نویسنده: عبداللطیف طسوجی
انتشارات: نشر ارس

کتاب هزار و یک شب چنان اهمیت فرهنگی و اجتماعی بالایی دارد که آن را نمیتوان اندازه گرفت. صحبت از ارزشمندی این کتاب چنان به درازا میکشد که گنجاندن آن در کلمات سخت است. خورخه لوئیس بورخس، نویسندهی آرژانتینی، عقیده داشت که هیچکس نمیتواند این کتاب را تا انتها بخواند. نه اینکه خواندنش ملالآور باشد، بلکه چون اثری بیپایان است. او این کتاب را یکی از سه کتاب برتر جهان میدانست و بهراستی چه کسی میتواند در این امر با او مخالفت کند؟
خواندن هزار و یک شب چون ورود به هزارتوی بزرگی است که در هر سوی آن نجوایی از فرهنگهای گوناگون شنیده میشود. خاستگاه و سرچشمهی هزار و یک شب هر کجا که باشد، چیزی که آن را به یک اثر ارزشمند تبدیل میکند وجود داستانهایی متنوع از تمدنهای مختلف است.
تا به امروز، این کتاب در سراسر جهان بارهاوبارها به زبانهای مختلف ترجمه شده است. در ایران نیز نسخههای متنوع و گوناگونی از این کتاب به چاپ رسیده است و هر یک از این نسخهها با دیگری تفاوتهایی دارد. در این یادداشت از وبلاگ طاقچه، قصد داریم ترجمههای مختلف این کتاب و همچنین نظرات خوانندگان را دربارهی هریک از این نسخهها بررسی کنیم. درنهایت آن نسخهای را معرفی میکنیم که بیشترین تقابل و نزدیکی را با متن اصلی این اثر ارزشمند دارد.
گرچه از انتشار ترجمهی عبداللطیف طسوجی مدت زمان زیادی میگذرد، ولی این ترجمه همچنان از بهترین و کاملترین ترجمههای این کتاب به شمار میرود. تنها باید در نظر داشت که این نسخه به سبب قدیمیبودن دارای جملات و کلمات کهنهی بسیاری است. اگر نسخهی طسوجی در نظرتان سختخوان بود، پیشنهاد ما این است که به سراغ ترجمههای محمدرضا مرعشیپور یا ابراهیم اقلیدی بروید که جدیدتر و امروزیتر هستند. البته باید گفت که ترجمهی مرعشیپور نسبت به ترجمهی اقلیدی حذفیات و تغییرات کمتری دارد و به متن اصلی نزدیکتر است.
از بین ترجمههایی که در این یادداشت مقایسه کردهایم، محبوبترین ترجمه در طاقچه متعلق به عبداللطیف طسوجی است و ترجمهی ابراهیم اقلیدی از لحاظ محبوببودن در رتبهی دوم قرار میگیرد. تا زمان انتشار این یادداشت ترجمهی محمدرضا مرعشیپور در طاقچه موجود نیست. ما در این یادداشت تنها به مقایسهی سه ترجمهی اصلی کتاب هزار و یک شب پرداختیم، اما در طاقچه ترجمههای دیگری چون زهرا حیدری نیز قرار دارند. ترجمهی زهرا حیدری بهصورت خلاصه و مناسب کودکان و نوجوانان نوشته شده است.
باتوجهبه بررسیهای صورتگرفته، انتشارات هرمس و نشر نیلوفر را میتوان بهترین ناشران هزار و یک شب و عبداللطیف طسوجی و محمدرضا مرعشی پور را بهترین مترجمهای این کتاب دانست.
کتاب هزار و یک شب داستان پادشاه ظالمی به نام شهریار را تعریف میکند که هر شب دختران جوان را به عقد خود درمیآورد و سپس درست پیش از طلوع خورشید آنها را به قتل میرساند. او چون از سوی همسر پیشین خود داغ خیانت دیده، حالا دیگر کینهی تمام دختران عالم را به دل گرفته است. او این روند را تا جایی ادامه میدهد که دیگر هیچ دختری جز دو دختر وزیر در شهر باقی نمیماند. یکی از دختران وزیر که شهرزاد نام دارد تصمیم میگیرد بهجای خواهرش داوطلب شود و به عقد شهریار درآید.
شهرزاد برخلاف همسران قبلی شهریار ترس به دل خود راه نمیدهد و روش متفاوتی را در پیش میگیرد. او شروع به تعریف داستان بلندی میکند و این داستان را درست در اوج خود نیمهکاره رها میکند. شهریار که دلش میخواهد باقی داستان را بشنود، تصمیم میگیرد تا شهرزاد را یک روز دیگر هم زنده بگذارد. شهرزاد این کار را تا چندین شب ادامه میدهد و شهریار در تمام این شبها کمکم عاشق او میشود و درنهایت نیز از کشتن او صرفنظر میکند.
درواقع کتاب هزار و یک شب شامل تمام داستانهایی است که شهرزاد برای شهریار تعریف کرده است. این کتاب نشان میدهد که سنت قصهگویی شفاهی تا چه میزان اهمیت دارد و ارزشمند است.
بر سر خاستگاه و زبان اصلی این اثر همیشه اختلافهایی وجود دارد. شرقشناسان عقیده دارند که داستانهای موجود در این اثر هیچ یک ریشهی یکسانی ندارد و هر کدام در طی زمان کنار یکدیگر جمعآوری شدهاند. در حقیقت نسخههای اصلی این کتاب به سه دسته تقسیم میشوند: نسخهی هندی که به زبان سانسکریت نوشته شده، نسخهی ایرانی که ترجمهای از نسخهی سانسکریت است و نسخهی عربی که از زبان پهلوی به عربی ترجمه شده است. با گذر زمان بر تعداد این ترجمهها و حتی داستانهای کتاب افزوده شده است، به همین دلیل لقب «اثری چندفرهنگی» را به این کتاب دادهاند.
در ادامه، نسخههای فارسی موجود از هزار و یک شب را بررسی میکنیم تا کاملترین ترجمه را پیدا کنیم. هدف ما در این مقایسه پیدا کردن ترجمهای است که کمترین حذفیات و تغییر را نسبت به نسخههای اصلی هزار و یک شب داشته باشد.

آنتوان گالان فرانسوی اولین فردی بود که در اروپا هزار و یک شب را ترجمه کرد و آن را بهصورت ۱۲ جلد و بین سالهای ۱۷۰۴ تا ۱۷۱۷ به انتشار رساند. ایرانیها نخستینبار بهواسطهی او باخبر شدند که کتابی به نام هزار و یک شب وجود دارد. مدتی بعد، روند اولین ترجمهی فارسی هزار و یک شب در دورهی محمدشاه قاجار و به درخواست بهمن میرزا، فرزند عباس میرزا، آغاز شد. او گروهی از افراد را انتخاب کرد تا بر روی این اثر کار کنند و عبداللطیف طسوجی تبریزی را مسئول ترجمهی این کتاب قرار داد.
عبداللطیف طسوجی تبریزی نخستین فردی بود که در ایران و در سال ۱۲۵۹ دست به ترجمهی این اثر زد. محمدعلی خان سروش اصفهانی ملقب به شمس الشعرا نیز کار ترجمهی اشعار را انجام داد و در کنار او صنیعالدوله به همراه گروهی از نقاشان، مسئولیت تصویرگریهای این نسخه از هزار و یک شب را برعهده گرفت. عبداللطیف طسوجی تبریزی دو سال مشغول ترجمهی این کتاب بود.
این کتاب سرانجام در سال ۱۲۶۱ به خط میرزا علی خوشنویس در تبریز و در چاپخانهی سنگی به انتشار رسید. عبداللطیف طسوجی اولین فردی بود که نام «هزار و یک شب» را بر این کتاب نهاد و تا پیش از آن، این اثر با نامهای «الف لیله و لیله» و یا «هزار افسان» شناخته میشد. این نسخه با گذر زمان از سوی ناشران مختلفی به چاپ رسید و البته تغییرات زیادی نیز در آن صورت گرفت. در سالهای ابتدایی دههی ۸۰ نشر هرمس این نسخه را با ویراستاریای تازه و در دو جلد به انتشار رساند و پانوشتها و توضیحاتی به آن اضافه کرد. مدتی است که این نسخه از سوی نشر نگاه و این بار در شش جلد به انتشار میرسد.
اگرچه طسوجی در ترجمهی خود اشاره نکرده که از کدام نسخه برای برگردان اثر استفاده کرده است، ولی پژوهشگران حدس میزنند که نسخهی اساس او نسخهی بولاق بوده است. این نسخه در مقایسه با دیگر نسخهها فصاحت و بلاغت بیشتری دارد، ولی گویا روایتها کوتاهتر و خلاصهتر شدهاند.
دربارهی این ترجمه چند نکته باید گفت. همانطور که بیان کردیم، طسوجی در ترجمهی اشعار این کتاب از سروش اصفهانی کمک گرفته است. سروش اصفهانی نیز ابیاتی را از خود و یا دیگر شاعران ایرانی در کتاب جای داده و آنها را جایگزین اشعار اصلی کتاب کرده است. به عبارت دیگر، یعنی اشعار اصلی کتاب کاملاً حذف شدهاند و حالوهوای ابیات عربی کتاب از بین رفته است. بسیاری عقیده دارند که اشعار هزار و یک شب به زبان اصلی زیباتر و دلنشین هستند و بهتر بود که همانطور عربی باقی میمانند یا طور دیگری ترجمه میشدند. در ترجمهی طسوجی همچنین داستانپردازی و جزئیات کمرنگتر هستند و بیشتر پیام اخلاقی حکایات مورد توجه قرار گرفته است. برخی از حکایات نیز بسیار خلاصهتر و کوتاهتر بیان شدهاند.
باوجود تمام نکاتی که بیان شد، باید گفت که ترجمهی طسوجی همچنان نثری باشکوه دارد و هنوز میتواند برای مخاطب امروزی خواندنی باشد، فقط باید در نظر داشته باشید که این نسخه به سبب قدیمیبودن دارای جملات و کلمات کهنهی بسیاری است و تعداد زیادی از داستانها خلاصه و فشردهتر شدهاند.
بخشی از کتاب صوتی هزار و یک شب را بشنوید.

هزار و یک شب (نسخه کامل دفتر اول)
نویسنده: عبداللطیف طسوجی
گوینده: آسمان مصطفایی
انتشارات: نشر صوتی نیک

ترجمهی عبداللطیف طسوجی از کتاب هزار و یک شب تا مدتها تنها ترجمهای بود که از این اثر در ایران پیدا میشد. در سال ۱۳۷۶ نشر مرکز به ابراهیم اقلیدی، پژوهشگر و مترجم ایرانی، پیشنهاد داد تا این کتاب را بار دیگر ترجمه کند. اقلیدی زمان زیادی را بر روی ترجمهی دوبارهی این اثر صرف کرد و کار ترجمه، تصحیح و مقابلهی او بر روی این اثر بیش از هفت سال به طول انجامید. نشر مرکز ترجمهی اقلیدی را در پنج جلد و در سال ۱۳۸۷ به انتشار رساند.
اقلیدی دربارهی ترجمهی دوبارهی هزار و یک شب چنین گفته بود: «یک بار درحال خواندن هزار و یک شب بودم و آن را با متن عربی مقابله کردم و دیدم که این کتاب به بازتعریف نیاز دارد و لازم است بخشهایی از آن به زبان امروزی دربیاید. از طرف دیگر متوجه شدم این کتاب سلیقهای ترجمه شده است بنابراین تصمیم گرفتم اثر را دوباره ترجمه کنم.»
ابراهیم اقلیدی خود گفته بود که ترجمهی طسوجی بینقصترین ترجمهی موجود از هزار و یک شب به زبان فارسی است و تنها چند اشتباه کوچک دارد. او در ادامه افزوده بود: «این را بدون هیچ ریایی عرض میکنم که زبان من در ترجمهی هزار و یک شب آشفتگیهایی دارد اما طسوجی از کلمههای فرانسوی معربشده یا زبانهای دیگر نیز بهره برده و زبان فارسی او درعینحال زبان فارسی اصیلی است. معتقدم که زبان در بستر تاریخی باید تغییر کند اما اگر بخواهیم از این زبان برای ترجمه بهره ببریم، باید به زبان عامه نزدیک باشد. به همین دلیل ترجمهی طسوجی درخشانترین ترجمهی هزار و یک شب است.»
حال اگر بخواهیم ترجمههای اقلیدی و طسوجی را با یکدیگر مقایسه کنیم، میبینیم که میان این دو ترجمه تفاوتهای فاحشی دیده میشود که البته باتوجهبه اختلاف زمانی میان این دو ترجمه امری طبیعی است. اقلیدی برعکس طسوجی برای ترجمهی خود تنها به یک نسخه بسنده نکرده. او نسخهی بولاق ۲، کلکته و بروسلاو را اساس کار خود قرار داده و در تصحیح از ترجمههای فرانسوی و انگلیسی هزار و یک شب نیز بهره برده است. عنصر توصیف و روایت در ترجمهی اقلیدی پررنگتر است و متن حکایات در این نسخه، برخلاف نسخهی طسوجی طولانیتر و به متن اصلی نزدیکتر است.
عنوان داستانها و ترتیب قرارگیری آنها در این دو ترجمه متفاوت است. اقلیدی ترتیب داستانها را بهصورت شببهشب حفظ نکرده است، بلکه آنها را بهصورت موضوعی طبقهبندی کرده است. اقلیدی برخلاف طسوجی که ابیات عربی را با ابیات فارسی جایگزین کرده بود، اشعار را از زبان عربی ترجمه کرده و به نظم فارسی درآورده است. نثر ترجمهی اقلیدی روان، ساده و به سلیقهی مخاطب امروزی نزدیکتر است. اقلیدی چارچوب اصلی اثر را حفظ کرده و آن را بهخوبی به متن مقصد یا همان فارسی منتقل کرده است.
در سال ۱۳۹۰ محمدرضا مرعشیپور با همکاری نشر نیلوفر ترجمهی تازهای از این اثر ارائه داد. مرعشیپور در ترجمهی ادبیات عرب تبحر دارد و در کارنامهی ادبی خود ترجمهی آثار افرادی چون نجیب محفوظ را ثبت کرده است. مرعشیپور ۱۰ سال بر روی ترجمهی کتاب هزار و یک شب کار کرد. او در مقدمهی ترجمهاش گفته است که هر اثری، بهدلیل تغییر و تحولات زبانی در طول زمان، باید هر سیسال یک بار از نو ترجمه شود و او نیز به همین دلیل به سراغ ترجمهی دوبارهی کتاب هزار و یک شب رفته است. مرعشیپور نیز اساس ترجمهی خود را نسخهی بولاق قرار داده است.
ترجمهی مرعشیپور روان و یکدست است و مشخص است که وی حین ترجمه، خوانندهی امروزی را در ذهن داشته است. تلاش مرعشیپور بر این بوده تا خوانش این کتاب نسبت به ترجمههای پیشین راحتتر باشد. در متن ترجمهی او از واژگان قدیمی و کهنه خبری نیست و زبان ترجمهی او بیشتر حالوهوایی امروزی دارد. او برای ترجمهی اشعار این کتاب از ابیات شاعرانی چون سعدی، مولانا، حافظ، صائب تبریزی، اقبال لاهوری و فریدون مشیری استفاده کرده و این ابیات را جایگزین اشعار متن مبدأ کرده است. یعنی مرعشیپور نیز مانند طسوجی اشعار عربی کتاب را کنار گذاشته و آنها را فارسیسازی کرده است. او خود در این باره گفته است: «در ترجمهای که ۱۰ سال برای آن وقت گذاشتم نیامدم نثر غربالنشده و شعرهای بیمایهی عربی را تحتاللفظی ترجمه کنم، بارها به کتابخانهها مراجعه کردم و کتاب از دستفروشها گرفتم تا بتوانم کاری ویژه منتشر کنم، بنابراین امروز مدعیام.»
باوجود تغییرات اندکی که مرعشیپور در کتاب ایجاد کرده است، چارچوب اصلی هزار و یک شب تا حد زیادی حفظ شده است و حکایات و روایات کامل هستند. مدتی پیش چاپ دوم ترجمهی مرعشیپور با ویراستی تازه در مجموعهای دو جلدی به انتشار رسید. این دو جلد دو داستان «علاءالدین و چراغ جادو» و «علی بابا و چهل دزد» را نیز در خود جای دادهاند. برخی فکر میکنند که وجود این دو داستان بهمعنای کاملتر بودن اثر است، حالآنکه چنین نیست. در حقیقت جالب است بدانید که این دو داستان از ترجمههای اروپایی به هزار و یک شب اضافه شدهاند و در متون اصلی کتاب وجود ندارند. برخی از پژوهشگران متهم اصلی این ماجرا را گالان میدانند و عقیده دارند که وی این داستانها را از منابع دیگری به کتاب اضاف کرده است.
مرعشیپور دربارهی اضافهکردن این دو داستان به ترجمهی خود میگوید: «مبنای ترجمه من نسخهی بولاق بود و در ترجمه به خودم اجازه ندادم چیزی به کتاب اضافه کنم اما درواقع ترجمهی این دو قصه را هم باید بخشی از همان مجموعه دانست. درواقع این آنتوان گالان بود که در ترجمهاش از هزار و یک شب این دو قصه را هم در مجموعه جای داد.»
از هزار و یک شب چندین و چند ترجمهی مختلف به زبانهای مختلف وجود دارد. در زبان فارسی نیز تا اینجا سه ترجمهی مهم به انتشار رسیده که ما در این یادداشت آنها را بررسی کردیم. چیزی که ارزشمندی این سه ترجمه را بیشتر میکند این است که هر یک از آنها در سه دورهی زمانی مختلف به انتشار رسیدهاند و دیدگاه و بینش مترجم خود را در دورهی انتشار نشان میدهند. ازاینرو، به هر کدام از این ترجمهها میتوان به چشم سه برداشت خاص و متفاوت نگاه کرد. پر واضح است که انتخاب اینکه کدام یک از این ترجمهها برای خوانش مناسبتر است درنهایت برعهدهی شماست.
طاقچه دریچهای است به دنیای کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستانها، دانش و تجربههای تازه قدم میگذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، میتوانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بیدرنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانهی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه