / اجتماعی | ژانر | عاشقانه / درام / تاریخی |
| تاریخ نگارش | ۱۷۹۶ تا ۱۷۹۷ | امتیاز IMDB | ۷.۸ از ۱۰ |
| تاریخ انتشار | ۱۸۱۳ | امتیاز منتقدین (Metacritic) | ۸۲ از ۱۰۰ |
| ناشر نخستین | توماس ایگرتون (لندن) | رده سنی | PG |
| تعداد صفحات | حدود ۴۳۰ | مدت زمان | ۱۲۹ دقیقه |
جو رایت فضای کلاسیک رمان آستین را با بیانی مدرن و احساسی بازآفرینی کرد و به جای وفاداری کامل به جزئیات تاریخی، بر روی روابط و تنشهای عاطفی شخصیتها تمرکز داشت. به همین دلیل نیز میتوان اینطور برداشت کرد که رایت به سراغ روح کتاب رفته است. در ادامه بازیگران مهم این اثر سینمایی معرفی میشوند:
فیلم غرور و تعصب در بسیاری از کشورها ردهی سنی PG دریافت کرده که مناسب نوجوانان و بزرگسالان است. البته این فیلم صحنههای خشونتآمیز یا محتوای آزاردهنده ندارد اما به دلیل برخی مضامین عاطفی و روابط عاشقانه معمولاً توصیه میشود کودکان بالای ده سال با نظارت والدین فیلم را تماشا کنند. کتاب غرور و تعصب نیز مناسب نوجوانان بالای ۱۳ سال و بزرگسالان است. در واقع درک موضوعات اجتماعی مطرح شده در آن مثل جایگاه زنان، ازدواج و طبقات اجتماعی ممکن است نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم اجتماعی باشد که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
طرفداران سرسخت کتابها معمولاً ترجیح میدهند نسخههایی کاملاً وفادار به کتاب را بر روی پردهی سینما ببینند. اما سینما به عنوان رسانهی هنری مستقل، زبان خاص خودش را دارد و به همین جهت نیز برای نقد و تحلیل سینمای اقتباسی بهتر است از نظریهی اقتباس لیندا هاچن بهره ببریم. هاچن از دوگانهی سادهی وفادار / غیروفادار فاصله میگیرد و معتقد است اثر جدید باید هم ریشه در متن اصلی داشته باشد و هم به عنوان اثری مستقل در رسانهای دیگر (در اینجا سینما) معنا پیدا کند. بر همین اساس، فیلم جو رایت را نه بر اساس میزان وفاداری مطلق به رمان، بلکه بر اساس نحوهی بازآفرینی جهان جین آستین در زبان سینما ارزیابی خواهیم کرد.
دبورا موگاچ، نویسندهی فیلمنامهی اثر ناگزیر بود رمانی حدوداً ۴۰۰ صفحهای را در قالب فیلمی دو ساعته فشرده کند. از نگاه هاچن، این تغییر نه ضعف بلکه بخشی از فرآیند ترجمه میان رسانههاست. فیلم بسیاری از خطوط فرعی داستان، گفتوگوهای طولانی و نقدهای اجتماعی گستردهی آستین را حذف میکند و تمرکز را بر رابطهی عاطفی الیزابت و دارسی میگذارد. به همین دلیل بخشی از طنز اجتماعی و نقد طبقاتی آستین کاهش یافته است.
از منظر هاچن، شخصیتها هنگام انتقال از ادبیات به سینما ناچار به بازتعریف هستند، زیرا فیلم نمیتواند مانند رمان به ذهن شخصیتها دسترسی مستقیم داشته باشد. الیزابت بنت در رمان، هوش انتقادی و نگاه طنزآمیزی دارد اما فیلم جنبهی عاطفی شخصیت را تقویت میکند. دارسی نیز همانطور که در بخش معرفی بازیگران گفته شد تغییر مهمی را تجربه میکند.
جو رایت اقتباس را صرفاً بازسازی وقایع کتاب نمیبیند بلکه تلاش میکند تجربهی احساسی خواندن رمان را به تصویر تبدیل کند. او به جای تأکید بر شکوه اشرافی، زندگی روزمره و طبیعت و فضای واقعی خانهها را برجسته میکند. برای این کار او در صحنههای داخلی از دوربین روی دست استفاده میکند که برای فیلمی تاریخی غیرمعمول است، اما دقیقاً همینگونه حس زندگی و بینظمی را ایجاد میکند و در مقابل، صحنههای بیرونی را با تصاویری تقریباً نقاشیگونه میسازد. این رویکرد با دیدگاه هاچن همخوان است، زیرا اقتباس موفق باید روح اثر را منتقل کند، نه فقط جزئیات روایی آن را.
ماریو داریانلی نیز یکی از مهمترین ابزارهای این اقتباس یعنی موسیقی را ساخته است. فیلم تا حد زیادی وظیفهی انتقال احساسات را به موسیقی میسپارد. قطعات پیانوی لطیف و تکرارشونده، جایگزین بخشی از توصیفات درونی رمان میشود.
ریتم فیلم نسبت به رمان سریعتر است. کتاب زمان زیادی را صرف تعاملات اجتماعی، نامهنگاریها و گفتوگوهای طولانی میکند، اما فیلم ناچار است این فرآیند را فشرده کند. این فشردهسازی گاهی به ضرر پیچیدگی روابط اجتماعی تمام میشود، اما از نظر سینمایی باعث حفظ تمرکز مخاطب و انسجام داستان شده است.
رمان عمدتاً از زاویه دید الیزابت روایت میشود و خواننده جهان را از طریق برداشتها و قضاوتهای او میبیند. فیلم تا حد زیادی همین رویکرد را حفظ میکند؛ دوربین اغلب در کنار الیزابت قرار میگیرد و اطلاعاتی را به مخاطب میدهد که او در اختیار دارد.
همچنین بخش قابل توجهی از دیالوگهای مشهور کتاب حفظ شدهاند، اما موگاچ زبان فیلم را سادهتر و روانتر کرده و طنز گزنده و ظرافت زبانی آستین در برخی صحنهها کاهش یافته است.
یکی از موفقترین جنبههای این اقتباس طراحی صحنه و لباس است. فیلم به جای نمایش خانههای اشرافی کاملاً ایدهآل، فضایی واقعیتر خلق میکند که مشخص است زندگی در آن جریان دارد. خانهی خانوادهی بنت شلوغ، پرجنبوجوش و گاه نامرتب است؛ چیزی که به توصیفات اجتماعی آستین نزدیکتر از بسیاری از اقتباسهای پیشین به نظر میرسد. لباسها نیز با طراحی جاکلین دورن در خدمت شخصیتپردازی قرار گرفتهاند. برای مثال لباسهای سادهتر الیزابت استقلال و فاصلهی او از تشریفات اشرافی را نشان میدهد.
بازیها بیش از آنکه نمایشی و تئاتری باشد، طبیعی و درونی است. این انتخاب باعث شده شخصیتها برای مخاطب قرن بیستویکم باورپذیرتر شوند. کیرا نایتلی و متیو مکفادین با ایجاد شیمی عاطفی قوی، رابطهی مرکزی داستان را به مهمترین نقطه قوت فیلم تبدیل کردهاند.
فضاسازی فیلم یکی از بهترین نمونههای تبدیل فضای ادبی به فضای سینمایی است. مه صبحگاهی، دشتهای باز، باران، نور شمع و سکوتهای طولانی، نقش توصیفات ادبی جین آستین را بر عهده میگیرد. از نگاه هاچن، این دقیقاً همان نقطهای است که اقتباس از بازگویی داستان فراتر میرود و تجربهای جدید خلق میکند.
همچنین تدوین فیلم نرم و روان است و اجازه میدهد مخاطب بر روابط شخصیتها تمرکز کند. انتقال میان صحنهها غالباً بر اساس منطق احساسی داستان انجام میشود نه صرفاً توالی زمانی. این شیوهی تدوین به حفظ لحن عاشقانه و شاعرانهی فیلم کمک کرده است.
فیلمبرداری اثر از برجستهترین عناصر این اقتباس محسوب میشود. رومان اوسین با استفاده از نور طبیعی، لانگشاتهای طبیعت و حرکتهای سیال دوربین، حس رمانتیک و نوستالژیک جهان آستین را تقویت کرده است. برخی نماها، مانند ملاقات الیزابت و دارسی در مه صبحگاهی، نمونهای هستند که هاچن آن را افزودن ارزشهای رسانهی جدید به متن اصلی مینامد؛ صحنههایی که در کتاب وجود ندارد اما روح آن را منتقل میکند.
