لوگو طاقچه
خانه یادگیری طاقچه
چگونه نقد کتاب بنویسیم

چگونه نقد کتاب بنویسیم ؟

ممکن است به عنوان کسی که هرروز در حال خواندن کتاب است، دوست داشته باشید درباره بعضی از کتاب‌ها نقد بنویسید. اما این که چگونه نقد کتاب بنویسیم ، نکته مهمی است که باید درباره آن مهارت به دست آوریم.

در ساده ترین حالت نوشتن نقد کتاب یعنی دقیق‌تر خواندن کتاب. منتقد کتاب قبل از هرچیز یک خواننده‌ی دقیق است که کتاب را با داشتن چند سوال اولیه آغاز می‌کند. ما در این یادداشت از مقاله‌هایی از «کتاب نقد و نقد کتاب» از انتشارات خانه کتاب استفاده کردیم. این کتاب مجموعه مقاله‌ایست از منتقدان و افراد صاحب نظری که آثاری در زمینه‌ی نقد دارند. در این مقاله‌ها درباره اینکه نقد کتاب چیست و چگونه نقد کتاب بنویسیم بحث شده و نمونه‌هایی از نقدهای خوب آمده است.

نقد کتاب چه فرقی با معرفی کتاب دارد؟

 ما درمعرفی کتاب می‌خواهیم مخاطب را از وجود یک کتاب آگاه کنیم. برای همین فقط نام بردن از مشخصات اصلی کتاب و اشاره‌ای مختصر به محتوای کتاب، حتی بدون خواندن کامل آن و با انداختن نگاهی به پشت جلد و مقدمه ممکن و کافی‌است. نباید در معرفی جانب‌گیری ‌کنیم. اما کار نقد چیز دیگری‌است. در نقد کتاب محتوای آن را زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم و آن را می‌سنجیم.

پیشنهاد می‌کنیم یادداشت «چگونه مرور کتاب بنویسیم؟» را هم بخوانید.

نوشتن نقد کتاب چه فایده‌ای دارد؟

مفهوم‌ها و ابزارهای تفکر نقادانه

جلد کتاب مفهوم‌ها و ابزارهای تفکر نقادانه
مفهوم‌ها و ابزارهای تفکر نقادانه

نویسنده: لیندا الدر

مترجم: مهدی خسروانی

انتشارات: نشر نو

خواندن انتقادی کتاب و نوشتن نقد بر آن هم منتقد را دقیق‌تر می‌کند، هم در طول زمان معیاری به دست خواننده می‌دهد تا کتاب‌های بهتری بخواند و او را برای انتخاب کتاب بعدی حساس‌تر می‌کند. هم سطح سلیقه‌ی عمومی را بالاتر می‌برد. کتاب‌هایی مثل کتاب تفکر انتقادی از نشر نو می‌توانند در پرورش نگاه انتقادی کمکمان کنند.

نوشتن نقد به شیوه‌ای که در ادامه می‌گوییم سابقه‌ی زیادی ندارد. کلمه‌ی نقد به معنای جداکردن سره از ناسره است. سره به طلا و سکه‌ای می‌گفتند که در آن ناخالصی نباشد. منظور قدما از نقد چیزی سنجیدن عیار آن بوده است. آن‌ها مخصوصا به دست‌اول بون تالیفات و استفاده از فنون شعری و ادبی نویسنده یا شاعر اهمیت می‌دادند. سابقه‌ی نقد به شیوه‌ی امروزی با پدید آمدن نشریات و مجله‌ها همزمان است.تقریبا کمتر از یک قرن.

‌

چگونه نقد کتاب بنویسیم؟

برای نوشتن نقد در مرحله اول می‌توانیم چند سوال اولیه طرح کنیم و هنگام خواندن کتاب به آن‌ها جواب بدهیم. سوال‌هایی مانند:

 انگیزه‌ی نویسنده برای نوشتن کتاب چه بوده است؟

آیا نویسنده در طول کتاب به هدفی که داشته رسیده است؟

مطالب کتاب چقدر به هم مرتبط‌‌ اند؟

آیا کیفیت ظاهری کتاب راضی‌کننده است؟

در مرحله‌ دوم می‌توانیم سراغ نویسنده برویم. دادن اطلاعاتی از زندگی نویسنده و شرایط اجتماعی‌ای که در آن رشد کرده می‌تواند به خواننده کمک کند تا شناخت بهتری از کتاب داشته باشد. زمان چاپ کتاب هم برای درک کردن شرایط تاریخی زمان نوشته شدن کتاب می‌تواند مفید باشد. اگر کتاب ترجمه‌شده باشد، معمولا خواندن مقدمه‌ی مترجم کمک بسیاری برای به‌ دست آوردن این مطالب می‌کند.

در مرحله بعدی اگر کتاب قابل خلاصه‌کردن باشد، می‌توانیم خلاصه‌ای از آن را در اوایل متن خود بیاوریم. در حدی که خواننده متوجه شود بحث اصلی کتاب چه چیزی است. هرچه خلاصه‌تر بهتر. در ادامه می‌توانیم تفسیر کلی‌مان را از محتوا و موضوع کتاب بیاوریم. مثلا از اشتراک و اختلاف نظرهایمان با نظر نویسنده بگوییم.

دیگر مواردی که در نقد کتاب بهتر است بگوییم

برای نوشتن نقد کتاب هم می‌توانیم محتوای کتاب را نقد کنیم و هم می‌توانیم به ظاهر کتاب توجه کنیم؛ که به آن نقد صوری می‌گویند.

ظاهر و کیفیت کتاب برای بسیاری از مخاطبان کتاب مهم است. خوب است در نقدمان به شیوه‌ی ارجاع‌دهی و پانویس‌ها، انطباق عنوان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، ویرایش کتاب و … اشاره‌ای بکنیم.

تا این مرحله، نوشتن نقد برای کتاب‌هایی با موضوعات مختلف یکسان است. اما با توجه به اینکه کتاب موردنظر داستانی است یا علمی یا زندگی‌نامه یا تحقیق یا … باید به موارد جزئی‌تر و متفاوتی توجه کنیم.

در نوشتن نقد کتاب‌های علمی به چه نکاتی باید توجه کنیم؟

در نقد کتاب‌های علمی و تحقیقی باید به صحت مطالب علمی نظر داشته‌باشیم. برای نوشتن نقد این نوع کتاب‌ها بهتر است کتاب را بیشتر از یک‌بار و با دقت بخوانیم و بعد ارزش‌گذاری و یادداشت برداری کنیم. پیشینه‌ی کتاب و یا تحقیق را بررسی کنیم. گاهی برای نوشتن نقد کتاب باید یکی دو قدم از نویسنده جلوتر باشیم. خواندن کتاب‌های بیشتر برابر است با نوشتن نقدهای بهتر. منتقد این کتاب‌ها باید هشیار باشد که آیا نویسنده به تمام ادعاهایی که در مقدمه‌ی کتاب‌های خود دارد عمل کرده و به سوال‌ها پاسخ داده است یا نه. آیا پیوستگی مطالبش منطقی است؟ منابعی که استفاده کرده، منابع دست اول و به‌روز‌اند؟ همچنین می‌توانیم کتاب را با کتاب‌هایی که با موضوع مشابه نوشته شده‌اند، مقایسه کنیم.

در نوشتن نقد کتاب‌های داستانی به چه نکاتی باید توجه کنیم؟

برای نوشتن نقد کتاب‌های داستان، بهتر است به سبکی که نویسنده برای نوشتن کتاب از آن استفاده کرده، توجه کنیم. خواندن کتاب‌های دیگر نویسنده روش خوبی‌ برای آشنا شدن با سبک کلی اوست. همینطور می‌توانیم یک‌دستی زبان نویسنده و متناسب بودن آن با مخاطبان کتاب را بررسی کنیم.

عناصر داستان از مهم‌ترین معیارهای شکل‌گیری یک کتاب خوب است. در نقد داستان باید به عناصر داستان توجه کنیم. مثلا آیا شخصیت‌های کتاب به خوبی شکل گرفته‌اند؟ پیرنگ یا خط داستانی به خوبی پیش رفته است؟ زبان شخصیت‌ها متناسب است؟ آیا داستان سیر خطی دارد یا سیال ذهن است؟ آیا مقدمه‌چینی باعث لو رفتن داستان شده است؟ چه مقدار از کتاب بدون اینکه به محتوای اصلی آن ضربه‌ای بخورد قابل حذف است ؟

در نقد کتاب‌های ترجمه‌شده، توجه به کیفیت ترجمه هم مهم است. آیا مترجم پایبندی به متن اصلی را در اولویت قرار داده است یا ارتباط بهتر مخاطب با متن؟ چقدر از متن ترجمه‌ی کلمه به کلمه است و چقدرش ترجمه‌ی آزاد؟ آیا ترجمه‌ی کتاب قابل اعتماد است؟ آیا کتاب از زبان اصلی ترجمه شده است یا ترجمه‌ی ترجمه است؟ آیا ترجمه‌ روان است ؟

در آخر حواسمان به کلمه‌ها باشد. کلمه‌ها تاثیر ناخودآگاه بر ذهنمان دارند.ساده بنویسیم. نه دوست نویسنده باشیم و نه دشمنش، بلکه محتوای کتاب را ملاک قرار دهیم و دیگران را در لذت خواندن یک کتاب خوب شریک کنیم.

‌

نقد برتر؛ مجموعه مقالات منتخب چهاردهمین جشنواره نقد کتاب

جلد کتاب نقد برتر؛ مجموعه مقالات منتخب چهاردهمین جشنواره نقد کتاب
نقد برتر؛ مجموعه مقالات منتخب چهاردهمین جشنواره نقد کتاب

نویسنده: دبیرخانه جشنواره نقد کتاب

انتشارات: خانه کتاب

در این یادداشت سعی کردیم درباره اینکه چگونه نقد کتاب بنویسیم صحبت کنیم. اما باید بدانیم که اینکار کار چندان راحتی نیست و باید سواد و دانش کافی داشته باشیم. پیشنهاد می‌کنیم برای اینکه کمی بیشتر با موضوع نقد آشنا شوید، کتاب نقد برتر را بخوانید.

بستن تبلیغ
خانه یادگیری طاقچه

من زریناز وحیددستجردی هستم. در سال ۱۳۷۶ در اصفهان به دنیا آمدم. از کودکی کتاب می‌خواندم و شعر حفظ می‌کردم٬ بزرگ‌تر هم که شدم همین علاقه‌ام را برای مسیر اصلی زندگی‌ام انتخاب کردم و در دبیرستان فرهنگ و دانشگاه تهران ادبیات خواندم. در سال ۱۳۹۳ در جشنواره خوارزمی در بخش پژوهش ادبی رتبه پنجم کشوری و در سال ۱۳۹۴ در المپیاد ادبی مدال طلای کشوری را به دست آوردم. چند سالی هست که کتاب کودک می‌خوانم و به بچه‌ها موسیقی و ادبیات درس می‌‌دهم. برای وبلاگ طاقچه و مجله‌ی جهان کتاب و مجله‌ی لاک‌پشت پرنده مرور کتاب و نقد و ترجمه‌ی مطالب مرتبط به کتاب‌خوانی نوشته‌ام و منتظر چاپ شدن کتاب‌های تالیفی و ترجمه‌ام در زمینه ادبیات و موسیقی کودک هستم. آرزو و هدفم دسترسی همه‌ی بچه‌ها به کتاب‌های با کیفیت است و همه‌ی تلاشم را در این راه می‌کنم.


اشتراک‌گذاری یادداشت

13 پاسخ به “چگونه نقد کتاب بنویسیم ؟”

  1. حسین بزی گفت:

    سلام. جهت انتشار در وبسایت شما
    خطی بر ملت عشق نوشته الیف شافاک.
    #حسین_بزی
    بعنوان خواننده ای که نخستین بار عنوان ملت عشق و نام الیف شافاک آشنا را می شنود؛ باید بگویم که زن ترکی در ذهن نقش می بندد که داستانی سراسر عاشقانه های زمینی و درگیری های نفسانی را به تصویر کشیده است خصوصا که نام رمان نیز مستقیم به موضوع عشق اشاره دارد. و نیز یقین دارم که اگر مخاطب ناآشنا به موضوع کتاب باشید و از ۵۰۰ مرتبه تجدید چاپش بی خبر ، می پندارید که این کتاب حتی ارزش دانلود رایگان اینترنتی را ندارد چه رسد به اینکه بابت خرید مجلد آن از کتابفروشی مبلغی بپردازید.
    اما باید بگویم سخت در اشتباهید ، ملت عشق نه رمانی ست دخترانه و نه موضوعیست در باب عشق های مثلثی و نفسانی؛ بلکه کوششی ست بی نظیر در مایه های کتابی چون منطق الطیر عطار یا امروزی تر کیمیاگر پائولوکوئیلو که صد البته من ترجیح می دهم ملت عشق را همردیف کیمیاگر پرفروش بدانم. و سخت توصیه می کنم اگر دلباخته و شیفته ی کتاب کیمیاگر هستید ملت عشق را حتما در لیست مطالعه ی خود قرار دهید.
    از جذابیت های ملت عشق هزارتو و معماگونه بودن فضای داستان  است گویی رمانیست در دل رمان دیگر بدین معناکه مخاطب از زندگی روزمره نقش اول دائما پرتاب می شود به زندگی قهرمانی رویایی و تاریخی.
    نکته قابل تامل بعدی پیرامون ملت عشق اینست که این کتاب با تمام رمان هایی که تاکنون خوانده اید تفاوت دارد؛ البته در سبک مطالعه؛ بسیاری از رمان ها علی الخصوص سبک های سوررئال و درام را میتوان روزنامه وار خواند و از فضاسازی های دقیق و ظریف آن لذت برد، اما در این کتاب اگر ثانیه ای از متن و موضوع فاصله گرفتید بخش اعظمی از محتوا را از دست داده اید.
    و نیز از دیگر ویژگی های این کتاب حرکت پیوسته و دائمی از اول شخص به سوم شخص از من به او از او(ی) آشنا به غریبه ای تازه وارد که معلوم نیست از کدام ناکجاآباد سربرآورده است وسط داستان که صد البته نمی دانم این سردرگمی و بلبشوی روایت ها ضعف است یا سبک. این سبک نوشتار گویی شعبده ایست که الیف شافاک در آستین داشته و به یکباره رو کرده است؛ شعبده ای که ساده می نماید اما اگر ساده بود چرا تابحال نویسندگان دیگر جز عده قلیلی به آن دست نیافته اند؛ و آن شعبده استفاده از ده ها راوی ست که بجای اینکه در گوشه ای از داستان بایستند و تنها یکی دو جمله را به خود اختصاص دهند قلم را از دانای کل ربوده و داستان را از زاویه دید خود روایت می کنند. بعنوان مثال در سایر رمان ها گدا یا روسپی قصه اینگونه معرفی می شوند: درحالیکه شمس جلوی جمعیت را گرفته بود و جمعیت قصد عبور از او را داشت فردی جزامی در گوشه ای نشسته و فارغ از هیاهوی دیگران به حیوانیت و خوی درندگی آنان چشم دوخته بود.
    اما در این کتاب الیف شافاک همان جزامی را وارد بطن داستان نموده و بخشی از کتاب را به زاویه دید او اختصاص داده است. به گونه ای که در چشم برهم زدنی روایت داستان برعهده ی جزامی ای منفور قرار میگیرد. از طرفی با تمام این فرعیات و زاویه دیدهای رنگارنگ داستان دوخط اصلی دارد اولی زندگی اللا روبنشتاین و دومی رمانی پیرامون شمس تبریزی که در دست ویراست دارد یکی امروزی و دیگری متعلق به هزارسال پیش از این جالب است که با آغاز بکار مطالعه رمان مخاطب دوست دارد از حال و هوای زندگی اللا روبنشتاین خارج نشده و به چندین قرن گذشته و زندگی های خسته کننده مسلمانان بازنگردد؛ اما با پیشرفت داستان ماجرای شمس چنان داغ و پرحرارت می شود که احساسات مخاطب دچار تناقض شده و دیوانه وار بخش های مربوط به عصر جدید را گذرانده تا باردیگر به حکایت شمس برسد.
    باتمام اینها نه شمس نه مولانا و نه حتی اللا روبنشتاین نقش اول داستان نیستند؛ هیچ نقش اولی وجود ندارد. داستان از زاویه دیدهمه و باشرح سرگذشت تمام افراد باربط و بی ربط پیش میرود.
    در پایان قویا تمایل دارم نهیبی بزنم به چند نقد برجسته ی موجود در فضای مجازی حول این رمان،. نقدهایی که بدرستی حق مطلب را ادا نکرده و شدیدا از تیراژ فروش این کتاب می کاهد. نقدهایی که اصل ماجرا را پشت واژه های قلمبه شان پنهان کرده و تلاش نموده اند بیشتر هنر نقادی خود را به رخ ملت کشیده تا باطن کتاب را؛ چنانکه آنچه مرا تشویق به خرید و مطالعه این کتاب کرد بیش از ۵۰۰ مرتبه تجدید چاپ شدنش بود و نه شرح و توصیفات موجود.
    #حسین_بزی_ملت_عشق_الیف_شافاک_نقد_کتاب_ملت_عشق

    • طاقچه گفت:

      سلام حسین عزیز
      ممنون از اینکه نوشته‌تان را با ما در میان گذاشتید

    • دوستدارکتاب گفت:

      سلام خدمت آقای بزی
      باید عرض کنم چه بسیار کتاب ها و فیلم ها و… وجود دارند که حتی یک بار ارزش خواندن یا دیدن ندارند ولی به واسطه امپراطوری رسانه و تبلیغات به شهرت می رسند. اینکه بگوییم این تعداد نسخه به چاپ رسیده و تجدید چاپ شده ملاک درستی برای دیدن یا خواندن نیست. کتاب ملت عشق هم از آن دسته کتاب هاست.شافاک از داستان مولانا و شمس بهره برده است. اگر با ادبیات آشنا باشیم داستان عاشقانه مولانا و شمس را به زبان امروزی بیان کرده و چیز تازه ای نیست. اینکه یه نویسنده ترک این کتاب را نوشته و به شهرت رسیده جای سوال دارد. متاسفانه به علت کم کاری وزارت فرهنگ شاعر گرانقدر ما مصادره شد و شهرت این کتاب به واسطه یک نویسنده ترک نمی تواند بی غرض باشد. از درون مایه این کتاب و کتاب های دیگر نویسنده هم بر می آید که تفکرات صوفی گری و درویش مسلکی را ترویج می دهد.

  2. جمیله شهسواری گفت:

    مطلب بسیار مفیدی است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت‌های مشابه
یادداشت‌های پربازدید

دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه

نصب طاقچه