جستار چیست ؟

جستار چیست ؟

۱۳۹۸-۰۶-۱۱ 0 نویسنده زریناز دستجردی
در ۶ دقیقه بخوانید

اولین‌بار در کلاسی با موضوع جامعه شناسی با جُستارنویسی آشنا شدم. آن موقع هنوز نمی‌دانستم جستار چیست. کلاس، تعاملی بود. همه باید محتوایی در قالب جُستار ارائه می‌دادیم و بعد آن را بررسی‌ می‌کردیم. دقیقه‌های اول کلاس، بعد از توضیحات استاد نمی‌توانستم نبود قیدوبندها را در این فرم برای نویسنده باور کنم. برای منی که آرزوی نویسنده شدن داشتم و از شروع‌کردن می‌ترسیدم و تقریبا تجربه‌ای نداشتم، جستار قالب امنی بود. قرار بود هرچه را می‌دیدم، بنویسیم. واقعیت و حس و برداشتی که داشتیم باید اساس نوشته‌مان باشد.

پارگراف بالا  شروع یک جستار است.

زمان در دنیای امروزی مسئله است و استفاده‌ی به صرفه از آن مسئله ای مهم تر. اگر شما هم کتاب خوانی هستید که وقت کافی برای خواندن موضوعات مختلف موردعلاقه‌تان ندارید یا نویسنده ای پاره‌وقت با ایده‌های زیاد هستید، جستار راه حل شماست. جستار قالبی است که در میان نویسنده ها و مخاطبان طرفداران زیادی دارد. برای همین تصمیم گرفتیم در این یادداشت درباره اینکه جستار چیست صحبت کنیم.

عنوان جستار از کجا آمده‌است؟

اولین کاری که برای دانستن پاسخ سوال جستار چیست باید بکنیم، واژه‌شناسی آن است. از اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم مطابق با نیاز روز، نوشته‌هایی انتشار پیدا کردند که آزادی عمل بیشتری به نویسنده می دادند. اولین بار میشل دومونتنی از اسم “essai”  برای اشاره به مجموعه‌ی نوشته‌هایش استفاده کرد.  یک دهه بعد فرانسیس بیکن در انگلیس از معادل “essay” استفاده کرد. جستار ترجمه‌ی essay در زبان انگلیسی است که ریشه‌اش از فعل essayer  در زبان فرانسه و به معنای تلاش و کوشش‌کردن است. بعدتر ژورنالیست‌های قرن نوزدهم برای این‌که روایت‌های شخصی‌تری از وقایع ارائه بدهند این قالب را رواج دادند. نویسنده ی جستار نتیجه ی جست‌وجو در زندگی روزانه اش و اصطلاحا تجربه‌ی زیسته اش را آزادانه و از دیدگاه شخصی اش می‌نویسد.

چرا جستار همان مقاله یا داستان نیست؟

جستار متنی است که با مقاله و داستان و جزوه و رساله متفاوت است  و در عین حال با همه ی این ها اشتراکاتی دارد. نویسنده عامل ایجاد این تفاوت هاست. جستار نتیجه ی دیده شدن یک موضوع از نقطه نظر منحصر به فرد نویسنده است. اما لزوما نتیجه ‌ای که از موضوع گرفته باعث نوشته‌شدن جستار نمی‌شود. بسیاری وقت‌ها نویسنده حین نوشتن تجربه می‌کند و تنها تفاوتی که با مخاطب دارد این است که ایده اولیه از اوست و  قلم در دست دارد.  نویسنده در جستارنویسی آزادی مطلق دارد و می تواند ارزش‌گذاری کند. جستار ایده‌ای را بیان یا کاوش می کند که نظر خاص نویسنده است. ایده می تواند برگرفته از جزئی‌ترین اتفاقات روزانه باشد.

فرق جستار با مقاله و داستان در این است که در جستار می توانیم هم‌زمان روایتی را تعریف کنیم، قصه ای تخیلی بگوییم  یا مسئله ای را تحلیل منطقی کنیم.

جستارنویسی چه فایده‌ای دارد؟

نویسنده‌ای که همیشه  با کلمات سروکار دارد ذخیره‌ی کاربردی‌ای از کلمات دارد و می‌تواند مطالب پیچیده و ایده هایش را ساده کند و برای مردم بازگو کند. سادگی جستار به معنای بی‌مایگی آن نیست، آن را پرکاربردتر می‌کند. مخصوصا که نوشته‌ای نسبتا کوتاه است، کمی بیشتر از هزار کلمه و این قالب با ویژگی های زندگی شلوغ امروزی سازگاری دارد.

جستار نویسی برای نویسنده هم فایده‌هایی دارد.  تفکر انتقادی را پرورش می‌دهد . توانایی بحث کردن در مورد یک موضوع را تقویت می‌کند. مطلب‌هایی که در ذهنش می‌گذرد را مرتب می‌کند. باعث ارتباط مفید با خواننده می‌شود. مزیت دیگری هم که برای نویسنده و مخاطب دارد این است که حس تنوع طلبی را ارضاء می‌کند. هر جستار نتیجه‌ی گسترش یک ایده‌ی جداگانه است و لزوما پیوستگی‌ای بین جستارهای مختلف یک نویسنده نیست. تکراری‌ترین ایده‌های زندگی روزمره‌مان هم می‌توانند ایده‌ای برای جستارنویسی باشند، مثلا تجربه‌ی اولین روز ورود به دانشگاه یا خاطره‌ای از کودکی.

جستارها می‌توانند در دسته‌بندی های مختلف قرار بگیرند. مثلا جستارهای شخصی از خاطرات و برداشت‌های شخص، جستارهای خودزندگی‌نامه‌ای، جستارهای معنوی و واشکافی تجربیات معنوی فرد از انواع جستار هستند. اما حالا که کمی با این موضوع آشنا شدیم که جستار چیست بهتر است با چند نمونه جستار هم آشنا شویم.

معرفی چند نمونه جستار

در زمینه‌های مختلف جستارهای تخصصی‌تری هم نوشته می‌شوند. از سال ۱۳۹۶ نشر اطراف در زمینه‌ی تخصصی روایت آغاز به کار کرد. کتاب‌های نشر اطراف ناداستان‌ها و جستارهایی از قصه‌های روزانه‌ای هستند که در آن‌ها زندگی می‌کنیم. هدف از انتشار این کتاب‌ها هم نشان دادن تاثیری است که این قصه‌ها در زندگی فردی و جمعی ما می‌گذارند.

نشر چشمه هم بخشی مختص ناداستان دارد. وقایع نگاری‌های الجزایر، نیایش چرنوبیل، نزدیک داستان و مرگ آقای سعدی در پاریس ناداستان‌های منتشر شده‌ی این نشر هستند.

هفته‌ی چهل و چند

هفته‌ی چهل و چند مجموعه‌ایست از روایت‌های بیست زن  امروزی که هر کدامشان در رشته‌ی متفاوتی تحصیل کرده است. نقطه‌ مشترک این زن‌ها مادر بودن است. هر کدام از تجربه‌‌ی مادری می‌گویند. از نگرانی ها و دلواپسی ها و خوشحالی‌های کوچک و امیدها و آرزوهایی که در جایگاه یک مادر دارند. از تغییراتی می گویند که در خود و سبک زندگی‌شان ایجاد کرده اند تا مادر بهتری باشند و فرزند خود را به شیوه‌ی بهتری تربیت کنند. در این روایت‌ها تعریفی از مادر نمونه داده نمی‌شود، بلکه از ارتباط تعریف‌ناپذیر مادری و فرزندی سخن گفته می‌شود.

رستخیز

نشر اطراف قصد دارد هرسال مجموعه‌ای از جستارها و روایت‌هایی با محوریت ماه محرم در آستانه‌‌ی همین ماه ارائه دهد. نام این مجموعه کآشوب است و رستخیز دومین کتابش.  راوی‌های این مجموعه در بیست و چهار روایت از تاثیری می‌گویند که ماه محرم بر آن‌ها می‌گذارد. از فضای روضه‌ها گرفته تا تجربه‌ی سفر پیاده به سمت کربلا. این مجموعه، روایت‌های شخصیت‌های عجیب و غریب و ماجرای کشف و شهودها و کرامت‌هایشان نیست، ساده‌ترین برخوردهای معنوی آدم‌هایی است از همین زندگی همیشگی.

وقایع نگاری‌های الجزایر

آلبر کامو که او را به عنوان داستان‌نویس می‌شناسیم، در مورد زادگاهش الجزایر بیست مقاله دارد. او این مقالات را از سال‌های ۱۹۳۹ تا ۱۹۵۸ نوشته که در روزنامه‌ها و مجلات مختلف چاپ شدند. در سال ۱۹۵۸ بعد از بازبینی نهایی کامو، همه یک‌جا جمع‌آوری شدند و تحت یک مجموعه چاپ شدند. کاموی ناداستان‌نویس در این مجموعه بسیار ریزبین و منطقی ظاهر شده است. او در این مقالات از نرخ بیکاری و وضعیت آموزش و پرورش و وضعیت اقتصادی الجزایر آمارهای دقیق می‌دهد و بدون مشخص کردن مقصر، تحلیلی از شرایط و مدعی‌ها ارائه می‌دهد.

کمونیسم رفت ما ماندیم و حتی خندیدیم

این کتاب شرح تجربه‌ی  زندگی زیر بار حکومت کمونیستی است. اسلاونکا دراکولیچ ، روزنامه نگار اهل کرواسی، از دوره ی گره خوردگی  زندگی خودش با کمونیسم و تاثیراتی که کمونیسم بر زندگی آشنایانش در کشورهای اروپای شرقی گذاشته و خود به چشم دیده‌است می‌گوید. او این تاثیرات را بسیار ماندگار می‌داند. دراکولیچ از زندگی‌های روزمره می‌گوید و جزئیات را تحلیل می‌کند و درک نسبتا روشنی از زندگی تحت حکومت استبدادی منتقل می‌کند.

هیپی

پائولو کوئیلو نویسنده‌ی برزیلی در کتاب هیپی از خاطرات جوانی‌اش می‌نویسد. از زمانی که برای راضی کردن پدر و مادرش که مخالف نویسنده‌شدنش بودند، برای تحصیل وارد مدرسه حقوق می‌شود.اما فضای مدرسه و رشته‌ی حقوق برایش دلپذیر نبود، بعد از یک سال از مدرسه خارج و با هیپی‌ها همراه می‌شود . هیپی‌ها گروهی از جوانان امریکایی در دهه‌ی ۱۹۶۰ بودند. آن‌ها به خاطر  خشمی که نسبت به پیامد بعضی قوانین حاکم بر جهان داشتند، شیوه‌ی زندگی اعتراضی در پیش گرفتند. مخالف سرمایه‌داری بودند، به زندگی اشتراکی و عشق آزاد معتقد بودند و مدام در سفر بودند. کوئیلو در این کتاب جستارگونه از تجربه‌ی این نوع زندگی می‌گوید . از سفرها و طرز لباس‌پوشیدن و ترانه‌سرایی‌ها و ارتباطات بین خود و دوستانش می‌گوید تا خواننده‌ علاقمند، از نزدیک خاطرات او را لمس کند.

مجله ناداستان

مجله ناداستان با شعار «از واقعیت نترسید» از اسفند سال ۱۳۹۷ آغاز به کار کرده و تا کنون سه شماره از آن منتشر شده است. در این مجله در هر شماره افراد مختلف ناداستان‌‌هایشان را درباره یک موضوع خاص می‌نویسند. ناداستان‌هایی هم از مجله‌ها و یا کتاب‌‌های خارجی بسته به موضوع ترجمه می‌کنند و یا از میان کتاب‌های مختلف انتخاب و بازنشر می‌کنند. در آخر هر شماره هم درباره اینکه ناداستان یا جستار چیست ، مطالب آموزشی مفید نوشته‌اند. شماره اول این مجله درباره خانه، شماره دوم درباره کار و شماره سوم هم درباره سفر است. علاوه بر مجله‌ای که به صورت هر دو ماه یکبار منتشر می‌شود، در سایت این مجله هم ناداستان‌های جذابی منتشر می‌شود که می‌توانید آن‌ها را هم در کنار مجله بخوانید. همچنین هر دو ماه یکبار این مجله در بخش فراخوان یک تجربه از همه می‌خواهد که تجربه‌های شخصی‌شان را در قالب جستارهای ۶۰۰ کلمه بنویسند. برای همین می‌تواند فرصت خوبی باشد برای کسانی که می‌خواهند جستارنویسی را شروع کنند و دوست دارند نوشته‌هایشان محک خورد.

این مجله را در یادداشت «از حوالی تا ناداستان» هم معرفی کردیم. در این یادداشت می‌توانید با مجله‌های دیگری که در آن‌ها جستار منتشر می‌شود، آشنا شوید.

در این یادداشت سعی کردیم تا حدی به این سوال پاسخ دهیم که جستار چیست اما بهتر است اعتراف کنیم که هنوز هم تعریف و مرزبندی دقیقی برای جستار مشخص نشده است. اما می‌تواند قالب خوبی برای نوشتن از تجربه‌های شخصی باشد. پس اگر فکرهای زیادی در سر دارید و دوست دارید راهی برای بیان آن‌ها پیدا کنید، پیشنهاد می‌کنیم از این قالب استفاده کنید.

آیا دوست دارید نویسنده شوید؟ پیشنهاد می‌کنیم یادداشت « شروع نوشتن با ۸ کتاب آموزش نویسندگی» را بخوانید.

 

 

 

(۴۴۰ بازدید تا امروز)

این یادداشت‌ها را هم بخوانید

اشتراک گذاری