گریم فیلم واقعگرایانه و کنترلشده است. برخلاف بسیاری از درامهای تاریخی که چهرهها را بیش از حد آراسته نشان میدهد، این فیلم به طبیعیبودن ظاهر شخصیتها اهمیت میدهد. این انتخاب با رویکرد واقعگرایانهی جو رایت در بازنمایی جامعهی انگلستان اوایل قرن نوزدهم هماهنگ است.
اگر معیار را وفاداری کلمهبهکلمه بدانیم، فیلم بخشی از پیچیدگیهای اجتماعی و نگاه انتقادی رمان را از دست داده است. اما اگر معیار را نظریهی هاچن قرار دهیم، فیلم بسیار موفق عمل میکند، زیرا جهان عاطفی، روابط انسانی و مسیر تحول شخصیتها را به زبانی کاملاً سینمایی بازآفرینی میکند. بنابراین این اقتباس را میتوان نمونهای موفق از بازآفرینی خلاقانه دانست و نه نسخهای که صرفاً وفادار است.
لایهی نخست داستانی در فیلم و محوریت روایت آن، عاشقانه است. در لایههای بعدی اما به مضامینی چون قضاوت شتابزده، غرور طبقاتی، پیشداوریهای اجتماعی، جایگاه زنان، ازدواج بهعنوان نهادی اقتصادی و تضاد میان احساس و هنجارهای اجتماعی میپردازد. رابطهی الیزابت بنت و آقای دارسی نشان میدهد چگونه برداشتهای اولیه و کلیشههای ذهنی میتواند مانع شناخت واقعی افراد شود و تنها از خلال خودآگاهی و بازنگری در باورهای شخصی است که امکان شکلگیری ارتباطی اصیل فراهم میشود.
به طور کلی میتوان موارد زیر را از مهمترین نقاط قوت فیلم غرور و تعصب به حساب آورد:
فیلم چنان که دارای نقاط قوت است نقاط ضعفی هم دارد که میتوان آنها را در چند مورد خلاصه کرد:
با توجه به موفقیت و محبوبیت فیلم غرور و تعصب، منتقدان و نشریات زیادی دربارهی آن نظر دادهاند. در ادامه برخی از این بازخوردها را مرور خواهیم کرد:
در کنار این تحسینها، برخی منتقدان و طرفداران سرسخت جین آستین معتقد بودند فیلم برای تأکید بر جنبههای عاشقانه، بخشی از ظرافتهای طبقاتی و پیچیدگی شخصیتها را سادهتر کرده است. با این حال، اجماع کلی منتقدان بر این بود که غرور و تعصب جو رایت یکی از موفقترین اقتباسهای مدرن از آثار جین آستین و یکی از بهترین درامهای عاشقانهی دههی ۲۰۰۰ محسوب میشود.
فیلم غرور و تعصب در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ از موفقترین آثار بریتانیایی بود. این فیلم با بودجهی ۲۸ میلیون دلاری ساخته شد و فروش آن در گیشه حدود ۱۲۱ میلیون دلار بود. با وجود نامزدیهای زیاد در جشنوارههای مختلف اما جوایز کمتری به دست آورد. در جدول زیر میتوانید فهرست نامزدیها و جوایز این فیلم را مشاهده کنید:
| نام جشنواره | نامزدیها | جوایز |
| هفتاد و هشتمین دورهی جوایز اسکار (۲۰۰۶) | بهترین نقش اول زن – بهترین کارگردان هنری – بهترین طراحی لباس – بهترین موسیقی اورجینال | – |
| بفتا (۲۰۰۶) | بهترین فیلم بریتانیایی – بهترین فیلمنامهی اقتباسی – بهترین طراحی لباس – بهترین گریم – بهترین استعداد نوظهور سینمای بریتانیا | بهترین استعداد نوظهور سینمای بریتانیا(جو رایت) |
| انجمن منتقدان فیلم بوستون (۲۰۰۵) | بهترین فیلمساز جدید | بهترین فیلمساز جدید(جو رایت) |
| حلقهی منتقدان فیلم نیویورک(۲۰۰۵) | بهترین بازیگر نقش اول زن | بهترین بازیگر نقش اول زن(کیرا نایتلی) |
| انجمن بینالمللی سینهفیلیا(۲۰۰۶) | بهترین موسیقی اورجینال | بهترین موسیقی متن(داریو ماریانلی) |
| شصت و سومین دورهی جوایز گلدن گلوب (۲۰۰۶) | بهترین فیلم – موزیکال یا کمدی – بهترین نقش اول زن – موزیکال یا کمدی | – |
| جوایز فیلم اروپا (۲۰۰۶) | بهترین فیلم اروپایی – بهترین فیلمبرداری – بهترین آهنگسازی | – |
| جوایز منتخب منتقدان(۲۰۰۶) | بهترین نقش اول زن | – |
سینما برای مخاطبانش بسیار سلیقهای است؛ حتی موفقترین فیلمها مخالفانی دارد و مهجورترین فیلمها نیز طرفدارانی دارد. به همین دلیل مهم است بدانید این فیلم با ذائقهی چه کسانی بیشتر همخوان است. اگر اساساً از دیدن فیلمهایی با ژانر عاشقانه و تاریخی و درامهای شخصیتمحور لذت میبرید این فیلم مناسب شماست. با وجوداین، اگر به دنبال اقتباسی کاملاً وفادارانه هستید یا ترجیح میدهید محوریت داستان به جای روابط بر روی تاریخ دورهی خود تمرکز داشته باشد، این فیلم مناسب شما نیست. به طور کلی اگر کتاب جین آستین را خواندهاید پیشنهاد میکنیم این فیلم را به عنوان برداشتی احساسی از این اثر کلاسیک نگاه کنید.
قانون مشخصی برای این موضوع وجود ندارد اما در آثار اقتباسی شاید بهتر باشد ابتدا منبع اصلی الهام را بخوانیم چراکه اگر پیش از دیدن فیلم، کتاب را خوانده باشیم میتوانیم برداشت کارگردان را بهتر درک کنیم. اما اگر پیش از اینکه کتاب را بخوانید، فیلم را دیدهاید هیچ اشکالی ندارد، چراکه کتاب سرشار از جزئیات و داستانهای فرعی و پر از پیچیدگی و جذابیتهای خاص خود است.
بخشی از کتاب صوتی غرور و تعصب را بشنوید.

غرور و تعصب
نویسنده: جین آستِین
گوینده: سحر بیرانوند
انتشارات: آوانامه
ماندگارترین دیالوگهای این فیلم معمولاً به رویاروییهای دو شخصیت اصلی بازمیگردد. اولین باری که دارسی به الیزابت پیشنهاد میدهد از تنشهای اصلی فیلم محسوب میشود و البته بسیار اثرگذار است:
«بیهوده تلاش کردهام با این احساسات بجنگم. دیگر نمیتوانم. نمیتوانم بیش از این آنچه را در دل دارم پنهان کنم. باید اجازه دهید به شما بگویم تا چه اندازه شیفته و عاشق شما هستم.»
و در ادامه پاسخی که لیزی میدهد یکی از مهمترین درونمایههای داستان را میسازد:
«هیچ راهی وجود نداشت که شما بتوانید پیشنهاد ازدواجتان را به گونهای مطرح کنید که مرا به پذیرفتن آن ترغیب کند.»
نشاندادن داستانی کلاسیک در سینمای مدرن کار آسانی نیست. با وجود دیگر سریالها و فیلمهای سینمایی که از غرور و تعصب اقتباس شده بودند و محبوبیت هم داشتند، جو رایت با شجاعت برای اولین اثر سینمایی بلندش سراغ این داستان رفت. اثری که اگرچه خط داستان اصلی کتاب را پیش میبرد اما دارای نگاه و بیان مستقل خودش است و اصلاً به همین علت هم اثر اقتباسی خوبی محسوب میشود؛ یک سینمایی عاشقانه با بازیهای اثرگذار که قاببندیها و موسیقی و حرکت دوربین همگی با ایدهی محوری فیلم در هماهنگی است. اگرچه فیلم کاستیهایی نیز دارد و منتقدان دربارهی آن حرف زدهاند، اما به طور کلی محبوبیت آن میان تماشاگران و البته امتیاز خوب میان منتقدان نشان میدهد غرور و تعصب جو رایت توانسته اثرش را چه در بیان هنری و چه در درام عاشقانه بگذارد.
طاقچه دریچهای است به دنیای کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستانها، دانش و تجربههای تازه قدم میگذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، میتوانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بیدرنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانهی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه