نویسنده: مارگارت اتوود
مترجم: سهیل سمی
انتشارات: گروه انتشاراتی ققنوس

شاید برایتان جالب باشد که تجربهی روایی و بصری ما از سریالهای اثرگذار علاوه بر پیامدهای زیباییشناختی، پیامدهای فرهنگی نیز دارد؛ سریال سرگذشت ندیمه برای مخاطبانش جزو این دسته از آثار تلویزیونی بود. بروس میلر با اقتباس از رمان مارگارت اتوود که با همین نام در دههی ۸۰ میلادی منتشر شد، سریالی ساخت که فصل اول آن در سال ۲۰۱۷ و فصل پایانی آن در سال ۲۰۲۵ منتشر شد. اگرچه سرگذشت ندیمه ابتدا صرفاً اقتباسی وفادارانه به نظر میرسید اما در ادامه ما با بازآفرینی مستقلی مواجه شدیم که باعث میشود از پرسش سادهی آیا فیلم به کتاب وفادار بود عبور کنیم و در عوض بپرسیم این اقتباس با چه پیامدهای زیباییشناختی، فرهنگی و ایدئولوژیکی متن اصلی را بازتعریف کرده است؟ برای یافتن پاسخ با این یادداشت طاقچه همراه باشید.
هشدار! امکان لو رفتن بخشی از سریال وجود دارد.
جون آزبورن پیش از فروپاشی جامعهی آمریکا زنی معمولی بود که با همسر و فرزندش زندگی میکرد اما بحران شدید ناباروری منجر به روی کارآمدن حکومتی تمامیتخواه و بنیادگرا به نام گیلیاد شد. یکی از مهمترین اهداف گیلیاد مبارزه با کاهش شدید جمعیت است و به همین دلیل زنان را بر اساس توانایی باروریشان طبقهبندی میکند. جون، شخصیت اصلی سریال، به طبقهی ندیمهها تعلق میگیرد که شامل زنان بارور است. او ندیمهی فرمانده فِرِد واترفورد و همسرش میشود و از این پس او را آفرد (Offred) مینامند که یعنی متعلق به فِرِد. جون باید در جهانی زندگی کند که نام، خانواده و اختیار بدنش از او گرفته شده و میان حفظ انسانیت، زندهماندن و امید به بازپسگیری آنچه از دست داده گرفتار میشود.

مارگارت اتوود The Handmaid’s Tale را در سال ۱۹۸۵ منتشر کرد. در بسیاری منابع این کتاب را در ژانر دیستوپیایی یا همان پادآرمانشهری قرار میدهند. اما خود نویسنده معتقد است این کتاب بیشتر ادبیات گمانهزن (Speculative Fiction) است تا نوعی فانتزی یا علمیتخیلی. چراکه هیچ رخدادی در این داستان وجود ندارد که ما نمونهای تاریخی یا معاصر از آن نداشته باشیم. این رمان را همزمان میتوانیم در دستهی رمانهای سیاسی، روانشناختی و فمینیستی نیز قرار دهیم.
به تصویر کشیدن حکومت گیلیاد، روایت جون آزبورن از دل این حکومت و مضامین مطرح شده در کتاب مانند قدرت، استبداد، هویت، آزادی، اختیار بدن، بقا، حقیقت و تاریخ، این رمان را به اثری ماندگار در ادبیات بدل کرده است. محتوای اثر این ظرفیت را هم ایجاد کرده که داستان علاوه بر ادبیات بتواند در رسانههای هنری دیگر بسط پیدا کند. بر همین اساس، بروس میلر جهان اتوود را در سریالش پیاده ساخت اما رفتهرفته جهان او را بیش از آنچه در کتاب میخوانیم گسترش داد. و شاید به همین علت است که این اقتباس از کتاب سرگذشت ندیمه، اثرگذارترین اقتباس از این رمان بوده است.
مارگارت اتوود بهعنوان نویسندهی کتاب سرگذشت ندیمه در کنار تیم تولیدکنندهی سریال قرار داشت و در مقام مشاور با آنها همکاری میکرد. اگرچه تصمیمات نهایی به عهدهی بروس میلر و نویسندگان سریال بود اما اتوود با نظرات مشورتی خود به آنها کمک میکرد. در ادامه میتوانید اطلاعات کتاب و سریال سرگذشت ندیمه را مشاهده کنید:
| کتاب سرگذشت ندیمه (۱۹۸۵) | سریال سرگذشت ندیمه (۲۰۱۷-۲۰۲۵) | ||
| نویسنده | مارگارت اتوود | خالق | بروس میلر |
| زبان اصلی | انگلیسی | فیلمنامهنویس | بروس میلر (سرپرست نویسندگان)، گروهی از نویسندگان |
| کشور | کانادا | کشور تولید | آمریکا |
| ژانر | ادبیات گمانهزن | ژانر | تریلر روانشناختی، درام دیستوپیایی |
| تاریخ نگارش | ۱۹۸۴-۱۹۸۵ | امتیاز IMDB تا سال ۲۰۲۶ | ۸.۳/۱۰ |
| تاریخ انتشار | ۱۹۸۵ | امتیاز منتقدین (Metacritic) | ۸۰/۱۰۰ |
| ناشر نخستین | McClelland and Stewart | رده سنی | TV-MA |
| تعداد صفحات | ۳۱۱ صفحه (چاپ نخست) | تعداد فصلها / قسمتها | ۶ فصل / ۶۶ قسمت |
در ساخت این سریال افراد مختلفی دخیل بودند، در ادامه مهمترین عوامل و بازیگران سریال معرفی میشوند:
به دلیل وجود صحنههای خشن، سوءاستفادهی جنسی و مضامین بزرگسالانه این سریال دارای ردهبندی سنی TV-MA است که یعنی تماشای آن برای افراد زیر ۱۷ سال توصیه نمیشود. رمان سرگذشت ندیمه نیز مانند فیلم دارای صحنههای خشونتآمیز است و به دلیل مضامین بزرگسالانه به افراد زیر ۱۷ سال توصیه نمیشود.
موفقیت سریال سرگذشت ندیمه را میتوان مدیون خلق جهانی منسجم و باورپذیر دانست. سریال از همان قسمتهای نخست، گیلیاد را نه صرفاً پسزمینهای برای روایت، بلکه نیرویی زنده و تأثیرگذار معرفی میکند؛ جهانی که قوانین، سلسلهمراتب، آیینها و نمادهایش در تمام اجزای روایت حضور دارد و بر سرنوشت شخصیتها سایه میاندازد. همین انسجام باعث میشود مخاطب با جامعهای روبهرو شود که اگرچه خیالی است، اما منطق درونی آن چنان دقیق طراحی شده که واقعی و هراسآور به نظر میرسد.
یکی از مهمترین نقاط قوت سریال، شیوهی روایت آن است. فیلمنامه به جای تکیه بر کشش ناشی از اتفاقات پیدرپی، تنش را از دل روابط قدرت، انتخابهای اخلاقی و فشار روانی شخصیتها استخراج میکند. شخصیتهای اصلی و فرعی به مرور از قالبهای کلیشهای فاصله میگیرند و به چهرههایی چندبعدی تبدیل میشوند که همزمان میتوانند قربانی، همدست یا عامل سرکوب باشند. این پیچیدگی در بازی بازیگران نیز بازتاب یافته است. الیزابت ماس با اجرایی کنترلشده و مبتنی بر سکوت، اضطراب و خشم و امید را بدون اغراق به تصویر میکشد، درحالیکه ایوون استراهوفسکی و آن داود نیز با پرداختی چندلایه، شخصیتهایی خلق میکنند که فراتر از نقشهای تیپیک شرور یا قربانی قرار میگیرد.
هویت متمایز سریال بیش از هر چیز در زبان بصری آن شکل میگیرد. قاببندیهای متقارن، نماهای نزدیک از چهرهی شخصیتها، استفادهی حسابشده از سکوت و نور طبیعی و پرهیز از حرکتهای نمایشی دوربین، فضایی خفقانآور میآفریند که با مضمون اثر هماهنگ است. طراحی صحنه و لباس نیز جنبهی تزئینی ندارد؛ رنگهای محدود، معماری سرد و لباسهای نمادین، ساختار طبقاتی و نظام ایدئولوژیک گیلیاد را به تصویر میکشد. این انسجام فرمی سبب شده بسیاری از تصاویر سریال، حتی جدا از روایت، به نشانههایی فرهنگی تبدیل شود و حتی در اعتراضات خیابانی در کشورهای مختلف بهعنوان نماد از آن استفاده شود.
با این حال، سریال در ادامهی مسیر همواره موفق به حفظ کیفیت فصلهای نخست نمیشود. گسترش خطوط داستانی، تکرار برخی الگوهای روایی و طولانیشدن کشمکشهای اصلی، در مقاطعی از ضرباهنگ اثر و شدت تأثیر عاطفی آن میکاهد. با وجود این، سرگذشت ندیمه همچنان یکی از شاخصترین درامهای تلویزیونی دههی اخیر به شمار میآید؛ مجموعهای که با تلفیق روایت، بازیهای قدرتمند، زبان بصری منحصربهفرد و جهانسازی دقیق، فراتر از سرگرمسازی تلویزیونی عمل میکند.

مخاطب با دیدن سرگذشت ندیمه علاوه بر اینکه با مضامین پیچیدهی اجتماعی-سیاسی مواجه میشود، با درونمایههای فردی مانند اخلاق و هویت و انتخاب نیز روبهرو است. سریال موفق شده علاوه بر بهتصویرکشیدن حکومتی توتالیتر که بر پایهی آئینی خاص شکل گرفته، سرکوب و تبعیضهایی را نشان دهد که معطوف به زنان و بدن زنان است. زنانی که هر کدام بنا به شخصیت و موقعیتشان تصمیمهای متفاوتی میگیرند اما هیچگاه این تصمیمها یکسان باقی نمیماند. در این سریال ماندگار ما با روانشناسی آدمهای تحت ستم و ستمگران مواجهیم درحالیکه از کارکرد سیستمهای سرکوبگر و مبارزه علیه آنها آگاه میشویم.
با توجه به استقبال مخاطبان و امتیاز بالای منتقدان، این سریال دارای نقاط قوت زیادی است که برخی از مهمترینهای آنها شامل موارد زیر است:
سریال سرگذشت ندیمه مانند بسیاری دیگر از شاهکارهای تلویزیونی دارای نقاط ضعفی نیز هست که در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره خواهد شد:
روایت در کتاب سرگذشت ندیمه کاملاً اولشخص است اما زمان حال و خاطرات مدام در هم میآمیزند و راوی همیشه نسبت به حافظهاش مطمئن نیست و به همین دلیل ترتیب زمانی شکسته میشود. این در حالی است که تصویر ما از جهان گیلیاد در سریال تقریباً یکپارچه است. البته در طی داستان، فلشبکهایی به زندگی شخصیتها وجود دارد اما کارکرد درهمآمیختگی خاطرات و روایت زمان حال در کتاب اساساً متفاوت است. در واقع یکی از مهمترین ایدههای اصلی کتاب این است که حکومت استبدادی فقط با خشونت دوام نمیآورد بلکه با کنترل زبان، حافظه و روایت، قدرتش را حفظ میکند.
در پایان کتاب، بخشی با عنوان یادداشتهای تاریخی وجود دارد که نگاه خواننده را نسبت به کل روایت تغییر میدهد و یکی از مهمترین ویژگیهای ساختاری این اثر محسوب میشود؛ بخشی که ما را به آیندهای میبرد که در سریال وجود ندارد. اما سریال و کتاب دو سرنوشت متفاوت را برای شخصیت اصلی برمیگزینند و شاید یکی از مهمترین تفاوتها در بازآفرینی بروس میلر همینجا اتفاق میافتد.
اساس گیلیاد و وقایع آن در کتاب وجود دارد اما نشاندادن سازوکارها و وقایع سیاسی در سریال، فراتر از کتاب میرود. شخصیت اصلی در کتاب، روایتگر است درحالیکه شخصیت اصلی در سریال از روایتگری فراتر میرود و در مقام مبارزی سیاسی عمل میکند. منتقدان فصلهای آخر سریال نیز روی همین موضوع دست میگذارند چراکه اتوود در کتاب بر این ایده تاکید دارد که استبداد را هیولاها نمیسازند؛ بلکه انسانهای معمولی با انگیزههای پیچیده در آن سهیماند. وقتی شخصیتها بیش از حد خوب یا بد میشوند، مثل جون که در فصلهای آخر قهرمان داستان است، این پیام تا حدی ضعیف میشود. در فصلهای اول سریال مانند کتاب، گیلیاد نظامی پیچیده است که افراد مختلف را به شکلهای متفاوتی درگیر میکند اما در فصلهای پایانی بیشتر به میدان نبردی بین قهرمانان و شروران بدل میشود.
شخصیتهای فرعی نیز در کتاب و سریال تفاوت چشمگیری دارند؛ شخصیتهای فرعی در سریال دارای پیشزمینهی قوی و سرنوشت اثرگذار هستند درحالیکه در کتاب فقط به نام آنها و برخی از موقعیتها اشاره میشود و البته خیلی از شخصیتهای سریال اصلاً در کتاب حضور ندارند. همین بسطدادن جهان و شخصیتها در سریال موجب شده که فضای داستانی گستردهتر از کتاب شود و رمان سرگذشت ندیمه در فصل اول به پایان رسد.
به طور کلی مضامین و پیامهای اصلی کتاب و سریال بسیار به هم شبیهاند اما باید توجه داشت که سریال حدود سی سال پس از انتشار کتاب ساخته شده و خالق آن تلاش کرده جهان رواییاش را با مخاطب قرن بیست و یکم هماهنگ کند. شاید همین موضوع سبب شده که اگرچه جهان کتاب و سریال و شخصیتهای اصلی آنها یکی هستند، اما انتخابها و سرنوشتشان کاملاً با یکدیگر تفاوت کند.
بخشی از کتاب صوتی سرگذشت ندیمه را بشنوید.

سرگذشت ندیمه
نویسنده: مارگارت اتوود
گوینده: مینو طوسی
انتشارات: آوانامه
نشریات و منتقدان زیادی دربارهی سریال سرگذشت ندیمه یادداشت نوشتهاند. از جمله:
سریال سرگذشت ندیمه تاکنون توانسته ۲۹۸ نامزدی در جشنوارهها و انجمنهای مختلف داشته باشد و البته برندهی ۹۸ جایزه نیز شده است. مهمترین نامزدیها و جوایز سریال را میتوانید در جدول زیر مشاهده کنید:
| نام جشنواره | نامزدیها | جوایز |
| امی | دارای ۷۷ نامزدی در بخشهای مختلف | دارای ۱۵ جایزه از جمله بهترین سریال درام (۲۰۱۷) / بهترین بازیگر زن / بهترین بازیگر زن مکمل |
| گلدن گلوب | دارای ۶ نامزدی در بخشهای مختلف | بهترین سریال درام (۲۰۱۸) بهترین بازیگر زن |
| PGA(Producers Guild of America) | دارای ۲ نامزدی | بهترین سریال درام (۲۰۱۸) |
| SAG(Screen Actors Guild Awards) | چندین نامزدی برای گروه بازیگران | – |
| جوایز تلویزیونی به انتخاب منتقدین | نامزدی در چند بخش | بهترین سریال درام بهترین بازیگر زن بهترین بازیگر زن مکمل |
| جایزهی پیبادی | نامزد جشنواره | برندهی جایزهی پیبادی به دلیل کیفیت هنری و تاثیر فرهنگی |
| مجمع منتقدان تلویزیونی | نامزدی در چند بخش | برنامهی سال دستاورد برجسته در درام دستاورد فردی برای الیزابت ماس |
رمان سرگذشت ندیمه نیز پس از انتشارش علاوه بر استقبال گسترده نامزد جایزهی بوکر شد و همچنین توانست جوایز Governor General و Arthur C. Clarke را از آن خود کند.
این سریال در جهانی خفقانآور و تاریک میگذرد و برای بسیاری تصاویر ساختهشده از این استبداد از تحمل خارج است. بنابراین در وضعیت روحی و روانی شکننده دیدن این سریال توصیه نمیشود. اما با توجه به اینکه یکی از مهمترین هستههای اصلی سریال دربارهی مبارزه و مقاومت است دیدن این سریال را به کسانی توصیه میکنیم که به مضامین سیاسی، آزادی بدن و برابری جنسیتی علاقهمندند. به طور کلی سریال دارای صحنههای اضطرابآور است و اگر تنشهای هیجانآمیز در سریال برایتان جذاب است، از دیدن سرگذشت ندیمه لذت خواهید برد.
اگر عاشق جهان تصویر هستید و دوست ندارید حتی ذرهای از فیلم یا سریال برایتان فاش شود، پیشنهاد میکنیم اول فصل یک سریال را ببینید، سپس کتاب را بخوانید و در ادامه بقیهی فصلهای سریال را تماشا کنید. اما اگر از عاشقان ادبیات هستید که به دلیل علاقه به کتابها میخواهید به سراغ فیلم یا سریالهای اقتباسی بروید، پیشنهادمان این است که ابتدا کتاب را بخوانید و سپس اقتباس بروس میلر از آن را تماشا کنید. علاوه بر این سریال، فیلمی سینمایی نیز با اقتباس از کتاب سرگذشت ندیمه در سال ۱۹۹۰ ساخته شده است. این فیلم سینمایی را Volker Schlöndorff کارگردانی کرد و هارولد پینتر، برندهی جایزهی نوبل، فیلمنامهنویس کار بود. این اثر اقتباسی به اندازهی سریال موفق نبود و خود اتوود نیز از آن رضایت نداشت.
یکی از مهمترین جملات سریال، جملهای لاتین است که اولینبار جون آن را درون کمد اتاقش میبیند که ندیمهای پیش از او آن را روی چوب حک کرده و این جمله به شعار مقاومت او بدل میشود و بعدتر نیز بارها در داستان تکرار میشود:
«Nolite te bastardes carborundorum» نگذار حرامزادهها خردت کنند.
یکی دیگر از دیالوگهای ماندگار را فرمانده واترفورد میگوید که جملهاش چکیدهی منطق قدرت در نظامهای سرکوبگر است:
«Better never means better for everyone. It always means worse, for some.» بهترشدن اوضاع هیچوقت به این معنی نیست که اوضاع برای همه بهتر میشود. همیشه به این معنی است که اوضاع برای بعضیها بدتر خواهد شد.
سریال سرگذشت ندیمه یکی از تحسینشدهترین سریالهای دههی ۲۰۱۰ است که کارگردانی و بازیگری درخشان آن توانست دل مخاطبان و منتقدان را به دست آورد. اگرچه فصلهای پایانی آن با نقدهای زیادی روبهرو شد نمیتوان این ضعف را به شکل اقتباسی بروس میلر نسبت داد. چراکه میلر از فصل دوم به بعد جهانی مستقل از کتاب میآفریند. اگر بخواهیم اثر را از منظر یک بازآفرینی مستقل نگاه کنیم، سریال سرگذشت ندیمه یکی از موفقترین آثار اقتباسی در میان سریالهای تلویزیونی بوده و نقدهای آن بیشتر به پیشروی روایت و شخصیتپردازی معطوف میشود. از طرفی اثر اجتماعی و فرهنگی سریال از کتاب در زمان انتشارش بسیار بیشتر بود و بسیاری از مخاطبان پس از تماشای سریال به سراغ رمان اتوود رفتند و همین نکته نیز یکی دیگر از موفقیتهای سریال است.
در هیاهوی دنیا امروز، دسترسی آسان به کتابها فرصتی گرانبهاست. طاقچه این امکان را برای شما فراهم کرده تا در هر لحظه و هر کجا که هستید، به دنیای بیپایان داستانها و دانش سر بزنید. کافی است سری به سایت خرید کتاب طاقچه بزنید، کتاب موردنظرتان را پیدا کرده و بیدرنگ مطالعه را آغاز کنید. طاقچه، کتابخانهای همیشه همراه، درست در جیب شما!
دانلود کتاب از اپلیکیشن طاقچه