تعلیق و دلهره در ۷ رمان پلیسی جنایی ایرانی

تعلیق و دلهره در ۷ رمان پلیسی جنایی ایرانی

۱۳۹۸-۰۴-۱۰ 2 نویسنده پردیس جلالی
در ۴ دقیقه بخوانید

چقدر اهل داستان‌های پلیسی و جنایی هستید؟ چقدر دلتان معما حل کردن می‌خواهد؟ مثلا پیگیر می‌شوید که داستان پشت یک قتل مرموز را بفهمید؟ یا از بین تعداد زیادی مضنون، مجرم اصلی را پیدا کنید؟ آیا رمان پلیسی جنایی ایرانی تا به حال خوانده‌اید؟

به هر حال اگر هم در زندگی روزمره این موضوعات آن قدر سر راهتان قرار نگیرند، کتاب‌ها می توانند کار را یک سره کنند و مرموزترین ماجراها را به کاناپه‌ی نرم و امن خانه‌تان بیاورند؛ درست همان جایی که مشغول کتاب خواندن هستید.

تا به حال، در ژانر پلیسی جنایی، کمتر از نویسندگان ایرانی چیزی دیده‌ایم. ما که با هرکول پوآرو و شرلوک هولمز روزگار گذرانده‌ایم و بعدتر با داستان‌های پل استر از داستان کارآگاهی سردرآورده‌ایم، بعضی وقت‌ها یادمان می رود که مثلا آن‌طور که باید، یک کارآگاه ایرانی را نمی‌شناسیم.

پیشنهاد می‌کنیم یادداشت «چرا داستان ایرانی بخوانیم؟» را هم بخوانید.

 در این یادداشت، تعدادی رمان پلیسی جنایی ایرانی معرفی می‌کنیم:

«دشت مشوش» و قتل‌های پاکدشت

«بیجه» را یادتان هست؟ همان کسی که تا سال‌ها نامش برای به قتل رساندن کودکان در شهر پاکدشت، سر زبان‌ها بود. کتاب «دشت مشوش»، بر اساس پرونده‌ی این قاتل عجیب نوشته شده است. بیجه، بعد از ۲۰ سال قتل، بالاخر دستگیر و در ملا عام اعدام شد. اما نامش هنوز از ذهن مردم پاکدشت پاک نشده است. علیرضا رحمی نژاد، در قالب این رمان پلیسی جنایی ایرانی سری به زندگی او و اطرافیانش می‌زند تا ما را با خبر کند که او اصلا که بود؟ در چه شرایطی بزرگ شده و زندگی کرده بود؟ چه چیزی او را به چنین آدم بی‌رحمی تبدیل کرده بود و نهایتا قصه‌ی کشف محل اختفا و دستگیری و بعد هم اعدام او، چه بود.

عروسی در «سال‌های گور»

کبری رحمان‌پور، عروس سرگشته‌ی زندان‌های پایتخت، زنی بخت برگشته است معروف به عروس سیاه بخت. او که در یک روز پاییزی در سال ۱۳۷۹ با ضربات متعدد چاقو، مادرشوهرش را به قتل رسانده، حالا مدت‌هاست که زیر تیغ زندگی می‌کند و منتظر لحظه‌ی اعدام است. علیرضا رحیمی‌نژاد، داستان این رمان پلیسی جنایی ایرانی را هم از اتفاقی واقعی گرته‌برداری کرده است. زنی که قاتل پیرزنی ۷۵ ساله می‌شود و از بازداشتگاه وزرا به زندان اوین و از آنجا به ندامتگاه شهرری می‌رود. کسی نمی‌داند که آیا کبری مقصر است؟ چه چیزی او را به تن دادن به قتل واداشته؟ چرا اولیای دم، حاضر به صرف نظر از حکم قصاص نمی‌شوند؟

به دنبال «زنی با سنجاق مرواری نشان»

اوایل سال‌های حکومت رضا شاه پهلوی است و کارآگاهی از کارمندان جنایی اداره‌ی نظمیه‌ی وقت، جنازه‌ی حلق آویز شده‌ی مردی را پیدا می‌کند که ظاهرا دست به خودکشی زده است. ماجرای قتل مرد، به رویدادهای تاریخی مثل تلخی شکست مشروطه و با شخصیت‌های حقیقی مثل ایرج میرزا و عارف قزوینی، گره می‌خورد. کارآگاه، در گیر و دار یافتن راه حلی برای معمای این قتل، ماجرای زنی زیبا را از دهان این و آن می‌شنود که ظاهرا آخرین بار با مقتول دیده شده است. او مطمئن است که اگر این دختر را با سنجاق مرواری نشانش پیدا کند، گره از کلاف سردرگم ماجرای این قتل، باز می‌شود.

دلهره و «لاک نقره‌ای»

این کتاب، مجموعه‌ای است از داستان‌های کوتاه جنایی و دلهره‌آور. این داستان‌ها هر یک موضوع تازه و مجزایی دارند. مثلا خود داستان «لاک نقره‌ای»، داستان شخصی است که زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای داشته تا این که یک روز از پنجره‌ی خانه‌اش، موتورسواری را می‌بیند که کیف چرمی سیاهی را بعد از وارسی، پشت شمشادهای زیر پنجره پرت می‌کند و می‌رود. او که نمی‌تواند جلوی کنجکاوی خود را بگیرد، به سراغ کیف می‌رود و وارد ماجرایی جنایی می‌شود.

کارآگاه «جنایت جردن»

«جنایت جردن»، اولین جلد از دفتر خاطرات یک افسر نیروی انتظامی به نام کارآگاه «هوشنگ توانا» است که به هوشنگ هرکول معروف است. او، مردی تنها و کمی هم عصبانی است که به همراه دستیار تازه‌اش، در روزهای منتهی به عید، با پرونده‌ی قتلی عجیب رو به رو می‌شود. علیرضا محمودی که خود از جمله آشنایان و کارشناسان ادبیات پلیسی است، به خوبی از پس در آوردن شخصیت یک پلیس ایرانی بی کم و کاست برآمده است.

داستان یک شهر و «کارآگاه خونسرد» آن

ماجرا برای دانیال حقیقی، همیشه به گونه‌ای به دغدغه‌ی شهری مربوط است و داستان «کارآگاه خونسرد» نیز به همین «شهر» برمی‌گردد. این بار، شهر تهران که درگیر سرقت‌هایی عجیب و غریب شده است. سرقت‌هایی که حتی نیروی پلیس را به تعجب انداخته است. در این بین، شخیت اصلی ماجرا که یک افسر آگاهی است، برای کشف راز این سرقت‌ها قدم پیش گذاشته و ناچار به مواجهه با یکی از مرموزترین و عجیب‌ترین چهره‌های قانون‌شکن تهران می‌شود. مردی که در فرار کردن و ناپدید شدن، لنگه ندارد!

ترکیب‌بندی در سرخ

این رمان سومین اثر مهام میقانی است. مهام فارغ‌التحصیل ادبیات نمایشی دانشگاه هنر است. داستان این رمان پلیسی-جنایی ایرانی درباره داور فوتبال ۲۹ ساله‌ای است که فشار اقتصادی عرصه زندگی را بر او تنگ کرده است. او تصمیم می‌گیرد به همراه دوستش از سوپر مارکت محله‌شان دزدی کند. پس از سرقت به شهری در شمال کشور می‌‌گریزد و در آن‌جا با زوجی جوان مجرمی اشنا می‌شوند که با هویتی جعلی زندگی می‌کنند.

رمان پلیسی جنایی ایرانی، هنوز راه درازی در پیش دارد. حتی اگر نه به لحاظ محتوا، که از نظر تعداد. به نظر می‌رسد که نویسندگان ایرانی، آنقدر که به سایر ژانرها توجه داشته‌اند، به این مورد، کم‌لطفی کرده‌اند! اما همین چند موردی که در این یادداشت به شما معرفی کردیم، می‌توانند شروع خوبی باشند.

(۸۱۱ بازدید تا امروز)

این یادداشت‌ها را هم بخوانید

اشتراک گذاری