لوگو طاقچه
خرید کتاب صوتی با تخفیف
نقد کتاب در انتظار گودو

نقد کتاب در انتظار گودو؛ نمایشی که در آن اتفاقی نمی‌افتد!

1 بازدید

ساموئل بکت (۱۹۰۶–۱۹۸۹)، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرلندی، یکی از پیشگامان بی‌چون و چرای تئاتر ابزورد است. او در دانشگاه ترینیتی دوبلین ادبیات خواند و پس از سفر به پاریس و آشنایی با جیمز جویس، مسیر ادبی‌اش با جدیتی تازه شکل گرفت. تجربه‌ی حضور در مقاومت فرانسه در دل جنگ جهانی دوم نیز عمق نگاه فلسفی و تلخ او به زندگی را بیشتر کرد. آثار بکت با طنز سیاه، سکوت‌های سنگین، زبان ساده و شخصیت‌هایی سرگردان در جهانی بی‌معنا شناخته می‌شوند؛ جهان‌هایی که هم آشنا و هم غریب‌اند، جایی که هر لحظه در لبه‌ی انتظار می‌ایستد.

«در انتظار گودو» مهم‌ترین اثر اوست؛ نمایشنامه‌ای که به ظاهر ساده است اما فلسفه‌ای عمیق در دل خود دارد. ولادیمیر و استراگون کنار درختی خشک ایستاده‌اند، چشم به راه مردی به نام گودو، بی‌آنکه بدانند او کیست یا چرا باید بیاید. گفت‌وگوهایشان در میان خاطرات مبهم، شوخی‌های بی‌هدف، نزاع‌های کودکانه و سکوت‌های طولانی جریان دارد. ورود پوزو و برده‌اش لاکی، تصویری از روابط سلطه و وابستگی را پیش چشم می‌آورد. در پایان هر پرده، پسری خبر می‌دهد که گودو امروز نخواهد آمد و وعده‌ی فردا را می‌دهد. نمایشنامه، همانند زندگی، در انتظار می‌ایستد؛ بی‌پایان، بی‌نتیجه، و درعین‌حال پر از معنا.

همراه با دیگر آثار بکت چون «پایان بازی» و «آخرین نوار کراپ»، «در انتظار گودو» جایگاه او را به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران تئاتر ابزورد تثبیت کرده و همچنان از تأثیرگذارترین متون نمایشی جهان به شمار می‌رود. در ادامه، این نمایشنامه را از زوایای مختلف، بررسی خواهیم کرد.

نقد کتاب در انتظار گودو

کتاب در انتظار گودو

نویسنده: ساموئل بکت

مترجم: مرادحسین عباسپور

انتشارات: نشر روزگار

این نمایشنامه با حذف عناصر سنتی درام (پیرنگ، اوج، گره‌گشایی) ساختار کلاسیک تئاتر را فرو می‌ریزد. «اتفاقی نمی‌افتد» و همین بی‌اتفاقی، پیام اثر است. بکت نشان می‌دهد زندگی انسان مدرن نه مسیر روشنی دارد و نه مقصدی مشخص؛ بلکه چرخه‌ای از انتظار و تکرار است. دو پرده‌ی نمایشنامه تقریباً بازنویسی یکدیگرند، گویی زمان حرکت نمی‌کند. این اثر تجسم نمایشی فلسفه‌ی پوچی است. انسان در جهانی زندگی می‌کند که پاسخ روشنی به پرسش‌های بنیادین او نمی‌دهد. با این حال، ولادیمیر و استراگون همچنان امیدوارند؛ امیدی که پشتوانه‌ای ندارد، اما بدون آن نمی‌توانند ادامه دهند. بکت نشان می‌دهد امید، حتی وقتی بی‌پایه است، بخشی جدایی‌ناپذیر از زیستن انسان است. این نمایشنامه هم‌زمان خنده‌دار و دردناک است. حرکات کمیک شخصیت‌ها، زمین‌خوردن‌ها، بازی با کلاه و کفش، یادآور کمدی صامت‌اند، اما زیر این خنده، وحشتِ خلأ هستی پنهان است. این ترکیب طنز و تراژدی، فضایی گروتسک می‌آفریند که خنده را به واکنشی دفاعی در برابر پوچی بدل می‌کند. بکت در این نمایشنامه نقدی ظریف بر انفعال انسان دارد. شخصیت‌ها نمی‌روند و عمل نمی‌کنند، بلکه منتظر می‌مانند. این انتظارِ بی‌پایان استعاره‌ای از جوامعی است که امید به تغییر را به آینده‌ای مبهم موکول می‌کنند. بکت مخاطب را به این پرسش وا می‌دارد:  اگر نجاتی در کار نباشد، آیا باز هم منتظر خواهیم ماند؟

نقاط قوت

  • نوآوری رادیکال در فرم نمایشنامه‌نویسی؛
  • تبدیل «بی‌اتفاقی» به درام؛
  • ترکیب طنز، تراژدی و فلسفه؛
  • شخصیت‌های نمادین اما عمیقاً انسانی؛
  • زبان موجز، چندلایه و نمایشی؛
  • قابلیت تفسیرهای گوناگون (مذهبی، فلسفی، سیاسی، روان‌شناختی)؛
  • فضاسازی ساده و مؤثر.

نقاط ضعف

  • ریتم کند برای مخاطبان عادت‌کرده به روایت پرحادثه؛
  • ابهام زیاد که ممکن است موجب سردرگمی شود؛
  • تکرار دیالوگ‌ها که می‌تواند خسته‌کننده باشد؛
  • فقدان تحول ظاهری شخصیت‌ها.

شخصیت‌های کتاب در انتظار گودو و نقش آن‌ها

نمایشنامه‌ی در انتظار گودو بر محور چهار شخصیت اصلی شکل گرفته است: ولادیمیر و استراگون که دو شخصیت مرکزی هستند و پوزو و لاکی که نقش مکمل و نمادین دارند. ولادیمیر و استراگون دو مرد هستند که در بیابانی خالی منتظر گودو هستند، فردی که هیچ‌گاه ظاهر نمی‌شود. این دو شخصیت نماد انسان در وضعیت انتظار، بلاتکلیفی و پوچی زندگی هستند. ولادیمیر معمولاً محتاط و منطقی است، درحالی‌که استراگون هیجانی‌تر و وابسته به نیازهای جسمانی است؛ تضاد این دو شخصیت، تعامل ذهن و بدن، عقل و احساس، و درک و شهود انسان را به نمایش می‌گذارد.

در مقابل، پوزو و لاکی نماینده‌ی رابطه‌ی قدرت و وابستگی هستند. پوزو ارباب است، سلطه‌جو و خودخواه، و لاکی برده‌ای مطیع که نقش او اغلب با انجام نمایش‌های عجیب و سخنرانی‌های طولانی همراه است. این دو شخصیت به صورت استعاری ساختار اجتماعی و سلسله‌مراتب قدرت را بازتاب می‌دهند و تضاد میان آزادی و محدودیت، اختیار و استیصال را برجسته می‌کنند.

نقش این شخصیت‌ها نه‌تنها در روایت داستان بلکه در بیان مضامین اصلی نمایشنامه حیاتی است. ولادیمیر و استراگون مفهوم انتظار و پوچی را منتقل می‌کنند، در‌حالی‌که پوزو و لاکی تضادهای اجتماعی و محدودیت‌های انسانی را نمایش می‌دهند. تعامل میان این چهار نفر، ترکیبی از طنز، تراژدی و تأمل فلسفی ایجاد می‌کند که به شکلی نمادین و اغراق‌آمیز، ماهیت زندگی انسان و روابط او با جهان و دیگران را آشکار می‌کند.

شخصیت‌های اصلی به جای روایت مستقیم یک داستان خطی، نمایشگر شرایط و وضعیت انسانی هستند؛ آن‌ها نمادها و ابزارهایی برای پرداختن به مفاهیم وجودی، پوچی، انتظار و روابط قدرت‌اند که ذهن مخاطب را به تأمل عمیق درباره زندگی و معنا فرا می‌خوانند.

در انتظار گودو

مضامین و درون‌مایه‌ها

انتظار و بی‌عملی

شخصیت‌ها ساعت‌ها منتظر کسی به نام گودو می‌مانند، بدون اینکه بدانند او می‌آید یا نه؛ این انتظار نماد زندگی انسان و مواجهه با بی‌معنایی است.

پوچی و بی‌معنایی زندگی

دیالوگ‌ها و سکوت‌های طولانی، جهان را به فضایی پوچ و نامطمئن تبدیل می‌کنند و نشان‌دهنده‌ی فقدان هدف نهایی زندگی انسان است.

روابط انسانی و تنهایی

تعاملات ولادیمیر و استراگون، پوزو و لاکی نشان می‌دهد که انسان‌ها هرچند با هم‌اند، همچنان در تنهایی و ناتوانی از برقراری ارتباط واقعی گرفتارند.

حافظه و فراموشی

شخصیت‌ها بارها اتفاقات گذشته را فراموش می‌کنند یا اشتباه به یاد می‌آورند؛ این مسئله بر گذرا و نسبی‌بودن تجربه‌ی انسانی تأکید دارد.

  زمان و چرخه‌ی تکرار

نمایش، با تکرار اعمال و دیالوگ‌ها در دو پرده، مفهوم زمان را به چرخه‌ای بی‌پایان و تکراری تبدیل می‌کند، که انسان در آن گرفتار است.

 امید و ناامیدی

امید به رسیدن گودو با عدم حضور او در تضاد است و نشان می‌دهد انسان همواره در نوسان بین انتظار و ناامیدی قرار دارد.

وابستگی و سلطه

رابطه‌ی پوزو و لاکی نماد روابط قدرت و سلطه در جامعه است و نشان می‌دهد که وابستگی و کنترل، جنبه‌ی جدایی‌ناپذیر زندگی انسان است.

هویت و فقدان معنا

شخصیت‌ها خود را گم کرده‌اند و معنا و هدف مشخصی ندارند؛ این فقدان هویت و معنا، ماهیت اگزیستانسیال اثر را برجسته می‌کند.

زمان نمایشنامه و بستر تاریخی

بکت «در انتظار گودو» را در فاصله‌ی اکتبر ۱۹۴۸ تا ژانویه‌ی ۱۹۴۹ به زبان فرانسه نوشت و انتشارات Les Éditions de Minuit آن را در سال ۱۹۵۲ منتشر کرد. دهه‌ی ۱۹۵۰ زمانی بود که اروپا هنوز با پیامدهای ویرانی‌های جنگ جهانی دوم دست‌وپنجه نرم می‌کرد. این دوره، با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و فلسفی همراه بود و انسان در مواجهه با پوچی، فقدان معنا و ناتوانی از کنترل شرایط خود قرار داشت. هرچند زمان و مکان دقیق داستان مشخص نیست، فضای آن حس بی‌زمانی و جهان‌شمولی را منتقل می‌کند. به عبارت دیگر، این اثر نه‌تنها در اروپا بلکه در هر جای دیگری از جهان نیز قابل‌فهم است، زیرا با تجربه‌ی اساسی انسان‌ها از انتظار، امید و یأس سر و کار دارد. فضای تاریخی و اجتماعی پس از جنگ در متن به‌طور مستقیم ذکر نشده، اما حس و حال دنیای مدرن و بحران‌های اخلاقی و وجودی انسان را بازتاب می‌دهد. شخصیت‌ها در محیطی خالی و نامشخص گیر افتاده‌اند، بدون اشاره به دولت، سیاست یا جامعه، که این امر خواننده و تماشاگر را به تمرکز بر تجربه‌ی فردی و فلسفی انسان سوق می‌دهد.

در انتظار گودو

نویسنده: ساموئل بکت

گوینده: جمعی از گویندگان

انتشارات: آوانامه

فضاسازی و لوکیشن

فضای داستان بسیار ساده است و از جزئیات محیطی عاری است؛ تنها یک جاده و یک درخت در صحنه حضور دارند. این طراحی ساده، تمرکز مخاطب را بر شخصیت‌ها و دیالوگ‌های آن‌ها حفظ می‌کند و حس تنهایی و ایستایی در زمان و مکان را تقویت می‌کند. غیاب هرگونه محیط داخلی یا مکان شهری، تجربه‌ی داستان را به سطحی جهانی و فلسفی ارتقا می‌دهد، طوری که شخصیت‌ها می‌توانند نماد تمام انسان‌ها باشند. سادگی صحنه همچنین به بیان فلسفه‌ی ابزورد کمک می‌کند. شخصیت‌ها در فضای باز و خالی، با کمترین ابزارها و تجهیزات، زندگی می‌کنند؛ هر حرکت و دیالوگ آن‌ها بر پوچی، انتظار و بی‌معنایی شرایط انسانی تأکید دارد. همین ساختار مینیمالیستی و ساده است که به اثر امکان می‌دهد تا در ذهن مخاطب فضایی تعلیقی و ملال‌آور ایجاد کند و تجربه‌ی حضور در وضعیت انتظاری مطلق را منتقل نماید.

هدف و پیام اصلی نمایشنامه

  • نمایش وضعیت انسان در جهان بی‌معنا؛
  • نشان دادن امید به‌عنوان نیرویی حتی بی‌پایه؛
  • نقد وابستگی به منجیان بیرونی؛
  • تأکید بر همراهی انسان‌ها برای دوام‌آوردن؛
  • یادآوری اینکه انتظار ممکن است جای زندگی را بگیرد.

ژانر و سبک نگارش

این اثر نمونه‌ای کلاسیک از تئاتر ابزورد (Theatre of the Absurd) است. این ژانر به نمایش پوچی، سردرگمی و بی‌معنایی زندگی انسان می‌پردازد و با استفاده از دیالوگ‌های تکراری، ساختار غیرخطی و فقدان هدف مشخص، مخاطب را با تجربه‌ی فلسفی و ذهنی روبه‌رو می‌کند. سبک نگارش به دیالوگ تکیه دارد؛ شخصیت‌ها اغلب در مکالمات کوتاه، مبهم و گاه بی‌معنی شرکت دارند، که این موضوع حس گیجی و انتظار را تقویت می‌کند. هرگونه رویداد در داستان به جای پیش‌برد یک خط روایی، بیشتر برای برجسته‌کردن پوچی و زمان متوقف‌شده‌ی شخصیت‌هاست. استفاده از تکرار، سکوت و وقفه‌های طولانی در دیالوگ‌ها، عنصر اصلی سبک ابزورد است که با تجربه‌ی مخاطب بازی می‌کند و او را در فضای سردرگم و نامطمئن اثر قرار می‌دهد.

روایت و زاویه‌دید

روایت داستان به شکل دیالوگ مستقیم میان شخصیت‌ها انجام می‌شود و راوی سنتی ندارد. مخاطب تنها از طریق گفت‌وگوها و کنش‌های شخصیت‌ها با جهان داستان آشنا می‌شود. این روایت، تجربه‌ای نزدیک به حضور در صحنه فراهم می‌کند و تماشاگر را مجبور می‌کند معنا را از رفتار و گفتار شخصیت‌ها استخراج کند. زاویه‌دید بر تجربه‌ی شخصیت‌ها از انتظار و تعاملات انسانی متمرکز است؛ هم‌زمان با آن، وقایع به صورت غیرخطی و گاه متناوب ارائه می‌شوند و هیچگونه پس‌زمینه‌ی روان‌شناسانه یا توضیح روایی گسترده‌ای ارائه نمی‌شود. این تکنیک باعث می‌شود که تمرکز بر فلسفه و وضعیت وجودی شخصیت‌ها باشد و مخاطب خود به تفکر درباره‌ی معنا، هدف و پوچی زندگی وادار شود.

بازخوردها و نقدهای ادبی

نمایشنامه‌ی در انتظار گودو با استقبال متفاوت و گاه متناقضی روبه‌رو شد. در نخستین اجراهای پاریس (نمایشنامه برای اولین بار در پاریس، Théâtre de Babylone، به کارگردانی Roger Blin در ژانویه‌ی ۱۹۵۳ اجرا شد)، برخی منتقدان روزنامه‌ها متن را با «تحمل» و برخی با تحسین پذیرفتند، اما تماشاگران گاه به خاطر مونولوگ طولانی و سکوت‌های طولانی واکنش منفی نشان دادند و حتی اعتراض و سوت‌زنی داشتند. در بریتانیا، پس از ترجمه‌ی انگلیسی (بکت خود در اوایل دهه‌ی ۱۹۵۰ دست به ترجمه‌ی اثرش زد)، نخستین اجراها با مخالفت شدید روبه‌رو شد و سانسور نیز اعمال شد؛ واژه‌هایی مانند «erection» حذف شدند و برخی نمایندگان فرهنگی قصد داشتند اجرای نمایش را ممنوع کنند. با این حال، برخی منتقدان کلیدی، از جمله کنت تینان (Kenneth Tynan) و هارولد هابسون (Harold Hobson)، با بررسی و تحلیل درست اثر، آن را به یک موفقیت انتقادی و فرهنگی تبدیل کردند و باعث شدند که نمایش به سرعت به شهرت برسد. در آمریکا، واکنش اولیه‌ی تماشاگران سرد بود، اما پس از بازبینی و اجرای به‌روزرسانی‌شده، با نقدهای مثبت و استقبال گسترده مواجه شد. در مجموع، بازخوردها نشان‌دهنده‌ی چالش‌برانگیزبودن متن ابزورد و نیاز به درک فلسفی و هنری عمیق برای دریافت ارزش اثر بود.

«جیمز روویرا» می‌گوید در انتظار گودو به‌جای پیام مشخص، «شکلِ تعلیق» را نشان می‌دهد: وضعیت معلق انسان میان تولد و مرگ، امید و ناامیدی. ابهام زمان و مکان باعث می‌شود گودو به ظرفی خالی تبدیل شود که هر تماشاگر معنای خودش را در آن می‌ریزد، بنابراین تفسیرهای قطعی بیشتر بازتاب دیدگاه مفسران‌اند تا خود اثر. نمایش تصویری از سرگشتگی انسان مدرن است، نه بیان یک عقیده روشن.

«شنن رید» می‌گوید ماندگاری در انتظار گودو از این است که با وجود فضای تیره و مینیمال، مثل آینه‌ای برای اضطراب‌های همیشگی انسان عمل می‌کند. نمایش تغییر نمی‌کند، اما هر نسل خودش را در انتظار، بی‌معنایی و ترس از مرگ آن می‌بیند و بازیگران هم به‌خاطر چالش بزرگ نقش‌ها جذبش می‌شوند. به نظر او، بکت هم‌زمان فناپذیری و سرسختی انسان در «ادامه‌دادن» را نشان می‌دهد؛ تماشاگران رنج تعلیق را تجربه می‌کنند، اما در پایان می‌توانند صحنه را ترک کنند و همین تجربه‌ی گذر از تاریکی به بیرون، دلیل بازگشت مداوم مخاطبان است.

انگیزه‌ی نویسنده از نوشتن این کتاب

ساموئل بکت خود گفته بود که در نوشتن این متن نمایشی به دنبال چیزی فراتر از یک روایت ساده نبود. او علاقه‌مند به نمایش بی‌معنایی، انتظار و سردرگمی انسان بود و قصد داشت این مفاهیم را در قالب نمایش زنده و دیالوگ‌های مینیمال منتقل کند. به گفته‌ی خودش، او نمی‌دانست «گودو کیست یا وجود دارد یا نه» و متن را بیشتر برای ارائه‌ی تجربه‌ای از شرایط انسانی نوشت تا پاسخ به پرسش‌های فلسفی. از طرف دیگر، علاقه‌ی بکت به وضعیت انسانی و تعاملات پیچیده‌ی ذهن و بدن انسان نیز انگیزه‌ی اصلی او بود. او با ترکیب طنز، پوچی و دیالوگ‌های روزمره، سعی کرد شخصیت‌ها را در مواجهه با زندگی نامطمئن و بی‌ثبات به نمایش بگذارد و تجربه‌ی انتظار مطلق را برای مخاطب ملموس کند.

اهمیت ادبی و جایگاه اثر

در انتظار گودو از مهم‌ترین آثار ادبی قرن بیستم است و به‌عنوان نمونه‌ی برجسته‌ی تئاتر ابزورد شناخته می‌شود. این متن نمایشی نه‌تنها سبک نگارش و فرم دراماتیک نوینی معرفی کرد، بلکه مفاهیم فلسفی مهمی مانند پوچی، انتظار و بی‌معنایی زندگی را به زبان هنر نمایشی منتقل کرد. اثر با تغییر نگاه به ساختار نمایشنامه‌ها، تاثیر عمیقی بر تئاتر مدرن گذاشت و به الهام‌بخش نویسندگان و کارگردانان بعدی تبدیل شد. این نمایش، به دلیل قدرت نمادین و جهانی‌بودنش، در دانشگاه‌ها و محافل ادبی به عنوان نماد هنر ابزورد و فلسفه اگزیستانسیال مورد مطالعه قرار می‌گیرد و در تاریخ ادبیات جهان جایگاهی ممتاز دارد.

تأثیر فرهنگی و اقتباس‌های در انتظار گودو

در انتظار گودو الهام‌بخش ده‌ها اقتباس تئاتری، تلویزیونی و دیجیتال شد. از بازآفرینی‌های سنتی روی صحنه تا وب‌سری‌های مدرن در نیویورک و اجراهای منحصر به فرد در زندان‌ها، اثر نشان داد که می‌توان آن را در شرایط فرهنگی و اجتماعی مختلف بازتفسیر کرد. تفسیرهای جهانی شامل تحولات سیاسی و اجتماعی، مانند اقتباس چینی Meng Jinghui با اشاره به تظاهرات میدان تیان‌آن‌من یا نسخه‌های آفریقای جنوبی با مضمون ضد آپارتاید، نشان می‌دهد که نمایش می‌تواند انتظار و بی‌معنایی انسان را در زمینه‌های متفاوت اجتماعی بیان کند. همچنین در فرهنگ عامه، از فیلم، طنز و کارتون گرفته تا بازی‌های ویدیویی و نام‌گذاری موتور بازی Godot، اثر حضور مستمر و اثرگذار داشته است.

تأثیرات اجتماعی این نمایشنامه

این نمایشنامه در محیط‌های غیرمتعارف مانند زندان‌های آلمان و آمریکا اجرا شد و تأثیر عمیقی بر زندانیان گذاشت. تجربه‌ی مواجهه با انتظار و پوچی انسانی باعث شد برخی گروه‌های تئاتری زندان شکل بگیرند و پس از آزادی، به کارگردانی و تولید آثار هنری بپردازند. علاوه بر این، اثر به بازتاب و نقد جوامع مدرن و ساختارهای اجتماعی پرداخت، از جمله نقد وابستگی انسان‌ها به نیروهای خارجی، تضاد طبقاتی و ناامیدی از تغییر شرایط. بدین ترتیب، این اثر نه‌تنها فلسفی و ادبی، بلکه اجتماعی و الهام‌بخش تغییر و تفکر درباره زندگی جمعی و فردی انسان‌ها بود.

جمع‌بندی

در انتظار گودو متنی نمایشی است که با سبک ابزورد و ساختاری مینیمال، تجربه‌ای فلسفی از انتظار، پوچی و بی‌معنایی زندگی ارائه می‌دهد. این اثر از زمان نخستین اجراها با واکنش‌های متفاوت مواجه شد، اما به سرعت جایگاه خود را در تاریخ تئاتر و ادبیات جهان تثبیت کرد. بکت با خلق جهانی بی‌زمان و بدون مکان مشخص، مخاطب را به تجربه‌ی مستقیم وضعیت انسانی سوق می‌دهد و هم‌زمان الهام‌بخش ده‌ها اقتباس و بازتفسیر فرهنگی شد. اثر، به رغم پیچیدگی و ابهام، پیام جهانی و اجتماعی دارد و همچنان یکی از نمادهای بی‌بدیل هنر ابزورد و فلسفه‌ی اگزیستانسیال محسوب می‌شود.

طاقچه دریچه‌ای است به دنیای کتاب‌های الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستان‌ها، دانش و تجربه‌های تازه قدم می‌گذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، می‌توانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بی‌درنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانه‌ی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!

1 بازدید
بستن تبلیغ
خرید کتاب صوتی با تخفیف

زهرا (گندم) زمانی هستم، متولد ۱۳۷۷. نوشتن را از نه‌سالگی شروع کردم و همیشه زندگی‌ام را عجین با دنیای کتاب‌ها دیده‌ام. تصور جهان بدون کلمه و بوی کتاب و لمس کاغذ، گاهی یا شاید هم همیشه، برایم غیرممکن است. چندین سال است که در طاقچه کار می‌کنم و مرور کتاب می‌نویسم. حوزه‌ی اصلی من جامعه‌شناسی شهری و جامعه‌شناسی هنر، فلسفه و مطالعات جنسیت است و علاقه‌ی بسیاری به ادبیات داستانی فارسی، شعر جهان عرب و قالب جستار دارم. دوران کارشناسی را در دانشگاه شیراز در رشته‌ی پژوهشگری علوم اجتماعی و دوران کارشناسی‌ارشد را در رشته‌ی جامعه‌شناسی در دانشگاه علامه طباطبایی گذراندم. تاکنون ویراستاری چندین نشریه‌ی دانشجویی، یک داستان فارسی، نمونه‌خوانی یک دفتر شعر کهن و مرورنویسی کتاب‌های بسیاری در طاقچه را انجام داده‌ام. در بلاگ طاقچه اغلب کتاب‌هایی در حوزه‌های جامعه‌شناسی و فلسفه معرفی می‌کنم و زندگی‌نامه‌ی نویسندگان و متفکران مورد علاقه‌ام را می‌نویسم.


اشتراک‌گذاری یادداشت
0 0 رای
امتیاز مطلب
guest

0 دیدگاه ها
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد داخلی
نمایش همه کامنت ها
یادداشت‌های مشابه

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه