لوگو طاقچه
خرید کتاب صوتی با تخفیف
نقد سریال صد سال تنهایی

بررسی و نقد سریال صد سال تنهایی؛ جادوی مارکز در قاب سریال

سریال صد سال تنهایی (One Hundred Years of Solitude) به کارگردانی لورا مورا اورتگا، الکس گارسیا لوپز و کارلوس مورنو اقتباسی از رمان بلندآوازه و مشهور گابریل گارسیا مارکز، نویسنده‌ی بزرگ کلمبیایی به همین نام است. اثر درخشان مارکز که شهرتی جهانی دارد و از قله‌های سبک رئالیسم جادویی محسوب می‌شود، زندگی هفت نسل از یک خانواده ساکن در یک روستای خیالی را روایت می‌کند و چرخه‌ی زندگی را در بین این نسل‌ها با جزئیات فراوان به تصویر می‌کشد و به مضامین متعددی می‌پردازد. فصل اول سریال در سال ۲۰۲۴ منتشر شد و فصل دوم آن به‌تازگی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. یکی از پرسش‌های اصلی مخاطبان در مورد سریال این است که تا چه حد در اقتباس از رمانی در این قواره با پیچیدگی‌ها و جزئیات فراوان و شخصیت‌های متعدد موفق عمل کرده است؟ در این یادداشت از وبلاگ طاقچه، ضمن بررسی کامل سریال در ابعاد مختلف، نسبت آن با رمان ماندگار مارکز را نیز بررسی می‌کنیم.  

خلاصه داستان سریال صد سال تنهایی

سریال «صد سال تنهایی» روایت زندگی هفت نسل از خانواده‌ی «بوئندیا» است که در روستایی خیالی به نام «ماکوندو» زندگی می‌کنند. سریال از جایی شروع می‌شود که خوزه آرکادیو بوئندیا و اورسولا با وجود مخالفت خانواده‌ها با هم ازدواج می‌کنند؛ خانواده‌ها معتقدند اگر این دو فرزندی به دنیا بیاورند، کودک با دم خوک متولد خواهد شد و همین باور خرافی باعث می‌شود آن‌ها از بچه‌دارشدن منصرف شوند. از طرف دیگر، مادر اورسولا هم با اصرارْ او را مجبور می‌کند شب عروسی با نوعی کمربند عفت کنار همسرش برود؛ این موضوع باعث می‌شود مردمْ خوزه آرکادیو را به تمسخر بگیرند و او در یک درگیری، یکی از تمسخرکنندگان را به قتل می‌رساند. بعد از قتل، روح مقتول خوزه آرکادیو را رها نمی‌کند و آن‌ها تصمیم می‌گیرند روستایشان را ترک کنند و به جای جدیدی مهاجرت کنند. چند خانواده دیگر نیز با این زوج همراه می‌شوند و در نهایت روستای ماکوندو را پایه‌گذاری می‌کنند. جایی که در ابتدا یک دهکده کوچک بود ولی با گذر سال‌ها و تولد نسل‌ها تبدیل به شهری پرماجرا و شلوغ شد.

خوزه آرکادیو و اورسولا صاحب سه فرزند می‌شوند و این خانواده تا نسل‌ها ادامه می‌یابد و هر نسل جهان خودش را دارد. در طول پیش‌رفتن زمان می‌بینیم که آرمان‌شهر خوزه آرکادیو و اورسولا که رویای تحقق‌یافته‌ی آن‌ها برای دنیایی عادلانه بود، چطور گسترش می‌یابد و شاهد عشق‌ها، شکست‌ها، دستاوردها، نزاع‌ها و رویدادهای فراوان است.

این سریال اقتباس از چه کتابی است؟

صد سال تنهایی

نویسنده: گابریل گارسیا مارکز

مترجم: محمدرضا سحابی

انتشارات: انتشارات جامی

صد سال تنهایی برای همه‌ی مخاطبان ادبیات در سراسر جهان نامی بزرگ و آشناست. رمانی که به ده‌ها زبان دنیا ترجمه شده و ردپای بسیار عمیقی نه‌تنها در مسیر هنر آمریکای لاتین، بلکه در هنر و ادبیات دنیا دارد. گابریل گارسیا مارکز، نویسنده‌ی کلمبیایی، صد سال تنهایی را در سال ۱۹۶۷ منتشر کرد. رمان زندگی هفت نسل از یک خانواده را در طول صد سال روایت می‌کند و چرخه‌ای از تکرار مضامین مختلف در نسل‌های متفاوت را به تصویر می‌کشد. اثر جاه‌طلبانه‌ی مارکز سرشار از عناصر جادویی است که در دنیای رمان بسیار طبیعی و باورپذیر به نظر می‌رسند و در واقع مارکز در اثرش چارچوب‌های ذهنی ما را برهم می‌زند.  

صد سال تنهایی اثری به‌شدت تصویری است که برای خواننده به مثابه‌ی یک سفر عجیب پیش می‌رود؛ شهر خیالی مارکز مختصات دقیقی دارد و تک‌تک شخصیت‌های پرشمارش فردیت دارند. بنابراین رمان بسیار ظرفیت اقتباس دارد ولی مسیر انتقال این داستان به مدیوم سریال مسیری کوتاه و هموار نیست. ممکن است اثری که در لابه‌لای کلمات به دلیل ابهام جادویی به نظر می‌رسد، در تصویر به‌شدت عینی و غیرقابل باور شود. از این رو خود مارکز در زمان زنده‌بودنش هرگز به کارگردانی اجازه‌ی اقتباس نداد و معتقد بود برای اقتباس از این اثر شاید حداقل ۱۰۰ ساعت زمان نیاز باشد و فیلم باید در کلمبیا ساخته شود و به زبان اسپانیایی باشد. وقتی نت‌فلیکس اعلام کرد می‌خواهد سال‌ها پس از مرگ مارکز و با اجازه‌ی خانواده‌ی او به سراغ رمانش برود، بسیاری پروژه را بلندپروازانه و دشوار دیدند و بعضی از مخاطبان پا فراتر گذاشتند و اثر را اثری از پیش شکست‌خورده دانستند. از نگاه طرفداران مارکز اقتباس از رمانی با این حجم از پیچیدگی و جزئیات ساده نیست! بااین‌حال انتشار فصل اول سریال تا حد خوبی دیدگاه‌ها را تغییر داد. سریال صد سال تنهایی در خط روایی و کلیات داستان با رمان تطابق دارد اما ناچار در برخی مواقع مجبور شده برای سردرگم‌نشدن مخاطب و تسهیل پیچیدگی‌های کتاب جزئیاتی به آن اضافه یا از آن کم کند.

درباره سریال صد سال تنهایی

سریال صد سال تنهایی سریالی متفاوت و سرشار از عناصر جادویی است و در مجموع ۱۶ قسمت دارد که در قالب دو فصل منتشر شده‌اند؛ فصل اول شامل هشت قسمت در سال ۲۰۲۴ و فصل دوم شامل هفت قسمت و یک اپیزود ویژه‌ی پایانی در سال ۲۰۲۶ در اختیار مخاطبان قرار گرفت. این سریال در واقع تاریخ را روایت می‌کند و از دل به‌تصویر کشیدن زندگی چندین نسل به انسان و مصائبش می‌پردازد. این سریال با اقتباس از رمان جاودانه‌ی مارکز به همین نام ساخته شده و توانسته برخلاف انتظارها در بازتاب فضای پیچیده‌ی رمان تا حد زیادی موفق عمل کند.

کارگردان سریال:لورا مورا اورتگا، الکس گارسیا لوپز و کارلوس مورنو
نویسندگان سریال:خوزه ریورا، ناتالیا سانتا، کامیلا بروگس، آلباتروس گونسالس و ماریا کامیلا آریاس
بازیگران اصلی:مارلیدا سوتو (اورسولا)، دیگو واسکس (خوزه آرکادیو بوئندیا)، کلودیو کاتانیو (سرهنگ آئورلیانو بوئندیا)، مارکو آنتونیو گونزالس (خوزه آرکادیو بوئندیا در جوانی)، مورنو بورخا (ملکیادس) و…
محصول:کلمبیا
ژانر سریال:تاریخی، فانتزی، درام
امتیاز:۸.۳ imdb
کتاب منبع:صد سال تنهایی
نویسنده کتاب:گابریل گارسیا مارکز
سال انتشار کتاب:۱۹۶۷
ژانر کتاب:رئالیسم جادویی

نت‌فلیکس برای احترام به خواست مارکز این سریال را در کلمبیا و به زبان اسپانیایی ساخته است؛ کارگردان‌ها هم لورا مورای کلمبیایی و الکس گارسیا لوپز آرژانتینی هستند که از دل جهان آمریکای لاتین بیرون آمده‌اند. همچنین پسرهای مارکز نیز در تیم اجرایی پروژه حضور داشته‌اند.

نقد سریال صد سال تنهایی

سریال صد سال تنهایی را باید یکی از جنجالی‎‌ترین سریال‌های اقتباس شده از شاهکارهای ادبی دانست. سریالی که دست روی رمانی مهم، پیچیده، رازآلود و سرشار از جزئیات گذاشت که انتقالش به دنیای تصویر غیرممکن به نظر می‌رسید. این سریال در ۱۶ قسمت تولید شد و کوشید جادوی مارکز را با تمام ظرافت‌هایش بازتاب دهد. در سریال به‌درستی از سبک هالیوودی خبری نیست و دنیایی تازه و متفاوت را در بین سایر آثار نت‌فلیکس شاهدیم. سازندگان کوشیده‌اند با استفاده از لوکیشن بومی، بازیگرهای کلمبیایی و زبان اسپانیایی فضای خاص دهکده ماکوندو را زنده کنند و شخصیت‌های به‌شدت واقعی مارکز را جان ببخشند. سریال با وفاداری به خط داستانی رمان تاریخ خاندان بوئندیا را روایت کرده است؛ فصل اول با مواجهه‌ی سرهنگ بوئندیا با جوخه‌ی اعدام شروع می‌شود و بعد به گذشته و داستان ازدواج خوزه آرکادیو و اورسولا برمی‌گردیم و تاریخ تاسیس ماکوندو و به‌دنیاآمدن فرزندان آن‌ها را شاهدیم. جنگ‌های داخلی به ماکوندو راه پیدا می‌کنند و آئورلیانو بوئندیا تبدیل به فرمانده‌ای مشهور می‌شود. در فصل دوم پنجاه سال بعدی زندگی خانواده از دوران بعد از جنگ روایت می‌شود و شاهد ورود راه‌آهن و شرکت موز هستیم و سرنوشت ماکوندو را دنبال می‌کنیم.

سریال مفاهیم مهم زندگی انسان مانند تنهایی، عشق، سیاست، استثمار و نفرت و همچنین تاریخ کلمبیا و آمریکای لاتین را در دل چرخه‌ای تکراری از نسل‌های مختلف به تصویر می‌کشد و می‌کوشد عناصر جادویی مارکز را برای مخاطب در مدیوم تصویر زنده کند.

سریال از نظر بصری بسیار موفق عمل کرده است و صحنه‌های جادویی و شاعرانه‌ی مارکز را با قاب‌های تکان‌دهنده برای مخاطب بازسازی می‌کند و به مدد موسیقی و آواهای سنتی کلمبیا تا حد خوبی از انتقال حس و حال برمی‌آید.

فیلمنامه اگرچه خط داستانی خوبی دارد و از نظر قصه غنی است، اما در مواقعی از سرعت آن کاسته می‌شود و سریال بیشتر درگیر شخصیت‌ها می‌ماند تا پیش‌بردن خط داستانی. از نقاط قوت سریال باید به شخصیت‌های باورپذیر و خوب‌پرداخته‌شده‌ی آن اشاره کرد، این شخصیت‌ها با بازی خوب بازیگران به‌خصوص در نقش خوزه آرکادیو و اورسولا، به‌خوبی توانسته‌اند ظرافت‌های شخصیت‌های مارکز را منعکس کنند و بازی‌های قابل قبولی ارائه بدهند. همچنین نباید از فیلم‌برداری بسیار درخشان صرف نظر کرد. قاب‌های سریال سرشار از جزئیاتی هنرمندانه‌اند و با کمک نور، طراحی صحنه و استفاده مناسب از طبیعت توانسته‌اند فضای تاریخی و جادویی روستا را منتقل کنند. و در نهایت کارگردان‌ها با نزدیک‌شدن به جهان رمان، در بازسازی اثر مارکز هنرمندانه عمل کرده‌اند و با توجه به نکاتی مثل معماری، تغییر فضا و شخصیت‌ها با گذر زمان و حفظ عنصر جادو از پس پیچیدگی‌های فضاسازی این اثر به‌خوبی برآمده‌اند.

بخش اول کتاب بیشتر به فضاسازی و روایت تاریخ شکل‌گرفتن ماکوندو می‌پردازد، ولی فصل دوم که به‌تازگی ارائه شده، به ردپای گذشته در امروز و بهای رویاهای گذشتگان می‌پردازد و تصویر آرمان‌شهر را بر هم می‌زند. ورود راه‌آهن و شرکت موز، زمینه‌ساز ورود ماکوندو به عصر مدرن و شروع روند زوال آن است. در این فصل مفاهیمی مثل تنهایی، شکست اجتماعی و تکرار اشتباه‌های تاریخی بسیار پررنگ‌تر می‌شوند و سریال ریتم بهتری هم نسبت به فصل اول دارد.

سریال صد سال تنهایی

بررسی درونمایه و مضامین اثر

سریال صد سال تنهایی درون‌مایه‌های متعددی دارد اما درون‌مایه‌ی اصلی آن، زندگی است. سریال با به‌نمایش‌گذاشتن چرخه‌ای از زندگی نسل‌ها، تاریخ را روایت می‌کند؛ تاریخی سرشار از تنهایی، عشق، نفرت، جنگ و نزاع و استثمار، کشتار جمعی، خرافات و… همچنین رگه‌های سیاسی سریال که از تاریخ آمریکای لاتین بهره گرفته شده، هنوز هم مضامینی تازه و زنده‌اند و مسیر غرق‌شدن جوامع در ظلم و سیاهی را ترسیم‌ می‌کنند. به عبارت بهتر، سریال صد سال تنهایی آیینه‌ای از زندگی انسان است؛ با همه‌ی خوبی‌ها و زشتی‌ها و آمال و آرزوهایش.

نقاط قوت سریال

  • داستانی جذاب و گیرا: سریال صد سال تنهایی داستان بسیار جذابی دارد که به‌خودی‌خود بیننده را درگیر می‌کند و از نظر خرده‌روایت‌ها بسیار غنی است.
  • فضاسازی خیره‌کننده: نور، موسیقی، طراحی لباس و طراحی صحنه، پرداختن به جزئیات، همه و همه باعث شده سریال بتواند دنیای متفاوتی برای بیننده بنا کند.
  • فیلمبرداری و طراحی صحنه: فیلمبرداری از مهم‌ترین نقاط قوت سریال است و قاب‌‌ها در دل طبیعت آمریکای جنوبی بسیار تکان‌دهنده‌اند و فضای افسانه‌ای داستان را بازتاب می‌دهند.
  • مضامین جهان‌شمول: اگرچه سریال صد سال تنهایی در دل آمریکای لاتین می‌گذرد و بیشتر به تاریخ این جغرافیا اشاره دارد، اما مضامین آن تاریخ مصرف و محدودیت جغرافیایی ندارند و برای هر مخاطبی قابل لمس‌اند.
  • هموارکردن مسیر سخت رمان: سریال صد سال تنهایی نسبت به رمان آن که اثری سخت‌خوان به شمار می‌آید، شفاف‌تر است و مخاطب را کمتر دچار سردرگمی می‌کند؛ این مسئله به آن‌هایی که نتوانسته‌اند با فضای پیچیده کتاب ارتباط برقرار کنند، بسیار کمک می‌کند.

نقاط ضعف سریال

  • ریتم کند: سریال در بعضی از قسمت‌های فصل اول در تلاش برای بازتاب عناصر جادویی رمان، ریتمش را از دست می‌دهد. 
  • عمق کم برخی از شخصیت‌ها: برخی از شخصیت‌های فرعی به اندازه‌ی لازم پرداخته نشده‌اند و تنها در حد تیپ باقی مانده‌اند.

مقایسه کتاب صد سال تنهایی با سریال

به طور کلی باید سریال صد سال تنهایی را به عنوان یک سریال وفادار به رمان اقتباسی‌اش بشناسیم، اما نه به آن معنا که خط به خط رمان را تکرار کند. اتفاقا سریال با دست‌زدن به تغییراتی موفق شده از دام گنگ‌بودن و خسته‌کننده‌بودن بگریزد و به جای تکرار واژه به واژه‌ی رمان، آن را کاملا به یک اثر سینمایی تبدیل کند. سازندگان برای واضح‌ترشدن توصیف‌های بی‌شمار رمان، از یک راوی استفاده کرده و همچنین برخی از رفت‌وبرگشت‌های زمانی مارکز را حذف کرده‌اند. همچنین سریال در گام اول با صحنه‌ی مواجهه‌ی سرهنگ با جوخه اعدام شروع می‌کند تا قلاب محکمی برای بیننده‌اش بیندازد. سریال نسبت به رمان دیالوگ‌های بیشتری دارد و ناچار شده برخی از شخصیت‌های بسیار فرعی را حذف کند.

و اما مسئله‌ی اصلی رمان که در واقع مهم‌ترین چالش برای اقتباس محسوب می‌شد، عناصر جادویی آن است. برخلاف تصور عمومی در مورد ناممکن‌بودن اقتباس از این رمان، سازندگان با تعهد به خواسته‌های مارکز یعنی ساختن سریال در کلمبیا و همچنین استفاده از جلوه‌های بصری موفق شدند عناصر جادویی رمان را به تصویرهای خیره‌کننده و زنده بدل کنند.

مهم‌ترین فاصله‌ی سریال با رمان صد سال تنهایی تعدیل و کمرنگ‌شدن بعضی از شخصیت‌ها و بعضی از خرده‌روایت‌های تند و تیز مارکز مثل روابط ناهنجار، تیرگی‌ها و خشونت‌هاست که باعث شده برخی منتقدان از تقلیل جنبه‌های خاص رمان انتقاد کنند؛ باوجوداین، حس و حال ساطع‌شده از سریال و داستان آن بسیار به اثر مارکز نزدیک است و این سریال را باید یکی از پیچیده‌ترین و موفق‌ترین اقتباس‌ها بدانیم.

صد سال تنهایی

نویسنده: گابریل گارسیا مارکز

گوینده: مهدی پاکدل

انتشارات: نوین کتاب گویا

بازخوردها و نظر منتقدان درباره سریال

بعد از انتشار فصل اول سریال صد سال تنهایی، منتقدان متعددی در مورد آن اظهار نظر کردند. نشریه‌ی واشنگتن‌پست سریال را اقتباسی غیرمنتظره و درخشان دانست که با وجود ناممکن‌بودن پروژه، توانسته جهان مارکز را به شکلی طبیعی و گسترده روی پرده زنده کند. همچنین گاردین در مورد سریال نوشت با اقتباسی بزرگ، زیبا و تماشایی مواجهیم که با وجود دشواری‌هایش در انتقال برخی جنبه‌های رمان، هنوز آن‌قدر شگفتی دارد که بازگشت به ماکوندو را ارزشمند کند. همچنین بعد از انتشار فصل دوم ایندیپندنت با تحسین ویژگی‌های بصری این اثر نوشت سریال مرز جادو و واقعیت رمان را کامل بازسازی نمی‌کند.

جوایز و افتخارات سریال

  • برنده‌ی جایزه‌ی بهترین سریال، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر مکمل مرد در جایزه‌ی پلاتینو ۲۰۲۵
  • برنده‌ی جایزه‌ی بهترین موسیقی برای رسانه‌های تصویری در جایزه‌ی گرمی لاتین ۲۰۲۵
  • نامزد بهترین بازیگر مرد در جایزه‌ی امی بین‌المللی ۲۰۲۵

این سریال برای چه کسانی مناسب است؟

سریال صد سال تنهایی نه فقط برای آن‌ها که شاهکار مارکز را خوانده‌اند و لذت برده‌اند جذاب است، بلکه انتخاب درخشانی برای طرفداران آثار تاریخی و اسطوره‌ای محسوب می‌شود. رمان با خط روایی قدرتمندش تاریخ کلمبیا، و چه‌بسا تاریخ بشر را به چالش می‌کشد و سرشار از خرده‌قصه‌های جذاب است. پس اگر به سریال‌های قصه‌گو با عناصر جادویی و اسطوره‌ای علاقه‌مندید، صد سال تنهایی شما را غرق در لذت خواهد کرد.

اول کتاب را بخوانیم یا سریال را ببینیم؟

اگر از مخاطبان جدی ادبیات هستید، باید بگوییم سریال با تمام موفقیتش، به دلیل ماهیت مدیوم تصویری نمی‌تواند به اندازه‌ی ادبیات خیال‌انگیز باشد و تمام توصیف‌های شگفت‌انگیز آن را به تصویر بکشد؛ پس بهتر است در گام اول به سراغ رمان مارکز بروید. اما اگر به سراغ رمان رفته‌اید و نتوانسته‌اید وارد جهانش شوید، اگر تمایلی به خواندن آثار سختی مثل صد سال تنهایی با آن شخصیت‌های هم‌نام پرتعداد ندارید، اول سریال را تماشا کنید. در واقع سریال به اندازه‌ی رمان شما را به سختی نمی‌اندازد و ابهام کمتری نسبت به رمان ایجاد می‌کند. 

در مجله‌ی طاقچه بخوانید:

معرفی، خلاصه و نقد کتاب صد سال تنهایی

جمع‌بندی

سریال صد سال تنهایی اتفاق مهمی در صنعت سریال جهان است؛ سریالی که با بهره‌بردن از یک شاهکار ادبی بسیار مهم و بسیار پیچیده با عناصر جادویی ساخته شده، ولی از رمان چندان عقب‌تر نیست. سریال مستقل از رمان جذابیت‌های بسیاری برای بیننده دارد و روایت نسل‌هایی است که در ورطه‌ی تکرار افتاده‌اند و محکوم به تحمل رنج‌های تکراری گذشتگانشان هستند. چه از نظر داستانی، چه از منظر بازیگری و فیلم‌برداری، صد سال تنهایی اثر ارزشمندی است که حرف‌های شنیدنی بسیاری برای مخاطبان سینما و ادبیات دارد. 

طاقچه دریچه‌ای است به دنیای کتاب‌های الکترونیکی و صوتی؛ جایی که با یک کلیک، به دنیایی از داستان‌ها، دانش و تجربه‌های تازه قدم می‌گذارید. هر زمان و هرجا که بخواهید، می‌توانید کتاب دلخواهتان را در فروشگاه کتاب طاقچه پیدا کنید و بی‌درنگ مشغول خواندن شوید. لذت یک کتابخانه‌ی همیشه در دسترس را با خرید کتاب در طاقچه تجربه کنید!

در مجله‌ی طاقچه بخوانید:

راهنمای خواندن صد سال تنهایی

بستن تبلیغ
خرید کتاب صوتی با کد تخفیف

من سپیده بیگدلی هستم. متولد اول شهریور سال ۱۳۷۳ در تهران. از وقتی به یاد دارم «قصه» در زندگی‌ام نقش پررنگی داشته است. قصه همیشه برایم دری بود به سمت دنیاهای تازه‌ای که تشنه‌ی کشف و تجربه‌شان بودم. کم‌کم شور و علاقه من را واداشت که خودم هم خالق قصه‌ها و داستان‌ها باشم و قصه‌ای به قصه‌های جهان اضافه کنم. هم‌زمان با شروع دانشگاه و تحصیل در رشته‌ی مهندسی شهرسازی، وارد کارگاه‌های داستان‌نویسی شدم و سال‌ها کنار بهترین اساتید آموختم و نوشتم. از همان سال‌های اول دانشگاه نوشتن در نشریات را با نوشتن ریویوهای کتاب در روزنامه‌هایی مثل اعتماد و فرهیختگان شروع کردم و بعدها هم در مجله‌هایی مثل کتاب‌هفته و فیلم‌کاو از فیلم‌ها و کتاب‌ها نوشتم. در مسیر نوشتن گذارم به داستان کودک هم افتاد و چندین قصه برای کودکان در اپلیکیشن آی‌قصه خلق کردم و بعدها برای کودکان مسافر هواپیمایی ماهان نوشتم. سال‌ها برای کتاب‌های مختلف معرفی و ریویو نوشتم و همیشه پیش رفتن در این مسیر برایم جذاب و اغواگر بوده است. در تمام این سال‌ها، همواره به دنبال نخی بوده‌ام که من را به دنیایی که شیفته‌اش بوده‌ام یعنی ادبیات وصل نگه دارد. تا اینکه در مسیرم با طاقچه آشنا شدم. طاقچه در طول این دو سال بند محکمی بوده تا همیشه به نوشتن و ادبیات وصل بمانم. از نگاه من کتاب خواندن راهی‌ است برای سفر کردن، برای قد کشیدن و برای تجربه‌ی همه‌ی چیزهایی که شاید زندگی مجال تجربه همه‌شان را به من ندهد. امیدوارم نوشته‌هایم در طاقچه برای خوانندگان راهگشا باشند.


اشتراک‌گذاری یادداشت
5 1 رای
امتیاز مطلب
guest

0 دیدگاه ها
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد داخلی
نمایش همه کامنت ها
یادداشت‌های مشابه

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه