نویسنده: کالین هوور
مترجم: زهرا رحیمی
انتشارات: نشر سنگ

واقعیت در نزد هر انسان، دروغی برای پذیرش گناهان خود است. هر فرد برای ذهن خود قصهگوی ماهری است که با گزینش رویدادها، معکوسسازی، اغراق و تحریف، با ساختن یک واقعیت جدید خود را توجیه میکند. بحران اخلاقی از دل همین کشمکش روایتها خلق میشود. وقتی درک واقعی از کنش ناقص است، پس واکنش خودبهخود غیر اخلاقی میشود.
فیلم وریتی (Verity) محصول ۲۰۲۶، با اقتباس از رمان کالین هوور، راوی همین موضوع است. تریلری روانشناختی که به اعماق تاریک روان افراد، روابط و تصمیمهای غیر اخلاقی نقب میزند. در این یادداشت از بلاگ طاقچه، به این فیلم و کتاب خواهیم پرداخت.
لوون اشلی، نویسندهای که برای تداومبخشیدن به مسیر حرفهای خود با موانع بسیاری روبهروست، در دل یک بحران، پیشنهادی وسوسهانگیز دریافت میکند؛ یعنی تکمیل مجموعهرمانهای وریتی کرافورد، نویسندهای مشهور که پس از یک سانحهی رانندگی، دیگر قادر به نوشتن نیست. لوون برای این امر به عمارت دورافتادهی خانوادهی کرافورد نقل مکان میکند و در کنار جرمی، همسر وریتی، به بررسی چرکنویسها و یادداشتهای شخصی او میپردازد. اما کشف دستنوشتههایی هولناک، به مانند سیاهچالهای تاریک، لوون را به اعماق تاریک این نویسنده و سرگذشت با همسر و فرزندانش فرو میکشد. لوون بهتدریج درگیر تعلیق کشنده برای کشف حقیقت میشود و روان خود را در کشف حقیقت روزبهروز تاریکتر مییابد.

فیلم وریتی، به کارگردانی مایکل شوالتر، با اقتباس از رمان کالین هوور ساخته شده است. این رمان در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. کتابی در ژانر تریلر روانشناختی با عناصری از معما و رومنس تاریک، که روایتگر کشف احوال روحی و زندگی یک نویسنده با ظاهری آرام اما با باطنی آشفته است. ابهام و سیالی دائمی حقیقت و دروغ، راوی نامطمئن و پیچیدگی میان روابط عاطفی، در کنار موفقیت و شهرت این نویسنده این رمان را بستر مناسبی برای یک اقتباس سینمایی کرده است. فیلم شوالتر در شیوهی اقتباس، وفادارانه و با تغییرات طبیعی و جزئی عمل کرده است.
رمان «وریتی» (Verity) نوشتهی کالین هوور، نخستین بار در سال ۲۰۱۸ توسط انتشارات Hoover Ink منتشر شد و پس از آن، انتشارات Grand Central Publishing نیز نسخهای از این کتاب را در آمریکا به چاپ رساند. این رمان که در ایالات متحده و به زبان انگلیسی منتشر شده، در ژانر تریلر روانشناختی، معمایی و عاشقانهی تاریک (دارک رومنس) قرار میگیرد و با توجه به مضامین و محتوای آن، برای مخاطبان بزرگسال مناسب است.
| عنوان: | Verity |
| کارگردان: | مایکل شوالتر |
| فیلمنامه: | نیک آنتوسکا |
| بازیگران اصلی: | داکوتا جانسون، آن هتوی، جاش هارتن |
| محصول: | ۲۰۲۶ |
| کشور: | ایالات متحده |
| مدت فیلم: | ۱۱۴ دقیقه |
| امتیاز Imdb: | ۶ از ۱۰ |
| ژانر: | تریلر روانشناختی، معمایی، درام |
| ردهٔ سنی: | +۱۸ سال |
کارگردانی فیلم بر عهدهی مایکل شوالتر بوده و نیک آنتوسکا فیلمنامه را نوشته است. آن هتوی در نقش وریتی کرافورد، داکوتا جانسون در نقش لوون اشلی و جاش هارتنت در نقش جرمی کرافورد ایفای نقش کردهاند.
ردهی سنی: درجهبندی آمریکایی فیلم R است. این درجهبندی به دلیل محتوای جنسی، برهنگی محدود، زبان نامناسب، تصاویر خونآلود و مفاهیمی چون خیانت برگزیده شده است. برای کتاب نیز، با توجه به محتوای جنسی صریح و خشونت، مطالعه برای بزرگسالان پیشنهاد میشود.
فیلم وریتی بیش از هرگونه تشخص در کارگردانی، فیلمبرداری و بازیگری که بهقطع فاقد آن است، تنها به یک فیلم اقتباسیبودن بسنده کرده است. یعنی صرفاً تلاش برای بیان پیرنگ کتاب به بهترین شکل مقدور. هرچند در این راستا نسبتاً موفق است اما همین موفقیت را مدیون ترسهای درونی واقع در داستان، پیرنگ گیرا و طرح مسائل اخلاقی بحثبرانگیز است که همهی اینها از فیلمنامه برخاستهاند. تعلیق، گرهافکنی و گرهگشایی از نقاط قوت اصلی فیلم است و باقی عناصر فیلم، به نسبت پتانسیلهای اجرایی فیلمنامه خوب و در نقاط افت فیلمنامه افول میکنند.
در پذیرش منطق روایی فیلم تردید خواهید داشت، چراکه فیلمنامه بیش از اینکه به سیر منطقی خود فکر کرده باشد، بر برانگیختن احساسات مخاطب حساب کرده است. و این تصنع داستانی، وقتی به عمق کاراکترها بینیاز باشد شخصیتها را تکبعدی نشان داده و در صحنهای که نیازمند عمق بیشتر است، شخصیتها را تبدیل به معماهای حلناشدنی و پیچیده میکند. نقطهی قوت فیلمنامه و فیلم، در نگهداشتن احساس ابهام تا انتهای فیلم است. در کل میتوان گفت فیلمنامه نقطهی قوت فیلم است.
در یکسوم ابتدایی فیلم، از آنجایی که درام هنوز وارد فضای غیر طبیعی خود نشده است، بازیها اغراقآمیز و شخصیتها سطحی به نظر میرسند. این بازی اغراقآمیز و پر از ژستهای کلیشهای در مواقع غیرمعمول فیلم کارساز هستند اما در مواقعی از فیلم که جنبهی رئال و روزمره غلبه دارد، ایجاد همذاتپنداری با عواطف لوون که فیلم برایش کوشیده است، ناکام میماند. از زمان طرح مسئلهی اصلی، آن هتوی در نقش وریتی کارساز، رازآلود، سرد و نافذ ظاهر میشود. اما از این جذْبهی درخشان در بازی داکوتا جانسون و جاش هارتنت خبری نیست. میتوان گفت که دغدغههای زنمحور فیلم، با بررسی لایههای پنهان شخصیتهای زن، متمایز از یک اثر مردانه ظاهر شده است. اما دقیقاً معکوس فیلمهای مردانه، این فیلم از درک و بیان احساسات مرد عاجز است، مردی که چه در فیلمنامه و چه بازیگری، کاریکاتوری است و برخلاف واگویههای درونی شخصیتهای زن، کاراکتر مرد هیچ خودافشایی تأثیرگذاری را با ما در میان نمیگذارد و این فهم راز شخصیت او را دشوار میکند. با توجه به حساسیتهای اخلاقی داستان، فیلم تلاش میکند مرز میان حقیقت و دروغ را مبهم نگه دارد. روایتهای وریتی و لوون نیز چندان قابل اعتماد نیستند و نویسندهی رمان و فیلمنامهنویس از قضاوت اخلاقی صریح دربارهی شخصیتها خودداری کردهاند. بااینحال، شیوهی بازنمایی شخصیتها نشان میدهد که کارگردان چندان بیطرف نیست. نوع فضاسازی، شخصیتپردازی و بازیگری در بعضی صحنهها بهگونهای است که رفتارهای غیراخلاقی برخی شخصیتها را توجیه میکند و مخاطب را به همدلی با آنها سوق میدهد.
نقطهی قوت کارگردان در ساختن فضای رمزآلود، حس تعلیق با تأثیرپذیری از الِمانهای ژانر وحشت است. استفاده از تضاد میان نور سرد و گرم، ایجاد نوعی آشناپنداری (دژاوو) در مخاطب در صحنههایی که دارای تقارن بصری با یکدیگر هستند، در ایجاد حس فیلمنامه کمک کرده است. هرچند در صحنههای رئالیستیتر مانند یکسوم ابتدایی فیلم، کارگردان از بخشیدن عمق و بُعد به فیلم ناتوان است و به حداقلها بسنده میکند.
وریتی نسبت میان واقعیت بیرونی با روایتها و ادراکهای شخصی از واقعیت، خودفریبی و میل انسان به تبرئهی گناهان خویش را بررسی میکند. در فیلم، هیچ کدام از احساسات شخصیتها، در نگاهی جامع به حقیقت پیرامونی پدید نیامدهاند و با دستکاری ذهنی خود و دیگران، بهتدریج معنای خود واقعیت زیر سؤال میرود. در نهایت فیلم میخواهد بگوید حتی مخاطب هم در مواجهه با فیلم، واقعیت دلخواه خود را گلچین میکند.
هشدار اسپویل: این بخش به تفاوتهای مهم داستان و پایانبندی میپردازد.
فیلم وریتی در نگاه کلی، چه به لحاظ داستانی و چه به لحاظ نوع نگاهش به اثر، اقتباسی وفادارانه به شمار میآید. با این حال تفاوتها را ذکر میکنیم:
در کتاب، وریتی و جرمی سه فرزند دارند، فیلم چستین را حذف و هارپر و کرو را دوقلو نشان میدهد. سابقهی خوابگردی لوون از فیلم حذف شده است. در مقابل فیلم در صحنهای نمادین و ترسناک با آشناپنداری مخاطب، صحنهی بوسهی خیالی میان لوون و وریتی را اضافه میکند تا فرورفتن لوون و همگونشدن تدریجی با وریتی را نمایش دهد. همچنین صحنهسازی برای مرگ وریتی در فیلم متفاوت است. در رمان لوون نامهی وریتی را نابود میکند در حالی که در فیلم تنها پنهانش میکند.
گرچه هنوز تا اعلام نامزدها و نتایج جوایز باقی مانده است، افتخارات رمان کالین هوور را مرور میکنیم:
عنوان پرفروش شمارهی یک نیویورک تایمز و در فهرست پرفروشهای USA Today، The Globe and Mail و Publishers Weekly
فیلم وریتی برای کسانی مناسب است که:
این فیلم شاید مناسب نباشد برای کسانی که:
اگر به کشف تدریجی رازها و قضاوت مستقل دربارهی انگیزهی شخصیتها علاقه دارید، بهتر است ابتدا رمان وریتی نوشتهی کالین هوور را بخوانید؛ با این حال، تماشای فیلم در ابتدا نیز تجربهی کتاب را کاملاً بیارزش نمیکند. تفاوتهای روایت و پایانبندی، مقایسهی این دو اثر را جذاب میکند و خواندن کتاب پس از تماشای فیلم همچنان ارزش دارد. از آنجا که فیلم تغییراتی در شخصیتها و بعضی رویدادهای داستان ایجاد کرده، کتاب پس از فیلم نیز خواندنی است. تا زمان نگارش این مطلب، اقتباس سینمایی دیگری از رمان Verity گزارش نشده است؛ بنابراین، فعلاً نسخهی سینمایی مایکل شوالتر تنها اقتباس تصویری این رمان است و همین امر تماشای این اقتباس را برای خوانندگان کتاب جذاب میکند.
این اعتراف من است. زندگینامهی من. کلمات یک نویسنده باید صادقانه، خونی و کمی هولناک باشند. حتی با هشدار سخاوتمندانهام، شما به بلعیدن کلمات من ادامه خواهید داد. اما یک چیز را بدانید: هیچ نوری در جایی که میرویم وجود ندارد. تاریکی در پیش است.
با وجود تمام نکاتی که برشمردیم، وریتی دارای فیلمنامهای با موضوع خاص است، فیلمی که طرح داستانی جدید، متفاوت و به قدر کافی گیرا دارد که مخاطب را تا انتها در دلهرهی خود همراه کند و پس از پایان فیلم، او را در اضطراب خود رها کند. وریتی فیلمی ماندگار و مناسب برای چندبار دیدن نیست، چراکه هنوز در مسائل مهمی درگیر دستوپازدن است. حتی ممکن است در اوایل فیلم شما را از انتخاب فیلم پشیمان کند، اما گرهافکنی و تعلیق داستانی به کمک سینما میآید. وریتی تجربهی مناسبی از جنون، هنر و ابعاد تاریک خانواده است. اگر طرز اندیشهی نویسنده نسبت به شخصیتها بیطرفتر بود، اگر ابعاد تاریک هر سه شخصیت زیر ذرهبین گذاشته میشد، شاید با روایت مستحکمتری از زیر سؤال رفتن مفهوم واقعیت طرف بودیم. با این همه سؤال فیلم در ذهنتان باقی خواهد ماند، واقعیت یعنی چه؟ چقدر میتوانیم نسبت به ادراک خود از واقعیت ایمان داشته باشیم؟ واقعیت یعنی چه؟
در هیاهوی دنیا امروز، دسترسی آسان به کتابها فرصتی گرانبهاست. طاقچه این امکان را برای شما فراهم کرده تا در هر لحظه و هر کجا که هستید، به دنیای بیپایان داستانها و دانش سر بزنید. کافی است سری به سایت خرید کتاب طاقچه بزنید، کتاب موردنظرتان را پیدا کرده و بیدرنگ مطالعه را آغاز کنید. طاقچه، کتابخانهای همیشه همراه، درست در جیب شما!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه