نویسنده: هومر .
مترجم: سعید نفیسی
انتشارات: انتشارات پر

حدود سه هزار سال از سرودهشدن اودیسه میگذرد، اما هنوز هم وقتی از سفر، خانه، وسوسه، ازدستدادن و حتی هویت حرف میزنیم، ردپای این اثر را میتوان در ادبیات، سینما، فلسفه و فرهنگ جهان دید. اولیس پس از ده سال جنگ، سرانجام از میدان نبرد تروا جان سالم به در میبرد. هر قهرمان دیگری در همین نقطه به پایان داستانش میرسید؛ با تاجی بر سر، نامی ماندگار و آوازهای که نسلها تکرارش کنند. هومر راه دیگری را انتخاب میکند. او قهرمانش را به خانه نمیرساند، بلکه میان دریا رهایش میکند؛ جایی که نه افتخار جنگ به کار میآید، نه شمشیر و نه شهرت. آنچه باقی میماند، انسانی است که میخواهد دوباره همسرش را ببیند، پسرش را در آغوش بگیرد و روی تختی بخوابد که سالها پیش با دستان خودش ساخته بود.
اودیسه روایت تلاش اولیس برای رسیدن به ایتاکاست؛ سفری که هر بار با مانعی تازه روبهرو میشود و سالها طول میکشد. در این مسیر، او با خشم خدایان، جزیرههای ناشناخته، موجودات افسانهای و وسوسههایی روبهرو میشود که هر کدام میتوانند او را برای همیشه از خانه دور کنند. همزمان، در ایتاکا نیز پنلوپه و تلماک برای حفظ خانواده و پادشاهی، نبردی خاموش را پشت سر میگذارند.

هشدار فاششدن داستان: این نقد برای بررسی اثر، به برخی از رویدادها و شخصیتهای داستان اشاره میکند.
هومر در اودیسه داستان را پس از تمامشدن جنگ آغاز میکند؛ زمانی که بزرگترین آرزوی اولیس دیگر شکستدادن دشمن نیست، رسیدن به خانه است. همین تغییر، ماهیت اثر را دگرگون میکند. اودیسه را میتوان یکی از نخستین آثاری دانست که قهرمانی را بیشتر از زور بازو با توانایی تحمل رنج، خویشتنداری و خرد تعریف میکند.
بزرگترین دستاورد هومر، شخصیتپردازی اولیس است. او قهرمانی شکستناپذیر نیست. بارها اشتباه میکند، تصمیمهای عجولانه میگیرد و گاهی غرورش سرنوشت خود و همراهانش را تغییر میدهد. هومر این ضعفها را پنهان نمیکند و همین ویژگی، اولیس را به شخصیتی زنده و باورپذیر تبدیل کرده است. خواننده با انسانی روبهروست که میان عقل و احساس، وظیفه و خواستههای شخصی، بارها دچار تردید میشود.
یکی از جنبههایی که کمتر دربارهی آن صحبت میشود، نقش خانواده در اودیسه است. اگر ایلیاد را حماسهی میدان جنگ بدانیم، اودیسه حماسهی خانه است. بخش مهمی از روایت بر روابط خانوادگی، پیوند میان زن و شوهر، پدر و پسر، مفهوم مهماننوازی و بازسازی نظمی متمرکز است که جنگ آن را از هم گسسته است.
اینجاست که نقش زنان نیز اهمیت پیدا میکند. برخلاف تصور رایج، زنان در اودیسه تنها در انتظار قهرمان نمیمانند. پنلوپه با هوشمندی و صبر، سالها خواستگاران را فریب میدهد و از فروپاشی پادشاهی جلوگیری میکند. آتنا مهمترین راهنمای اولیس است و بارها با خرد و تدبیر خود مسیر داستان را تغییر میدهد. سیرسه و کالیپسو نیز هر کدام نمایندهی نوعی وسوسهاند که قهرمان را از مسیر بازگشت دور میکنند. با این حال، اودیسه همچنان بازتاب جامعهای مردسالار است. بسیاری از زنان اختیار چندانی بر سرنوشت خود ندارند و کنیزانی که به خواستگاران کمک کردهاند، بدون فرصتی برای دفاع از خود، مجازات میشوند.
از نظر ساختار روایی، اودیسه اثری پیشرو است. هومر داستان را از میانهی ماجرا آغاز میکند و گذشته را بهتدریج آشکار میسازد. اغلب بخشهای مشهور کتاب، زمانی روایت میشوند که اولیس سرگذشت خود را برای فئاکیان بازگو میکند. این شیوه، تعلیقی مداوم ایجاد میکند.
باید در نظر داشت که اودیسه برای اجرا در سنت شفاهی سروده شده است. تکرار لقبها، توصیفهای طولانی و بازگویی آیینهای مهماننوازی ممکن است برای مخاطب امروزی سختخوان باشد. اگر خواننده با ویژگیهای شعر حماسی آشنا نباشد، ممکن است در بخشهایی احساس کند روایت بیش از اندازه کشدار شده است.
اودیسه بیش از آنکه داستان رسیدن باشد، داستان دگرگونشدن است. اولیس در تمام مسیر برای رسیدن به خانه میجنگد، اما وقتی به پایان سفر نزدیک میشویم، روشن میشود که مسئله فقط پیمودن فاصلهی میان تروا و ایتاکا نیست. انسانی که پس از بیست سال دوری به خانه میرسد، دیگر همان انسانی نیست که روزی آن را ترک کرده بود. مجموع این ویژگیها باعث شده پس از نزدیک به سه هزار سال، این منظومه همچنان برای خوانندهی امروز زنده و تأثیرگذار باشد.
داستان اودیسه پس از پایان جنگ تروا و در حدود سدهی دوازدهم پیش از میلاد جریان دارد. با این حال، هومر احتمالاً این منظومه را در سدهی هشتم پیش از میلاد سروده است. همین فاصلهی زمانی باعث شده جهان اودیسه آمیزهای از دو دورهی تاریخی باشد. در کتاب، یادگارهای عصر پهلوانی در کنار ارزشها و مناسبات اجتماعی دوران هومر دیده میشود. اودیسه سندی تاریخی نیست، در واقع تصویری ادبی از گذشتهای است که در حافظهی جمعی یونانیان شکل گرفته بود.
بخشی از کتاب صوتی ادیسه را بشنوید.

ادیسه
نویسنده: هومر .
گوینده: فریبا فصیحی
انتشارات: نشر صوتی نیک
یکی از جذابترین ویژگیهای اودیسه، تنوع مکانهایی است که داستان در آنها جریان پیدا میکند. هر سرزمین، شخصیت و فضای مخصوص خود را دارد و احساس متفاوتی به خواننده منتقل میکند. اما به طور کلی فضای اودیسه میان دو قطب حرکت میکند: خانه و بیخانمانی. از یک سو ایتاکا خانه اولیس قرار دارد؛ جزیرهای که به کانون نظم، حافظه و بازگشت بدل میشود. از سوی دیگر، پهنهی دریا و جزایر ناشناخته قرار گرفتهاند؛ قلمروی بیثبات، سیال، اغواگر و پرخطر که در آن مرزهای هویت مدام از نو آزموده میشوند.
از نظر جغرافیای اسطورهای، اثر ما را از تروا به جهان پراکندهی جزایر، ساحلها، کاخها و قلمروهای نیمهواقعی میبرد. اما فضاسازی اودیسه صرفاً تصویری نیست؛ کارکردی اخلاقی دارد. هر مکان، نوعی آزمون است. غار سیکلوپ، جزیرهی سیرسه، اقامتگاه کالیپسو و سرزمین فائکیان، فقط لوکیشن نیستند؛ هر کدام وضعیتی از نسبت انسان با میل، قانون، میزبانی و خطر را مجسم میکنند.
اودیسه در شمار مهمترین حماسههای اسطورهای جهان قرار میگیرد، اما روایت آن به ماجراجویی محدود نمیشود. هومر عناصر سفر، اسطوره، درام خانوادگی و تأملات اخلاقی را در هم میآمیزد. زبان اثر شاعرانه و تصویرپرداز است به همراه تشبیههای متعدد، لقبهای ثابت و تکرارهای آهنگین که به سنت شفاهی یونان باستان تعلق دارند و حفظ و اجرای اثر را برای راویان آسانتر میکردند.
یکی از مهمترین ویژگیهای اودیسه، شیوهی روایت آن است. هومر داستان را از میانهی ماجرا آغاز میکند و بهتدریج گذشته را آشکار میکند؛ روشی که امروز آن را آغاز داستان از میانهی پیرنگ مینامیم. روایت بیشتر با زاویهدید سومشخص پیش میرود، اما در بخشهایی، اولیس خودش راوی تجربههایش میشود. این تغییر زاویه، روایت را زندهتر میکند و فاصلهی خواننده با شخصیت اصلی را کاهش میدهد.
دربارهی زندگی هومر اطلاعات تاریخی دقیقی در دست نیست. حتی پژوهشگران بر سر اینکه هومر یک شاعر مشخص بوده یا نامی برای سنتی طولانی از شاعران شفاهی، اتفاقنظر ندارند.
آنچه از خود اثر و پژوهشهای ادبی برمیآید، نشان میدهد اودیسه برای زنده نگهداشتن روایتهای مربوط به جنگ تروا نوشته نشده است. هومر توجه خود را بر سرنوشت انسان پس از پایان جنگ متمرکز میکند. اودیسه از بازگشت، خانواده، هویت و زندگی پس از پیروزی سخن میگوید. بسیاری از پژوهشگران معتقدند هومر با این تغییر زاویه، معنای تازهای از قهرمانی ارائه میدهد. در این جهان، خرد، خویشتنداری و توانایی بازسازی زندگی، ارزشی همسنگ دلاوری در میدان نبرد پیدا میکنند.
اودیسه، همواره یکی از مشهورترین و بحثبرانگیزترین آثار ادبیات جهان است. با وجود این، نگاه منتقدان به آن همیشه یکسان نبوده است.
ارسطو در فن شعر، هومر را بزرگترین شاعر حماسی میخواند و اودیسه را نمونهای موفق از روایت منسجم میداند. به باور او، با وجود شخصیتها و ماجراهای فراوان، همهی رویدادها در خدمت یک کنش اصلی قرار گرفتهاند و همین انسجام، یکی از مهمترین دلایل برتری اثر است. در مقابل، افلاطون با وجود احترام به جایگاه هومر، نگاه انتقادیتری دارد. او در جمهوری معتقد است تصویر خدایان و برخی الگوهای رفتاری در شعر هومری برای آموزش اخلاقی جوانان مناسب نیست. چند قرن بعد، لونگینوس اودیسه را اثری متعلق به دوران پختگی هومر توصیف میکند و روایت و شخصیتپردازی آن را نسبت به ایلیاد تأملبرانگیزتر میداند.
گریگوری ناگی، استاد دانشگاه هاروارد، اودیسه را محصول سنتی شفاهی میداند که طی چندین نسل شکل گرفته است. از نگاه او، ماندگاری این اثر فقط به داستان آن محدود نمیشود؛ شیوهی روایت، ساختار و اجرای شفاهی نیز در جایگاه ادبی آن نقش مهمی داشتهاند.
در دهههای اخیر، امیلی ویلسون، نخستین زنی که اودیسه را به انگلیسی ترجمه کرده، توجه منتقدان را به تصویر زنان، بردگان و مناسبات قدرت در این منظومه جلب کرده است. او معتقد است خوانشهای تازه میتوانند لایههایی از اثر را آشکار کنند که قرنها کمتر دیده شدهاند.
اودیسه یکی از ستونهای اصلی ادبیات غرب به شمار میرود و در کنار ایلیاد، بنیان سنت حماسهسرایی اروپا را شکل داده است. بسیاری از شیوههای روایت که امروز بدیهی به نظر میرسند، مانند آغاز داستان از میانهی ماجرا، روایتهای درونداستانی و قهرمانی که همزمان نقاط قوت و ضعف دارد، در اودیسه به شکلی تأثیرگذار به کار رفتهاند.
اهمیت این منظومه به تاریخ ادبیات محدود نمیشود. اودیسه هنوز هم در دانشگاههای سراسر جهان تدریس میشود و یکی از منابع اصلی برای مطالعهی اسطوره، روایت، فلسفه، تاریخ فرهنگ و نظریهی ادبی است. کمتر اثری را میتوان یافت که پس از نزدیک به سه هزار سال، همچنان موضوع پژوهشهای تازه باشد.
نفوذ اودیسه را میتوان در بخش بزرگی از ادبیات و هنر جهان دید. ویرژیل در انهاید از ساختار و جهان هومر الهام گرفت. دانته در کمدی الهی شخصیت اولیس را با برداشتی تازه وارد داستان خود کرد. در قرن بیستم، جیمز جویس با رمان اولیس، سفر یک روزهی مردی عادی را بر الگوی اودیسه بنا کرد و یکی از مهمترین رمانهای مدرن را آفرید. نیکوس کازانتزاکیس نیز ادامهای بر ماجرای اولیس نوشت و آن را اودیسه؛ دنبالهای مدرن نامید.
تأثیر این منظومه به ادبیات محدود نمانده است. اپرا، تئاتر، سینما، انیمیشن، بازیهای ویدئویی و مجموعههای تلویزیونی بارها به داستان اولیس یا شخصیتهای آن ارجاع دادهاند.
تازهترین اقتباس بزرگ این اثر، فیلم The Odyssey به کارگردانی کریستوفر نولان است که در سال ۲۰۲۶ اکران شد. نولان با بهرهگیری از فناوری IMAX و گروهی از بازیگران سرشناس مانند مت دیمون در نقش اولیس، تام هالند در نقش تلماک و آن هاتاوی در نقش پنلوپه، تلاش کرد این حماسهی باستانی را برای مخاطب امروز بازآفرینی کند. این فیلم نشان میدهد اودیسه هنوز هم ظرفیت الهامبخشی برای روایتهای معاصر دارد.
امروزه واژهی «Odyssey» در زبان انگلیسی برای توصیف هر سفر یا تجربهی طولانی و پرچالش به کار میرود و حتی در شبکههای اجتماعی نیز به یکی از میمهای رایج اینترنتی تبدیل شده است؛ جایی که کاربران به طنز، هر کار فرساینده یا پیچیدهای را «اودیسه» توصیف میکنند.
اودیسه در طول قرنها، نگاه بسیاری از فرهنگها به مفهوم سفر قهرمان و بازگشت به خانه را شکل داده است. واژهی یونانی نوستوس که هستهی اصلی این منظومه را میسازد، بعدها الهامبخش مفهوم «نوستالژی» شد؛ احساسی که به دلتنگی برای خانه یا گذشته اشاره دارد. این پیوند نشان میدهد اودیسه فقط یک داستان اسطورهای نیست، بلکه اثری است که بر زبان، فرهنگ و شیوهی اندیشیدن انسان دربارهی خانه، خانواده و هویت اثر گذاشته است. همچنین کلمه «منتور» که امروزه به معنای راهنما و مشاور به کار میرود، از نام یکی از شخصیتهای اودیسه گرفته شده است. امروزه خود واژهی اودیسه «Odyssey» در زبان انگلیسی دیگر فقط نام کتاب هومر نیست. هر سفر طولانی، پرماجرا و دگرگونکننده را یک اودیسه مینامند.
در سالهای اخیر، این منظومه از زاویههای تازهای نیز خوانده شده است. پژوهشگران دربارهی نقش زنان، مهاجرت، تبعید، جنگ، خشونت و مفهوم هویت در اودیسه بحث میکنند و هر نسل، پرسشهای تازهای را پیش روی این متن کهن قرار میدهد. همین قابلیت تفسیر دوباره، یکی از مهمترین دلایل ماندگاری اثر است.
بیشتر حماسهها با پیروزی قهرمان به پایان میرسند. اودیسه یادآوری میکند که دشوارترین بخش ماجرا، زندگی پس از پیروزی است. هومر در دل یک سفر دریایی، داستانی دربارهی انسان روایت میکند؛ داستانی که پس از نزدیک به سه هزار سال، هنوز چیزهایی برای گفتن دارد.
اودیسه را باید با معیارهای زمان خودش خواند. ریتم روایت، ساختار منظوم و تکرارهای آگاهانه، بخشی از سنت شفاهی یونان باستان هستند. اگر این فاصلهی تاریخی را بپذیرید، با اثری روبهرو میشوید که هنوز هم یکی از مهمترین سرچشمههای ادبیات و روایتپردازی در جهان به شمار میرود.
طاقچه دریچهای است به دنیای کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستانها، دانش و تجربههای تازه قدم میگذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، میتوانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بیدرنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانهی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه