لوگو طاقچه
خرید کتاب صوتی با تخفیف
نقد فیلم وقتی نیچه گریست

نقد فیلم وقتی نیچه گریست (۲۰۰۷)

فیلم وقتی نیچه گریست «When Nietzsche Wept»، فیلمی به کارگردانی پینچس پری است که در سال ۲۰۰۷ با اقتباس از رمان مشهور و پرطرفدار اروین یالوم به همین نام ساخته شد. اروین یالوم، روانپزشک و روانکاو مشهور، در رمان وقتی نیچه گریست دیدارهایی خیالی بین دو شخصیت مهم و واقعی یعنی فردریش نیچه‌ی فیلسوف و پزشک بزرگ و مشهور، دکتر یوزف برویر طراحی کرد تا به واسطه آن، پلی به جهان این دو بزند و روی اندیشه‌ها و احوالاتشان نور بتاباند؛ رمان بسیار مورد استقبال قرار گرفت و بعدها به جهان سینما راه یافت. اما آیا فیلم وقتی نیچه گریست توانست در قواره‌ی رمان ظاهر شود و جزئیات و پرداخت دقیق یالوم از جهان نیچه و برویر را بازتاب دهد؟ نسبت فیلم با رمان چیست و تا چه حد سعی کرده به اثر یالوم وفادار بماند؟ در این یادداشت از بلاگ طاقچه، به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهیم.

خلاصه داستان فیلم وقتی نیچه گریست

داستان از جایی شروع می‌شود که لو سالومه معشوقه‌ی زیبای نیچه به ملاقات دکتر برویر می‌رود و از او می‌خواهد نیچه را با روش گفت‌وگو درمانی نجات دهد! لو به برویر می‌گوید نیچه نه‌تنها از دردهای جسمانی رنج می‌برد، بلکه به شدت ناامید است و تصمیم به خودکشی دارد. برویر ابتدا امتناع می‌کند اما در نهایت درخواست سالومه را می‌پذیرد و تصمیم می‌گیرد نیچه را ببیند. او تصمیمش را با فروید جوان در میان می‌گذارد و بالاخره با نیچه ملاقات می‌کند. ملاقات این دو شخصیت شروع رابطه‌ای عجیب بین این دو است. برویر که به عقیده‌ی فروید اولین روانکاو است، خود در مسیر درمان نیچه به چالش کشیده می‌شود و درواقع این مسیر درمان برای ورود به جهان ذهنی این دو شخصیت بزرگ است؛ دو شخصیتی که در دنیای واقعی هرگز یکدیگر را ملاقات نکرده‌اند. اما آیا دکتر برویر می‌تواند نیچه‌ی آشفته و نابغه را به زندگی برگرداند؟

این فیلم اقتباس از چه کتابی است؟

وقتی نیچه گریست

نویسنده: اروین د. یالوم

مترجم: ساناز علمی

انتشارات: نشر علم

رمان «وقتی نیچه گریست» رمانی نام‌آشنا است که به قلم یک روانکاو مهم یعنی اروین دی یالوم به نگارش درآمده است. اگرچه این کتاب قرار بود به‌نوعی اثری آموزشی برای دانشجویان روانکاوی باشد، اما در واقع پیوندی هنرمندانه بین ادبیات و علم روانشناسی است و با داستانی گیرا به عمق مفاهیم روانکاوانه سفر می‌کند. یالوم به‌عنوان استاد دانشگاه و روانکاوی مشهور، در اثرش به ریشه‌های علم روانکاوی می‌پردازد و این کار را در پوششی از داستانی گیرا انجام می‌دهد؛ همین مسئله باعث شد کتاب وقتی نیچه گریست از جامعه‌ی دانشجویان و علاقه‌مندان روانشناسی فراتر برود و بسیاری از خوانندگان را با فروید، نیچه و روش‌های درمانی روبه‌رو کند. پینچس پری کارگردان فیلم وقتی نیچه گریست کوشیده در اثرش به خط داستانی یالوم وفادار بماند، اما در جزئیات و مسیر درمانی تغییراتی را اعمال کرده که در بعضی از موارد ممکن است تصویر متبادرشده از فیلسوف‌ها را برای مخاطب کمی تغییر دهند.

درباره فیلم وقتی نیچه گریست

وقتی نیچه گریست فیلمی روان‌شناختی، فلسفی و تاریخی است که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده است. داستان فیلم در سال ۱۸۸۲ در وین می‌گذرد و ملاقات دو شخصیت مهم علم روانکاوی و پزشکی را به نمایش می‌گذارد.

کارگردان فیلم:پینچس پری
نویسنده فیلم:پینچس پری بر اساس اثر اروین یالوم
بازیگران اصلی:بن کراس، آرماند آسانته، یوآنا پاتسوا، مایکل یانای و جیمی المان
مدت زمان:۱۰۵ دقیقه
ژانر فیلم:درام روانشناختی، فلسفی
امتیاز:۶/۴
کتاب منبع:وقتی نیچه گریست
نویسنده کتاب:اروین دی یالوم
سال انتشار کتاب:۱۹۹۲
ژانر کتاب:رمان روانشناختی، فلسفی

نقد فیلم وقتی نیچه گریست

اثر پینچس پری اگرچه با انتقادات زیادی روبه‌روست و نتوانسته نمره‌ی قابل‌قبولی کسب کند، اما بخش زیادی از این انتقادات متوجه مقایسه‌ی فیلم با رمان بوده‌اند. «وقتی نیچه گریست» به‌خودی‌خود فیلمی دیدنی و جذاب است. فیلمنامه خط روایت رمان را حفظ کرده و از درخواست سالومه از دکتر برویر شروع می‌شود و بعد به ملاقات نیچه با دکتر برویر و شکل‌گرفتن رابطه‌ی درمانی و فلسفی بین این دو می‌رسد. خط روایی فیلم کشش زیادی دارد و مخاطب را با خود همراه می‌کند. اما مهم‌ترین تفاوت فیلمنامه با متن کتاب در جزئیات است؛ پری برای اقتباس از یک رمان آموزشی روانکاوی گریزی نداشته جز اینکه توضیحات مفصل یالوم از شخصیت‌ها را در قالب صحنه‌هایی گاه اغراق‌آمیز از نیچه و برویر بگنجاند. همچنین فیلمنامه در مقایسه با رمان یالوم شتاب‌زدگی و فشردگی خاصی در روایت دارد که با توجه به حجم توضیحات کتاب طبیعی به نظر می‌رسد. دیالوگ‌ها که در رمان کارکرد اصلی را دارند و بار روایت را بر دوش می‌کشند، در فیلم نیز همین نقش را ایفا می‌کنند و بار شخصیت‌پردازی و ورود به عمق داستان را برعهده دارند.

اگرچه بازی بازیگران نقش نیچه و دکتر برویر یعنی آرماند آسانته و بن کراس را باید از نقاط قوت و بخش‌های درخشان فیلم بدانیم، اما شخصیت‌ها در فیلم به قامت یک فیلسوف بزرگ مانند نیچه و اولین روانکاو تاریخ مانند دکتر برویر درنیامده‌اند و گاهی در دام درام اسیر می‌شوند و وجه فلسفی و تاریخی‌شان رنگ می‌بازد. فضای وین در فیلم به‌خوبی به تصویر کشیده است؛ ولی فیلم به‌طور کلی مسیر متفاوتی را برای شخصیت‌پردازی در نظر گرفته که البته با توجه به تفاوت‌های بنیادین مدیوم‌های سینما و ادبیات طبیعی است، اما مسئله اینجاست که احساس برآمده از این دو برای مخاطب یکسان هستند یا نه؟ که می‌شود گفت نه.  

بررسی درونمایه و مضامین اثر

وقتی نیچه گریست با استفاده از یک اتفاق خیالی دو شخصیت واقعی را روبه‌روی هم قرار می‌دهد که هر یک نقش مهمی در روانشناسی و فلسفه دارند و ردپایشان تا به امروز پررنگ و قابل مشاهده است. فردریش نیچه، فیلسوف جنجال‌برانگیزی که همواره در حال دست‌وپنجه نرم‌کردن با رنج‌های درون خویش بود و دکتر برویر که در پس ظاهر آرام و محکمش جدال‌های درونی خودش را دارد و در مسیر درمانی‌اش با نیچه با آن‌ها مواجه می‌شود. در پس این دو، زیگموند فروید جوان است که به‌عنوان یک شخصیت فرعی و جوانی باهوش، راهکارهای درمانی و مسیرهای مختلف را به دکتر برویر پیشنهاد می‌دهد و از این مسیر چارچوب فکری خود را برای خواننده فاش می‌کند. درواقع وقتی نیچه گریست مروری است بر روش‌های درمانی روانکاوی و روانشناختی و مسیرهای متفاوت مواجهه با رنج‌ها و زخم‌های درونی؛ اثری که در پوشش قصه‌ای گیرا برای مخاطبان معمولی قابل‌درک‌تر ارائه می‌شود.

نقاط قوت فیلم

  • بازی درخشان بازیگران: بازیگران نیچه و دکتر برویر بازی بسیار درخشان و جذابی را در نقش دو شخصیت بزرگ ارائه داده‌اند و با نقش عجین شده‌اند؛ بخش مهمی از بار جذابیت فیلم به دلیل هنرمندی این دو بازیگر است.
  • فضاسازی و گریم: فیلم در سال ۲۰۰۷ ساخته شده و می‌کوشید وین سال ۱۸۸۲ را به تصویر بکشد؛ قاب‌بندی‌ها و گریم‌ها در فیلم جزو نقاط قوت محسوب می‌شوند و چشم‌نواز و بی‌نقص هستند.
  • دیالوگ‌های به‌یادماندنی: اگرچه فیلم از نظر دیالوگ‌نویسی از رمان عقب‌تر است، اما به‌خودی‌خود دیالوگ‌های اثرگذار و ماندگاری از زبان دو شخصیت مهم داستان ارائه می‌کند که به‌یادماندنی هستند و همذات‌پنداری مخاطب را برمی‌انگیزانند.

نقاط ضعف فیلم

  • ریتم شتاب‌زده نسبت به کتاب: ریتم فیلم وقتی نیچه گریست نسبت به رمان شتاب‌زده است؛ از جایی که مسیر درمانی نیچه و برویر در این رمان از اهمیت بسیاری برخوردار است، فشردگی این مسیر باعث شده پایان‌بندی تا حدودی شتاب‌زده به نظر برسد و از طرفی تمامی مفاهیمی که یالوم در اثرش مطرح کرده پوشش داده نشوند؛ البته فراموش نشود که این شتاب‌زدگی در ارتباط با رمان مطرح می‌شود که رمانی حجیم و کند است.
  • شخصیت‌پردازی: پرداختن به شخصیت‌های واقعی مشهور که تمامی جهان فکری آن‌ها در دسترس مخاطب هست، چندان آسان نیست. پری در فیلم وقتی نیچه گریست بیشتر از اینکه به وجه فلسفی نیچه و برویر بپردازد، به وجه درام و احساسی آن‌ها پرداخته و نتوانسته به اندازه‌ی یالوم درون آن‌ها را به تصویر بکشد. در واقع فیلم نسبت به کتاب نسخه‌ی ضعیف‌تری برای شناخت شخصیت‌هاست. این مسئله در شخصیت فروید نیز اتفاق می‌افتد، او که در کتاب شخصیتی اثرگذار است، در فیلم تقریبا بی‌اثر می‌شود و دری به جهان گسترده‌ی اندیشه‌ی فروید باز نیست.

مقایسه کتاب وقتی نیچه گریست با فیلم

کتاب وقتی نیچه گریست پیش از اینکه یک رمان باشد، اثری آموزشی برای علم روانشناسی است که به قلم استاد روانپزشکی نگاشته شده و وجه فلسفی و آموزشی پررنگی دارد. کتاب در دل روایتی خیالی و داستانی تکنیک‌های شناختی در درمان شناختی رفتاری و طرحواره‌درمانی را ارائه می‌دهد. اقتباس از چنین اثری آسان نیست و پری نیز موفق نشده به اندازه‌ی کتاب در جهان فیلسوف‌ها عمیق شود و جدال‌های درونی نیچه، برویر و فروید را به معرض تماشا بگذارد. در فیلم درواقع ما در سطحی نازل‌تر با این دو فیلسوف روبه‌رو می‎‌شویم؛ صحنه‌های اغراق‌آمیزی چون حمله‌های عصبی نیچه و کابوس برویر نیز نتوانسته راهی به عمق پیدا کند.

اگرچه پیرنگ و خط داستانی فیلم با کتاب یکسان است، ولی در فیلم جزئیات بسیاری حذف شده‌اند؛ جزئیاتی مانند مسیر درمان نیچه که تحول پایانی او را باورپذیرتر می‌کنند، در فیلم به اندازه‌ی رمان پرداخت نشده و بیشتر بر موقعیت‌های دراماتیک بیرونی تمرکز شده است. همچنین جزئیاتی مانند تعامل و افکار دو شخصیت در مورد زنان به اندازه‌ی کتاب مطرح نشده‌اند و در حد بحران‌های عشقی معمول باقی مانده‌اند.

ریتم فیلم نسبت به کتاب سریع‌تر است و همین مسئله باعث شده برای مخاطبان جدی کتاب فیلم تنها برداشتی سطحی به نظر برسد، از طرف دیگر برای مخاطبان معمولی احتمالا ارتباط برقرارکردن با فیلم به واسطه‌ی ریتم تند، گریم‌های حرفه‌ای و بازیگران متبحر، بسیار ساده‌تر از کتابی حجیم با جزئیات تخصصی فراوان است.

در نگاه کلی فیلم وقتی نیچه گریست برای مخاطبی که هنوز رمان را نخوانده، اثری جذاب و گیراست؛ اما با خواندن رمان نمی‌توانید انتظار داشته باشید فیلم در همان عمق حرکت کند و تمام مسائلی را که یالوم به آن‌ها پرداخته پوشش دهد.

وقتی نیچه گریست

نویسنده: اروین د. یالوم

گوینده: آرمان سلطان‌زاده

انتشارات: آوانامه

بازخوردها و نظر منتقدان درباره فیلم

فیلم وقتی نیچه گریست برخلاف کتاب با استقبال چندانی مواجه نشد؛ بسیاری معتقدند فیلم آشفته است و نیچه را شخصیتی احساسی به تصویر کشیده شده است. در مقابل تعداد معدودی از کاربران فیلم وقتی نیچه گریست را مقدمه‌ای جذاب برای آشنایی با علم روانکاوی می‌دانند.

این فیلم برای چه کسانی مناسب است؟

  • اگر به جهان روانکاوی، روانشناسی و فلسفه و کنکاش در مسیر درمان و روان پیچیده انسان علاقه‌مندید، از تماشای فیلم وقتی نیچه گریست لذت خواهید برد.
  • اگر از مطالعه کتاب وقتی نیچه گریست لذت برده‌اید، این فیلم می‌تواند برای شما جالب توجه باشد.
  • اگر به آثار تاریخی و درام علاقه‌مندید، وقتی نیچه گریست با فضاسازی درخشان، بازی‌های اثرگذار و گریم‌های حرفه‌ای انتخاب مناسبی برای شما است.

اول کتاب را بخوانیم یا فیلم را ببینیم؟

اگر به فضای روانشناسی، روانکاوی و فلسفه علاقه‌مندید و دوست دارید کنکاشی تمام‌عیار در مسیر درمان از نگاه چند شخصیت بزرگ داشته باشید، بی‌شک بهتر است اول به سراغ کتاب بروید. کتاب جزئیات بیشتری نسبت به فیلم دارد و پرداخت بهتری از شخصیت‌ها و علم روانشناسی ارائه می‌دهد. اگر تنها به دنبال آشنایی با فضای کتاب و مضامین کلی اثر یالوم هستید، می‌توانید فیلم را تماشا کنید و در گام بعدی پا به جهان عمیق کتاب بگذارید.

در مقایسه‌ی کلی، کتاب اثری عمیق‌تر و حرفه‌ای‌تر است ولی فیلم مواجهه‌ی آسان‌تری را برای شما فراهم می‌کند.

دیالوگ‌های ماندگار فیلم

«نمی‌تونم بهت بگم که چطور متفاوت زندگی کنی، اگر هم بگم همچنان یه طور دیگه زندگی می‌کنی. اما شاید بتونم بهت یه هدیه بدم جوزف! شاید بتونم بهت یه اندیشه بگم. چی می‌شد اگر یه اهریمن بهت می‌گفت این زندگی که داری می‌کنی رو باید باز هم زندگی کنی، میلیون‌ها بار دیگه. هیچ چیز جدیدی در زندگیت نخواهد بود. هر دردی، هر لذتی، هر چیز کوچیک و بزرگی دقیقا تکرار می‌شه، دوباره و دوباره. شبیه ساعت شنی. یک ابدیت رو تصور کن. در نظر بگیر هر انتخابی که می‌کنی، داری برای همیشه انتخاب می‌کنی، و بعد تمام زندگی‌های نکرده در درون تو باقی می‌مونه.»

این دیالوگ را می‌توان بهترین و اثرگذارترین دیالوگ فیلم دانست، چراکه گفته‌ی نیچه به دکتر برویر به بیننده یادآوری می‌کند انتخاب‌های ما تا چه حد مهم‌اند و باید مسیر زندگی را آنطور پیش برویم که دلمان بخواهد بارها و بارها آن را زندگی کنیم و مدام در جدال با حسرت‌ها نباشیم.

جمع‌بندی

فیلم وقتی نیچه گریست برداشتی از یک کتاب مهم و مشهور است که با وجود تمام انتقادات واردشده بر آن، اثری دیدنی و جذاب به شمار می‌رود. فیلم با به‌تصویرکشیدن ملاقات خیالی بین دو شخصیت مهم با بازی درخشان دو بازیگر هنرمند، مخاطبش را به فکر کردن وا می‌دارد و دست روی دغدغه‌های آشنایی می‌گذارد که ممکن است از دالان‌های ذهن بسیاری‌مان عبور کرده باشند. فیلم روایت بازشناختن خود و نگاه‌کردن به زندگی از زاویه‌ای دیگر است و به دلیل همین نگاه متفاوت ارزش تماشاکردن دارد.

در هیاهوی دنیا امروز، دسترسی آسان به کتاب‌ها فرصتی گران‌بهاست. طاقچه این امکان را برای شما فراهم کرده تا در هر لحظه و هر کجا که هستید، به دنیای بی‌پایان داستان‌ها و دانش سر بزنید. کافی است سری به سایت خرید کتاب طاقچه بزنید، کتاب موردنظرتان را پیدا کرده و بی‌درنگ مطالعه را آغاز کنید. طاقچه، کتابخانه‌ای همیشه همراه، درست در جیب شما!

در مجله‌ی طاقچه بخوانید:

تحلیل و نقد کتاب وقتی نیچه گریست

بستن تبلیغ
خرید کتاب صوتی با کد تخفیف

من سپیده بیگدلی هستم. متولد اول شهریور سال ۱۳۷۳ در تهران. از وقتی به یاد دارم «قصه» در زندگی‌ام نقش پررنگی داشته است. قصه همیشه برایم دری بود به سمت دنیاهای تازه‌ای که تشنه‌ی کشف و تجربه‌شان بودم. کم‌کم شور و علاقه من را واداشت که خودم هم خالق قصه‌ها و داستان‌ها باشم و قصه‌ای به قصه‌های جهان اضافه کنم. هم‌زمان با شروع دانشگاه و تحصیل در رشته‌ی مهندسی شهرسازی، وارد کارگاه‌های داستان‌نویسی شدم و سال‌ها کنار بهترین اساتید آموختم و نوشتم. از همان سال‌های اول دانشگاه نوشتن در نشریات را با نوشتن ریویوهای کتاب در روزنامه‌هایی مثل اعتماد و فرهیختگان شروع کردم و بعدها هم در مجله‌هایی مثل کتاب‌هفته و فیلم‌کاو از فیلم‌ها و کتاب‌ها نوشتم. در مسیر نوشتن گذارم به داستان کودک هم افتاد و چندین قصه برای کودکان در اپلیکیشن آی‌قصه خلق کردم و بعدها برای کودکان مسافر هواپیمایی ماهان نوشتم. سال‌ها برای کتاب‌های مختلف معرفی و ریویو نوشتم و همیشه پیش رفتن در این مسیر برایم جذاب و اغواگر بوده است. در تمام این سال‌ها، همواره به دنبال نخی بوده‌ام که من را به دنیایی که شیفته‌اش بوده‌ام یعنی ادبیات وصل نگه دارد. تا اینکه در مسیرم با طاقچه آشنا شدم. طاقچه در طول این دو سال بند محکمی بوده تا همیشه به نوشتن و ادبیات وصل بمانم. از نگاه من کتاب خواندن راهی‌ است برای سفر کردن، برای قد کشیدن و برای تجربه‌ی همه‌ی چیزهایی که شاید زندگی مجال تجربه همه‌شان را به من ندهد. امیدوارم نوشته‌هایم در طاقچه برای خوانندگان راهگشا باشند.


اشتراک‌گذاری یادداشت
0 0 رای
امتیاز مطلب
guest

0 دیدگاه ها
جدیدترین
قدیمی ترین بیشترین رای
بازخورد داخلی
نمایش همه کامنت ها
یادداشت‌های مشابه

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه