
نویسندگانی که با نام مستعار مینوشتند
اگر نمیدانستیم داستایوفسکی کیست، آیا باز هم جنایت و مکافات را شاهکاری ادبی میدانستیم؟ بله. پس اصلاً چه اهمیتی دارد بدانیم چه کسانی متون ادبی را خلق کردهاند؟ با شناختن نویسنده، زمینههای تفسیر و تحلیل ادبی گسترده میشود؛ چه کسی، از چه طبقهای، در چه زمانی و در کدام کشور و با چه شرایطی اثر را خلق کرده، میتواند درک و دریافت ما را نسبت به ساختار روایت، روانشناسی شخصیتها و بسیاری نکات کلیدی دیگر عمیق کند. همزمان اینکه نویسندهای تصمیم میگیرد با نام مستعار متونش را منتشر کند، مسیر جدیدی در تفسیر میگشاید و همیشه به این معنی نیست که میخواهد ناشناس بماند. گاهی این تصمیم برآمده از شرایط فردی و گاه برآمده از شرایط سیاسی یا اجتماعی است. اما بیانصافی است که تمامی تحلیلهایمان را حول محور نویسنده متمرکز کنیم و از جنبههای تفسیری دیگر چشم بپوشیم. در واقع این اطلاعات صرفا دیدگاهی جدید کنار دیگر دیدگاههایی است که میتوانیم در تحلیل کتابهای ادبی از آن بهره ببریم. در این یادداشت از وبلاگ طاقچه، علاوه بر معرفی نویسندگانی که با نام مستعار مینوشتند میخواهیم بدانیم چرا این افراد به اسم مستعار نیاز داشتند. با ما همراه باشید.
جورج الیوت

شاید فکر کنیم منطقی است اگر زنان نویسنده در قرن نوزدهم آثار خود را با نام مردانه منتشر میکردند تا تحت تأثیر دیدگاههای جنسیتزدهی زمانهشان، جدی گرفته شوند. اما داستان زندگی ماری آن ایوانز کمی متفاوت است. او از حدود چهلسالگی به شکل جدی وارد حرفهی روزنامهنگاری شد و اگرچه مقالات و ترجمههایش را به صورت ناشناس منتشر میکرد، در محافل ادبی با نام ماریان ایوانز، فردی شناختهشده بود. هنگامی که میخواست نخستین اثر ادبیاش، آموس بارتون را منتشر کند با مردی متأهل به نام جورج هنری لوئیس در رابطه بود. به همین دلیل تصمیم گرفت از نام مستعار استفاده کند چراکه نمیخواست دیدگاههای اجتماعی بر روی قضاوت خوانندگان اثر بگذارد. به همین ترتیب، آثارش را با نام جورج الیوت منتشر کرد. اولین موفقیتش با کتاب ادم بید بود و پس از آن رمانهای مهم دیگری مانند میدلمارچ و رومولا را نیز منتشر کرد. خودش گفته بود که اسم جورج را از نام جورج هنری لوئیس برداشته و الیوت را به این دلیل انتخاب کرده که خوشآوا است.
خواهران برونته

واقعیت این است که زنان نویسنده در قرن نوزدهم کم نبودند و برخی نیز آثارشان را با نام خودشان منتشر میکردند. اما این دلیل نمیشد که از قضاوتهای اجتماعی در امان بمانند. بسیاری منتقدان پیش از اثر، نویسنده و زندگیاش را مینگریستند و نویسندگی زنان، فرودست شمرده میشد. در سال ۱۸۴۶ خواهران برونته مجموعه شعر مشترکشان را با نامهای مستعار کارر بل (شارلوت)، الیس بل (امیلی) و اکتون بل (آن) منتشر کردند. آنها قصد نداشتند نامی مردانه انتخاب کنند و از طرفی هم نمیخواستند جنسیت و هویتشان را فاش کنند. به همین دلیل نامهایی مبهم انتخاب کردند که مشخص نبود متعلق به چه کسی یا چه جنسیتی است. زندگی خانوادهی برونته با تراژدی آمیخته شده بود و آنها در سن کم، خواهر و برادر بزرگترشان را از دست داده بودند. هر سه خواهر برونته نیز عمر کوتاهی داشتند و باوجوداین، زندگی و دنیایشان را وقف نوشتن و ادبیات کردند. نخستین اثر شارلوت برونته، جین ایر بود و پس از آن شرلی و ویلت را منتشر کرد. تنها اثر منتشرشدهی امیلی، بلندیهای بادگیر بود و آن نیز اگنس گری و مستأجر وایلدفل هال را منتشر کرد.
مارک تواین

سوم فوریهی سال ۱۸۶۳، ساموئل لنگهورن کلمنز برای نخستین بار یادداشت خودش را با نام مارک تواین امضا کرد. مارک تواین اصطلاحی بود که قایقرانان رود میسیسیپی به کار میبردند؛ به این معنا که ارتفاع آب به سطح خطرناکی رسیده و اگر پیشتر بروند، ارتفاع آب تا حدی کم میشود که مناسب قایقرانی نیست. شاید با نگاهی به زندگی نویسندههای زن با خود فکر کنیم چرا یک مرد به نام مستعار نیاز داشت؟ انتخابکردن نامی ادبی برای امضای یادداشتها و متون، کاری متعارف در دنیای نویسندگان و روزنامهنگاران است. کلمنز قصد داشت هویتی حرفهای برای خودش بسازد؛ اما این به معنای پنهانکردن هویت اجتماعیاش نبود. به همین دلیل، وقتی در روزنامه مشغول به کار شد، این نام را برای خودش برگزید که در واقع ریشه در تجربیات گذشتهاش از قایقرانی داشت. نکتهی جالب اینجاست که با گذشت زمان، مارک تواین عملاً به هویت اجتماعی ساموئل بدل شد و بسیاری او را در دنیای واقعی مارک صدا میزدند. شاهکار ادبی مارک تواین، ماجراهای هاکلبری فین است و ماجراهای تام سایر و کتاب شاهزاده و گدا نیز از آثار مهم او به حساب میآید.
جورج اورول

اریک آرتور بلر در سال ۱۹۳۲ به کارگزارش نامهای نوشت که در آن چهار اسم را برای نام ادبیاش پیشنهاد داده بود و جورج اورول یکی از همین اسمها بود. در این زمان او قصد داشت نخستین اثرش یعنی آس و پاس در پاریس و لندن را منتشر کند و از آنجایی که محتوای کتاب مربوط به فقر و آوارگی و خیابانخوابی است، به این وسیله میخواست از نام خانوادگیاش محافظت کند. باوجوداین، تمام کتابهای او دربارهی فقر نبود اما به استفاده از نام مستعار ادامه میداد. آنچه امروز بهعنوان دلیل برای این نام مستعار مطرح میشود بیشتر تفاسیر منتقدان و زندگینامهنویسان است. برخی میگویند میخواست از هویت و طبقهی اجتماعی خودش فاصله بگیرد و برخی دیگر اعتقاد دارند او میخواست خود ادبی جدیدی بسازد. اگرچه خانواده و دوستان قدیمیاش همچنان او را اریک خطاب میکردند؛ اما دوستان جدیدترش او را با نام جورج میشناختند و او هر دوی این هویتها را همزمان با هم میزیست. بسیاری از خوانندگان فارسیزبان با این نام ادبی آشنایی دارند چراکه کتابهای ۱۹۸۴ و مزرعه حیوانات از محبوبترین رمانهای خارجی میان ایرانیان است.
لوئیس کارول

چارلز لاتویج داجسن کودک خلاق و کنجکاوی بود که تقریبا به همه چیز علاقه نشان میداد و در بزرگسالی نیز بسیاری از علایقش را دنبال کرد. عکاسی میکرد، ریاضیدان بود، به فلسفه و منطق میپرداخت و البته برای کودکان و بزرگسالان داستانها و روایتهای فوقالعادهای مینوشت. اما چارلز میان این هویتها تفاوت قائل بود و سخت میکوشید مرز میانشان را رعایت کند. چارلز ریاضیدان و مدرس دانشگاه آکسفورد بود و هرگاه نامهای با نام لوئیس کارول به او میرسید، آن را پس میفرستاد و میگفت چنین شخصی اینجا نیست! درحالیکه خارج از محیط دانشگاه، او لوئیس کارول بود. نویسندهی شاهکار ادبی آلیس در سرزمین عجایب و کتاب درون آینه و آنچه آلیس آنجا دید. چارلز هم چندین اسم مستعار را برای ناشرش فرستاد و او از میانشان لوئیس کارول را انتخاب کرد که درواقع داجسن از روی اسم و فامیل خودش ساخته بود. او نامش را به لاتین برگرداند، جای نام و نام خانوادگی را تغییر داد و دوباره آن را به انگلیسی سلیستر تغییر داد و به لوئیس کارول رسید.
ریچارد باکمن

استیون کینگ پشت میز کارش نشسته بود که با او تماس گرفتند و گفتند کتاب آمادهی چاپ است و باید یک نام به آنها بدهد. او نمیخواست از نام ادبیاش یعنی گاس پیلزبری که در محافل ادبی لو رفته بود استفاده کند. به همین علت نگاهی به اطرافش انداخت. کتابی از ریچارد استارک روی میز بود پس نامش شد ریچارد و آهنگی از باکمن ترنر اوردرایو در حال پخش بود، پس نام فامیلیاش شد باکمن. اما اصلا چرا استیون کینگ که بسیاری از کتابهایش با نام خودش به چاپ رسیده به نام مستعاری نیاز داشت که لو نرفته باشد؟ در دههی هفتاد میلادی بسیاری از ناشران معتقد بودند اگر در سال بیش از یک کتاب از یک نویسنده منتشر شود، خوانندگان از آن استقبال نمیکنند. کینگ مخالف بود و میدانست که بسیاری از نویسندگان سالی دو کتاب منتشر کردهاند و مورد استقبال هم واقع شدهاند. پس تصمیم گرفت نامی دیگر برای خودش برگزیند که اگر خواست بتواند در یک سال دو کتاب منتشر کند. به همین ترتیب، هفت اثر از استیون کینگ افسانهای با نام ریچارد باکمن منتشر شد. از این نویسنده کتابهای درخشش و رستگاری در شاوشنک به فیلمهای سینمایی ماندگاری بدل شدهاند.
مری وستماکوت

به مدت نوزده سال آگاتا کریستی، خالق رمانهای کارآگاهی-جنایی رازی داشت که عموم جامعه از آن بیخبر بودند. او نیاز داشت دربارهی افکار و احساساتی بنویسد که راه دیگری برای بیان آن نمیشناخت. مری وستماکوت اینگونه خلق شد. وستماکوت نویسندهی رمانهایی بود از دل احساسات آگاتا دربارهی رابطهی پرفرازونشیب با همسر اولش، بیان صادقانه و گاه دلخراش از تجربهی مادری و البته تروماهایی که در زندگی از سر گذرانده بود. قلم مری وستماکوت واقعاً با آگاتا کریستی متفاوت بود. خوانندگان شاید هرگز تصور نمیکردند که خالق کارآگاه پوآرو و داستانهای جنجالیاش، نویسندهی رمانهای عاشقانهای باشد که در واقع نوعی اتوبیوگرافی نیز بود. تا سال ۱۹۴۹ او چهار رمان را با نام مستعار منتشر کرد و کسی از هویت مری وستماکوت باخبر نبود. در این سال در ساندی تایمز، هویت این نویسنده افشا شد و با این حال آگاتا دو رمان دیگر نیز با نام مستعارش به چاپ رساند. شاید همچنان آگاتا کریستی را با قتل در قطار سریعالسیر شرق یا طلوع در استایلز به یاد بیاوریم اما باید بدانیم که خلاقیت نوشتاریاش در ژانرهای دیگر نیز امکان شکوفایی داشت.
رابرت گالبریت

اولین کتاب رابرت گالبریت در سال ۲۰۱۳ منتشر شد که شروع مجموعه کتابهای جنایی کارآگاه استرایک بود. تا مدتی در همان سالها اگر نام رابرت گالبریت را جستوجو میکردید متوجه میشدید مردی است با سابقهی نظامی که به همین دلیل نمیتوانست در کنفرانسهای خبری حضور پیدا کند و البته منطقی بود که کسی با این پیشینه کتابهایی در این ژانر بنویسد. کمی بعدتر معلوم شد رابرت گالبریت کسی نیست جز جی.کی. رولینگ، نویسندهی سرشناس سری کتابهای هری پاتر. رولینگ وقتی تصمیم گرفت وارد ژانر متفاوتی شود، دوست داشت خود رمانهایش مورد توجه و نقد قرار بگیرد و نه شهرت و معروفیتش. اما او پا را از فقط یک نام مستعار فراتر گذاشت و یک هویت جدید با پیشینه و اطلاعاتی قابل جستوجو به وجود آورد. او میخواست تا حد ممکن از هویت نویسندگی خودش فاصله داشته باشد و به همین دلیل حتی جنسیت نویسندهی جدید را تغییر داد. رولینگ بعدا در مصاحبهای گفت که تجربهی ناشناسبودن را بسیار دوست داشته و آرزو میکرده ادامه پیدا کند. حتی پس از افشاشدن هویت رابرت گالبریت، او به انتشار مجموعهی جناییاش با همین نام ادامه داد.
النا فرانته

هنوز هم نمیدانیم النا فرانته واقعاً کیست. یکی از دلایلش شاید معاصربودن این نویسنده است. اگر در قرن نوزدهم زندگی میکردیم هم تا مدتها نمیفهمیدیم خواهران برونته کیستند. فرانته از قصد میخواهد گمنام بماند و به همین دلیل مصاحبههایش همگی نوشتاری و از طریق ایمیل صورت میگیرد. در یکی از این مصاحبهها بیان کرده بود میخواهد ناشناس بماند تا منحصراً و با آزادی کامل بر نوشتن و استراتژیهایش تمرکز کند. فرانته نخستین کتابش را در دههی نود میلادی در ایتالیا منتشر کرد و به فاصلهی تقریبی ده سال کتاب دومش نیز وارد بازار شد. اما سری کتابهای دوست باهوش من بود که او را به شهرت جهانی رساند و اگرچه زبان اصلی کتاب به ایتالیایی است، پس از ترجمه به انگلیسی به بسیاری دیگر از زبانها نیز ترجمه شد. اکنون کتابهای زیادی از فرانته به زبان فارسی منتشر شده و ندانستن هویت این نویسنده چیزی از محبوبیتش میان خوانندگان کم نکرده است. پیشنهاد میکنیم کتابهای دختر پنهانم و روزی که رهایم کردی را از این نویسنده مطالعه کنید.
پابلو نرودا

پابلو نرودا پیش از آنکه به شهرت جهانی برسد، نفتالی ریکاردو ریس باسوالتو بود و در شروع کارش مشکلی داشت. او در نوجوانی نوشتن را آغاز کرد و اشعار و یادداشتهایش را برای مجلات میفرستاد. اما پدرش با حرفهی شاعری او مشکل داشت و با ادامهدادن مسیر ادبی او مخالف بود. به همین دلیل تصمیم گرفت با نام مستعار بنویسد و حتی پیش از استفاده از نام پابلو نرودا در شانزدهسالگی، پیشتر از چند نام مستعار دیگر استفاده کرده بود. اگرچه در ابتدا استفاده از این نام برای محافظت از خودش بود اما به مرور زمان عملاً پابلو نرودا به هویت این شاعر فوقالعاده بدل شد؛ به طوری که حتی جایزهی نوبل سال ۱۹۷۱ به نام مستعار او تعلق گرفته است. اما زندگی نرودا به ادبیات خلاصه نمیشد و او فردی سیاسی بود که ابتدا در ارگانهای دولتی به کار مشغول شد اما درنهایت مجبور شد به دلیل مخالفت با حکومت وقت در شیلی، از کشور خود فرار کند. پس از آن، نرودا به کشورهای زیادی سفر کرد و شعرهای زیادی نیز سرود که میتوانید بخش زیادی از آنها را در مجموعه اشعار پابلو نرودا جلد اول و جلد دوم بخوانید.
ولتر

شناختهشدهترین نام ادبی که برای فرانسوا ماری آروئه میشناسیم، ولتر است. عجیب اینکه او در طول زندگیاش نزدیک به ۱۷۵ نام مختلف را برای نوشتن انتخاب کرد! ماجرای انتخاب نامی دیگر برای فرانسوا از سال ۱۷۱۸ شروع شد؛ زمانی که با پدرش بر سر انتخاب مسیر شغلی مخالفت کرد. زبان فرانسه در قرن ۱۸ این امکان را داشت که جای برخی حروف با یکدیگر عوض شود و او نیز با بازیکردن با این حروف نام خود را تغییر داد و البته به ابتدای اسمش دو (de) اضافه کرد. دو در اسمهای فرانسوی با اشرافیت مرتبط بود و برخی مفسران معتقدند این انتخاب نشانهای از جاهطلبی اجتماعی او بوده است. نام ولتر نیز با واژهای فرانسوی به معنای ناگهان تغییر جهتدادن ارتباط زبانی دارد که مفسران این موضوع را نیز با انتخاب اسم ولتر بیارتباط نمیدانند چراکه شخصیت این فیلسوف، شاعر، نویسنده و تاریخدان، تغییرپذیر و بازیگوشانه بود. ولتر ماندگارترین نام ادبی او شد؛ اما از دهها نام دیگر بهعنوان ابزاری ادبی و حتی سیاسی بهره میبرد. از ماندگارترین رمانهای او میتوان از کاندید نام برد اما گسترهی نوشتاری ولتر به همینجا ختم نمیشود و شما میتوانید در کتاب ولتر؛ نوشتههای سیاسی با آرای نظری این فیلسوف آشنا شوید.
استاندال

حدود یک قرن پس از ولتر که با انواع اسامی مستعار یادداشتهایش را منتشر میکرد، نویسندهی دیگری به میدان آمد که او نیز بیش از صد اسم مستعار داشت. ماری آنری بِیل در تمام عمرش فقط یکی از کتابهایش را با نام اصلی خود منتشر کرد و آن تاریخ نقاشی بود. طبق دانشنامهی آنلاین لاروس، نخستین باری که او از اسم ام. دو استاندال استفاده کرد برای کتاب رم، ناپل و فلورانس در ۱۸۱۷ بود. در آن زمان این نویسنده در میلان سکونت داشت و بخشهای شمالی ایتالیا از جمله میلان تحت حاکمیت اتریش بود. او برای انتشار این اثر که انتقادی و سیاسی بود از نام مستعار استفاده کرد تا هویتش را پنهان کند. باوجوداین، استفادهی مداوم استاندال از انواع اسامی همیشه برای محافظت سیاسی از خودش نبود. دانشنامهی لاروس این عادت استاندال را به داشتن نوعی ماسک تعبیر میکند که او میتوانست به واسطهی آن از احساسات شخصیاش محافظت کند و از برخی قراردادهای اجتماعی فاصله بگیرد. شاهکار سرخ و سیاه و همچنین صومعه پارما از استاندال را میتوانید در طاقچه مطالعه کنید.
ای. ام. بارنارد

بسیاری از ما با کتاب زنان کوچک آشنایی داریم، حتی اگر آن را نخوانده باشیم؛ چراکه این کتاب منبع الهام دیگر شاخههای هنری نیز بوده است. لوئیزا می آلکات علاوه بر زنان کوچک، کتاب خواهران و مردان کوچک را نیز منتشر کرد. اما کتابهای بسیار دیگری وجود دارد که این نویسنده منتشر کرده و ما از وجود آنها بیاطلاع هستیم. این کتابها با نام مستعار ای. ام. بارنارد به چاپ رسیدند و در زمرهی کتابهای عامهپسندی قرار داشتند که در قرن نوزدهم بهخوبی فروش میرفت. آلکات در کنکورد ماساچوست در خانوادهای فقیر به دنیا آمد که از نظر فکری بسیار غنی بودند. به واسطهی زندگی در این منطقه، خانوادهی آلکات با نویسندگان و روشنفکران زیادی در ارتباط بودند و لوئیزا نیز در چنین فضایی رشد کرد. با این حال، مشکلات اقتصادی موجب شد لوئیزا برای کمک به خانواده داستانهایی بنویسد که محتوای حساسیتبرانگیزی داشتند و آنها را با نام مستعار به چاپ رساند. علاوه بر بارنارد او از نام فلورا فیرفیلد نیز استفاده میکرد.
لمونی اسنیکت

نام مستعار لمونی اسنیکت طی یک اتفاق به وجود آمد. دنیل هندلر برای نوشتن نخستین کتابش با سازمانهای سیاسی راستگرا و مذهبی تماس میگرفت تا دربارهی آنها تحقیق کند اما دوست نداشت نام واقعیاش در فهرست پستی آنها قرار بگیرد. وقتی نامش را از او پرسیدند اتفاقی گفت لمونی اسنیکت. بعدتر این نام به شوخی در جمع دوستانش استفاده میشد. این نام ابتدا یک اتفاق و بعدا شوخی بود تا اینکه هندلر نوشتن مجموعه کتابهای ماجراهای ناگوار را شروع کرد. در این سری کتابهای کودکان، هندلر نهتنها از اسم لمونی اسنیکت برای انتشار استفاده کرد بلکه به این نام هویتی مستقل داد که در کتابهایش راوی داستانها بود. او با ایجاد این فاصله میان شخصیت واقعیاش و راوی داستانها، انگار هیچ چیزی را از جهان واقعی وارد روایتها نمیکرد و همهی اتفاقات، حتی راوی نیز برای همان جهانی بود که خواننده میخواند.
جمعبندی
فقط کافی است چند نام مستعار در دنیای ادبیات و نویسندگان را بررسی کنیم تا بفهمیم که تقریبا هیچ دو نفری به یک دلیل از نام مستعار استفاده نکرده و نمیکنند. اگرچه گاهی این دلایل به هم نزدیک است اما برای برخی در سطح فردی، اسم مستعار فقط وسیلهای است برای پنهانکردن هویتشان و برای برخی عملاً هویتی جدید میشود که حتی در زندگی اجتماعی هم از آن بهره میبرند. گاهی نام مستعار برای ایجاد فاصله است و گاهی برای محافظت از خود در برابر ناملایمات خانوادگی، سیاسی، اجتماعی و حتی ادبی. دانستن رازی که پشت این انتخابها است، خصوصاً اگر به آن نویسندهی خاص علاقهمند هم باشیم، از جذابیتهای حاشیهی دنیای ادبیات است.
طاقچه دریچهای است به دنیای کتابهای الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستانها، دانش و تجربههای تازه قدم میگذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، میتوانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بیدرنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانهی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!



