لوگو طاقچه
معرفی و خلاصه کتاب بوف کور صادق هدایت

آشنایی با کتاب بوف کور اثر صادق هدایت

در 4 دقیقه بخوانید
28,170 بازدید

سرنوشت نویسنده گاهی بیشتر از آثارش بر سر زبان‌هاست. یکی از این نویسنده‌ها صادق هدایت است که حتی اگر تاکنون کتابی از او نخوانده باشیم، اسمش به گوش‌مان خورده است. احتمالا اولین تصویری که به محض شنیدن نام صادق هدایت به ذهن‌مان می‌آید، نویسنده‌ای مایوس باشد که با خودکشی به زندگی‌اش پایان داده است. بوف کور مشهورترین اثر هدایت است که به باور بسیاری نشان‌دهنده‌ی شخصیت و طرز فکر نویسنده‌اش است. کتابی با موضوعی جنجالی که تا مدت‌ها نوجوانان را از خواندنش منع می‌کردند. هنوز هم بحث و جدل درباره‌ی بوف کور که نزدیک به هشتاد سال از انتشارش می‌گذرد، ادامه دارد.

مسئله‌ی «صادق هدایت بودن»

صادق هدایت (تهران ۱۲۸۱، پاریس ۱۳۳۰) در یک خانواده‌ی درباری متولد شد. مسیر تحصیلی هدایت در رشته‌ی ریاضی محض هرگز به سرانجام نرسید. در عوض، او راهی پاریس شد. پاریس در دهه‌ی ۲۰ میلادی مرکز جهان بود. همه‌ی روشنفکران و هنرمندان با شور و شوق عقاید خود را بدون ترس از قضاوت بیان می‌کردند. هدایت عادت کافه‌نشینی و ابراز بدون سانسور افکارش را از پاریس به تهران سوغات آورد. رفتار، افکار و آثار او در ایران به قدری نوآورانه و متفاوت بود که جنجال و کشمکش‌های بسیاری را به همراه داشت. تا جایی که هدایت نوشت که بهتر است تا می‌تواند سکوت کند و افکارش را برای خودش نگه دارد.

با وجود توضیحات نویسندگان هم‌دوره‌ی هدایت و دوستانش در قالب کتاب و مصاحبه، هم‌چنان ابهامات زیادی درباره‌ی زندگی صادق هدایت پابرجاست. یکی از این ابهامات دلیل خودکشی‌های اوست. صادق هدایت در اولین اقدام به خودکشی‌اش در پاریس ناکام ماند. اما خبر به سرعت پخش شد و به شایعات پیشین دامن زد. یکی از این شایعات علت خودکشی او را شکست عشقی می‌دانست. صادق هدایت هرگز در مورد این مسئله توضیحی نداد. هدایت بار دیگر با سوزاندن دست‌نوشته‌های منتشر نشده‌ی خود اقدام به خودکشی کرد و هم‌زمان به عمر ادبی خود نیز پایان داد.

کارنامه‌ی ادبی هدایت شامل تعداد زیادی داستان کوتاه، ترجمه، مقاله و نقد ادبی است. یکی از کارهای باارزش او جمع‌آوری ادبیات عامه‌ی ایران است. داستان‌های کوتاه او از جمله «زنده به گور»، «سه قطره خون» و «سگ ولگرد» با نگاهی به ویژگی‌های زمانه‌ی خود نوشته شده و از  مضمون‌هایی مثل محرومیت، تاریکی، پوچی، اضطراب و ناامیدی تشکیل شده است. صادق هدایت در داستان‌هایش با نوشتن از این معضلات و علت‌های شکل‌گیری آن‌ها تلاش می‌کند ذهن خواننده را بیدار و توجهش را به مسائلی جلب کند که کمتر کسی جرئت بیانش را دارد.

بوف کور و سرگیجه‌های خودکاوی

بوف کور تاکنون به زبان‌های خارجی بسیاری ترجمه شده و برای خالقش شهرتی جهانی به همراه آورده است. بسیاری بوف کور را برجسته‌ترین اثر معاصر ایرانی می‌دانند و نویسنده‌اش را در ردیف نویسندگان صاحب سبکی مثل «ادگار آلن پو» نویسنده‌ی رازآلود آمریکایی قرار می‌دهند.

ماجرای بوف کور درباره‌ی مرد جوانی است که در انزوا و تنهایی به سر می‌برد. او هنرمند و روشنفکری است که از جامعه گریزان است و دغدغه‌ی شناخت خود را دارد. بحران روحی و مصرف مخدر راوی را اسیر توهمات کرده و روایتش را غیرقابل اعتماد می‌کند به طوری که خواننده در تشخیص واقعیت از خیال به مشکل برمی‌خورد. بوف کور داستان از دست دادن و فروپاشی معنوی است. نویسنده به تدریج راوی داستان را در وادی دیوانگی و جنون فرو می‌برد و از این راه خواننده با دریچه‌ی نگاه هدایت به وضعیت انسان آشنا می‌شود.

داستان بوف کور لایه‌های پیچیده و سبکی سورئال دارد و پر از نمادها و کدهایی است که منتقدان ادبی سال‌ها مشغول رمزگشایی آن‌ها هستند. این نمادها به

همراه تصویرسازی‌های مبهوت‌کننده، فضایی وهم‌آلود به وجود آورده که تا مدت‌ها دست از سر خواننده برنمی‌دارد. یکی از این نمادها، عنوان کتاب است. بوف به معنای جغد است و درباره‌ی این که چرا کتاب «بوف کور» نام‌گذاری شده، بسیار گفته‌اند. یکی از این گفته‌ها به تاثیرپذیری هدایت از نویسنده‌ی بلژیکی «فرانتس هلنس» از سرآمدان جریان سوررئال اشاره دارد. به این ترتیب بوف کور از رمان «ملوزین» هلنس به مضمون غریزه‌ی جنسی برداشته شده است.

پیشنهاد می‌کنیم یادداشت « چرا باید مزرعه حیوانات را بخوانیم؟ » را هم بخوانید.

گفتگو با سایه یا بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد؟

یکی دیگر از تلاش‌های صورت گرفته برای تحلیل و نقد بوف کور، پژوهش «حبیب احمد زاده» و فیلم مستند «گفتگو با سایه» از «خسرو سینایی» است که در آن تاثیرپذیری صادق هدایت از تماشای فیلم‌های آغازین ژانر وحشت در پاریس بررسی شده است. این پژوهش‌ها با استفاده از خاطرات و نامه‌های هدایت از بعد جدیدی به داستان بوف کور نگاه کرده‌ است. بر اساس این مدارک، صادق هدایت بسیار به سینما علاقه‌مند بوده و یک فیلم‌ را بارها تماشا می‌کرده است. هدایت به دوستش، فرزانه، در وصف پاریس می‌نویسد: «همه‌ی این فیلم‌ها را باید بروی ببینی: کابینه‌ی دکتر کالیگاری، مرغزار سبز و … پاریس یعنی این.»

یکی از تاثیرگذارترین فیلم‌ها در خلق صحنه‌های بوف کور، فیلم «نوسفراتو، یک سمفونی وحشت» دانسته شده است. این فیلم را پایه‌گذار سینمای وحشت در جهان می‌دانند و ماجرای دراکولا را به تصویر می‌کشد. زن‌هایی که توسط دراکولا گزیده می‌شوند، شب‌ها در خواب به راه می‌افتند. این زنان معصومیت خود را از دست داده و در عوض حالات شهوانی بی‌شرمانه و مستهجنی از خود نشان می‌دهند. ویژگی‌هایی که در زن راوی بوف کور هم دیده می‌شود، به خصوص جای گزیدگی دندان روی صورتش که به داستان دراکولا و گاز گرفتن قربانی‌های زنش شباهت دارد. هدایت در توصیف زن راوی در کتاب بوف کور نوشته است: «من فقط خودم را به یاد موهوم بچگی او تسلیت می‌دادم. آن وقتی که یک صورت ساده محو گذرنده داشت و هنوز جای دندان پیرمرد خنزرپنزری روی صورتش دیده نمی‌شد.»

کلام آخر

اما آیا این تاثیرپذیری‌ها از ارزش اثر صادق هدایت کم می‌کند؟ خود او نوشته است: «تقلید؟ همه تقلید می‌کنند. من هم تقلید می‌کنم. تقلید عیب نیست. دزدی و چاپیدن عیب است. داشتن شخصیت در این نیست که آدم به هر قیمت که شده خودش را اوریژینال جا بزند. اوریژینال به تنهایی حسن نیست، شرط خلق کردن نیست. چه بسا آدم حرفی داشته باشد که باید تو یک قالب خاص گفته بشود و این قالب خاص پیش از او ساخته شده باشد.» به نظر می‌رسد که با وجود انتشار کتاب‌ها‌ی بسیار درباره‌ی زندگی، سبک نویسندگی و آثار هدایت در این سال‌ها هنوز امکان انجام پژوهش‌های تحلیلی جدید درباره‌ی او وجود دارد و در آینده ابعاد تازه‌ای از آثار او به ویژه بوف کور کشف خواهد شد.

هنر نویسندگی هدایت، توانایی او در تصویرسازی و قدرت تخیلش در بوف کور، آن را به اثری بی‌مانند در ادبیات فارسی تبدیل کرده است. بوف کور را می‌توان بارها خواند و هربار رمزی را کشف کرد و با این وجود نتوان به جواب تمام سوالات پیش‌آمده رسید. بوف کور اثری خیالی و ترسناک است که درون‌مایه‌های فلسفی و هستی‌شناسانه‌ی بسیاری در خود دارد و به همین دلیل قدرتی دارد که می‌تواند خواننده‌ی خود را به فکر فرو برده تا درباره‌ی چیستی خود، دیگران و مرگ بیندیشد. این به خواننده بستگی دارد که در این سیر و سلوک درونی با کتاب همراه شود یا نه.


Avatar

زهرا کرمی


اشتراک گذاری یادداشت
0 0 رای
امتیاز مطلب
اشتراک
اطلاع از
guest
23 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین بیشترین رای
بازخورد داخلی
نمایش همه کامنت ها
Jilibeli
Jilibeli
9 ماه قبل

دوست نداشتم اصلا خوشم نیومد خیلی بی سر و ته بود

پ
پ
5 ماه قبل

جالبه
این همه کتاب و مقاله راجع به بوف کور نوشتن و بعد یه نفز که کتاب رو مثل داستان کودکانه میخونه میاد میگه بوف کور بی سر و ته بود.
ای خدا

مهتاب
مهتاب
4 ماه قبل
  پ

شما هم اگه بخونی بهمین نتیجه میرسی. خدایی مزخرف ترین کتابی بود که خوندم

پ
پ
4 ماه قبل

خوندم و دیدم درک بالایی میخواد
حتما کتاب “این است بوف کور” رو بخونید

زهرا میرزایی
زهرا میرزایی
3 ماه قبل
  پ

فقط خواندن کتاب کافی نیست باید نقد کتاب رو هم بخونیم

Hadi
Hadi
9 ماه قبل

یک شاهکار بی بدیل،البته برای اهلش،در کل به عوام توصیه نمی کنم،باید اهل هنر و تحلیل باشی و نکته سنج تا بوف کور رو دوست بداری،در کل اگه شنیدی بوف کور جنسیه و دنبال این مسائلی اصلا چیزی نیس توش،همش رازه و در لفافه،باید اهلش باشی تا بفهمی،اما اگه اهلشی بسم ا…،خوب جایی اومدی،حداقل پنج بار خواهی خوندش!!!

مهتاب
مهتاب
4 ماه قبل

دقیقا توضیحاتش بی بدیله. ولی آدم و روانی میکنه. یارو دود میزنه میره تو فضا هذیون میگه. کجاش جالبه.

پوریا
پوریا
3 ماه قبل

خیلی جالبی

Sama&Orkidh
Sama&Orkidh
7 ماه قبل

من بیشتر از ۱۲بار خوندمش …

الهام
الهام
6 ماه قبل

بوف کور، به نظر من این کتاب از بی نظیرترین رمان های فارسی بود که خوانده ام، یعنی حتا باورش برای من خیلی سخته که یک نویسنده ایرانی، این کتاب رو نوشته باشه، چه برسه به اینکه در دهه ۱۳۱۵ نوشته شده باشه، در هر سطر از داستان فقط این موضوع به ذهن می رسید، چطور تا به امروز این کتاب مورد توجه فیلم سازان قرار نگرفته است؟
تفکرات روشنفکرانه و نگاه انتقادگرایانه راوی به مردم عادی بسیار ستودنی است، و بر خلاف بسیاری از نویسندگان ایرانی بدون تاکید واضح وبه شیوه ی بسیار زیرکانه ای با چند جمله در طول داستان رمزآلود، این نقد رو به مردم عادی داره. رشته اصلی داستان که آمیخته ای با توهم و واقعیت هست، خیلی خوب قابل پیگیری و درک هست. و مثل بسیاری از رمان های رمز آلود در پایان، باز هم خواننده رو در کنجکاوی و پرسشگری زیبایی قرار می دهد. من شخصن خواندن داستان رو برای برزگسالان حتمن توصیه می‌کنم. مخصوصن اگر کمی دید روانشناسی داشته باشیم.
این کتاب ترسناکه ولی زیباست. روایت یک بیمار روانی که منشا بیماری اش رو به خوبی بیان می کند و خواننده رو در فضای همان سال های دهه بیست ایران قدیم می برد، فضایی که برای بسیاری از ما هنوز زنده است.

jahan
jahan
3 ماه قبل

دوست عزیز شما تو جمله نخستیت نظرتون به من خواننده می گویید من اینقدر فرهیخته هستم که می توانم تفاوت بین رمان ایرانی و خارجی را بفهمم بعبارت دیگر تسلط بی نظیر بر ادبیات ایران و جهان دارید ولی متاسفانه در جمله ی بعدی این برداشت را بطور کل نقض می کنید.
چرا نباید بوف کور در سال ۱۳۱۵ نوشته شده باشد؟ مگر نه اینکه همه غول های ادبیات جهان در این یکی دو دهه ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ می زیسته اند؟ غول هایی مثل جویس و وولف پاوند و لوئیس و غیره که خود پایه گذاران سورئال بودند. هدایت و بوف کور هم هم عصر انها و در کنار انها در پاریس بوده است. کجای این تعجب دارد؟

افسون
افسون
5 ماه قبل

خیلی دوستش داشتم. انقدر ماهرانه نوشته شده که هرلحظه رو میشد تجسم کرد…

اوزرا
اوزرا
5 ماه قبل

چرا بدون تقلید.از هنر.موسیقی.فرهنگ…دیگران هنرمندان چیزی از خود برای ارائه کردن ندارنند…باز خوبه این یکی گفته که کتابش تقلید از این.وآن است.

فرخ پیامی
فرخ پیامی
5 ماه قبل

درود دوستان.

توصیه اکید می نمایم حتما کتاب ” بوفی کور” نوشته ی محمد رسولی را هم بخوانید ! بیشتر چیزی نمی گویم

نیما
نیما
4 ماه قبل

ده صفحه خوندم، گرفتارش شدم، کل برنامه ها و کارامو کنسل کردم و کتاب رو تموم کردم. چطور این کتاب تو اون زمان نوشته شده؟
چطور تا حالا نخونده بودمش؟
شرمنده صادق هدایت شدم والا … .

سینا
سینا
3 ماه قبل

من سی سال پیش خودم ولی تحلیل الآنم با سی سال پیش خیلی تفاوت داشت خیلی خیلی

مهیار
مهیار
3 ماه قبل

اینهمه از کتاب تعریف کردید یکی یه مختصر توضیح بده چی فهمیده تا واسه من هم مطالب روشن بشه

زهرا میرزایی
زهرا میرزایی
3 ماه قبل

فقط خواندن کتاب کافی نیست باید نقد کتاب رو هم بخونیم

ata
ata
3 ماه قبل

حکایت این دوستان حکایت شیخ و کودکی است که استاد مرواریدی به او میدهد و می گوید که قیمت این ۱۰۰ سکه طلاست برو بفروشش ولی نه حتی کی سکه پایین تر .

کودک مروارید را پیش مغزاه دار و رنگرز و … می برد و می گویند این نهایت ۱۰ سکه می ارزد .

jahan
jahan
3 ماه قبل

دوستان این روزها کتاب ها، نطق ها و مقالات بسیاری در مورد تقلیدی بودن هدایت منتشر شده که اکثرا مبنای مشخصی ندارن و فقط احساس درونی محقق او را به این نتیجه رسانده است.
بنده شخصا کار جدیدی انجام داده ام و تاثیر هدایت را بر ادبیات جهانِ پساهدایت و پسابوف کور بررسی کرده ام. جغلب است بدانید نتیجه این تحقیق همه بحث قبلی را مبتذر و دم دستی نشان می دهد.
من بوف کور هدایت را در سی تا چهل سال حتی پنجاه سال پس از نوشته شدنش دیدم. می دانید یعنی چه؟
بوف کور یا خود مولف است یا سرچشمه معتبری در دنیا دارد که ما ایرانی ها بی خبریم. همه تحلیل های آبگوشتی بی بی سی و صدای امریکا و هرچه تا حال در مورد بوف کور خوانید را فراموش خواهید کرد. من اهل ادبیات نبودم و تخصص م در فنی و مهندسی ست ولی جز نفرات اول کنکور هستم حدودا دو سال روی بوفذکور کار کرده ام و در این رهگذار بیش از ۲۰۰ بار این کتاب نازنین را خوانده ام. بعضی وقتها یک پاراگراف در یک روز. متاسفانه اهل ارائه مقاله و یا چاپ کتاب در این زمینه نیستم. فقط برای فهمیدن بوف کور آن را خواندم ….«یک اشاره کوچک: بوف کور بعد نوشته شدن و حتی تا لحظه جان سپردن صادق خان هدایت نیز ادامه داشته است…..»
متاسفانه اینجا جای توضیحات بیشتر نیست. درود فراوان

سارا
سارا
2 ماه قبل

میشه در مورد تحلیل پایان بندی رمان بوف کور توضیح بدهید

Achilles
Achilles
1 ماه قبل

اونایی ک این قبیل درد رو نکشیدن خواهشا سمت بوف کور نیان چون آخرش از نادانی فکر میکنن یه داستان مسخره و خیلی متوسط بوده ولی کسی ک درد کشیده باشه کسی که میتونه عمق مفهوم رو بگیره اینقدر محو بوف کور میشه ک تا سال ها با خودش حرف میزنه و تحلیلش میکنه.

Kia
Kia
17 روز قبل

بی شک بوف کور یکی از شاهکار های ادبیات فارسیست

یادداشت های مشابه