لوگو طاقچه
خانه یادگیری طاقچه
نقد داستان داش آکل

نقد داستان داش‌آکل؛ پهلوانی که در میدان عشق شکست خورد

در ادبیات معاصر ایران، به‌ویژه ادبیات داستانی، نام صادق هدایت در کنار محمدعلی جمال‌زاده به‌عنوان یکی از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن ایران می‌آید. کسی که از نگاه برخی منتقدان حوزه‌ی ادبیات داستانی، رمان بوف کور و داستان‌های کوتاهش از بهترین‌ها در نوع خود هستند. داش آکل سومین داستان از مجموعه داستان سه قطره خون است که هدایت آن را در سال ۱۳۱۱ منتشر کرد. در یادداشت پیشِ رو از بلاگ طاقچه می‌خواهیم این داستان کوتاه را معرفی و نقد کنیم.

نگاهی به داستان داش آکل

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داش آکل مردی ۳۵ساله و از لوطی‌های شیراز است که ارثیه‌ی پدری‌اش را میان مستمندان بخشیده و با زورگویان درگیر می‌شود. یکی از دشمنان دیرینه‌ی او کاکا رستم است که همیشه به‌دنبال فرصتی برای شکست‌دادنش می‌گردد. پس از مرگ حاجی صمد، داش آکل وصی او می‌شود و رسیدگی به امور خانواده‌اش را بر عهده می‌گیرد. در همان دیدار اول عاشق مرجان، دختر حاجی، می‌شود، اما به‌دلیل اختلاف سنی و اعتمادی که خانواده‌ی حاجی به او دارند، عشقش را پنهان می‌کند. هفت سال بعد، با ازدواج مرجان، داش آکل از این خانواده خداحافظی می‌کند و در درگیری با کاکا رستم زخمی می‌شود. او پیش از مرگ قفس طوطی‌اش را به خانواده‌ی حاجی می‌سپارد. راز عشق داش آکل زمانی فاش می‌شود که طوطی در حضور مرجان می‌گوید: «مرجان! … عشق تو مرا کشت… .» … عشق تو مرا کشت…»

نقد کتاب داش آکل

جلد کتاب سه قطره خون
کتاب سه قطره خون

نویسنده: صادق هدایت

انتشارات: انتشارات عطر کاج

داستان کوتاه داش آکل یک شخصیت اصلی دارد که به‌خوبی پرورده شده است و بقیه‌ی آدم‌های داستان در ارتباط با شخصیت اصلی رنگ و شکل می‌گیرند. داش آکل نمونه‌ی یکی از مردهای جاهل‌مآب و لوطی‌مسلک است که به مستمندان کمک می‌کند و حقشان را در برابر افراد زورگو می‌گیرد. در مقابل او کاکا رستم قرار دارد که نه سخاوتمند است و نه حواسش به افراد ضعیف است. حتی هنگامی که داش آکل عهده‌دار امور خانواده‌ی حاجی صمد می‌شود، کاکا رستم نیت او را خیر نمی‌داند. مرجان هم، با آنکه در سرنوشت داش آکل نقش مهمی دارد، شخصیت منفعلی است و چندان مجال بروز و ظهور پیدا نمی‌کند.

داستان در قهوه‌خانه آغاز می‌شود؛ پاتوق همیشگی داش آکل. فضای قهوه‌خانه و کل‌کل‌های داش آکل با کاکا رستم ابتدا ذهن مخاطب را به سمت داستانی حادثه‌ای و جاهل‌مآبانه می‌برد. اما مرگ حاجی صمد و سپردن امور خانواده‌اش به داش آکل، مسیر داستان را تغییر می‌دهد. از اینجا به بعد، عشق پنهان داش آکل به مرجان و وفاداری او به امانتی که به دستش سپرده‌اند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و خواننده منتظر می‌ماند تا ببیند سرنوشت برای داش آکل و مرجان چه خوابی دیده است.

هدایت در این داستان تلاش کرده است تا با شخصیت‌پردازی، استفاده از زبان عامیانه و ایجاد تعلیق، مخاطب را تا پایان همراه خود نگه دارد. البته اگر بخواهیم سختگیرانه به داستان بنگریم، شاید بتوانیم ضعف‌هایی هم در آن پیدا کنیم. برای مثال، داش آکل را بیشتر با توصیف‌های راوی می‌شناسیم تا در عمل. شخصیت‌های فرعی هم چندان مجال ندارند تا مستقل از شخصیت اصلی داستان خودشان را نشان بدهند.

نقاط قوت کتاب

  • شخصیت‌پردازی: شخصیت داش آکل به‌خوبی پرورده شده است و آدم‌های دیگر در ارتباط با او شناخته می‌شوند.
  • فضاسازی مؤثر: اشاره به قهوه‌خانه و محله‌ی سر دزک به ساختن فضای داستان کمک کرده است.
  • تعلیق داستانی: تغییر مسیر روایت از معرکه‌گیری به عشق پنهان داش آکل، تعلیق مناسبی ایجاد کرده است.
  • زبان هماهنگ با فضای اثر: شخصیت‌ها متناسب با جایگاه و سطح سواد خود سخن می‌گویند.
  • درونمایه‌های چندلایه: داستان ابتدا فضایی حادثه‌ای و جاهل‌مآبانه دارد، اما با مرگ حاجی صمد و پذیرفتن وصایت او توسط داش آکل، مسیر روایت تغییر می‌کند و عشق پنهان داش آکل به مرجان، تعلیق تازه‌ای در داستان ایجاد می‌کند.

نقاط ضعف کتاب

  • غلبه‌ی توصیف بر کنش: شخصیت داش آکل را بیشتر از زبان راوی می‌شناسیم تا از رفتار و اعمالش.
  • شخصیت‌های فرعی کم‌جان: کاکا رستم و به‌ویژه مرجان چندان مجال بروز و ظهور ندارند.
  • شتاب در روایت: داستان هفت سال از زندگی داش آکل را به‌سرعت پشت سر می‌گذارد؛ به همین دلیل، تغییرات روحی و عاطفی او در این سال‌ها چندان مجال بروز پیدا نمی‌کنند. 
  • پایان‌بندی شتاب‌زده: سرنوشت داش آکل پس از ازدواج مرجان به‌سرعت رقم می‌خورد و داستان فرصت چندانی برای نشان‌دادن تأثیر این اتفاق بر شخصیت اصلی باقی نمی‌گذارد. 

البته با توجه به تاریخ چاپ این مجموعه داستان و اینکه داستان‌های کوتاه هدایت از تجربه‌های اولیه‌ی داستان کوتاه مدرن در ایران هستند، شاید نتوان این دو مورد را هم ضعف جدی حساب کرد. از نظر بعضی منتقدان، هدایت با نوشتن این مجموعه داستان‌ها به‌نوعی برای نوشتن بوف کور تمرین می‌کرده است؛ بنابراین طبیعی است که با آزمون و خطا پیش برود و ضعف‌هایی هم در کارش دیده شود.

جلد کتاب صوتی داش آکل

داش آکل

نویسنده: صادق هدایت

گوینده: بهروز رضوی

انتشارات: واوخوان

شخصیت‌های کتاب و نقش آن‌ها در داستان

در ادامه به معرفی شخصیت‌های این داستان پرداختیم:

  • داش آکل: در این داستان داش آکل شخصیت اصلی داستان است. ماجرای این داستان که برشی از زندگی شخصیت اول داستان است، در شهر شیراز است و چندان پیچیدگی ندارد. داش آکل یک مرد ۳۵ساله‌ است که در محله‌ی سر دزک گاهی معرکه می‌گیرد و بعد از آن عاشق دختری به اسم مرجان می‌شود. اما هیچ‌گاه جلوی هیچ‌ کسی از عشقش حرف نمی‌زند. این نوع اخلاق و مرام آدم‌های لوطی‌مسلک بعدها در فیلم‌هایی مثل قیصر و داش آکل بسیار رایج شد. شخصیت داش آکل درست نقطه‌ی مقابل کاکا رستم است.
  • کاکا رستم: دشمن داش آکل است ولی واقعاً حریفش نیست و گویی جلوی دیگران تظاهر می‌کند. بارها پیش آمده که داش آکل حسابش را رسیده، اما دست‌بردار نیست. کاکا رستم یکبار اول داستان در قهوه‌خانه برای داش آکل رجز می‌خواند؛ یکبار هم انتهای داستان، وقتی می‌فهمد که داش آکل دیگر در خانه‌ی حاجی صمد نیست، به‌سراغش می‌رود. اما این دفعه گویی حریف داش آکل می‌شود، اما هدایت به‌گونه‌ای مغلوب‌شدن داش آکل را توصیف می‌کند که نشان بدهد داش آکل به‌دلیل اینکه به مرجان نرسیده، دیگر انگیزه‌ای در خود برای زندگی‌کردن نمی‌بیند و به‌نوعی کوتاه آمده و وا داده است؛ نه آنکه کاکا رستم قدرت گرفته و شجاع شده است. ضمن آنکه کاکا رستم شخصیت نقیض رستم، نماد پهلوانی، است.
  • مرجان: داش آکل شیفته و گرفتار عشق مرجان می‌شود، دختری که فقط ۱۴ سال دارد. همین اختلاف سنی باعث می‌شود که هیچ‌گاه داش آکل از عشقش به وی سخن نگوید. اما با مردی سرانجام ازدواج می‌کند که هم از داش آکل بزرگ‌تر است و هم بدقیافه‌تر. هدایت به‌نوعی منفعل‌بودن زنان را در آن زمانه در موقع ازدواجشان هم نشان می‌دهد. وی می‌خواهد بگوید اختلاف سنی و قیافه برای داش آکل بهانه‌ای بیش نبوده است. اما این اخلاق لوطی‌مآبانه و مرامی داش آکل است که به خود اجازه نمی‌داده که ابراز علاقه کند، چون این دختر و مال و اموال پدرش به امانت نزد او سپرده شده است.

مضامین و درونمایه کتاب

فتوت و جوانمردی، عشق و ناکامی و وفای به عهد از مضامین اصلی داستان داش آکل هستند. هدایت این مضامین را در کنار یکدیگر پیش می‌برد. از یک سو، داش آکل شخصیتی لوطی‌مسلک، آزاد و جوانمرد دارد که به مستمندان کمک می‌کند و طبعاً مورد حسادت کسانی چون کاکا رستم است. از سوی دیگر، با یک نگاه عاشق و شیفته‌ی دختری می‌شود که پدرش پس از مرگ خود، مراقبت از خانواده و اموالش را به او سپرده است. داش آکل به‌دلیل مرام اخلاقی و وفاداری به عهدی که پذیرفته، هیچ‌گاه عشقش را به مرجان ابراز نمی‌کند. هدایت پایان و سرنوشت داش آکل را به‌گونه‌ای رقم زده است که این عشق برای شخصیت اصلی داستان رهایی‌بخش نیست، بلکه به ناکامی و در نهایت ویرانی او منجر می‌شود. به‌نوعی می‌توان گفت داش آکل میان عشق و پایبندی به مرام جوانمردی خود گرفتار شده است و سرانجام عشقش را فدای وفای به عهد می‌کند.

 زمان داستان داش آکل و بستر تاریخی کتاب

همان‌طور که پیش‌تر هم اشاره کردیم، هدایت مجموعه داستان سه قطره خون را در سال ۱۳۱۱ چاپ کرد؛ درست دو سال پیش از ممنوع‌القلم‌شدن وی. اما در خود داستان به هیچ زمان مشخصی اشاره نشده است. هدایت این داستان را زمانی می‌نویسد که تا پیش از آن رمان‌های تاریخی (دام‌گستران صنعتی‌زاده‌ی کرمانی، دلیران تنگستانی رکن‌زاده‌ی آدمیت، مظالم ترکان خاتون از حیدرعلی کمالی) و اجتماعی (تهران مخوف از مشفق کاظمی و زیبا از حجازی) نوشته شده بودند و هرکدام به‌نوعی در واکنش به سرخوردگی از انقلاب مشروطه بوده است.

اما شاید جالب باشد که در اینجا به پیشینه‌ی تاریخی شخصیت داش آکل هم اشاره کنیم. طبق پژوهش معین کاظمی‌فر و علی رهبر ماه در مقاله‌ای با عنوان «داش آکل» از منظر روایت‌های جایگزین»، «در بین مردم شیراز این باور وجود دارد که داش آکل نام یک لوطی بوده که در اواخر عهد قاجار در محله‌ی سر دزک زندگی می‌کرده و نام اصلی‌اش «اکبر دایی محمد» بوده است. از این رو، در روایت‌های عامه، این پهلوان گاه داش آکل و گاه اکبر دایی محمد خوانده می‌شود. طبق باور عمومی، کلمه‌ی «آکل» در داش آکل، مخفف «آقا اکبر» است یا صورتی تغییریافته از «اُکو» (تلفظ محلی نام اکبر در گویش شیرازی) است». (۱۴۰۴: ۸۴)

فضاسازی و لوکیشن

داستان ۱۳ـ۱۴ صفحه‌ای داش آکل در یک قهوه‌خانه در محله‌ای قدیمی در شیراز آغاز می‌شود و در خانه‌ی حاجی صمد، درحالی‌که مرجان جلوی قفس طوطی داش آکل نشسته، پایان می‌یابد. به‌عبارتی، داستان در مکان‌های محدودی اتفاق می‌افتد، اما همین مکان‌ها هم به شناخت بیشتر شخصیت‌ها کمک می‌کنند. حضور داش آکل و کاکا رستم در قهوه‌خانه نشان‌دهنده‌ی شخصیت لوطی‌مسلک این دو است. حضور همیشگی مرجان در خانه هم به‌نوعی جایگاه و محدودیت‌های زنان آن زمان را نشان می‌دهد.

از سوی دیگر، اشاره به محله‌ی سر دزک در شیراز از جزئیاتی است که به فضاسازی داستان کمک کرده است. همان‌طور که می‌دانیم، صادق هدایت مطالعات گسترده‌ای در حوزه‌ی ادبیات عامیانه و فولکلور انجام داده و لابه‌لای سطور داستان‌هایش انعکاس این مطالعات را می‌توان دید. دز یا دژ به معنی قلعه است و دزک یعنی دژ کوچک. این محله در جنوب شیراز قدیم از دوره‌ی کریم‌خان زند وجود داشته است. هدایت به‌نوعی با این اشارات بعضاً کوچک، بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران را در داستان‌هایش زنده نگاه داشته است.

هدف و پیام‌های اصلی کتاب داش آکل

  • هدایت این داستان را به‌صورت خطی روایت می‌کند و چندان پیچیدگی‌ای ندارد.
  • پیش‌تر اشاره کردیم که این داستان چندان گفت‌وگو میان شخصیت‌هایش ندارد، اما در همان حد اندک هم شخصیت‌ها صدای خودشان را دارند. حرف‌های کاکا رستم کاملاً متناسب با شخصیت وی است و داش آکل هم به همین ترتیب است.
  • داستان داش آکل از نگاه بعضی منتقدان داستان کوتاه کاملی است، یعنی هدایت همه‌ی عناصر داستان را در آن رعایت کرده است. از جمله عناصر مهم داستان نقطه‌ی اوج و تعلیق داستان است. به نظر می‌رسد هدایت هنگامی که داش آکل را به انجام کارهای حاجی صمد مشغول می‌کند، تعلیقی در داستان ایجاد کرده است.
  • ریتم داستان داش آکل نه کند است، نه تند. ابتدا داش آکل را و در سایه‌ی او کاکا رستم را توصیف می‌کند. سپس ورود داش آکل به انجام امور خانواده‌ی حاجی صمد و در نهایت ازدواج مرجان و خداحافظی داش آکل از خانواده‌ی وی.
  • این نوع ساختار ساده‌ی داستان باعث شده تأثیر خود را حفظ کند و مخاطب خاصی را طلب نکند.

ژانر و سبک نگارش

داش آکل یک داستان کوتاه اجتماعی و واقع‌گرا با درونمایه‌ای عاشقانه و پایانی تراژیک است. هدایت در این داستان به زندگی لوطی‌های شیراز و مناسبات اجتماعی آن دوره می‌پردازد و در دل این فضا، عشقی نافرجام را روایت می‌کند. نثر داستان بسیار ساده و متناسب با شخصیت‌های آن است. داش آکل و کاکا رستم که هر دو از لوطی‌های معرکه‌گیرند، با زبان عامیانه‌ی مخصوص خودشان صحبت می‌کنند. اما زبان داستان به‌طور کلی بیشتر توصیفی است و کمتر گفت‌وگومحور. درواقع ما شخصیت داش آکل را بیشتر به‌واسطه‌ی توصیف‌های راوی می‌شناسیم.

لحن داستان متناسب با فضایی است که راوی آن را روایت می‌کند؛ وقتی داش آکل با کاکا رستم حرف می‌زند او را به سخره می‌گیرد، به‌طوری که شاگرد قهوه‌چی و چند نفر دیگر در قهوه‌خانه حسابی خنده‌شان می‌گیرد و می‌خندند. یا وقتی با برادر مرجان حرف می‌زند و می‌خواهد که از طوطی‌اش مراقبت کند، با لحنی رسمی و البته سوزناک سخن می‌گوید.

روایت و زاویه دید

داستان داش آکل از زبان راوی دانای کل روایت می‌شود، اما در بخش‌هایی هم شخصیت‌ها خودشان حرف می‌زنند. همین انتخاب راوی دانای کل باعث شده که توصیف‌های داستان بیشتر شود و کمتر به هر شخصیتی مجال ابراز اظهار نظر بدهد.

انگیزه صادق هدایت از نوشتن این رمان

به‌طور دقیق نمی‌توان از انگیزه‌ی هدایت از نوشتن این داستان سخن گفت. اما نکته‌ای که می‌توان بدان اشاره کرد، این است که هدایت در این داستان هم مثل دیگر داستان‌هایش خواسته است فضای سنتی‌ ایران را این‌بار در شهر شیراز و در یکی از محله‌های معروف آن به تصویر بکشد. تصویری از مردان جاهل‌مآبی که بخشی از جامعه و فرهنگ آن زمان ایران را نمایندگی می‌کنند. با خواندن این نوع داستان‌ها می‌توانیم به اطلاعاتی تاریخی و جامعه‌شناختی از ایران صد سال پیش دست یابیم. هدایت برخلاف بعضی از نویسنده‌های پیش از خودش یا هم‌زمان با خودش، از عنصر عشق برای جلب مخاطب بهره نمی‌گیرد، بلکه با اشاره به شیفتگی داش آکل می‌خواهد لایه‌ای دیگر از مرام اخلاقی این تیپ آدم‌ها را نشان بدهد. از سویی، به نظر بعضی منتقدان، هدایت با نوشتن این داستان‌های کوتاه گویی برای نوشتن بوف کور تمرین می‌کرده است.

کاتوزیان در کتاب صادق هدایت از افسانه تا واقعیت درباره‌ی تفاوت هدایت با دیگران می‌گوید یکی از ویژگی‌های وی حرف‌زدن با خودش است:

«او ایرانی، مرد زمان خود و نویسنده‌ای بااستعداد بود که بیش از هر چیز این استعداد را برای حرف‌زدن با خودش به کار برد. اظهارات معروف راوی بوف کور مبنی بر اینکه برای سایه‌ی خود می‌نویسند نشان بارزی از انگیزه‌ی درون مؤلف به صحبت با خودش، گرایشی که از برخی آثار دیگر او، حتی از داش آکل نیز می‌توان فهمید.»

(۱۳۷۲: ۳۳۷)

بازخوردها و نقدهای ادبی

هوشنگ گلشیری می‌گوید: «داستان داش آکل صادق هدایت، داستان خوش‌ساختی است و یکی از سنگ‌های بنای داستان‌نویسی معاصر است. کاری به سیاق شاخه‌ای که موپاسان شاخص‌ترین نماینده‌ی آن بود.»

(گلشیری، به نقل از سهند الوفی، ۲۰۲۱)

«داش آکل» در نوع خود یک شاهکار کوچک است که در مجموع در گروه داستان‌های انتقاد اجتماعی هدایت جای می‌گیرد اما خصوصیات قابل توجه یک روان‌ـ‌داستان را دارد. به همین دلیل مؤلف در اینجا، برخلاف دیگر داستان‌های این گروه، کاملاً از کار خود فاصله نمی‌گیرد.»

(کاتوزیان، ۱۳۷۲: ۱۲۷)

«در داستان «داش آکل» که غمنامه‌ی مرگ خصلت‌های نیکوست، جلوه‌ی زیبا و اندوهناک عشق به نمایش درمی‌آید. داش آکل در جهت پاسداری از سنن پسندیده، عشق خود را زیر پا می‌نهد؛ اما از پای درمی‌آید تا کاکا رستم، نمونه‌ی بی‌خصلتی و بی‌غیرتی وضعیتی بی‌هویت، چیره شود. … [هدایت در این داستان] دلهره‌های عامه‌ی مردم را استادانه توصیف کرده و تصویری جاندار از زندگی ایرانی به دست داده است.»

(میرعابدینی، ۱۳۸۰: ۱۰۴)

«از میان داستان‌های کوتاهی که از آغاز داستان‌نویسی در ایران نوشته شده، داستان کوتاه داش آکل اثر صادق هدایت، از نظر ارائه‌ی مبانی داستان کوتاه نمونه است. … پیرنگ داستان، یعنی شبکه استدلالی حوادث داستان محکم است. اصول و ضوابط داستان‌های کوتاه متعارف امروزی، تقریباً به‌طور کامل در آن رعایت شده است.»

(میرصادقی، ۱۳۸۱: ۹۹)

اهمیت ادبی و جایگاه اثر

داستان داش آکل از مجموعه‌ای به اسم سه قطره خون است. گویا رسم بر این بوده که نویسنده معمولاً اسم بهترین داستان خود را روی مجموعه داستان می‌گذاشته است؛ اگر چنین چیزی درباره‌ی صادق هدایت هم درست باشد، پس می‌شود گفت داستان داش آکل اهمیت کمتری داشته است. اما با استقبال از اقتباس سینمایی آن در سال ۱۳۵۰، می‌توان گفت داش آکل از جمله داستان‌های شناخته‌شده‌ی هدایت است.

تأثیر فرهنگی و اقتباس‌های داش آکل

خلق شخصیت داش آکل، یک لوطی جوانمرد و سخاوتمند، باعث شد توجه برخی فیلم‌سازان و نمایشنامه‌نویسان به این داستان جلب شود. مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۸ با ساختن فیلم قیصر، به‌نوعی به این شخصیت نظر داشته است. اما کیمیایی در سال ۱۳۵۰ فیلمی با نام داش آکل با بازی بهروز وثوقی، از روی همین داستان می‌سازد و شاید بشود گفت به‌واسطه‌ی این فیلم قدری توجه‌ها به داستان صادق هدایت جلب شد.

سال‌ها بعد، بهرام بیضایی هم نمایشنامه‌ای با عنوان داش آکل به گفته‌ی مرجان بر اساس داستان هدایت نوشت. تفاوت مهم این اقتباس با داستان اصلی در زاویه‌ی دید آن است. بیضایی این‌بار ماجرا را از نگاه مرجان روایت می‌کند؛ شخصیتی که در داستان هدایت چندان مجال حرف‌زدن ندارد. او همچنین به بخش‌های ناگفته‌ی داستان توجه می‌کند و نقش زنان، به‌ویژه مادر مرجان، را پررنگ‌تر نشان می‌دهد. بخش نخست این نمایش در سال ۱۴۰۳ در شهر برکلی کالیفرنیا روی صحنه رفت.

تأثیر اجتماعی

شخصیت داش آکل که به‌واسطه‌ی فیلم کیمیایی بیشتر در میان عامه‌ی مردم جا افتاد و شناخته شد، نمایانگر مردانی بود که علاوه بر سخاوتمندی و هواداری از مردم مظلوم، حاضر به فداکاری در برابر معشوق خود بودند، به‌طوری که برای آنکه محکوم به خیانت در امانت نشوند، پا روی علاقه و احساس خود بگذارند. آن زمان این طرز فکر در بین بعضی از این لوطی‌مسلکان رواج پیدا کرد.

جمع‌بندی

در این یادداشت تلاش کردیم درباره‌ی داستان کوتاه داش آکل از مجموعه داستان سه قطره خون صادق هدایت سخن بگوییم. داستانی که مرام اخلاقی لوطیان جوانمرد را در فضای سنتی شهر شیراز نشان می‌دهد و در پسِ خود دارای نکاتی اخلاقی، اجتماعی، تاریخی و نیز داستانی است. منظور از نکات داستانی این است که نویسندگان پس از هدایت این اقبال را داشته‌اند که داستان‌های هدایت را بخوانند و متناسب با سبک و شیوه‌ی داستان‌نویسی خود از آن بهره ببرند. در این جمع‌بندی باید به این مسئله هم اشاره کرد که پیروزی کاکا رستم بر داش آکل به‌نوعی پایان لوطی‌گری و مرام جوانمردی و آغاز دوران امثال کاکا رستم است؛ شاید هدایت هنگام نوشتن این داستان مصرع مشهور حافظ را در پسِ ذهن داشته است که: فلک به مردم نادان دهد زمامِ مراد.

در هیاهوی دنیا امروز، دسترسی آسان به کتاب‌ها فرصتی گران‌بهاست. طاقچه این امکان را برای شما فراهم کرده تا در هر لحظه و هر کجا که هستید، به دنیای بی‌پایان داستان‌ها و دانش سر بزنید. کافی است سری به سایت خرید کتاب طاقچه بزنید، کتاب موردنظرتان را پیدا کرده و بی‌درنگ مطالعه را آغاز کنید. طاقچه، کتابخانه‌ای همیشه همراه، درست در جیب شما!

بیوگرافی صادق هدایت و آثار او

در مجله‌ی طاقچه بخوانید:

معرفی بهترین کتاب‌های صادق هدایت


منابع

الوفی، سهند (۲۰۲۱) «داش آکل صادق هدایت؛ نگاهی به داستانی از مجموعه سه قطره خون»، سایت qisse.ir.

کاظمی‌فر، معین و علی رهبر ماه (۱۴۰۴) «داش آکل» از منظر روایت‌های جایگزین»، دوماهنامه‌ی فرهنگ و ادبیات عامه، سال ۱۳، ش ۶۲، خرداد و تیر ۱۴۰۴، صص ۷۱-۱۰۷.

میرصادقی، جمال (۱۳۸۱) جهان داستان ایران: نسل اول نویسنده‌ها از آغاز تا ۱۳۳۲، تهران: انتشارات اشاره.

میرعابدینی، حسن (۱۳۸۰) صد سال داستان‌نویسیِ ایران (جلد اول و دوم)، چاپ دوم، تهران: نشر چشمه.

همایون کاتوزیان، محمدعلی (۱۳۷۲) صادق هدایت از افسانه تا واقعیت، ترجمه فیروزه مهاجر، چاپ اول، تهران: طرح نو.

بستن تبلیغ
خانه یادگیری طاقچه

من آرزو شهبازی هستم و در سال ۱۳۶۶ در شهر اصفهان متولد شدم. علاقه‌ی بسیار زیادم به ادبیات باعث شد رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی را تا مقطع دکتری بخوانم و دنبال کنم. به‌طور مشخص در حوزه‌ی جامعه‌شناسی ادبیات پژوهش می‌کنم و همینْ حوزه‌ی مطالعاتیِ من را به تاریخ و فلسفه هم مرتبط ساخته است. علاوه بر تدریس و پژوهش در زمینه‌ی تخصصی دانشگاهی‌ام، یادداشت‌هایی در معرفی و نقد کتاب‌ها نوشته‌ام، و با بعضی ناشران در زمینه‌ی ویرایش و آماده‌سازی کتاب همکاری می‌کنم. مدتی هم هست که در سایت طاقچه مشغول به تولید محتوا در بخش‌های زندگی‌نامه و مجله‌ی طاقچه هستم. در بخش وبلاگ طاقچه می‌توانید یادداشت‌های مرا که به معرفی‌ نویسندگان و شاعران و کتاب‌ها در حوزه‌ی ادبیات فارسی و جهان اختصاص دارد، بخوانید.


اشتراک‌گذاری یادداشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مشابه
یادداشت‌های پربازدید

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه