نویسنده: عبداللطیف طسوجی
انتشارات: نشر ارس

«اگر یکی از این زنها شهرزاد باشد، جهان من نجات پیدا میکند از این همه ظلم و خونریزی.»
نام شهرزاد قصهگو، زنی که با قصهها جهان را نجات میداد و جلوی ریخته شدن خون زنان بیگناه را میگرفت، برای همهی ما شرقیها نامی آشناست. اهل خواندن و ادبیات هم که نباشیم، بارها قصهاش را شنیدهایم؛ همانطور که مادر و مادربزرگهایمان شنیده بودند و همانطور که نسلهای بعد از ما خواهند شنید. مجموعهی هزار و یک شب یا هزار افسان قصههایی چنان خواندنی، متنوع و گیرا دارد که با گذر سالهای طولانی هنوز خوانده میشود و هنوز بر مرزهای زمان پیروز است. هزار و یک شب بارها و بارها در سینما، تئاتر و ادبیات مورد اقتباس قرار گرفته و موضوع پژوهشها و کتابهای متعددی بوده است.
در یکی از جدیدترین و داغترین اقتباسها، مصطفی کیایی، کارگردان ایرانی به سراغ این افسانهی کهن رفته و با برداشتی آزاد از آن، سریالی را به همین نام راهی شبکه نمایش خانگی کرده است تا بهصورت همزمان در ایران و ترکیه منتشر شود. اثری جسورانه که با حضور چشمگیر ستارههای مشهور و پرطرفدار سینمای ایران و ترکیه و با تکیه بر نام و روایت بلندآوازه و پرکشش هزار و یک شب، انتظارات زیادی برای مخاطبانش ایجاد کرده است. اما آیا سریال توانسته به انتظارها پاسخ دهد و در قد و قوارهی افسانهی کهن جذاب و نفسگیر ظاهر شود؟
هشدار: ممکن است قسمتهایی از سریال فاش شود.
سریال با سکانسی گیرا از مراسم گردنزنی زنی شروع میشود و مخاطب را در همان برداشت اول در مقابل جهانی افسانهای قرار میدهد که با تکیه بر نورپردازی و جلوههای بصری وهم را به بینندهاش القا میکند. بعد از این سکانس به تهران امروز بازمیگردیم و با صحنهی خودکشی زنی جوان مواجه میشویم، اما پیش از اینکه زن خودکشی کند، کسی بیهوشش میکند و او را با خود میبرد. این شروع متفاوت و البته گیرا، زمینهچینی برای زنجیرهای از اتفاقهای عجیب از جمله گمشدن زنانی است که قصد خودکشی دارند. بعد نوبت ورود شخصیتهای اصلی است؛ آشیان با نقشآفرینی سحر دولتشاهی، خبرنگاری خبره است که بهشدت با پروندهی گمشدن زنها درگیر است، او با مردی به اسم زمان (بهرام رادان) ارتباط از راه دور دارد و او را در جریان تحقیقاتش میگذارد. نیلوفر، خواهر کوچکتر آشیان هم دانشجوست و برای کودکان کار قصههای هزار و یک شب را میخواند. زندگی روزمرهی دو خواهر ادامه دارد تا اینکه پدرشان دچار ورشکستگی میشود و با پیداشدن سروکلهی رقیب عشقی قدیمیاش سمیر تجنگی (پرویز پرستویی)، از دخترها میخواهد مراقب خودشان باشند.
آشیان هرروز به سرنخهای بیشتری در مورد زنهای گمشده میرسد، تا اینکه موفق میشود با آدمرباها قراری بگذارد و با رفتن به محل قرار، زمان را در آنجا میبیند. بله، زمان همان کسی است که با همراهی مردی به اسم طاها، زنهای در آستانهی خودکشی را از مرگ میرهاند و با خود میبرد تا راهی سفر به جهانی دیگر شوند. از سمت دیگر، نیلوفر در کشمکشهای گمشدن خواهر و ورشکستگی و بیماری پدر مجبور میشود نامزدش سروش را رها کند و به عقد سمیر تجنگی، عاشقپیشهی سالهای دور مادرش دربیاید. او طی اتفاقاتی به دنبال آشیان به استانبول میرود و گرههای کور داستان از این پس در آن شهر دنبال میشوند و کمکم به دنیای خیال میرسیم و وارد قصر ملک میشویم، جایی که در آن زنهای زیادی به انتقام کشتهشدن شهرزاد کشته میشوند. اما آیا کسی میتواند جای شهرزاد را برای او پر کند؟
در واقع هزار و یک شب در سه جهان و سه مکان روایت میشود؛ جهانی افسانهای یا دنیای خیال، تهران امروزی و استانبول. کیایی در اثرش سعی کرده افسانهی کهن را با دنیای مدرن امروزی پیوند بزند. سریال هزار و یک شب نیز به سان کتاب سرشار از خردهروایتها و خردهداستانهاست؛ سرشار از شخصیتهایی که هر کدام جهان خود را دارند، از هدیه تهرانی در نقش استاد دانشگاه سروش گرفته تا طاها، برادرزاده سمیر تجنگی و شخصیتهای متعدد دیگر.

سریال هزار و یک شب را میتوانیم اقتباسی آزاد از افسانهی هزار و یک شب بدانیم. اگرچه دنیای خیال و داستان ملک و زنهایی که به انتقام کشتهشدن شهرزاد میکشد، یادآور همان قصهی کهن است، بااینوجود، سریال هزار و یک شب با خردهداستانهایی که بسیاریشان متعلق به دنیای مدرن و انسانهای مدرناند، میتواند اقتباسی دور و نهچندان وفادار از قصهی هزار و یک شب باشد. البته گفتنی است که سریال نیز به لحاظ درهمتنیدهشدن روایتها و قصههای متعدد از زمانهی خود و پرداختن به موضوعاتی مانند عشق، حسادت، فداکاری و خانواده در دنیای مدرن میکوشد مسیر مجموعهی هزار و یک شب را در دوران خود طی کند و مثل قصههای شبانهی شهرزاد، مخاطب را در برابر قصههای زیادی قرار دهد. اما اینکه تا چه حد موفق میشود در پیشبردن همزمان این قصهها که به صورت اپیزودیک روایت نمیشوند، به دام ابهام و پراکندگی نیفتد، مسئلهای دیگر است. در نگاهی کلی هزار و یک شب تلاشی برای پیوند جهانهای گذشته با جهان امروز است و این مسئله را میتوانیم در شخصیتهای اصلی سریال و دغدغههایشان مشاهده کنیم.
بدون شک مصطفی کیایی با این پروژه گام بلند و جسورانهای برداشته است. تکیه بر یک روایت کهن و بسیار مشهور بینالمللی که ریشه در فرهنگهای مختلف دارد و پیوندزدن آن با دنیای مدرن امروز تحسینبرانگیز و جسورانه است. بااینوجود نمیشود نادیده گرفت که سریال در مواقعی از پس روایتهای پرتعداد و شخصیتهای متعدد متفاوت برنمیآید و بیشتر مشغول تفکیک این روایتها و شخصیتها میشود تا پیشبردن داستان. روایت چندخطی سریال میتواند الهام گرفته از روایتهای متعدد هزار و یک شب باشد که به دغدغههای زمانهی خود پرداختهاند، بااینوجود در دنیای سریال تعدد روایتها و خطوط داستانی به خصوص در قسمتهای ابتدایی گاه گیجکننده و کسالتآور است. حجم زیاد خردهداستانهایی که در نیمهی راه رها میشوند و در هم میتنند، از جذابیت روایت کم میکند و سرعت ریتم را میگیرد. این مسئله بهخصوص در قسمتهای ابتدایی داستان که از خردهروایتی به خردهروایت دیگری کشیده میشویم، میتواند مخاطب را خسته و گنگ کند. در واقع بیراه نیست اگر بگوییم نقاط اوج داستان یا دیر اتفاق میافتند یا در میان انبوهی از اتفاقهای پراکنده قدرت خود را از دست میدهند. روایت غیرخطی سریال اگرچه متفاوت و جسورانه است، اما حداقل در قسمتهای اولیه نمیتواند مخاطب را با خود همراه کند.

هزار و یک شب از نظر فرم و قاببندی نیز کوشیده خود را متمایز کند و با نورپردازی تیره، قابهای عمدتا بسته و تاریک و حرکتهای سریع دوربین با داستان همراه شود. در سکانسهای بسیاری جلوههای بصری، فضاسازی و نورپردازی در القای حس وهم، ناامنی و ناپایداری موفق عمل میکند اما در مواردی هم این مسئله را به ذهن متبادر میکنند که برای پوشاندن خلأ خط روایی قصه به شکلی اغراقآمیز طراحی شدهاند. اگرچه پرداختن به فرم و کمکگرفتن از ابزارهای بصری و نورپردازی پازل جسارت سریال را کامل میکند، اما نباید غافل شد که فرم باید در خدمت درام باشد و نباید از آن پیشی بگیرد، اما این اتفاق در قسمتهایی از سریال رخ داده است. سکانسهای تاریک و وهمآلود مانند شبی که آشیان با زمان روبهرو میشود، سینمای طاها، اتاقهای خانهی تجنگی، قصر زمان، قصر ملک و… همگی در خدمت وهم و رازآمیختگی داستاناند، اما در موارد بسیاری از پس پراکندگی و نبود نخ مناسب بین خردهروایتها برنمیآیند.
بخشی از کتاب صوتی هزار و یک شب (نسخه کامل دفتر اول) را بشنوید.

هزار و یک شب (نسخه کامل دفتر اول)
نویسنده: عبداللطیف طسوجی
گوینده: آسمان مصطفایی
انتشارات: نشر صوتی نیک
نگاهی به پوستر یا تیزر سریال هزار و یک شب ما را در برابر ستارههای بزرگی قرار میدهد که هر کدام برای موفقیت و اقبال یک سریال کافیاند. بازگشت هدیه تهرانی به قاب بعد از چندین سال یکی از نقاط جالب توجه این سریال است. همچنین حضور پرویز پرستویی بهعنوان یکی از محبوبترین ستارههای ایرانی و نقشآفرین بسیاری از نقشهای ماندگار سینما.
بااینوجود با گذشت چند قسمت از سریال میبینیم که ستارههای درخشان سینما نیز در درهمریختگی و خلأ قصه گم شدهاند. هدیه تهرانی در نقش دکتر سارا پرنیان که قرار است از ستونهای روایت باشد و زنی عمیق، مرموز و قدرتمند را تداعی کند، اگرچه در ذهن مخاطب پررنگ و کنجکاوی برانگیز است، اما با شخصیتپردازی نهچندان موفق باری از دوش قصه برنمیدارد. همچنین پرویز پرستویی در نقش مرد ثروتمندی که سودای انتقام در سر دارد، در حد تیپ باقی میماند و مخاطب نمیتواند به پیچیدگیهای ذهنی و شخصیتیاش نزدیک شود.
شاید بار سنگینی که قصه برداشته، باعث شده حتی ستارههای توانمند نیز بهنوعی سردرگم به نظر برسند و نتوانند آنچنان که انتظار میرود مخاطب را با خود همراه کنند و بر قصه اثرگذار باشند. همچنین شخصیت بهرام رادان در نقش زمان بهخوبی برای مخاطب ساخته نمیشود و در هالهای از ابهام مصنوعی باقی میماند. البته ناگفته نماند که با گذشت چند قسمت مخاطب برای دنبالکردن روایت هر کدام از شخصیتها کنجکاو میشود، اما با وجود چنین نامهای بزرگی انتظار از شخصیتهای اصلی فراتر بود.
با وجود تمام نقدهایی که به دلیل عدم انسجام فیلمنامه، تعدد روایتها و تعدد شخصیتهایی که فرصت بروز نمییابند بر سریال وارد است، نمیشود از جسارت و گام رو به جلوی سریال هزار و یک شب چشم پوشید. در بین انبوهی از تولیدات محتاطانه سینمای امروز، هزار و یک شب میتواند اتفاقی تازه و نو باشد و مسیر جدیدی را برای آثار بعدی باز کند. سریالی که به دنبال بازسازی یک روایت کهن در دنیای امروز و ساختن پیوندی بین انسان دیروز و انسان مدرن است. بهخصوص که این سریال بر افسانهای تکیه داده که ظرفیتهای بیشماری برای الهامگرفتن و اقتباس دارد و بارها بزرگترین کارگردانهای دنیا به سراغش رفتهاند و آثار متعددی بر اساس آن ساختهاند.
هزار و یک شب مصطفی کیایی میکوشد از مرزهای معمول این روزهای سینما بیرون بزند و به سراغ اسطورهها میرود. همین مسئله کافی است تا این سریال با وجود ریتم کند و چندخطیبودن برای مخاطبان جدی سینما اهمیت ویژهای داشته باشد. همچنین قاببندیها، جلوههای بصری و نورپردازی متفاوت سریال با وجود اینکه موفق به پوشاندن ضعفهای فیلمنامه نشدهاند، خلاقانه و متفاوتاند و میتوانند برای بینندگان جذاب باشند. و در نهایت، حضور ستارگان متعدد ایرانی و ترکیهای و فیلمبرداری در دو کشور نیز از هزار و یک شب سریالی متفاوت و کنجکاویبرانگیز میسازد.
بدیهیست که سینما و ادبیات پیوندی تنگاتنگ دارند. سینما بسیاری از شاهکارهای بیبدیلش را مدیون ادبیات است و همواره از دنیای بیمرز ادبیات تغذیه کرده است. سریال هزار و یک شب نیز با وامگرفتن خط اصلی یک قصهی کهن گامی نو برداشته که تحسینبرانگیز است. اگرچه سریال نسبتی وفادارانه با قصهی جذاب شهرزاد ندارد، اما کوشیده جهان وهمآلود هزار و یک شب را در زمانی دیگر بازنمایی کند و این مهمترین نقطه قوت سریال محسوب میشود. ایدهای که فارغ از موفق بودن یا نبودنش در اجرا، هوشمندانه و هنرمندانه است.
طاقچه دریچهای است به دنیای کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستانها، دانش و تجربههای تازه قدم میگذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، میتوانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بیدرنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانهی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه