نویسنده: اندی وییر
مترجم: حسین شهرابی
انتشارات: انتشارات کتابسرای تندیس

آیا تاکنون در میان همنوعان انسانیتان احساس غریبی کردهاید؟ آیا از غربت این سیاره به تماشای بیکرانگی ستارهها پناه بردهاید؟ پاسخ تنهایی انسان در کدامین کهکشان یافت خواهد شد؟ «پروژه هیل مری»، ساختهی فیل لرد و کریستوفر میلر با اقتباس از رمانی به همین نام نوشتهی اندی ویر، از دل چنین پرسشهایی به مسئلهی انسان و رابطهاش با دیگری میرسد. فیلم، اگرچه بر بستری از علم و تخیل علمی روایت میشود، بیش از آنکه صرفاً دربارهی نجات زمین باشد، بر شانهی مفاهیم انسانی و اخلاقی میایستد. یعنی اهمیت دوستی و مسئولیت اخلاقی انسان در برابر دیگری. در این یادداشت از وبلاگ طاقچه، فیلم و نسبت آن با رمان ویر را بررسی میکنیم.
این بخش شامل اطلاعات محوری پیرنگ بوده و از افشای وقایع مهم و پایانی فیلم خودداری میکند.
ریلند گریس، معلم علوم و دانشمندی با بنیهی علمی بالا، فردی منزوی و تنهاست که با وجود سواد علمی قابل اعتنا، به کار معلمی مشغول است. بهتدریج با آگاهی از یک بحران کیهانی، مأمور نجات کرهی زمین میگردد. مأموریتی میانکهکشانی که با تنهایی و سرگردانی گره خورده است. تا با مواجههای غیر منتظره، این تنهایی پایان میپذیرد.

«پروژه هیل مری» اقتباسی از رمان علمیتخیلی «Project Hail Mary» نوشتهی اندی ویر است که نخستینبار در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. ویر، نویسندهی «مریخی» که مورد اقتباس سینمایی موفقی نیز قرار گرفت، در این رمان علمیتخیلی، داستان دانشمندی را روایت میکند که برای نجات زمین باید در کنار حل یک معمای کیهانی، به مجموعهای از مسائل علمی و فنی پاسخ دهد. علم، حل مسئله، طنز و مضمونهایی چون بقا، دوستی، همکاری، روابط و تابآوری انسانی، هستهی اصلی رمان را شکل میدهند. به مانند رمان مریخی، هالیوود باری دیگر اشتیاق به تولید آثار فضایی را نشان داد و حق اقتباس این رمان را به قیمتی بالا خریداری کرد. فیلم نیز در مجموع اقتباسی وفادار به رمان بوده و فیلمنامه نقطهی قوت اصلی فیلم به شمار میآید.
فیلم «پروژه هیل مری» (Project Hail Mary) محصول سال ۲۰۲۶ آمریکا، اقتباسی از رمان علمیتخیلی پرفروش اندی ویر است که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. این داستان با ترکیب علم، بحران کیهانی و ماجراجویی فضایی، به مفاهیمی چون بقا، دوستی، تنهایی و مسئولیتپذیری میپردازد. رمان «پروژه هیل مری» علاوه بر دریافت جایزهی انتخاب خوانندگان گودریدز، نامزد جایزهی معتبر هوگو نیز شده است. اقتباس سینمایی این اثر به کارگردانی فیل لرد و کریستوفر میلر و با بازی رایان گاسلینگ ساخته شده است.
| مشخصات | کتاب | فیلم |
| نام اثر | پروژه هیل مری | پروژه هیل مری |
| عنوان اصلی | Project Hail Mary | Project Hail Mary |
| نویسنده / کارگردان | اندی ویر | فیل لرد و کریستوفر میلر |
| فیلمنامهنویس | ـ | درو گادرد، براساس رمان اندی ویر |
| سال انتشار | ۲۰۲۱ | ۲۰۲۶ |
| کشور | آمریکا | آمریکا |
| ناشر / شرکت پخش | Ballantine Books | Amazon MGM Studios |
| ناشر فارسی | کتابسرای تندیس | ـ |
| مترجم فارسی | حسین شهرابی | ـ |
| تعداد صفحات / مدت | ۵۷۴ صفحه (نسخهی فارسی) | ۱۵۶ دقیقه |
| ژانر | علمیتخیلی، ماجراجویی | علمیتخیلی، ماجراجویی، درام |
| بازیگران اصلی | ـ | رایان گاسلینگ، ساندرا هولر، جیمز اورتیز |
| امتیاز IMDb | ـ | ۸.۲ از ۱۰ |
| ردهٔ سنی | مناسب نوجوانان و بزرگسالان | PG-13 (راهنمایی والدین برای زیر ۱۳ سال) |
| جوایز و افتخارات | نامزد جایزهی هوگوی ۲۰۲۲ و برندهی جایزهی گودریدز در بخش علمیتخیلی ۲۰۲۱ | ـ |
از نظر ردهبندی سنی، کتاب «پروژه هیل مری» به دلیل پرداختن به مباحث علمی و موضوعاتی مانند مرگ، انقراض، تنهایی و بقا، بیشتر برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. فیلم نیز در آمریکا درجهی سنی PG-13 دریافت کرده و با وجود فضای ماجراجویانه، طنز و مضامین امیدبخش، دارای موقعیتهای اضطرابآور و برخی صحنههای ناراحتکننده است. بنابراین تماشای آن برای کودکان زیر ۱۳ سال به تشخیص و همراهی والدین بستگی دارد. بهطورکلی، هر دو اثر برای علاقهمندان به داستانهای علمیتخیلی، ماجراجویی فضایی و روایتهایی دربارهی دوستی و فداکاری انتخابهای جذابی هستند.
در مواجههی اول، توقع میرود با فیلمی در خردهژانر رایج فضایی/کیهانی روبهرو باشیم، اما فیلم خیلی زود ثابت میکند که بستر فضانوردی، تنها یک بکگراند و بستر محیطی است تا به نمایش انزوا، اضطراب، تلاش برای سرزندگی در بحران و از همه مهمتر، دوستی بپردازد. برخلاف تمامی فیلمهای در محیط مشابه، رویدادهای اکشن و ماجراجویانه، عنصر فرعی فیلم به شمار میروند و به همین علت، تمرکز هویت بصری فیلم، بر موقعیتهای تکلوکیشن و سپس کاوش انزوا، کمدی، عواطف و دوستی است. نقطهی قوت اصلی فیلم، همین محوریت عواطف انسانی است.
فیلمنامه مانند رمان ساختاری غیرخطی دارد و اگرچه یکی از نقاط قوت فیلم به شمار میآید، میتوان گفت استفاده از این ساختار کمک چندانی به پیشبرد روایت و درام نکرده است. اطلاعاتی که در فلشبکها به ما داده میشود، به نسبت روایت درون فضاپیما، فرعی به شمار میآیند و هم میشد آن اطلاعات در همان خط اصلی بیان شود یا اینکه با فلشبکهای ناگهانی، در روایت اصلی سکته ایجاد نکند. گرچه به دلیل ریتم گاهی کند درام اصلی، میتوان این عمل را در جهت جلوگیری از ملال تماشاگر تأویل کرد.
گرچه نقشآفرینی رایان گاسلینگ بهترین حضور او در سینما به شمار نمیآید، اما میمیک ذاتا معصومانه و آمیخته با شیطنت او، راه را برای همذاتپنداری مخاطب، احساسیشدن و حتی خندهشان گشوده است. ساندرا هولر با وجود حضور نسبتاً کوتاه و دیالوگهای بدون پیچیدگی، در صحنههای حضور خود شخصیت پیچیدهای از نقشش ارائه میدهد. کاراکتر راکی چه در شخصیتپردازی متن و چه در اجرا، در موفقترین شکل ظاهر گشته است. رابطهی میان گریس و راکی آنقدر تأثیرگذاری دارد که با قاطعیت برترین وجه فیلم است.
تأکید بر طراحی واقعگرایانهی فضای فضاپیما و استفاده از جلوههای عملی در کنار جلوههای ویژهی دیجیتال، هویت بصری متمایزی به فیلم بخشیده است. گرچه این شیوه در برخی صحنههای فضایی، فیلم را دچار کاستی کرده، اما نماهای نزدیک از رایان گاسلینگ، با نورپردازی و دکوپاژ زیبا، کارگردانی اثر را قابل قبول کرده است.
در مجموع میتوان گفت فیلم با وجود برخی نقاط ضعف، در نقاط قوت خود جبرانکننده بوده است و برای مخاطب، تجربهی دلنشینی را رقم خواهد زد. میتوان گفت با یکی از فیلمهای خوب امسال مواجه بودهایم که بهعنوان اقتباس نیز موفق ظاهر شده است.
تقابل میان انزوا و دوستی، محتوای اصلی فیلم است. انزوای گریس به هیچ عنوان ستایش نشده و بهعنوان مترادفی برای پوچی و بیمعنایی در زندگی آمده است. در مقابل، به دوستی بهعنوان مفهومی آرمانی پرداخته شده است، دوستیای که شاید تنها راه نجات و معنای زندگی باشد. اینکه گاهی برترین دوستیها از بزرگترین تفاوتها میآیند و اگر بتوانیم از تفاوتهای ظاهری گذر کنیم، به عمیقترین اشتراکهای ممکن میرسیم. و پس از این مرحله، فداکاری برای دوستی است که اهمیت پیدا میکند. اینکه ارتباط فیلم نه یک ارتباط عاشقانه، بلکه یک ارتباط برادرانه انتخاب شده به اثر عمق تازهای داده است. همچنین خوشبینی و داشتن امید در شخصیت گریس در فیلم ستایش شده است.
به طور کلی میتوان گفت فیلم، اقتباسی وفادار از کتاب بوده است. ساختار غیر خطی و استفاده از فلشبک در هر دو اثر یکسان بوده و غافلگیریها و پایان کتاب به همانگونه رقم خورده است. بخشهایی از گفتوگوهای علمی گریس از قصه حذف شده و شخصیت کارل به فیلم افزوده شده است. همچنین در فیلم شخصیتهای فرعی کمی حضور دارند. صحنهی سفینهی راکی در کتاب وجود ندارد و در فیلم موفق ظاهر شده است. به رابطهی گریس و راکی در فیلم تأکید بسیاری شده است.
در اواخر فیلم، لحظهای سرشار از احساس و بهشدت تأثیرگذار از راه میرسد؛ لحظهای که لرد و میلر ما را کاملاً در مشت خود گرفتهاند. اما فیلم بلافاصله از آن عبور میکند و پانزده دقیقهی پایانی را به زنجیرهای از پایانبندیهای امیدبخش تبدیل میکند که تکتک ضرباهنگهایشان باعث میشوند آن احساس شگفتانگیز عقب رانده شود.
این فیلم سفری لذتبخش، اما بیش از حد آشناست. «پروژه هیل مری» با کنارگذاشتن مرزهای روایی و زیباییشناختی، در تبدیل شدن به اثری واقعاً بیکران ناکام میماند.
رابرت دنیلز در سایت راجر ایبرتاما این فلشبکها دقیقاً چه جایگاهی دارند؟ آیا دکتر گریس در حال بهیادآوردن این وقایع است و از طریق آنها درمییابد که قرار است چه کاری انجام دهد و اِوا از او چه انتظاری دارد؟ در واقع، به نظر نمیرسد ازدستدادن حافظه و بازیابی آن اهمیت چندانی داشته باشد. دکتر گریس خیلی ساده به کارش ادامه میدهد و این سکانسها صرفاً در میان روند داستان پراکنده شدهاند تا تنوعی در فضای روایت ایجاد کنند.
پیتر بردشاو در گاردیننامزدی در هفت رشته و برندهی جایزهی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی
برندهی بهترین فیلم علمیتخیلی/فانتزی و برندهی جایزهی بهترین بازیگر فیلم علمیتخیلی/فانتزی برای رایان گاسلینگ
برندهی جایزهی بهترین فیلم علمیتخیلی یا فانتزی
این فیلم مناسب است برای کسانی که:
این فیلم شاید مناسب نباشد برای کسانی که:
اگر پیش از این فیلم یا کتاب «مریخی» را دیده یا خواندهاید و به این داستان علاقه داشتهاید، یا به ادبیات علمیتخیلی علاقهمندید، خواندن کتاب برای شروع انتخاب بهتری است. اما اگر با این نویسنده و این دو اثر آشنایی ندارید یا با این ژانر ادبی ارتباط چندانی نمیگیرید، تماشای فیلم هم میتواند اوقات خوشی برایتان فراهم کند و هم در تصمیمگیری برای خواندن کتاب راهنمایتان باشد. پس از تماشای فیلم نیز، کتاب همچنان جذابیت خود را دارد؛ زیرا جزئیات داستانی مهمی در آن وجود دارد که بعضاً به ضرورت اقتباس سینمایی، در فیلم حذف یا تغییر داده شدهاند. از این کتاب اقتباس سینمایی دیگری وجود ندارد.
باید کسی رو پیدا کنی که براش شجاع باشی.
راکی: از کجا میفهمی وقت بغلکردن تموم شده؟
گریس: خودت حسش میکنی.
راکی: الان حسش میکنی؟
گریس: نه.
در مجموع میتوان گفت «پروژه هیل مری» بهعنوان اثری امیدبخش، انسانی و خانوادگی در قالب یک فیلم بلاکباستری موفق ظاهر شده است. ارجاعات بصری فیلم به «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» کوبریک و شباهتهای آن به «میانستارهای» نولان، در کنار پرداختن جدی فیلمنامه به دغدغههای انسانی و اخلاقی، به تأثیرگذاری اثر کمک کردهاند. بااینحال، فیلم در کنار نقاط قوت خود، ضعفهایی نیز دارد که مانع از تبدیلشدن آن به اثری ماندگار و فراتر از زمان تولیدش میشوند. شاید با شاهکاری تحسینبرانگیز روبهرو نباشیم، اما توجه فیلم به مفاهیمی چون دوستی، فداکاری و مسئولیت اخلاقی، بهاندازهای تأثیرگذار است که میتواند مخاطب را تحتتأثیر قرار دهد و در پایان با احساسی خوشایند و امیدبخش بدرقه کند. «پروژه هیل مری» با وجود کاستیهایش، تجربهای سرگرمکننده و عاطفی را رقم میزند و اگر فیلمهای مهم هر سال را دنبال میکنید، بیتردید یکی از آثار تماشایی سال ۲۰۲۶ است.
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه