نویسنده: آنتوان چخوف
مترجم: ناهید کاشیچی
انتشارات: نشر جوانه توس

چخوف مهمترین مسئلهی نمایشنامهی دایی وانیا را در دیالوگی خلاصه میکند: «ملال و تنبلی مسری است». دایی وانیا، یکی از شناختهشدهترین نمایشنامههای آنتوان چخوف، نویسندهی برجستهی روس، اثری است کمدی تراژیک که زندگی چند انسان گرفتار در ملال، حسرت و آرزوهای تحققنیافته را به شکلی رئالیستی روایت میکند. داستان در یک عمارت روستایی میگذرد. ورود پروفسور سربریاکوف و همسر جوانش، تعادل ظاهری زندگی ساکنان آن را برهم میزند و بحرانهای پنهان آشکار میشوند. این نمایشنامه با فاصلهگرفتن از درامهای حادثهمحور قرن نوزدهمی، به جای رویدادهای بزرگ، بر کشمکشهای درونی، ناتوانی در عمل و جستوجوی معنا در زندگی روزمره تمرکز میکند. دایی وانیا نمونهای مهم از تحول تئاتر مدرن و نگاه تازهی چخوف به انسان است. در این یادداشت از بلاگ طاقچه به نقد و بررسی این نمایشنامهی ارزشمند میپردازیم.

دایی وانیا نمایشنامهای است که پا از مرزهای درام کلاسیک ارسطویی فراتر میگذارد. در اواخر قرن نوزدهم، زمانی که نمایشنامهها را با حوادث و کنشهای بزرگ اثرگذار میساختند، چخوف نمایشنامهای مینویسد که در آن بحران نه در حادثه که در شرایط روحی شخصیتهاست. قدرت این نمایشنامه در همین کنش غیر مستقیم است. شخصیتها بیشتر از آنکه دست به عمل بزنند، دربارهی زندگی ازدسترفته، عشقهای ناکام و آرزوهای تحققنیافته سخن میگویند. دایی وانیا در همان ابتدای نمایشنامه با این کشف دردناک روبهرو میشود که سالهای عمرش را برای آرمانی گذرانده که شاید از ابتدا واقعی نبوده است؛ همان جایی که اعتراف میکند: «معتقد به عقاید رفیعی بودم که مشکل کسی را برطرف نکرد.» چخوف انسانهایی را نشان میدهد که نه فقط از جهان، بلکه از خودشان نیز بیگانه شدهاند؛ کسانی که پس از سالها زندگی در کنار دیگران، احساس میکنند «خودشان هم عجیب و غریب شدهاند.»
این بیگانگی، تنها بحران فردی نیست؛ در روابط اجتماعی و نگاه شخصیتها به جهان نیز دیده میشود. آستروف، پزشک و فعال اجتماعی، با وجود تلاش برای درمان بیماران، با مرگ و بیاثری تلاشهای انسانی روبهرو میشود. دغدغهی او دربارهی نابودی جنگلها نیز نشان میدهد که چخوف مسئلهی طبیعت را در کنار بحران انسان قرار میدهد؛ انسانی که خلق شده تا بسازد اما اغلب ویران میکند. سخنان آستروف دربارهی حفظ طبیعت، مانند هشدار او دربارهی نابودی جنگلها، یکی از لایههای پیشرو و امروزی نمایشنامه است.
با وجود این فضای تلخ، دایی وانیا صرفاً اثری نومیدانه نیست. چخوف در کنار ملال و استیصال، امکان ادامهدادن را نیز مطرح میکند. شاید پیام نهایی نمایشنامه این باشد که انسان همیشه قادر به تغییر جهان نیست، اما میتواند در برابر بیمعنایی تسلیم کامل نشود. ترکیب طنز و تراژدی، روایت غیرمتمرکز و شخصیتهایی که میان رویا و واقعیت سرگرداناند، دایی وانیا را به یکی از دقیقترین تصویرهای چخوف از زندگی انسانی تبدیل کرده است.
باید به این نکته اشاره کرد که ممکن است نقاط ضعفی که برشمرده میشود، از دید برخی، دقیقا نقاط قوت آثار چخوف باشد:
بخشی از کتاب صوتی دایی وانیا را بشنوید.

دایی وانیا
نویسنده: آنتوان چخوف
گوینده: گروه گویندگان
انتشارات: نوین کتاب گویا
شخصیت اصلی نمایشنامه ایوان پتروویچ ووینیتسکی (دایی وانیا) است؛ زیرا بحران اولیه با کشف او آغاز میشود، اوج داستان با اقدام او شکل میگیرد و در پایان نیز معنای تراژیک اثر را کامل میکند. اما برخی از محققان معتقدند نمایشنامهی دایی وانیا در دستهی نمایشنامههای گروهی (ensemble play) قرار میگیرد. در این دسته از نمایشنامهها، مرکز ثقل نمایشنامه بهجای یک قهرمان، میان چند شخصیت تقسیم میشود. در این نوع دستهبندی:
چخوف این نمایشنامه را در سال ۱۸۹۷ میلادی منتشر کرده است. داستان دایی وانیا نیز در روسیهی اواخر قرن نوزدهم، پایان دههی ۱۸۹۰، میگذرد؛ دورهای پیش از انقلاب ۱۹۰۵ و دگرگونیهای بزرگ اجتماعی در این کشور. چخوف از این بستر تاریخی برای نمایش بحران طبقهی روشنفکر، فرسودگی اشرافیت زمیندار و احساس بیهدفی انسانهایی استفاده میکند که در آستانهی تغییرات اجتماعی، جایگاه و معنای زندگی خود را از دست دادهاند.
داستان دایی وانیا در یک عمارت روستایی بزرگ در روسیه رخ میدهد؛ خانهای دور از شهر که سکوت و انزوای آن بر فضای نمایش سایه انداخته است. این مکان نه فضایی برای استراحت، تفریح و رهایی، بلکه محیطی بسته است که شخصیتها را در دل حسرتها، ناکامیها و تعارضهای پنهانشان نگه میدارد. در فضاسازی نیز با سکوت محیط روستایی و محدودبودن تعداد شخصیتها و جهان آنها، احساس ملال و توقف زمان تقویت میشود. در مقابل، طبیعت اطراف، بهویژه جنگلهایی که آستروف از نابودیشان سخن میگوید، یادآور جهانی است که در حال تغییر است؛ درحالیکه انسانها در سکون گرفتار ماندهاند.
دایی وانیا نمایشنامهای کمدی تراژیک است که زندگی روزمره، ناکامیهای انسانی و بحرانهای درونی شخصیتها را بدون اغراق و به شکلی رئالیستی به تصویر میکشد. چخوف به جای تکیه بر حوادث بزرگ، از موقعیتهای معمولی و گفتوگوهای ساده برای ساختن تنش دراماتیک استفاده میکند. زبان اثر طبیعی و نزدیک به مکالمهی روزمره است، اما در پس این سادگی، لایههای عمیقی از حسرت، تنهایی و اضطراب وجود دارد. ترکیب موقعیتهای تلخ با طنز موقعیت، ویژگی اصلی کمدی تراژیک اثر است؛ جایی که خنده و رنج همزمان از زندگی انسان تصویری واقعی میسازند.
در نمایشنامه، برخلاف رمان، به واسطهی پرداختن به یک موقعیت و نه صرفا یک شخصیت، زاویهی دید یکتا وجود ندارد و روایت از طریق زاویه دید نمایشی و چندمرکزی شکل میگیرد. چخوف در نمایشنامهی دایی وانیا، یک گام به جلو نیز برداشته است و روایت را صرفا محدود به جریان دیالوگها نکرده است. در این نمایشنامه، لحظاتی وجود دارد که در آن یک شخصیت تنهاست. در این لحظات، شخصیتها با مونولوگهایی شبیه جریان آگاهی، وضعیت درونی خود را آشکار میکنند؛ آنها الزاماً به نتیجهای نمیرسند، بلکه حسرتها، ترسها و سردرگمیهایشان را بیان میکنند. این لحظات، با ورود شخصی دیگر منجر به بازگشت شخصیت به نقش اجتماعیاش میشود. این شیوه باعث میشود اطلاعات نه از طریق توضیح مستقیم، بلکه از راه سکوتها، اعترافها و گفتوگوهای ناتمام منتقل شود و مخاطب بتواند دیدگاههای متضاد را قضاوت کند. این روایت غیرمتمرکز و کانونمندی چندگانه، یکی از ویژگیهایی است که دایی وانیا را از درام کلاسیک ارسطویی فاصله داده و به سوی درام روانشناختی مدرن هدایت میکند.
چخوف دایی وانیا را با بازآفرینی نمایشنامهی پیشین خود، «شیطان چوبی» یا «دیو جنگل» (The Wood Demon 1889) خلق کرد. «شیطان چوبی» در سال ۱۸۸۹ با شکست روبهرو شد. چخوف چند سال بعد با حذف برخی شخصیتها، تغییر ساختار و دگرگونکردن پایان، اثری تازه خلق کرد که در سال ۱۸۹۷ با عنوان «دایی وانیا» منتشر شد. درواقع، او پس از نگارش نمایشنامهی موفق مرغ دریایی، به سراغ دیو جنگل رفت تا با اعمال تغییراتی این ایده را نجات دهد اما تغییرات او فراتر از بازنویسی یک متن بود و به بازآفرینی کامل اثر انجامید. چخوف در دایی وانیا به سوی نمایش زندگی روزمره، بحرانهای درونی و احساس بیمعنایی انسان حرکت کرد. او میخواست نشان دهد که تراژدی همیشه در حوادث بزرگ رخ نمیدهد، بلکه میتواند در سالهایی پنهان باشد که انسان در انفعال، حسرت و عادت از دست میدهد. این نمایشنامه همچنین بازتاب بحران روشنفکران روس در پایان قرن نوزدهم است؛ نسلی که میان آرمانهای ازدسترفته و ناتوانی در تغییر زندگی خود گرفتار شده بود.
پیتر بروک، کارگردان نوآور تئاتر، اهمیت دایی وانیا را در «نمایش زندگی معمولی بهعنوان موضوع دراماتیک» میداند. هرولد بلوم، استاد دانشگاه ییل و منتقد ادبیات، نیز چخوف را از نویسندگانی میداند که تراژدی انسان معمولی را بدون قهرمانسازی به تصویر میکشند. با این حال، از زمان نخستین اجراها، برخی منتقدان به کمبود کنش بیرونی و ریتم آرام اثر اعتراض کردهاند و آن را نمایشی دانستهاند که «اتفاق چندانی در آن رخ نمیدهد». با گذر زمان، همین ویژگی بهعنوان نوآوری اصلی چخوف در نمایش زندگی روزمره و بحرانهای درونی انسان مدرن شناخته شد.
دایی وانیا یکی از چهار نمایشنامهی مهم آنتوان چخوف و از آثار اثرگذار در تاریخ تئاتر مدرن است. این نمایشنامه حاصل بازنگری عمیق چخوف در نمایشنامهی دیو جنگل است که پس از حدود هفت سال بازنویسی شد؛ تغییری که نشان میدهد این اثر نتیجهی یک دغدغهی هنری و فکری مداوم دربارهی زندگی، ملال و معنای تلاش انسان بوده است. دایی وانیا با فاصلهگرفتن از الگوهای سنتی درام، راهی تازه برای نمایش زندگی معمولی و بحرانهای درونی گشود. همچنین این اثر همچنان در تئاترهای سراسر جهان اجرا میشود و بارها مبنای اقتباسهای سینمایی و نمایشی نیز قرار گرفته است؛ زیرا درونمایههای آن همچنان برای مخاطب معاصر آشنا و قابلدرکاند.

نویسنده: سایمون استیونز
مترجم: امیررضا مرادی
انتشارات: نشر عنوان
دایی وانیا از نمایشنامههایی است که به دلیل جهان انسانی و پرسشهای فرازمانیاش، بارها در کشورهای مختلف بازخوانی و اقتباس شده است. از اقتباسهای شناختهشده میتوان به فیلم «وانیا در خیابان چهلودوم» و کتاب «دایی وانیا» از انی بیکر اشاره کرد که نمایشنامهی چخوف را به بخشی از روایت خود پیوند میدهد. اقتباس انی بیکر با زبانی امروزی، نمایشنامهی چخوف را برای اجرای معاصر بازنویسی کرده است.
همچنین اجراهای نمایشی جدید، مانند نسخهی سم ییتس از نمایش دایی وانیا (نوشتهی سایمون استیونز) که در آن اندرو اسکات به تنهایی نقش هر هشت شخصیت را بازی میکند، نشان میدهند که این اثر همچنان قابلیت بازآفرینی در زمانههای مختلف را دارد. در ایران نیز دایی وانیا از نمایشنامههای ترجمهشده و پرخوانش چخوف بوده و بارها مورد توجه گروههای نمایشی قرار گرفته است. به نظر میرسد ماندگاری این اثر بیش از آنکه به داستان خاص آن وابسته باشد، به امکان تفسیرهای تازه از شخصیتها و موقعیتهایش بازمیگردد.
دایی وانیا با تمرکز بر زندگی انسانهایی معمولی، نگاه تازهای به مفهوم بحران و رنج انسانی ارائه کرد. چخوف نشان داد که فرسودگی، احساس بیهدفی و ازدستدادن معنا فقط نتیجهی بحرانهای بزرگ اجتماعی نیست، بلکه میتواند در دل زندگی روزمره و میان افرادی از طبقات مختلف رخ دهد. شخصیتهایی مانند وانیا به نمادی از انسانی تبدیل شدند که میان آرزوهای ازدسترفته و واقعیت زندگی گرفتار است. ماندگاری اثر در فرهنگ تئاتر نیز نشان میدهد که دغدغههای آن، مانند ترس از فراموش شدن، انفعال و جستوجوی معنا، همچنان برای جوامع مختلف قابل درک است.
دایی وانیا برای خوانندگانی مناسب است که به نمایشنامههای شخصیتمحور، روانشناختی و آثار متمرکز بر زندگی درونی انسان علاقه دارند. مخاطبانی که به پیرنگهای کلاسیک، پرحادثه و با ریتم سریع عادت دارند، ممکن است با سکون و کنش محدود اثر ارتباط کمتری برقرار کنند. با این حال، ارزش این نمایشنامه در شخصیتپردازی دقیق، نگاه انسانی چخوف و تبدیل ملال و زندگی روزمره به موضوعی اثرگذار و دراماتیک است. دایی وانیا همچنان اثری خواندنی است، زیرا دغدغههای شخصیتهای این اثر با دغدغههای انسان معاصر همپوشانی دارد.
طاقچه پلی است به دنیای بیکران کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که هر داستان، دری به جهانی تازه میگشاید. در فروشگاه کتاب طاقچه، با چند کلیک میتوانید کتاب دلخواهتان را بخرید و هر لحظه و هر کجا، از خواندن یا شنیدن آن لذت ببرید.
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه