لوگو طاقچه
خانه یادگیری طاقچه
نقد سریال سرخ و سیاه

نقد سریال سرخ و سیاه؛ یک عاشقانه تاریخی یا چیزی فراتر از آن؟

سریال سرخ و سیاه ساخته‌ی آیدا پناهنده است که از پایان مهرماه سال ۱۴۰۵ در شبکه‌ی نمایش خانگی فیلیمو منتشر شده است. این سریال اقتباسی آزاد از کتاب سرخ و سیاه استاندال است که در قرن نوزدهم فرانسه نگاشته شده و یکی از شاهکارهای ادبی جهان به شمار می‌رود. شاید به همین علت بررسی سریال سرخ و سیاه در نسبت با منبع اقتباس آن اهمیت پیدا می‌کند چراکه استاندال در این رمانِ رئالیستی روایتی را پیش روی مخاطب می‌گذارد که علاوه بر درگیری‌های روایی، پیچیدگی‌های روانی زیادی نیز در بستر تاریخی دارد. در این یادداشت از وبلاگ طاقچه، علاوه بر سریال سرخ و سیاه به سراغ کتاب استاندال نیز می‌رویم تا نگاه بهتری نسبت به این سریال اقتباسی داشته باشیم. با ما همراه باشید.

خلاصه داستان سریال سرخ و سیاه

هشدار! امکان فاش‌شدن بخشی از داستان سریال

داستان سریال سرخ و سیاه با زن جوانی شروع می‌شود که در مَحبس است و می‌خواهد قصه‌ی زندگی‌اش را برای دیگر زنان تعریف کند. قصه‌ای که خودش می‌گوید آنقدر نقل شده که واقعیت و خیال در هم پیچیده‌اند و او نیز همانگونه تعریفش می‌کند. این قصه از پدرش نوروز شروع می‌شود که هم نقاش بااستعدادی است، هم خط می‌نویسد و به همراه برادرش کارگاه فرشبافی دارند. در قسمت اول سریال که جانِ شیفته نامگذاری شده، داستان آشنایی نوروز با فانوس را می‌بینیم. فانوس زنی کولی است که همراه خانواده و طایفه‌اش به شهر آمده اما اتفاقاتی باعث می‌شود پدر و نامزدش دستگیر شوند و نوروز نیز درگیر ماجرای آن‌ها می‌شود. ماجرایی که یک سرش به حاکم شهر برمی‌گردد، حاکمی که از اتفاق نوروز در خانه‌‌اش معلم خط است.  

این سریال اقتباس از چه کتابی است؟

جلد کتاب سرخ و سیاه
کتاب سرخ و سیاه

نویسنده: استاندال (ماری آنری بیل)

مترجم: مهدی سحابی

انتشارات: نشر مرکز

این سریال اقتباسی آزاد از کتاب سرخ و سیاه به نویسندگی استاندال یا همان هانری بیل است. استاندال استاد رئالیسم بود و فضای این کتاب نیز به همین ترتیب واقع‌گرایانه است. او که خود در قرن نوزدهم می‌زیست، قصه‌ای از زمانه‌ی خودش را نقل می‌کند. اما تاریخ نقشی منحصربه‌فرد در این رمان دارد. نویسنده علاوه بر اینکه زمینه‌ی تاریخی دقیقی را ترسیم می‌کند هم‌زمان اثرگذاری وقایع تاریخی در شخصیتش را به گونه‌ای هنرمندانه به تصویر کشیده؛ طوری که بسیاری از منتقدان معتقدند ژولین سورل، شخصیت اصلی رمان سرخ و سیاه، در واقع نمادی از انسان تاریخی است. عمق روانشناختی، نقش تاریخ و سیاست در زندگی فردی سورل و قصه‌ی پیچیده‌ی زیست او، رمان استاندال را به اثری بدل کرده که ظرفیت اقتباس فراوانی دارد و تاکنون بیش از هشت اقتباس سینمایی از ۱۹۲۸ تاکنون و دو اقتباس نمایشی از آن تولید شده است.

درباره سریال سرخ و سیاه

کتاب سرخ و سیاه از اولین رمان‌هایی است که در آن یک شخصیت عادی از توده‌ی مردم در بستری تاریخی به تصویر کشیده شده و هم‌زمان نویسنده به شکلی عمیق به بعد روانشناختی شخصیتش پرداخته است.  

کتاب سرخ و سیاهسریال سرخ و سیاه
نویسندهاستاندال (ماری هانری بیل)کارگردانآیدا پناهنده
زبان اصلیفرانسویفیلمنامه‌نویسارسلان امیری و آیدا پناهنده
کشورفرانسهکشور تولیدایران
ژانرواقع‌گراییژانردرام، تاریخی
تاریخ نگارش۱۸۲۷ میلادیسال تولیدمهر ۱۴۰۵
تاریخ انتشار۱۸۳۰ میلادیشبکه‌ی پخشفیلیمو
ناشر نخستینA. Levasseurرده سنیبالای ۱۵ سال
تعداد صفحات۶۳۲ صفحهتعداد قسمت‎‌هافصل اول ۶ قسمتفصل دوم ۸ قسمت

این سریال را که به شکل پخش خانگی در حال انتشار است آیدا پناهنده کارگردانی کرده و در نویسندگی اثر نیز همراه با ارسلان امیری همکاری داشته است. محمد یمینی و محسن خباز تهیه‌کنندگان سریال سرخ و سیاه هستند و علی قاضی فیلمبرداری اثر را به عهده دارد. در این سریال پارسا پیروزفر در نقش حاکم شهر، علی شادمان در نقش نوروز، پردیس پورعابدینی در نقش طاووس، دختر نوروز و ندا جبرائیلی در نقش فانوس به ایفای نقش پرداخته‌اند. به دلیل وجود صحنه‌های خشونت‌آمیز دیدن این سریال به افراد زیر پانزده سال توصیه نمی‌شود و نوجوانان بالای پانزده سال نیز بهتر است با نظارت والدین به تماشای سریال بپردازند. 

نقد سریال سرخ و سیاه

سریال سرخ و سیاه شاید در نگاه اول کلیشه‌ای به نظر رسد. انگار همه‌ی ما سریال‌های تاریخی از دوره‌ی قاجار را به وفور دیده‌ایم و با تراژدی‌ها و وقایع آن آشنا هستیم. اما اگر کمی به سریالِ آیدا پناهنده فرصت دهیم، متوجه می‌شویم که قرار نیست وقایع آنطور که پیش‌بینی می‌کنیم پیش بروند. کارگردان اسم هر قسمت از سریال را هم‌نام با یک اثر ادبی معروف نامگذاری کرده که انگار علاوه بر اقتباس کلی و آزاد او از استاندال، نیم‌نگاهی دارد به دیگر آثار ادبی و بیننده می‌تواند نشانه‌های آن آثار ادبی را طی قصه‌ی هر قسمت مشاهده کند. ولی در همین عمل نیز دوباره انتظارات ما به هم می‌ریزد. انگار نویسندگان از عمد نشانه‌های آشنا را بر سر راه ما قرار می‌دهند تا با دیدن تناقض‌هایش بیشتر غافلگیر شویم. 

گاهی برای این کار صحنه‌ای از آینده را به ما نشان می‌دهند. آینده‌ای که بعضاً حدس می‌زنیم چه زمانی به وقوع پیوسته و گاهی اصلاً نمی‌دانیم چرا و کی به اینجا خواهیم رسید. شاید فکر کنیم دانستن نتیجه‌ی قصه ذوق ما را برای دیدن کم کند اما برعکس، بازشدن این دریچه‌های کوتاه به آینده ما را بیش از پیش مشتاق فهمیدن فرآیند داستان می‌کند. اینجا باید کارگردانی مؤثر پناهنده را دخیل بدانیم که با روح فیلمنامه در هماهنگی است. چراکه قصه‌ی سرخ و سیاه قرار است قصه‌ی زندگی آدم‌ها باشد. 

طراحی لباس و صحنه به‌خوبی توانسته‌اند فضای تاریخی سریال را شکل دهند و تفاوت میان طبقات اجتماعی و گروه‌های مختلف را مشخص کنند. گروه‌های اجتماعی که علاوه بر تفاوت در شیوه‌ی لباس پوشیدن، در قدرت‌ورزی نیز تفاوت‌های آشکاری دارند و این اختلاف قدرت تعیین‌کننده‌ترین گره‌های داستانی را رقم می‌زند. با وجود همه‌ی این ویژگی‌های مثبت سریال خالی از اشکال نیست. گاهی دیالوگ‌ها بیش از اندازه نمایشی به نظر می‌رسند که اگرچه محتوای آن در خدمت شخصیت‌پردازی و پیشبرد داستان است اما نحوه‌ی بیان آن انگار به صحنه‌ی تئاتر تعلق دارد. همین امر سبب می‌شود به جای غرق‌شدن در دل داستان، گاهی فاصله‌ای که میان ما و دوربین وجود دارد به چشم آید. با این همه بازیگران به نسبتِ خوبی توانسته‌اند احساسات مخاطب را در سکانس‌های حساس درگیر کنند. با توجه به اینکه سریال کلاً ۱۴ قسمت دارد، ریتم آن نیز سریع پیش می‌رود و داستان دارای حشویات نیست و تقریباً همه‌ی اتفاقات در خدمت روایت قرار می‌گیرد.  

بررسی درونمایه و مضامین اثر

می‌توان گفت مهم‌ترین بخش اقتباس پناهنده از کتاب سرخ و سیاه در درونمایه و مضمون اثر نمایان می‌شود. اگرچه نه در زمینه‌ی تاریخی، نه در خود داستان و نه حتی در شخصیت‌پردازی گویی نقطه‌ی مشترکی میان این دو اثر نیست؛ اما هر دو، تاریخ را از نگاهی دیگر تصویر کرده‌اند. تاریخی که عادت داریم در دوره‌ی قاجار، از طریق دربار و درباریان برایمان روایت شود اما به جای آن به دل زندگی آدم‌های معمولی و فرودست می‌رویم که برای مقابله با ناتوانی‌شان در برابر قدرتمندان دست به انتخاب‌هایی می‌زنند که تراژدی داستان را می‌سازد. درامی که حتی به نسل‌های آینده نیز می‌رسد و به همین سبب است که سریال از آینده آغاز می‌شود. آینده‌ای که خود به اندازه‌ی گذشته، تکان‌دهنده است.

نقاط قوت سریال

از جمله نقاط قوت سریال سرخ و سیاه می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:

  • فضاسازی تاریخی: با توجه به اینکه داستان در قرن نوزدهم می‌گذرد، طراحی لباس، صحنه و دیالوگ‌ها همگی در خدمت این فضاسازی قرار گرفته‌اند.
  • کارگردانی و تدوین اثرگذار: کارگردان به‌خوبی توانسته است صحنه‌های مختلف سریال را در هماهنگی با مضمون اثر به تصویر بکشد و البته تدوین قوی کار به‌خوبی احساسات مخاطب را درگیر می‌کند.
  • بازی بازیگران: عواطف و احساسات شخصیت‌های اثر به‌خوبی توسط بازیگران به نمایش درآمده و موقعیت‌های تراژیک را واقعی جلوه می‌دهد.

نقاط ضعف سریال

از جمله نقاط ضعف سریال می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:

  • پیش‌زمینه‌ی ضعیف شخصیت‌های اصلی: ریتم سریع سریال اجازه نمی‌دهد وارد پیش‌زمینه‌ی زندگی شخصیت‌ها شویم و تقریباً از همان ابتدا داستان وارد گره‌ و درگیری می‌شود و همین امر سبب می‌شود بسیاری از رفتارهای شخصیت‌ها را براساس پیش‌فرض ذهنی خودمان بسازیم و نه آنچه سریال برای ما می‌سازد.
  • اغراق شخصیت اصلی مرد: ماجرای اصلی سریال حول محور انتخاب‌های نوروز قرار دارد و باوجوداین، برخی جنبه‌های شخصیت او به دلیل پرداخته‌نشدن، به شدت اغراق‌گونه به نظر می‌رسد.
  • دیالوگ‌های نمایشی: با توجه به اینکه داستان طبقات مختلف اجتماعی را نشان می‌دهد، در طبقات بالا نوعی از سخن‌گفتن میان شخصیت‌ها وجود دارد که بیش از اندازه ادبی و نمایشی می‌شود.

مقایسه کتاب سرخ و سیاه با سریال

با توجه به اینکه سریال سرخ و سیاه برداشتی آزاد از کتاب سرخ و سیاه استاندال است، شاید مقایسه‌ی مستقیم آن‌ها با هم درست نباشد. اگرچه هر دو روایت در قرن نوزدهم می‌گذرد اما کتاب، قرن نوزدهم فرانسه را به تصویر کشیده و سریال، قرن نوزدهم در ایران را. اما مسئله‌ی مهم اینجاست که استاندال زمانه‌ی خودش را برای شرح روایت انتخاب کرده است. او هم به شکل مستقیم و هم در لفافه شخصیت‌های مهم تاریخی را در دل داستان قرار داده که اگرچه برخی از آن‌ها برای پیش از قرن نوزدهم هستند اما نویسنده نگاه معاصرش را نسبت به آن‌ها بیان کرده. این در حالی است که سازندگان سریال سرخ و سیاه دوره‌ای تاریخی را برای بیان اقتباس خود انتخاب کرده‌اند که از دل یادداشت‎ها، برخی عکس‌ها، نقشه‌ها و خاطرات به ما رسیده است. شاهکار استاندال از آن جهت است که از دل زمانه‌ی خودش اثر تاریخ را به نمایش می‌گذارد و اصلاً آن انسان تاریخی اینگونه ساخته می‌شود. از آن‌جایی که داستان سریال هنوز کامل نشده و در حال پخش است نمی‌توانیم حدس بزنیم که روایت تا چه حد از روایت اصلی اقتباس شده و آیا نقاط مشترکی دارد یا نه اما به طور کلی می‌دانیم که پیش‌زمینه‌های شخصیت‌های اصلی در کتاب و سریال کاملاً با هم تفاوت دارند.

جلد کتاب صوتی سرخ و سیاه

سرخ و سیاه

نویسنده: استاندال

گوینده: علی عمرانی

انتشارات: انتشارات ماه آوا

بازخوردها و نظر منتقدان درباره سریال

با توجه به اینکه سریال به‌تازگی منتشر شده و فصل اول آن به اتمام نرسیده است هنوز منتقدان زیادی درباره‌ی آن نظر نداده‌اند با این حال در مجلات الکترونیک از آن استقبال شده است.

نشریه‌ی ایماژ پس از انتشار قسمت اول نوشت: «مهم‌ترین پرسش درباره‌ی سریال سرخ و سیاه این نیست که آیا عشق می‌تواند بر موانع غلبه کند؛ بلکه این است که شخصیت‌ها در مسیر رسیدن به خواسته‌هایشان چه چیزهایی را از دست می‌دهند و تا چه اندازه اختیار ساختن سرنوشت خود را دارند».

مجله‌ی دیجی‌کالا نوشت: «قصه‌گویی از ثانیه‌ی اول تا آخر جریان دارد، فضاسازی باورپذیر است، شخصیت نوروز با دقت ساخته شده، بازیگران در حد انتظار و گاهی بیشترند و جزئیات بصری پشت هر صحنه فکر و دقت دارد».

جوایز و افتخارات سریال

سریال سرخ و سیاه در بخش اصلی نهمین جشنواره‌ی سریال کن در سال ۲۰۲۶ حضور داشت. باوجوداین، موفق به دریافت جایزه نشد. 

این سریال مناسب چه کسانی است؟

اگر جزو گروه‌های زیر هستید از دیدن سریال سرخ و سیاه لذت خواهید برد:

  • افرادی که به درام‌های تاریخی علاقه دارند؛
  • افرادی که به آثار اقتباسی علاقه دارند؛
  • افرادی که به دوره‌ی تاریخی قاجار علاقه دارند؛
  • افرادی که به روایت تاریخ از دید مردم عادی علاقه دارند.

اول کتاب را بخوانیم یا سریال را ببینیم؟

با توجه به اینکه سریال برداشتی آزاد از کتاب است و قصه‌ی آن‌ها آنچنان با یکدیگر همپوشانی ندارد خواندن کتاب پیش از سریال، داستان آن را فاش نخواهد کرد. به همین دلیل اگر تاکنون کتاب سرخ و سیاه را نخوانده‌اید پیشنهاد ما این است که هم‌زمان با آمدن هر قسمت سریال به صورت هفتگی، داستان کتاب را نیز شروع کنید و هم‌زمان منبع اصلی اقتباس را بخوانید. اما اگر پس از تمام‌شدن کامل سریال می‌خواهید آن را شروع کنید، می‌توانید از الان مطالعه‌ی کتاب را آغاز کنید و پس از آن از هر دو فصل سریال لذت ببرید.

جمع‌بندی

شاید هنوز زود باشد که بخواهیم قضاوت کنیم پناهنده در اقتباس خود موفق بوده است یا خیر. باوجوداین، نقاط قوت سریال بر نقاط ضعفش تا بدینجا غلبه داشته و توانسته مخاطبان را درگیر خود کند. اگر در ادامه‌، روایت سریال بتواند علاوه بر هیجانات و گره‌ها، به لایه‌های عمیق‌تری همچون کتاب سرخ و سیاه دست یابد، قطعا این اثر یکی از آثار ماندگار ایرانی خواهد شد.

طاقچه دریچه‌ای است به دنیای کتاب‌های الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستان‌ها، دانش و تجربه‌های تازه قدم می‌گذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، می‌توانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بی‌درنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانه‌ی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!

بستن تبلیغ
خانه یادگیری طاقچه

نام من پرنیان رحیمی است. متولد سال ۱۳۷۲ در اصفهان هستم و اگر بخواهم از ابتدا بگویم، ادبیات و سیاست از دغدغه‌هایم در نوجوانی بود و به همین دلیل در دبیرستان ادبیات و علوم انسانی خواندم و مسیرم را در دانشگاه تهران با خواندن ژئوپلتیک ادامه دادم. راستش از همان نوجوانی آرزو داشتم دو شغل را حتما تجربه کنم: کتاب‌فروشی و روزنامه‌نگاری. طی ده سال‌ گذشته هم روزنامه‌نگار شدم و هم کتاب‌فروش و به همین واسطه مشاغل دیگری مانند پژوهشگری و مترجمی را هم تجربه کردم. اکنون پس از سال‌ها تجربه‌ی مشاغل مختلف که هسته‌ی مرکزی همه‌ی آن‌ها با نوشتن مرتبط بوده، شغل رویایی‌ام را پیدا کرده‌ام؛ نوشتن درباره‌ی کتاب‌ها. برای من تحلیل و معرفی کتاب‌ها بسیار هیجان‌انگیز است و اگر حتی یک نفر با خواندن مقاله‌ای ترغیب شود کتابی بخواند یا فهمش از کتاب‌ها را گسترش دهد، من از زیستنم در این جهان راضی‌ خواهم بود.


اشتراک‌گذاری یادداشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مشابه
یادداشت‌های پربازدید

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه