لوگو طاقچه
خرید کتاب صوتی با تخفیف
نقد کتاب اتحادیه ابلهان

نقد کتاب اتحادیه ابلهان؛ رمانی درباره آدمی که با همه‌چیز مشکل دارد

وقتی کسی که خود را نابغه‌ای بی‌همتا می‌پندارد، برای اولین بار مجبور می‌شود وارد بازار کار شود، قرار نیست فقط زندگی خودش به هم بریزد؛ بلکه هر کسی که سر راهش قرار بگیرد نیز وارد این آشوب خواهد شد.

احتمالا این جمله تا حد زیادی می‌تواند فضای کتاب اتحادیه ابلهان را توصیف کند. رمانی که در ظاهر، داستان مردی سی‌ساله، بیکار و منزوی به نام ایگنیشس جی. رایلی است؛ مردی که خود را آخرین مدافع خرد، اخلاق و فلسفه قرون وسطی می‌داند و جهان مدرن را مجموعه‌ای از ابتذال، مصرف‌گرایی و حماقت می‌بیند. اما وقتی یک تصادف ساده، او و مادرش را با بحران مالی روبه‌رو می‌کند، ایگنیشس ناچار می‌شود از اتاق امنش بیرون بیاید و برای نخستین بار با همان جامعه‌ای روبه‌رو شود که سال‌ها فقط از دور محکومش کرده است.

با این حال، اتحادیه ابلهان صرفاً داستان مردی عجیب‌وغریب نیست. جان کندی تول، از دل زندگی روزمره چند شخصیت به ظاهر معمولی، تصویری هجوآمیز از جامعه‌ی آمریکا در دهه‌ی ۱۹۶۰ می‌سازد؛ جامعه‌ای گرفتار بوروکراسی، سرمایه‌داری شهری، شکاف‌های طبقاتی و روابطی که بیش از آنکه بر فهم متقابل استوار باشند، بر سوءتفاهم بنا شده‌اند. طنز رمان نیز دقیقاً از همین برخورد میان آدم‌هایی شکل می‌گیرد که هرکدام تصور می‌کنند حقیقت فقط در اختیار خودشان است.

این نوشته تلاش می‌کند فارغ از شهرت و جایگاه ادبی کتاب، بررسی کند که جان کندی تول چگونه چنین اثری خلق کرده، چرا هنوز یکی از بحث‌برانگیزترین رمان‌های ادبیات آمریکا به شمار می‌رود و آیا واقعاً شایسته‌ی عنوان «شاهکار» هست یا نه.

نقد کتاب اتحادیه ابلهان

اتحادیه ابلهان

نویسنده: جان کندی تول

مترجم: پیمان خاکسار

انتشارات: نشر چشمه

یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ها درباره‌ی اتحادیه ابلهان این است که بسیاری از خوانندگان با انتظار یک کمدی کلاسیک سراغ آن می‌روند؛ رمانی که قرار است از ابتدا تا انتها آن‌ها را بخنداند. اما جان کندی تول اساساً چنین هدفی ندارد. طنز او از جنس شوخی‌های کلامی یا موقعیت‌های خنده‌آور رایج نیست، بلکه بر پایه‌ی اغراق، تناقض و ناراحتی شکل می‌گیرد. بسیاری از صحنه‌هایی که از نظر ساختار طنزآمیزند، بیش از آنکه خنده ایجاد کنند، حس کلافگی یا حتی ترحم برمی‌انگیزند. به همین دلیل، اگر معیار موفقیت یک رمان طنز را تعداد دفعات خندیدن بدانیم، احتمالاً بسیاری از خوانندگان تجربه‌ای متفاوت داشته‌اند.

بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت رمان، بدون تردید، خلق شخصیت ایگنیشس جی. رایلی است؛ شخصیتی که به‌سختی می‌توان نمونه‌ای مشابه او در ادبیات آمریکا پیدا کرد. با این حال، ایگنیشس همان‌قدر که نقطه‌ی قوت کتاب است، گاهی به نقطه‌ی ضعف آن نیز تبدیل می‌شود. او عامدانه شخصیتی خودشیفته، پرگو، لجوج و آزاردهنده طراحی شده و نویسنده تا پایان حاضر نیست از شدت این ویژگی‌ها بکاهد. این تصمیم از نظر هنری قابل دفاع است، اما در عمل باعث می‌شود بخشی از خوانندگان، به‌ویژه در میانه‌ی رمان، احساس کنند در چرخه‌ای تکراری از غر زدن‌ها، سخنرانی‌های طولانی، بطالت و تنبلی و شکایت‌های بی‌پایان گرفتار شده‌اند. تکرار شوخی‌هایی مانند ماجرای «دریچه» یا مونولوگ‌های طولانی درباره‌ی فساد جهان، اگرچه از نظر شخصیت‌پردازی معنا دارند، اما از نظر ریتم روایت همیشه به سود کتاب عمل نمی‌کنند.

از سوی دیگر، نمی‌توان انکار کرد که جان کندی تول در ترسیم تناقض‌های شخصیت اصلی، موفقیتی کم‌نظیر به دست آورده است. ایگنیشس سخنان هوشمندانه‌ای در نقد جامعه‌ی مصرفی، سرمایه‌داری شهری، بوروکراسی و ابتذال فرهنگی وارد می‌کند و در برخی لحظه‌ها حتی خواننده را با خود همراه می‌سازد. اما درست زمانی که انتظار داریم او به روشنفکری آگاه تبدیل شود، نویسنده نشان می‌دهد که مشکل ایگنیشس فقط جامعه نیست؛ بلکه خود او نیز بخشی از همان چرخه‌ای است که محکومش می‌کند. او از دیگران انتظار خودآگاهی دارد، اما کوچک‌ترین نقدی را درباره‌ی خودش نمی‌پذیرد. همین تضاد است که شخصیت او را به یکی از پیچیده‌ترین ضدقهرمان‌های ادبیات قرن بیستم تبدیل می‌کند.

یکی از هوشمندانه‌ترین جنبه‌های رمان، استفاده از فلسفه‌ی بوئتیوس است؛ اما نه آن‌گونه که در نگاه اول به نظر می‌رسد. ایگنیشس مدام از چرخ بخت سخن می‌گوید و شکست‌هایش را به گردش این چرخ نسبت می‌دهد، درحالی‌که مهم‌ترین آموزه‌ی بوئتیوس را نادیده می‌گیرد. بوئتیوس انسان را به پذیرش ناپایداری جهان و اصلاح درونی فرامی‌خواند، اما ایگنیشس از فلسفه‌ی او فقط بخشی را انتخاب می‌کند که مسئولیت شکست‌هایش را از دوش خودش بردارد. این سوءبرداشت، یکی از ظریف‌ترین طنزهای فلسفی رمان است و نشان می‌دهد که حتی دانش گسترده نیز اگر با خودآگاهی همراه نباشد، می‌تواند به ابزاری برای توجیه خود تبدیل شود.

در کنار همه‌ی این نقاط قوت، باید پذیرفت که رمان از نظر ساختار نیز بی‌نقص نیست. پیرنگ نسبتاً ساده است و بخش مهمی از جذابیت کتاب بر دوش شخصیت‌ها قرار دارد، نه حوادث. اگر خواننده با ایگنیشس ارتباط برقرار نکند، احتمال زیادی وجود دارد که کشش داستان برایش کاهش یابد. برخی شخصیت‌های فرعی نیز بیش از آنکه شخصیت‌هایی کاملاً چندبعدی باشند، نمایندگان تیپ‌های اجتماعی‌اند؛ هرچند همین انتخاب آگاهانه با فضای هجوآمیز و طنز گروتسک رمان هماهنگ است.

در نهایت، ارزش واقعی اتحادیه ابلهان نه در این است که همه را بخنداند و نه در این است که پاسخ روشنی به مسائل اجتماعی بدهد. قدرت آن در خلق شخصیتی است که مرز میان نبوغ و حماقت را مبهم می‌کند و خواننده را وادار می‌سازد از خود بپرسد: آیا ایگنیشس قربانی جامعه است یا قربانی شخصیت خودش؟ شاید پاسخ درست این باشد که او هر دو است؛ و همین دوگانگی، مهم‌ترین دلیل ماندگاری رمان است. حتی اگر کتاب از نظر طنز یا ریتم برای همه رضایت‌بخش نباشد، دشوار است بتوان پس از پایان آن، ایگنیشس را به‌سادگی از یاد برد.

نقاط قوت کتاب

  • خلق یکی از ماندگارترین ضدقهرمان‌های ادبیات آمریکا در قالب شخصیت ایگنیشس جی. رایلی.
  • تلفیق موفق طنز گروتسک با نقد اجتماعی، بدون افتادن به دام شعارزدگی.
  • نقد هم‌زمان جامعه مصرف‌گرا، بوروکراسی، روشنفکری و سرمایه‌داری، بدون جانبداری از هیچ‌یک.
  • بازنمایی هوشمندانه‌ی شکاف سنت و مدرنیته از طریق تقابل ایگنیشس با جهان مدرن.
  • فضاسازی زنده و باورپذیر از نیواورلئان به‌عنوان یکی از عناصر اصلی هویت داستان.
  • ترسیم ظریف اما تأثیرگذار نژادپرستی در جنوب آمریکا و پیامدهای میراث برده‌داری.
  • خلق مجموعه‌ای از شخصیت‌های فرعی که هرکدام نماینده‌ی بخشی از جامعه آمریکا هستند.

نقاط ضعف کتاب

  • ریتم روایت در بخش‌هایی کند و تکرارشونده است و ممکن است حس پیشروی داستان را کم کند.
  • ایگنیشس با وجود جذابیت تحلیلی، در سطح تجربه‌ی خواندن می‌تواند آزاردهنده و فرسایشی باشد.
  • طنز کتاب برای همه‌ی مخاطبان کار نمی‌کند؛ بسیاری از موقعیت‌ها بیشتر «ابزورد» هستند تا خنده‌دار.
  • برخی شخصیت‌های فرعی بیشتر کارکرد نمادین دارند تا عمق روان‌شناختی واقعی.
  • ساختار داستان بیشتر اپیزودیک است تا یک روایت کاملاً منسجم و پرکشش

شخصیت‌های اصلی و نقش آن‌ها در داستان

  • ایگنیشس جی. رایلی: شخصیت محوری رمان؛ مردی منزوی، خودبزرگ‌بین و ناسازگار با جهان مدرن که خود را فیلسوف و منتقد تمدن می‌داند، اما از مدیریت ساده‌ترین جنبه‌های زندگی ناتوان است. شکاف میان تصور او از خودش و واقعیت، منشأ اصلی طنز داستان است. ایگنیشس نماد روشنفکری خودفریب، ضد مدرنیته و گریزان از مسئولیت عملی است.
  • آیرین رایلی: مادر ایگنیشس که رابطه‌ای آمیخته از عشق، وابستگی و فرسودگی با پسرش دارد. حمایت افراطی او در شکل‌گیری شخصیت وابسته ایگنیشس نقش داشته، اما رمان او را بیش از آنکه مقصر بداند، قربانی تنهایی و شرایط زندگی نشان می‌دهد. آیرین نماد مادری است که هم پناهگاه است و هم عامل تداوم وابستگی.
  • میرنا مینکوف: روشنفکری رادیکال و نقطه‌ی مقابل فکری ایگنیشس. او مدافع ارزش‌های مدرن و آزادی‌های فردی است، درحالی‌که ایگنیشس به گذشته و فلسفه‌ی قرون وسطی پناه می‌برد. میرنا نماد جنبش‌های روشنفکری و فرهنگی دهه‌ی ۱۹۶۰ آمریکاست.
  • بورما جونز: کارگری سیاه‌پوست و یکی از واقع‌بین‌ترین شخصیت‌های رمان که از خلال او، نژادپرستی، تبعیض و استثمار اجتماعی نقد می‌شود. نگاه عمل‌گرایانه او، در تضاد با توهمات بسیاری از شخصیت‌های دیگر قرار دارد.
  • لانا لی: مالک کلوب «شب شادی» و نماد سرمایه‌داری سودمحور. او روابط انسانی را بر اساس منفعت اقتصادی تعریف می‌کند و از طریق شخصیتش، رمان نقدی بر سودجویی و استثمار در روابط روزمره ارائه می‌دهد.
  • پاترولمن مانکوزو: پلیسی ساده‌دل و دست‌وپاچلفتی که شکست‌هایش جنبه‌ی کمیک دارند. او در نقطه‌ی مقابل ایگنیشس قرار می‌گیرد؛ زیرا برخلاف او، شکست‌هایش را با خودبزرگ‌بینی توجیه نمی‌کند. این شخصیت، ناکارآمدی نهادهای رسمی و بوروکراسی را نیز به طنز می‌کشد.

مضامین و درونمایه کتاب

  • بحران انسان در جهان مدرن: رمان، ناتوانی انسان در یافتن جایگاه خود، مشکلات کار و بیکاری و ناسازگاری با جامعه‌‌ی مدرن را بررسی می‌کند.
  • تقابل فرد و جامعه: رابطه‌ی پرتنش میان فردی که خود را متفاوت و برتر می‌داند با جامعه‌ای که او را پس می‌زند، هسته‌ی اصلی کشمکش‌های داستان را شکل می‌دهد.
  • شکاف سنت و مدرنیته: جان کندی تول با قراردادن اندیشه‌های قرون وسطایی در برابر فرهنگ مصرفی دهه‌ی ۱۹۶۰، تضاد میان گذشته و جهان مدرن را به تصویر می‌کشد.
  • هجو ساختارهای اجتماعی: از بوروکراسی و سرمایه‌داری شهری گرفته تا طبقه‌ی اجتماعی، نژادپرستی در جنوب آمریکا و مناسبات کاری، همگی در قالب طنز به نقد کشیده می‌شوند نقدی که به پوچی روزمره اشاره دارد.
  • سرنوشت، اختیار و مسئولیت: با الهام از اندیشه‌های بوئتیوس و مفهوم چرخ بخت، رمان این پرسش را مطرح می‌کند که چه اندازه از زندگی انسان در اختیار خودش است و چه اندازه به بخت وابسته است.

زمان رمان و بستر تاریخی کتاب

داستان در اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ در نیواورلئان جریان دارد. جامعه‌ی جنوب آمریکا در آن دوره، هنوز تحت تأثیر ساختارهای کهن و در عین حال در آستانه‌ی تغییرات گسترده‌ی فرهنگی و اجتماعی بود. نیواورلئان نیز با بافت چند قومیتی، تجاری و زندگی خیابانی پرجنب‌وجوشش، بستری ایدئال فراهم می‌آورد تا شکاف میان سنت و مدرنیته به وضوح به تصویر کشیده شود. این زمینه‌ی تاریخی و شهری، نقشی کلیدی در شکل‌دهی به شخصیت‌ها و دغدغه‌هایشان ایفا کرده است.

اتحادیه ابلهان

نویسنده: جان کندی تول

گوینده: اشکان عقیلی‌پور

انتشارات: رادیو گوشه

فضاسازی و لوکیشن

نیواورلئان در این رمان صرفاً یک شهر نیست؛ یک موجود زنده است. شهری با ترکیب فرهنگ‌های مختلف، زبان‌های متفاوت و طبقات اجتماعی متضاد. خیابان‌ها، بارها، کارخانه‌ها و محله‌های فقیرنشین همگی در خدمت نشان‌دادن یک جامعه‌ی درهم‌ریخته هستند. این فضا به طنز رمان کمک می‌کند و در عین حال آن را واقعی‌تر می‌سازد.

هدف و پیام‌های اصلی کتاب اتحادیه ابلهان

  • نشان‌دادن اینکه نقد جامعه، بدون شناخت ضعف‌های فردی، به خود فریبی و توهم روشنفکری می‌انجامد.
  • به‌چالش‌کشیدن این تصور که پیشرفت و مدرنیته، لزوماً به معنای رشد اخلاقی یا انسانی جامعه است.
  • نقد جامعه‌ای که ارزش انسان را بیش از هر چیز با کار، بهره‌وری و جایگاه اقتصادی او می‌سنجد.
  • یادآوری اینکه تعصب، خودبزرگ‌بینی و ناتوانی در گفت‌وگو، انسان را به انزوا و بیگانگی اجتماعی می‌کشاند.
  • هیچ فرد، طبقه یا ایدئولوژی‌ای مالک حقیقت مطلق نیست و همه می‌توانند بخشی از مسئله باشند، نه صرفاً قربانی آن.

ژانر و سبک نگارش

اتحادیه ابلهان را می‌توان در دسته‌ی ادبیات کمدی آمریکا قرار داد، اما طنز آن با کمدی‌های رایج تفاوت دارد. جان کندی تول از سنت هجویه، طنز سیاه و به‌ویژه طنز گروتسک بهره می‌گیرد؛ سبکی که در آن امر خنده‌دار و ناخوشایند هم‌زمان کنار هم قرار می‌گیرند و مرز میان کمدی و تراژدی را از بین می‌برند.

نویسنده با استفاده از اغراق، موقعیت‌های ابسورد، دیالوگ‌های پرکشش و شخصیت‌هایی که هر کدام نماینده یک تیپ اجتماعی هستند، جامعه‌ی آمریکا را به شکلی هجوآمیز نقد می‌کند. از نظر ساختار نیز، اتحادیه ابلهان بیش از آنکه پیرنگ‌محور باشد، شخصیت‌محور است؛ به همین دلیل، جذابیت رمان بیش از هر چیز از ذهنیت، گفت‌وگوها و تناقض‌های شخصیت‌ها، به‌ویژه ایگنیشس جی. رایلی، سرچشمه می‌گیرد.

روایت و زاویه دید

جان کندی تول رمان را با زاویه‌ی دید سوم‌شخص محدود روایت می‌کند و در طول داستان، تمرکز روایت را میان شخصیت‌های مختلف جابه‌جا می‌کند. در کنار این زاویه‌ی دید، رمان بر پایه‌ی چند خط داستانی موازی پیش می‌رود که در ابتدا مستقل به نظر می‌رسند، اما به‌تدریج با ظرافت به یکدیگر پیوند می‌خورند و در پایان، به شکلی منسجم به هم می‌رسند. این ساختار، علاوه بر حفظ ریتم روایت، به نویسنده امکان می‌دهد لایه‌های مختلف جامعه‌ی نیواورلئان را از منظر شخصیت‌ها و طبقات اجتماعی گوناگون به تصویر بکشد.

انگیزه جان کندی تول از نوشتن این رمان

این رمان حاصل سال‌ها مشاهده‌ی دقیق زندگی روزمره در نیواورلئان و علاقه‌ی او به هجو اجتماعی بوده است. تول در نامه‌ای به یکی از انتشاراتی که پس از خواندن کتاب به او پیشنهاد بازنویسی کتاب را داده بود می‌نویسد:

«این کتاب زندگی‌نامه نیست؛ اما کاملاً هم ساخته‌ی تخیل نیست. طرح داستان ترکیبی از دستکاری و کنارهم قراردادن شخصیت‌هاست، اما به‌جز یکی دو مورد، آدم‌ها و مکان‌های کتاب از مشاهده و تجربه گرفته شده‌اند. شاید به همین دلیل است که ایگنیشس این‌قدر حضور دارد و پرحرفی‌اش خسته‌کننده می‌شود. در واقع این پرحرفی او نیست، پرحرفی من است… این کتاب همان چیزی است که من می‌شناسم، آنچه دیده و تجربه کرده‌ام. نمی‌توانم این آدم‌ها را کنار بگذارم. به‌گمانم هیچ‌کس چندان درباره‌ی چنین فضایی ننوشته است.»

به همین دلیل، اتحادیه ابلهان را می‌توان تلاشی برای خلق تصویری اغراق‌آمیز اما واقع‌گرایانه از جامعه آمریکا در دهه ۱۹۶۰ دانست.

بازخوردها و نقدهای ادبی

پس از انتشار اتحادیه ابلهان در سال ۱۹۸۰، آلن فریدمن در نیویورک‌تایمز آن را داستانی غم‌انگیز و خنده‌دار خواند و خیلی زود از آن به‌عنوان یک شاهکار کمدی یاد شد. این تعبیرها باعث شد کتاب جدی گرفته شود و در مرکز توجه قرار گیرد.

«واکر پرسی»، نه‌تنها به انتشار کتاب کمک کرد، بلکه در مقدمه‌ای که بر آن نوشت، اعتراف کرد که در ابتدا نسبت به کتاب تردید داشته است؛ اما می‌گوید هرچه جلوتر رفته، بیشتر شگفت‌زده شده و در نهایت باوری نمی‌کرده که اثری به این خوبی ممکن باشد.

سال‌ها بعد نیز توم بیشل در نیویورکر از حیات ناآرام پس از مرگ این کتاب نوشت؛ تعبیری که به مسیر عجیب و ماندگار آن در ادبیات اشاره دارد.

اهمیت ادبی و جایگاه اثر

این رمان در سال ۱۹۸۱، تنها یک سال پس از انتشار، جایزه‌ی معتبر پولیتزر را دریافت کرد. این اتفاق در نوع خود بی‌نظیر بود، چراکه جان کندی تول این جایزه را دوازده سال پس از مرگش دریافت کرد و به یکی از معدود نویسندگانی تبدیل شد که پس از فوتشان برنده‌ی این جایزه شده‌اند.

جان کندی تول هرگز موفقیت کتابش را ندید. او پس از سال‌ها تلاش ناموفق برای انتشار رمان و ناامیدی از پذیرش آن توسط ناشران، در سال ۱۹۶۹ و در ۳۱سالگی دست به خودکشی زد. انتشار اتحادیه ابلهان بیش از یک دهه‌ی بعد و با پیگیری‌های بی‌وقفه‌ی مادرش، به‌ویژه تلاش او برای رساندن نسخه‌ی دست‌نویس به واکر پرسی، ممکن شد. همین سرنوشت تراژیک، لایه‌ای دیگر به خوانش رمان افزوده و رابطه‌ی میان طنز تلخ کتاب و زندگی نویسنده را پررنگ‌تر کرده است.

تأثیر فرهنگی و اقتباس‌های اتحادیه ابلهان

یکی از حاشیه‌های مشهور اتحادیه ابلهان، شکست مکرر تلاش‌ها برای اقتباس سینمایی آن است. این رمان سال‌هاست در هالیوود به نمونه‌ای از «جهنم توسعه» تبدیل شده؛ اصطلاحی که به پروژه‌هایی گفته می‌شود که با وجود آغاز مراحل تولید، هرگز به ساخت نهایی نمی‌رسند. در طول سال‌ها، نام بازیگران و کارگردانان مطرحی برای این پروژه مطرح شد، اما مرگ برخی بازیگران، مشکلات تولید، اختلاف‌های استودیویی و چند اتفاق غیرمنتظره باعث توقف همه‌ی آن‌ها شد. همین مسئله شایعه‌ی «نفرین‌شده‌بودن» این رمان را نیز بر سر زبان‌ها انداخت؛ هرچند بسیاری از منتقدان معتقدند دلیل اصلی، دشواری اقتباس شخصیت پیچیده‌ی ایگنیشس و لحن منحصربه‌فرد رمان است، نه یک نفرین واقعی.

در سطح فرهنگی، ایگنیشس به‌تدریج به یک تیپ تبدیل شده است: روشنفکر منزوی، پرحرف، نظریه‌پرداز و در عین حال ناتوان در زندگی واقعی. این تیپ در بسیاری از آثار طنز و حتی سریال‌های مدرن نیز قابل ردیابی است. در نیواورلئان، مجسمه‌ای برنزی از او در مقابل فروشگاه دی.اچ.هولمز، همان‌جایی که رمان از آن آغاز می‌شود، نصب شده است؛ گویی شخصیتی که زمانی در حاشیه بوده، اکنون به بخشی رسمی از هویت فرهنگی شهر تبدیل شده است.

تأثیر اجتماعی

شاید مهم‌ترین تأثیر اجتماعی کتاب این باشد که خواننده را وادار می‌کند پیش از خندیدن به ایگنیشس، لحظه‌ای از خود بپرسد: آیا من نیز گاهی جهان را مقصر همه‌ی شکست‌هایم می‌دانم؟ آیا دانش و باورهایم را به ابزاری برای برتردیدن خود تبدیل نکرده‌ام؟ این همان نقطه‌ای است که طنز رمان به خودانتقادی تبدیل می‌شود.

جمع‌بندی

اتحادیه ابلهان رمانی نیست که به‌سادگی بتوان آن را صرفاً یک کمدی، یک هجو اجتماعی یا حتی صرفاً یک شاهکار ادبی نامید. این کتاب بیش از هر چیز، مطالعه‌ای دقیق درباره‌ی تناقض‌های انسان مدرن است؛ انسانی که هم‌زمان می‌تواند منتقد جامعه و قربانی ضعف‌های شخصی‌‌اش باشد.

شاید همه‌ی خوانندگان با ریتم رمان همراه نشوند، اما دشوار است بتوان پس از خواندن آن، نسبت به پرسشی که در دل داستان نهفته است بی‌تفاوت ماند: سهم ما در شکست‌هایمان چقدر است؟ اتحادیه ابلهان از خلال اغراق، خنده و کلافگی، ما را به نوعی خودانتقادی ناگزیر دعوت می‌کند؛ و همین ویژگی است که آن را، فراتر از زمان و مکانش، به اثری ماندگار تبدیل کرده است.

در هیاهوی دنیا امروز، دسترسی آسان به کتاب‌ها فرصتی گران‌بهاست. طاقچه این امکان را برای شما فراهم کرده تا در هر لحظه و هر کجا که هستید، به دنیای بی‌پایان داستان‌ها و دانش سر بزنید. کافی است سری به سایت خرید کتاب طاقچه بزنید، کتاب موردنظرتان را پیدا کرده و بی‌درنگ مطالعه را آغاز کنید. طاقچه، کتابخانه‌ای همیشه همراه، درست در جیب شما!

بستن تبلیغ
خرید کتاب صوتی با کد تخفیف

روشنا (زهرا) مرتمی هستم و بیشتر از هرچیز با کتاب‌ها حالم خوب می‌شود. کتاب‌خواندن برای دیگران با صدای بلند یکی از سرگرمی‌هایی است که همیشه به‌طرز عجیبی حالم را بهتر می‌کند. آدم شنیدنِ داستان‌ها هستم و گاهی بی‌آنکه فکرش را بکنم خودم را وسط درددل طولانی آدم‌ها (حتی کسانی که خیلی نمی‌شناسم) پیدا می‌کنم. مسیر دانشگاهی‌ام را با اقتصاد در خوارزمی تهران شروع کردم، راهی که در ابتدا به‌ظاهر منطقی بود اما در آن رشته چارچوب‌ها بیش‌ از حد بسته بودند و عددها خسته‌ام می‌کردند. این مسئله با روحیه‌‌ای که با قصه‌ها نفس می‌کشید سازگار نبود. این ناسازگاری مرا به سمت تحصیل در هنر کشاند؛ جایی که دنیایش رنگی‌تر بود، جواب قطعی وجود نداشت و حتی گاهی سؤال‌ها از پاسخ‌ها مهم‌تر‌ بودند. دغدغه‌ی درست‌نویسی و اشتیاق به یادگیری مرا به سمت شرکت در دوره‌های ویراستاری، زیبا‌نویسی و مرورنویسی برد. مسیری که تجربه‌ی خواندن و نوشتن را لذت‌بخش‌تر کرد. نوشتن در طاقچه ادامه‌ی همین مسیر است؛ تلاشی است برای نزدیک‌تر شدن به کتاب‌ها. اینجا سعی می‌کنم درباره‌ی کتاب‌ها با دقت، پرسش‌گری و صداقت بنویسم.


اشتراک‌گذاری یادداشت
3 2 رای
امتیاز مطلب
guest

1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد داخلی
نمایش همه کامنت ها
یادداشت‌های مشابه

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه