نویسنده: خاویر کرمنت
مترجم: اسحاق احمدی
انتشارات: انتشارات شبگون

احتمالاً هیچکس برای اولین بار بهخاطر نام نویسنده سراغ کتاب «بیشعوری» نرفته است. بیشتر ما این کتاب را بهخاطر عنوان عجیب و کمی جنجالیاش شناختهایم. کتابی که سالهاست روی قفسهی کتابفروشیها جا خوش کرده، بارها تجدید چاپ شده و هنوز هم هر از گاهی در جمعهای کتابخوانی یا شبکههای اجتماعی بحث دربارهاش بالا میگیرد.
اما پشت این عنوان، کتابی قرار دارد که سعی میکند به یکی از آشناترین ضعفهای انسانی بپردازد؛ اینکه معمولاً تشخیص اشتباهات و ضعفهای دیگران برایمان بسیار آسانتر از دیدن ایرادهای خودمان است. خاویر کرمنت در کتاب بیشعوری با ترکیبی از طنز، اغراق و نقد اجتماعی، تصویری از رفتارهایی ترسیم میکند که به باور او روابط انسانی را فرسوده میکنند؛ از خودمحوری و خودبرتربینی گرفته تا ناتوانی در پذیرش مسئولیت اشتباهات.
همین ویژگی باعث شده عدهای آن را اثری هوشمندانه و تأملبرانگیز بدانند و عدهای دیگر آن را کتابی اغراقآمیز و فاقد پشتوانه علمی تلقی کنند. شاید به همین دلیل باشد که سالها پس از انتشار، هنوز هم دربارهی آن حرف میزنیم و هنوز هم این سؤال مطرح است: آیا بیشعوری واقعاً کتابی برای خودشناسی است یا صرفاً طنزی تند و تیز دربارهی رفتار انسانها؟

یکی از دلایل اصلی شهرت بیشعوری این است که برخلاف بسیاری از کتابهای خودیاری، تلاش نمیکند با جملات انگیزشی یا وعدههای بزرگ مخاطب را جذب کند. کتاب از همان ابتدا لحن تندی را انتخاب میکند و خواننده را با این احتمال روبهرو میسازد که شاید بخشی از مشکلاتی که در دیگران میبیند، در رفتار خودش هم وجود داشته باشد. این رویکرد برای بسیاری از مخاطبان جذاب است؛ زیرا احساس میکنند با متنی صریح و بیپرده مواجه شدهاند، نه کتابی که قرار است صرفاً حالشان را خوب کند.
با این حال، مهمترین سوءبرداشت دربارهی بیشعوری این است که گاهی به عنوان یک کتاب روانشناسی معرفی میشود. درحالیکه کتاب نه ساختار یک اثر علمی را دارد و نه بر پژوهشهای دانشگاهی تکیه میکند. بسیاری از ایدههای مطرحشده در آن بر مشاهدههای شخصی، اغراقآمیز و طنز استوار هستند. به همین دلیل، اگر خواننده با انتظار یادگیری مفاهیم علمی روانشناسی سراغ کتاب برود، احتمالاً با اثری متفاوت از انتظارش روبهرو خواهد شد.
نکتهی دیگری که در خواندن کتاب باید به آن توجه کرد، ماهیت طنزآمیز آن است. خاویر کرمنت عمداً از زبان تند، قضاوتگر و گاهی اغراقآمیز استفاده میکند تا پیامش را تأثیرگذارتر کند. اما همین ویژگی گاهی باعث میشود مرز میان نقد رفتار و برچسبزدن به افراد کمرنگ شود. نویسنده برای مبارزه با بیشعوری، گاهی خودش از ادبیاتی استفاده میکند که مرزهای توهین و نقد را جابهجا میکند. این لحن تهاجمی اگرچه ممکن است در ابتدا جذاب و خندهدار به نظر برسد، اما در بخشهای پایانی کتاب ممکن است باعث خستگی مخاطب شود. کتاب در برخی بخشها پیچیدگی رفتارهای انسانی را نادیده میگیرد و مسائل مختلف را ذیل یک مفهوم واحد توضیح میدهد؛ رویکردی که اگرچه برای روایت جذابتر است، اما همیشه دقیق نیست و تقلیلدادن تمام ناهنجاریهای شخصیتی و اختلالات روانی به واژهی «بیشعوری»، از دقت علمی کار بهشدت کاسته است.
از سوی دیگر، نمیتوان تأثیر کتاب را نادیده گرفت. حتی بسیاری از کسانی که با تحلیلهای آن موافق نیستند، معتقدند کتاب توانسته دربارهی موضوعی مهم گفتوگو ایجاد کند؛ اینکه خودخواهی، خودبرتربینی و نپذیرفتن مسئولیت، چگونه میتوانند روابط انسانی را تخریب کنند.
در نهایت، بیشعوری را بهتر است نه یک کتاب علمی بدانیم و نه یک شاهکار ادبی؛ بلکه اثری عامهپسند که با استفاده از طنز و اغراق، تلاش میکند دربارهی برخی الگوهای رفتاری رایج حرف بزند. موفقیت کتاب نیز احتمالاً بیش از هر چیز به همین ویژگی برمیگردد: اینکه توانسته موضوعی آشنا را با زبانی متفاوت و بحثبرانگیز مطرح کند.
بخشی از کتاب صوتی بیشعوری را بشنوید.

بیشعوری
نویسنده: خاویر کرمنت
گوینده: امیرمهدی ژوله
انتشارات: آوانامه
وقتی از «کتاب زرد» حرف میزنیم، معمولاً منظور آثاری است که برای مسائل پیچیده، راهحلهای ساده ارائه میکنند و با وعدههای بزرگ مخاطب را جذب میکنند. به همین دلیل، برخی خوانندگان، بیشعوری را نیز در همین دسته قرار میدهند؛ کتابی که با لحنی قاطع دربارهی رفتارهای انسانی صحبت میکند، اما پشت بسیاری از ادعاهایش استناد علمی مشخصی دیده نمیشود.
با این حال، قضاوت دربارهی این کتاب به نحوهی خواندن آن بستگی دارد. اگر «بیشعوری» را پارودی (طنز تقلیدی) ادبیات عامهپسند روانشناسی و خودیاری بدانیم و آن را در قالب طنز اجتماعی بخوانیم، دیگر نمیتوان بهسادگی برچسب زرد به آن زد.
از این منظر، بیشعوری بیش از آنکه یک کتاب روانشناسی باشد، نوعی طنز اجتماعی است. اما اگر آن را بهعنوان یک کتاب خودیاری جدی بخوانیم، آنگاه شباهتش به آثار زرد و عامهپسند این حوزه پررنگتر میشود. شاید به همین دلیل، جایگاه واقعی کتاب را باید جایی میان طنز اجتماعی و ادبیات خودیاری دانست.
بیشعوری کتابی نیست که بیطرف و خنثی باشد. نویسنده از همان ابتدا موضعش را روشن میکند و با لحنی تند، کنایهآمیز و گاهی اغراقشده پیش میرود. همین لحن یکی از مهمترین دلایل محبوبیت کتاب است. کتاب بیشعوری خاویر کرمنت، ترکیبی از اعترافنامه، بیانیه و راهنمای درمانی است. او از کلمات صریح و بدون سانسور استفاده میکند. ساختار کتاب به گونهای طراحی شده که شامل داستانهای کوتاه از مراجعان (فرضی یا واقعی) است که به جذابیت بصری و روایی متن کمک میکند. لحن نویسنده در تمام طول کتاب «دانای کل» است که از موضع بالا با مخاطب سخن میگوید، اما به دلیل طنز نهفته در آن، این موضوع خیلی آزاردهنده نمیشود.
مخاطبان این کتاب را میتوان بیشتر در میان علاقهمندان به هجویه، طنز اجتماعی و آثار عامهپسند حوزه رفتار و روابط انسانی یافت. کسانی که از روایتهای طنزآمیز دربارهی الگوهای رفتاری در زندگی روزمره لذت میبرند یا دوست دارند مسائل اجتماعی و روابط انسانی را از زاویهای انتقادی اما غیررسمی ببینند، احتمالاً با فضای این کتاب ارتباط بیشتری برقرار میکنند. در واقع، این اثر بیش از آنکه یک متن تخصصی روانشناسی باشد، برای خوانندگانی مناسب است که به دنبال متنی سرگرمکننده همراه با تأملی ساده درباره رفتارهای فردی و اجتماعی هستند.

محمود فرجامی، اولین مترجم فارسی اثر، در توضیحی دربارهی این کتاب گفته است که «بیشعوری» در واقع نوعی پارودی (تقلید تمسخرآمیز) بر کتابهای عامهپسند روانشناسی و خودیاری است
در میان خوانندگان نیز دیدگاهها یکدست نیست. برخی مخاطبان کتاب را اثری بیدارکننده میدانند که به خودآگاهی و بازنگری در رفتارهای فردی کمک میکند، درحالیکه گروهی دیگر آن را اثری اغراقآمیز میدانند که پیچیدگی رفتارهای انسانی را بیش از حد سادهسازی میکند. بازتاب این دو نگاه را میتوان در نقدها و امتیازهای ثبتشده کاربران در صفحاتی مثل طاقچه و گودریدز نیز مشاهده کرد.
سرنوشت بیشعوری در ایران و جهان مسیر یکسانی را طی نکرده است. نسخهی اصلی کتاب در کشورهای انگلیسیزبان هرچند مخاطبان خود را پیدا کرد، اما هرگز به اثری جریانساز در حوزهی خودیاری یا روانشناسی عامهپسند تبدیل نشد. این کتاب بیشتر بهعنوان اثری طنزآمیز شناخته شد که با زبان هجو و اغراق، برخی رفتارهای انسانی را نقد میکند.
اما در ایران، داستان کاملاً متفاوت بود. ترجمهی محمود فرجامی از کتاب، فراتر از یک ترجمهی ساده عمل کرد. بیشعوری خیلی زود تبدیل به یک کتاب پرفروش و بحث برانگیز شد. مهمترین نشانهی این تأثیر را میتوان در سرنوشت خود واژه «بیشعوری» دید. این واژه که بیشتر در قالب یک توهین به کار میرفت؛ پس از انتشار کتاب، برای بسیاری از مخاطبان به مفهومی تبدیل شد که مجموعهای از رفتارهای خودخواهانه، سلطهجویانه و مسئولیتگریز را توصیف میکرد.
در مقطعی، این کتاب حتی به هدیهای معنادار در میان برخی افراد تبدیل شد؛ هدیهای که گاه با نیت شوخی و گاه کاملاً جدی به دیگران داده میشد. از این منظر، حتی اگر دربارهی ارزش ادبی یا اعتبار علمی کتاب اختلافنظر وجود داشته باشد، نمیتوان تأثیر فرهنگی آن را کاملا نادیده گرفت.
تأثیر اجتماعی کتاب «بیشعوری» را باید با احتیاط بررسی کرد. این اثر نه یک جنبش اجتماعی ایجاد کرد و نه تغییری قابل اندازهگیری در رفتار عمومی جامعه به وجود آورد، اما توانست بحثهایی دربارهی رفتارهای فردی و کیفیت روابط انسانی ایجاد کند. یکی از پیامهای مهم کتاب تأکید بر مسئولیت فردی در شکلگیری تعارضها و روابط ناسالم بود. با این حال، برخی منتقدان معتقدند بسیاری از خوانندگان به جای استفاده از کتاب برای خودشناسی، آن را به ابزاری برای قضاوت دیگران تبدیل کردند. در مجموع، اثر اجتماعی کتاب بیشتر در ایجاد گفتوگو درباره خودخواهی، مسئولیتپذیری و احترام متقابل دیده میشود تا در تغییر مستقیم رفتارهای اجتماعی.
بیشعوری نه شاهکار روانشناسی است و نه صرفاً یک شوخی گذرا. این کتاب در فضایی میان طنز، نقد اجتماعی و ادبیات خودیاری قرار میگیرد؛ یعنی نه میتوان آن را کاملاً جدی گرفت و نه بهسادگی از کنارش گذشت.
در نهایت، احتمالا کارکرد اصلی «بیشعوری» شاید نه در ارائهی راهحلهای جدی برای اصلاح رفتار، بلکه در این باشد که با لحنی طنزآلود، خواننده را لحظهای متوقف میکند تا به کیفیت رفتارهای فردی و شیوه تعامل با دیگران فکر کند. از این منظر، کتاب یک راهنمای قطعی برای تغییر و نوعی آینهی طنزآمیز است که بخشی از رفتارهای آشنای انسانی را پیش چشم خواننده میگذارد.
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه