لوگو طاقچه
خرید کتاب صوتی با تخفیف
رمان کلیدر محمود دولت‌آبادی رمانی که باید خواند بر اساس روایتی واقعی

چرا باید رمان کلیدر محمود دولت‌آبادی را خواند؟

90,861 بازدید

در تاریخ رمان فارسی نام‌های مهمی می‌درخشند و بدون شک کلیدر از آشناترین و مهم‌ترین این نام‌هاست. رمان بلند و پرحجم محمود دولت‌آبادی تمام‌قد برآمده از دل جامعه ایران است؛ از دل فرهنگ، تاریخ و باورهای مردم ایران. کلیدر به معنای واقعی کلمه یک رمان ایرانی‌ست؛ وفادار به فرهنگ، زبان، جغرافیا و جامعه. از همین‌روست که ما باید کلیدر را بخوانیم. 

سال‌های زیادی از انتشار کلیدر می‌گذرد و در این مدت، رمان بارها و بارها مورد بررسی، نقد و تحسین قرار گرفته اما منتقدان هم اهمیت کتاب را انکار نمی‌کنند و کلیدر کماکان از مهم‌ترین رمان‌های ایرانی به شمار می‌رود. اگرچه ممکن است مطالعه‌ی اولین رمان بلند ایرانی و دومین رمان بلند دنیا با حجم بسیار بالا و وفاداری به زمان و جغرافیایی خاص، برای خواننده‌ی عجول امروز چندان ساده نباشد، اما چه با جهان دولت‌آبادی همراه باشیم چه همراه نباشیم، نمی‌توانیم انکار کنیم که مسیر شناخت ادبیات و جامعه‌ی ایران از دل رمان‌های مهمی چون کلیدر می‌گذرد. اگر شما هم از آن دسته خوانندگان هستید که نمی‌دانید چه موقع و چرا باید به سراغ این رمان قطور بروید، در این یادداشت از وبلاگ طاقچه همراه ما باشید.

خلاصه رمان کلیدر محمود دولت‌آبادی

کِلیدر نام کوه و منطقه‌ای روستایی در حوالی سبزوار است؛ منطقه‌ای کوهستانی و  باشکوه که میزبان عشایر است و با دشت‌های بکرش ردپای بلندی در تاریخ ایران دارد. رمان با مارال آغاز می‌شود؛ دختر جوانی از عشایر کُردِ ساکن خراسان که برای دیدن پدرش عبدوس و نامزدش دلاور که به جرم مشارکت در قتل زندانی شده‌اند، سوار بر اسب به شهر سبزوار می‌رود. مارال پس از زندانی‌شدن پدر و نامزدش، مادرش را نیز از دست می‌دهد و حالا دیگر کسی را ندارد. عمه‌ و پدر مارال سال‌هاست ارتباطی با هم نداشته‌اند، اما مارال ناچار به پیشنهاد پدر گوش می‌سپارد و به خانه‌ی عمه‌اش بلقیس و همسرش کلمیشی در کلاته‌ی سوزن‌‌ده می‌رود. خانوار کلمیشی مثل بیشتر ایلیاتی‌ها، زندگی عشایری دارند و بین منطقه‌ی کلیدر و کلاته‌‌های پراکنده‌ی آن نواحی کوچ می‌کنند.

حضور مارال در میان این خانواده، سرنوشت همه‌شان را دگرگون می‌کند. گل‌محمد، پسر دوم بلقیس، با اینکه همسری وفادار اما نازا به نام زیور دارد، دلباخته‌ی مارال می‌شود. عشق آتشین و بی‌پروا میان مارال و گل‌محمد سرانجام به ازدواج آن‌ها ختم می‌شود؛ پیوندی که کینه‌ای عمیق و ابدی را در دل دلاور (نامزد سابق مارال) می‌کارد.

در این بین، دایی گل‌محمد مَدیار، عاشق دختری به نام صوقی از طایفه‌ای دیگر می‌شود، اما خانواده‌ی دختر موافق این ازدواج نیستند؛ بنابراین دایی طبق سنت رایج در ایلات تصمیم به ربودن دختر می‌گیرد و گل‌محمد و پسرخاله‌اش و سه تن دیگر به سمت خانه‌ی دختر می‌روند؛ آن‌ها نه‌تنها موفق به ربودن صوقی نمی‌شوند، بلکه درگیری بالا می‌گیرد و دایی گل‌محمد مدیار کشته می‌شود و گل‌محمد نیز حاج حسین چارگوشلی، یکی از ملاکان را به قتل می‌رساند. آن‌ها بی‌صدا دایی را به خاک می‌سپارند و ماجرا در ظاهر فراموش می‌شود. 

اما طوفان‌های بعدی در راه‌اند. قحطی، خشکسالی، بیماری و فقر استخوان‌سوز، گل‌محمد و طایفه‌اش را که از راه چوپانی و دیمی‌کاری روزگار می‌گذرانند، تحت فشار شدیدی قرار می‌دهد. در همین اوضاع در شبی برفی، دو امنیه برای گرفتن مالیات به چادر کلمیشی‌ها می‌آیند، اما چون آن‌ها توان پرداخت مالیات را ندارند، تصمیم می‌گیرند گل‌محمد را با خود به شهر ببرند. گل‌محمد که تاب این تحقیر را ندارد و احساس می‌کند بردن او بی‌ربط به ماجرای قتل حاج‌حسین نیست، با همراهی خان‌عمویش دست به قتلی هولناک می‌زند؛ آن‌ها دو امنیه را می‌کشند و جسدشان را سر به نیست می‌کنند و برنوهایشان را برمی‌دارند. چند ماه بعد وقتی کلمیشی‌ها دارند خود را برای کوچ به کلیدر آماده می‌کنند، چند امنیه سر می‌رسند و گل‌محمد و خان‌عمو به بیابان‌های اطراف می‌گریزند.

پس از ماه‌ها زندگی مخفیانه و فرار از سایه‌ی نظامیان، بالاخره گل‌محمد دستگیر می‌شود و به زندان می‌افتد. او در زندان با پدر مارال، نامزد سابقش دلاور و ستار مردی که در بحبوحه‌ی فرار دیده بود روبه‌رو می‌شود. ستار که پینه‌دوز است و ارتباط خوبی با گل‌محمد دارد، به او کمک می‌کند از زندان فرار کند و بعدها خودش هم آزاد می‌شود. اگرچه ستار تلاش می‌کند خشم و اصالت گل‌محمد را در مسیر اهداف سیاسی حزب هدایت کند، اما روح گل‌محمد فراتر از اهداف حزبی است. او قیام شخصی و عیارانه‌ی خود را علیه خان‌ها، اربابان ستمگر و دولت مرکزی آغاز می‌کند. کم‌کم نام گل‌محمد به نماد امید و دادخواهی برای رعایای ستم‌دیده تبدیل می‌شود و مردمان فرودست او را مثل یک قهرمان اسطوره‌ای ستایش می‌کنند. با این حال، بازی‌های پیچیده‌ی سیاسی و اجتماعی، پشت‌کردن حزب توده به این جریان و چنبره‌ی ارتش شاهنشاهی، سرنوشت این عیار خراسانی را به سمتی دیگر می‌کشاند؛ مسیری که کلیدر را به یکی از باشکوه‌ترین و تراژیک‌ترین حماسه‌های ادبیات معاصر تبدیل می‌کند.

دست آخر گل‌محمد اعدام می‌شود. سرنوشت بسیاری از شخصیت‌های داستان نامعلوم می‌ماند. اما آنچه که باقی می‌ماند روایتی از وضعیت و مناسبات اجتماعی-سیاسی و اقتصادی ایران در دهه ۱۳۲۰ است.

صحنه اعدام گل‌محمد کلمیشی در رمان کلیدر محمود دولت‌آبادی خلاصه کتاب
صحنه اعدام گل محمد

واقعیت یا تصویر مغشوشی از واقعیت؟

بسیاری از مردم روستاهای حوالی سبزوار داستان دیگری را روایت می‌کنند. «پری» دختر گل‌محمد می‌گوید مارال وجود داشته اما قصه او آنطور نیست که در داستان گفته شده. مارال دختری بود که عاشق گل‌محمد می‌شود، ولی چون شوهر داشته، گل‌محمد دست رد به عشق او می‌زند. به خاطر همین هم مارال خود را از صخره‌ای به پایین پرتاب می‌کند. یا مثلا عده‌ای باور دارند گل‌محمد نه یک قهرمان و اسطوره، که یک یاغی بوده و صحنه مرگ او نه یک نبرد مظلومانه که نوعی نبرد چریکی بوده است. با این همه اینکه این رمان چقدر به واقعیت نزدیک است یا نه، همچنان محل بحث و تردید است.اصلی‌ترین و مستندترین روایات درباره شخصیت‌های داستان کلیدر را کلیم‌الله توحدی در کتابش به نام «کلیدر در اسناد و واقعیات» آورده است.

چرا باید کلیدر را خواند؟

  • رمان به مثابه سرمایه‌ای تاریخی: رمان کلیدر نه‌تنها یک اثر ادبی بلکه سرمایه‌ای تاریخی است و بخشی از تاریخ کشور را با جزئیاتی کم‌نظیر روایت می‌کند. داستان این رمان در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ در روستاهای شهر سبزوار در جوار کوه کلیدر می‌گذرد؛ در سال‌هایی که تازه جنگ جهانی به پایان رسیده و ایران با مصائب بی‌پایانی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از این‌رو اثر دولت‌آبادی که به زعم خود او، بر اساس حوادث واقعی و شخصیت‌های واقعی نگاشته شده، بسیار به زندگی مردم عادی ساکن خراسان نزدیک می‌شود و با پرداختن به مسائلی چون ارتباط ارباب‌ها و خان‌ها و رعیت‌ها، ارتباط جامعه‌ی روشنفکران چپ با روستائیان و مقابله با اربابان، خان‌ها، ماموران ژاندارمری و ساختارهای ستمگر محلی و حکومتی، دغدغه و مشکلات قشر فرودست جامعه، قحطی، فقر، شیوع بیماری‌ها، سوءتغذیه، تبعیض شدید اجتماعی و سایه‌ی نیروهای نظامی خارجی در شمال و جنوب (پیامدهای اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و فضای سیاسی متلاطم سال‌های پس از آن) و… تصویری از جامعه ایران ارائه می‌دهد که در کمتر اثر تاریخی‌ای می‌توانیم ببینیم. تصویری واقعی که نویسنده بسیاری از آن‌ها را زیسته و تجربه کرده است. چنان که بزرگ علوی، نویسنده مشهور ایرانی در مورد رمان کلیدر گفته است: «این کتاب تاریخ سه هزار ساله‌ی ایران را در خودش دارد.»
  • شگفتی‌های نثر و زبان: زبان دولت‌آبادی در رمان کلیدر شعرگونه و سرشار از توصیفات و عبارات خاص است. اگرچه استفاده بیش از حد از اصطلاحات و واژگان محلی خراسان ممکن است خواننده را دچار ابهام کند، اما لطافت و شاعرانگی جاری در تمامی نقاط کتاب می‌توانند خواننده را با خود همراه و همچنین او را در برابر زبانی کلاسیک و گستره‌ای از واژگان و تعابیر متفاوت قرار دهد. به‌ویژه آنکه پایان هر مجلد، خواننده با واژه‌نامه‌ی واژگان محلی خراسان مواجه می‌شود و می‌تواند معنی آن‌ها را بیابد.
  • سفری تمام‌عیار در زمان و مکان: کلیدر به واسطه‌ی جزئیات فراوان در توصیف زمانه و مکانی مشخص، می‌تواند یک سفر تمام‌عیار به دل یک جغرافیا و تاریخ خاص از کشور باشد. چه اهل خراسان باشیم چه تابه‌حال پای در آن خطه نگذاشته باشیم، کلیدر ما را با روح این جغرافیا روبه‌رو می‌کند. همچنین شخصیت‌های متعدد و حوادث بسیار، تصویری جامع و کامل از تاریخ و زندگی مردم در آن برهه‌ی تاریخی ترسیم می‌کند. در رمان کلیدر موقعیت‌های مکانی متعددی با جزئیات بسیار هوشمندانه به تصویر کشیده شده‌اند و همچنین زندگی عشایر ایران و چون و چند روابط ایلیاتی‌ها با دقت کم‎نظیری در این اثر روایت شده است و باعث می‌شود مخاطب رمان را به شکل یک سفر به دل ایران تجربه کند. کلیدر در جایگاه یک رمان طولانی، سرشار از جزئی‌نگری است و همین باعث می‌شود برای خوانندگان به‌خصوص خوانندگان ایرانی مواجهه‌ای با تاریخ و جغرافیا بسازد که پیش از این هرگز تجربه‌‌اش نکرده‌اند.
  • رمانی چندبعدی: رمان کلیدر تنها وجه سیاسی، اجتماعی و تاریخی ندارد؛ رمانی عاشقانه نیز هست و این باعث می‌شود شما در دل یک رمان با ابعاد مختلفی روبه‌رو شوید. عشق مارال و گل‌محمد، طغیان مقابل ارباب‌ها و حاکمیت، پرداختن به آداب و رسوم و باورهای بومی و قبیله‌ای و مسائل مختلف دیگر هر کدام باعث شده‌اند کلیدر رمانی چندبعدی باشد و به معنای واقعی کلمه زندگی را بازتاب داده باشد. زندگی با تمام زیبایی‌ها، زشتی‌ها، رنج‌ها و مصائب مختلفش.
  • تجربه‌ی آهستگی: برای ما اهالی دنیای امروز که در شتاب و سرعتی بی‌مانند غرق شده‌ایم، تجربه‌ی آهستگی تجربه‌ای دلپذیر و دست‌نیافتنی است. در روزگارانی که زمان با سرعت می‌گذرد و همه‌چیز کوتاه و در سطح تجربه می‌شود، نشستن پای رمانی چون کلیدر نگه‌داشتن زمان و تن‌دادن به آهستگی است. اگرچه حجم بسیار زیاد کتاب ممکن است در مواردی خسته‌کننده به نظر بیاید، ولی شخصیت‌ها، روایت‌ها و خرده‌روایت‌های متعدد دولت‌آبادی در این کتاب جهانی ساخته‌اند که اگر پای به آن بگذارید، با احساسات و فضاهای جدیدی مواجه می‌شوید و می‌توانید بار دیگر جزئیات و آهستگی را لمس کنید.
  • شخصیت‌های متعدد و نمادین: در دل رمان کلیدر حدود ۴۰ شخصیت محوری و حدود ۱۰۰ شخصیت فرعی زندگی می‌کنند که هر کدام می‌توانند نمادی از یک قشر و یک گروه از انسان‌ها باشند. بی‌شک شخصیت‌پردازی از نقاط قوت رمان کلیدر است و شخصیت‌ها در رمان زنده و فعال‌اند و دولت‌آبادی با دقت و مهارت کم‌نظیری آن‌ها را از همدیگر متمایز کرده است.

مردم هم در سرنوشت کشور سهمی دارند

کامران تلطف استاد دپارتمان مطالعات خاورمیانه دانشگاه آریزونا درباره رمان کلیدر محمود دولت‌آبادی می‌گوید:

«کلیدر که زندگی و مبارزه طبقاتی در خراسان را به تصویر می‌کشد، نمونه اعلای نگرش دولت­آبادی به ادبیات متعهد است. در کلیدر دهقانان، خرده‌بورژواهای شهری و روشنفکران، چه مسلمان و چه نامسلمان در مبارزه علیه اربابان و سرمایه داران و نیروهای ستمگر حامی آنان با یکدیگر متحد می‌شوند.»

اهمیت نقش مردم در تعیین سرنوشتشان برای دولت‌آبادی به قدری بوده که زمان رمان را قدری دستکاری کرده. یعنی آن‌طور که در برخی منابع گفته می‌شود، گل‌محمد احتمالا سال ۱۳۲۳ اعدام شده اما داستان کلیدر بین سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ اتفاق می‌افتد. یعنی پس از غائله آذربایجان و تا زمان ترور نافرجام محمدرضاشاه. برهه‌ای تاریخی که بیش از هر زمان دیگری مردم در کنار یکدیگر فارغ از طبقه و کاست اجتماعیشان قرار گرفته بودند و برای هدفی می‌جنگیدند.

دولت‌آبادی در یک قدمی نوبل ادبیات

دولت‌آبادی یکبار به خاطر نوشتن کلیدر نامزد جایزه نوبل شد. در آن زمان دولت‌آبادی به دعوت دانشگاه میشیگان در آمریکا به سر می‌برد. آن‌ها به او پیشنهاد یک بورس ۹ ماهه دادند و گفتند در صورتی که بماند و کلیدر به انگلیسی ترجمه شود، قطعا نوبل را می‌برد. اما دولت‌آبادی این دعوت را به خاطر نوشتن روزگار سپری شده مردم سالخورده نپذیرفت.

نتیجه‌گیری

رمان کلیدر در تاریخ ادبیات ایران نامی ماندگار است؛ رمانی که با وجود تمام نقدهایی که در طول سال‌ها بر آن وارد شده، با وجود جزئیات بسیار زیاد و حجم بالا، به دلیل پشتوانه‌ی تاریخی و زبانی، وفاداری به جغرافیایی مشخص و شرح جزئی‌نگرانه زندگی مردم ایران در دوره‌ای خاص، اثری کم‌نظیر است و رمانی متفاوت و ارزشمند محسوب می‌شود که به چندین زبان دنیا ترجمه شده و همچنین نامزد جایزه‌ی نوبل بوده است. این رمان سرشار از روح زندگی و تمام مضامین تلخ و شیرین آن است که باعث می‌شود از منظر داستانی نیز برای مخاطب گیرایی داشته باشد. به طور کلی کلیدر سرمایه‌ای ملی است که نمی‌توانیم و نباید از کنارش ساده بگذریم.

 طاقچه دریچه‌ای است به دنیای کتاب‌های الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستان‌ها، دانش و تجربه‌های تازه قدم می‌گذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، می‌توانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بی‌درنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانه‌ی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!

پی‌نوشت: بخشی از یادداشتی که مطالعه کردید، به قلم صبا محبی، نویسنده‌ی بلاگ طاقچه بود.

90,861 بازدید
بستن تبلیغ
خرید کتاب صوتی با کد تخفیف

من سپیده بیگدلی هستم. متولد اول شهریور سال ۱۳۷۳ در تهران. از وقتی به یاد دارم «قصه» در زندگی‌ام نقش پررنگی داشته است. قصه همیشه برایم دری بود به سمت دنیاهای تازه‌ای که تشنه‌ی کشف و تجربه‌شان بودم. کم‌کم شور و علاقه من را واداشت که خودم هم خالق قصه‌ها و داستان‌ها باشم و قصه‌ای به قصه‌های جهان اضافه کنم. هم‌زمان با شروع دانشگاه و تحصیل در رشته‌ی مهندسی شهرسازی، وارد کارگاه‌های داستان‌نویسی شدم و سال‌ها کنار بهترین اساتید آموختم و نوشتم. از همان سال‌های اول دانشگاه نوشتن در نشریات را با نوشتن ریویوهای کتاب در روزنامه‌هایی مثل اعتماد و فرهیختگان شروع کردم و بعدها هم در مجله‌هایی مثل کتاب‌هفته و فیلم‌کاو از فیلم‌ها و کتاب‌ها نوشتم. در مسیر نوشتن گذارم به داستان کودک هم افتاد و چندین قصه برای کودکان در اپلیکیشن آی‌قصه خلق کردم و بعدها برای کودکان مسافر هواپیمایی ماهان نوشتم. سال‌ها برای کتاب‌های مختلف معرفی و ریویو نوشتم و همیشه پیش رفتن در این مسیر برایم جذاب و اغواگر بوده است. در تمام این سال‌ها، همواره به دنبال نخی بوده‌ام که من را به دنیایی که شیفته‌اش بوده‌ام یعنی ادبیات وصل نگه دارد. تا اینکه در مسیرم با طاقچه آشنا شدم. طاقچه در طول این دو سال بند محکمی بوده تا همیشه به نوشتن و ادبیات وصل بمانم. از نگاه من کتاب خواندن راهی‌ است برای سفر کردن، برای قد کشیدن و برای تجربه‌ی همه‌ی چیزهایی که شاید زندگی مجال تجربه همه‌شان را به من ندهد. امیدوارم نوشته‌هایم در طاقچه برای خوانندگان راهگشا باشند.


اشتراک‌گذاری یادداشت
3.4 16 رای
امتیاز مطلب
guest

39 دیدگاه ها
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد داخلی
نمایش همه کامنت ها
یادداشت‌های مشابه

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه