
داستان طاقچه
داستان طاقچه خیلی قبلتر از انتشار اولین نسخهاش شروع شد. اوایل سال ۱۳۹۰ بود و شرکت «حصین» تازه وارد عرصهی نرمافزارهای موبایل و کارهای استارتآپی شده بود. در آن سالها فضای استارتآپی در ایران مثل کودکی نوپا بود و همه چیز غریب و ناآشنا به نظر میرسید.
روزی که طاقچه متولد شد
زمستان ۱۳۹۱ بحث راهاندازی نرمافزاری برای انتشار قانونی کتاب دیجیتال روی دستگاههای هوشمند مطرح شد. جمعبندی در مورد اینکه در نهایت باید چه کرد و چطور باید پیش رفت، چندان روشن نبود؛ اما مفهوم «استارتآپ ناب» میگفت در چنین شرایطی باید یک نسخهی اولیه ساخت و بر اساس بازخورد کاربران دربارهی ادامهی مسیر تصمیم گرفت.
بالاخره در یک روز گرم شهریور ۱۳۹۲ نسخهی صفر اپلیکیشن منتشر شد. اسم اولیهی اپلیکیشن «کتاب من» بود. تیم هنوز کامل نشده بود و چالش بزرگ دیگری هم مانع پیشرفت کار میشد: جلب اعتماد ناشرها. کتاب الکترونیکی هنوز مفهوم تازه و غریبی بود و بسیاری از ناشرها اعتماد نمیکردند کتابهایشان را در اختیار چند جوان ناآشنا بگذارند.
کار به جایی رسید که بچههای تیم حاضر شدند نرمافزارشان را به یک پخشکنندهی کتاب بفروشند؛ به شرطی که آن پخشکننده بتواند فقط کتابهای ۱۵ ناشر ممتاز را به مجموعه اضافه کند. البته او نتوانست! در همین روزها بود که تیم تصمیم گرفت اسم محصول را تغییر بدهد و بگذارد «طاقچه».
این تغییر اسم فقط یک تصمیم ظاهری نبود. انتشار کتاب فارسی روی نرمافزاری با نامی انگلیسی چندان دلچسب به نظر نمیرسید. اسم تازه، آشناتر بود و حسی خاطرهانگیز داشت. طاقچه همان جایی بود که آدمها چیزهای مهم و دمدستیشان را روی آن میگذاشتند؛ چیزهایی که میخواستند همیشه نزدیکشان باشد. چیزهای مهمی مثل کتاب.
اولین قدمها
در بهار ۱۳۹۳، با تلاشهای زیاد، چند ناشر بزرگ به طاقچه پیوستند و گروه به این نتیجه رسید که باید با تمرکز و توان بیشتری وارد بازار شود. اینجا بود که طاقچه به یکی از سرشاخههای اصلی شرکت تبدیل شد و تیم مستقلی برایش شکل گرفت.
جوانی که بهصورت پارهوقت برای جذب ناشران تلاش میکرد و دو دانشجوی کامپیوتر، که یکی تحصیلاتش را در دانشگاه ایتیاچ زوریخ تمام کرده بود و دیگری در ایران، هستهی اولیهی تیم مستقل را شکل دادند. در کمتر از سه ماه تعداد اعضای گروه از دو و نیم نفر به شش نفر رسید. کارها تخصصی شد و تیمهای مجزایی شکل گرفت: فنی، تبدیل، تأمین محتوا و مارکتینگ. یکی از شش نفری که به تیم اضافه شد، دانشجوی «علم اطلاعات و دانششناسی» بود و به واسطهی کار روی پایاننامهاش در حوزهی نشر، رابطهی تیم تأمین با ناشران بهتر شد.
تیم تأمین با این انرژی تازه توانست اعتماد ناشرهای بیشتری را جلب کند و کتابهای بیشتری به طاقچه اضافه شود. همزمان تیم فنی هم برای بالا بردن کیفیت، نرمافزار را از ابتدا بازنویسی کرد.
رونمایی رسمی طاقچه
این تلاشهای موازی سرانجام در آبانماه همان سال نتیجه داد و طاقچه در همایش ملی «کتاب الکترونیک» در دانشگاه تهران بهصورت رسمی رونمایی شد. در زمان رونمایی، کتابهای الکترونیکی طاقچه به بیش از ۱۰۰۰ عنوان رسیده بود و بیش از ۲۵ ناشر با طاقچه همکاری میکردند. نرمافزار طاقچه هم به دلیل بازنویسی، از نظر رابط و تجربهی کاربری پیشرفت چشمگیری کرده بود و در مقایسه با نمونههای مشابه، تجربهی روانتر و بهتری در اختیار کاربران میگذاشت.
پس از این رونمایی، روند اتفاقهای خوب ادامه پیدا کرد. هر روز به تعداد کتابها اضافه میشد و ناشران بیشتری همکاری با طاقچه را آغاز میکردند.
رونمایی از کتابخوان الکترونیکی اختصاصی طاقچه
اردیبهشت ۱۳۹۴، در بیستوهشتمین نمایشگاه کتاب، غرفهی طاقچه برگزیدهی بخش رسانههای دیجیتال نمایشگاه شد. پس از این موفقیت و شناختهتر شدن طاقچه، ۴۰ ناشر جدید به مجموعه اضافه شدند و روند رشد فروش کتابها سرعت گرفت. انرژی و انگیزهی تازهای به تیم تزریق شد و همزمان با تلاشهای تیم تأمین محتوا و مارکتینگ، که آن روزها به ۱۵ نفر رسیده بودند، تیم فنی شروع کرد به نوشتن نسخهای کاملا ایرانی از کتابخوان الکترونیکی.
این پروژه یک سال طول کشید و پاییز ۱۳۹۵ از کتابخوان الکترونیکی اختصاصی طاقچه رونمایی شد. این تغییرات به طاقچه کمک کرد تجربهی خواندن کتاب دیجیتال را روانتر، سریعتر و امنتر کند و برای کاربر فارسیزبان، کتابخوانی سازگارتر و راحتتر بسازد.
مسابقههای طاقچه
تمام این تلاشها و کارهای تبلیغاتی برای کتابهای خاص و طرح نوروزی در بهار ۱۳۹۵، روند رشد را ادامهدار کرد. تا اینکه در تابستان ۹۵ طاقچه با همراهی «خندوانه» یک مسابقهی کتابخوانی برگزار کرد. استقبال زیادی از این مسابقه شد و رکوردهایی ثبت شد که بعضیهایشان در تاریخ کتابخوانی کشور کمسابقه بودند.
بعد از این مسابقه، برگزاری مسابقههای کتابخوانی با شیوههای مختلف ادامه پیدا کرد؛ به این امید که مخاطبان گستردهتری لذت خواندن کتاب را تجربه کنند.
شروع یک راه بیپایان
همزمان با این تغییرات، تیم فنی نیز مثل همیشه روی توسعهی محصول متمرکز بود. زمستان سال ۹۵ بخش کتابهای صوتی به طاقچه اضافه شد و کتابها، علاوه بر خواندن، شنیدنی هم شدند. در بهار و تابستان ۹۶ امکانات «کتابگردی»، شبکهی اجتماعی درون اپلیکیشن، گسترش پیدا کرد. علاوه بر امکان پاسخ دادن به نظرات، که از حدود یک سال پیش فراهم شده بود، امکان به اشتراک گذاشتن بریدهی کتاب در خود اپلیکیشن و سایر نرمافزارها هم در اختیار کاربران قرار گرفت.
در پایان سال ۱۳۹۶ و ابتدای سال ۱۳۹۷، بخش «طاقچه بینهایت» یا همان «کتابخانهی همگانی» توسعه پیدا کرد. این بخش برای کسانی بود که میخواستند با هزینهای کمتر، به کتابهای بیشتری دسترسی داشته باشند؛ بخشی برای کرمکتابها و کسانی که از خواندن سیر نمیشوند. بینهایت از همان روزهای اول با ایدهی سادهای شکل گرفت: کتابخانهای اشتراکی که دسترسی به کتاب را آسانتر، گستردهتر و بهصرفهتر کند.
در ادامه، امکانات دیگری هم به سایت و نرمافزار اضافه شد؛ از جمله کتابخوان تحت وب که خواندن کتاب را روی موبایل، رایانه و دستگاههای مختلف سادهتر کرد. طاقچه در این سالها فقط در تعداد کتابها و کاربران رشد نکرد؛ تلاش کرد تجربهی خواندن و شنیدن را هم بهتر کند. چون کار طاقچه فقط رساندن فایل کتاب به کاربر نیست. طاقچه میخواهد جای خالی ویترین جذاب کتابفروشی و کتابفروش کتابخوان را در فضای دیجیتال پر کند؛ کتابها را بهتر معرفی کند، پیشنهادهای دقیقتری بدهد و به کاربر کمک کند کتابی را پیدا کند که به سلیقه، نیاز و حالوهوایش نزدیکتر است.
طاقچه از همان ابتدا پلی میان ناشران و کتابخوانان بود؛ راهی برای دسترسی قانونی به نسخهی دیجیتال و صوتی کتابها. ناشران میتوانند نسخهی الکترونیکی یا صوتی آثارشان را از طریق طاقچه به مخاطبان بیشتری برسانند و کاربران هم میتوانند با خیالی آسوده، قانونی و ساده به کتابها دسترسی داشته باشند. در این میان، طاقچه تلاش میکند هم تجربهی مخاطب را بهتر کند و هم بخشی از دغدغهی عرضه، فروش و دیده شدن کتاب را از دوش ناشران بردارد.
چند دقیقه هم برای خواندن کافی است
در ادامهی مسیر طاقچه برای نزدیکتر کردن کتاب و متن به زندگی روزمرهی مخاطبان، بخش تازهای با نام «نوشته» به طاقچه اضافه شد. نوشته برای خواندن متنهای کوتاه طراحی شده است؛ جایی برای مقالهها، جستارها، داستانهای کوتاه و مطالب مستقلی که میشود آنها را در زمان کم خواند و با خود برد.
اگر کتابهای بلند همراه روزهای خلوتتر ما هستند، نوشتهها برای فاصلههای کوتاه میان کار، مسیر، استراحت و زندگی ساخته شدهاند؛ برای وقتی که چند دقیقه وقت داریم و میخواهیم چیزی بخوانیم، فکر کنیم یا با متنی تازه روبهرو شویم.
نوشته تجربهی مطالعه در طاقچه را گستردهتر کرد. کاربران دیگر فقط به کتابهای کامل محدود نیستند و میتوانند متنهای کوتاهتر و متنوعتری را هم در طاقچه بخوانند؛ متنهایی که گاهی در چند دقیقه تمام میشوند، اما میتوانند فکر تازهای را شروع کنند. این بخش هم در ادامهی همان ایدهی قدیمی طاقچه شکل گرفت: اینکه کتاب و خواندن باید بیشتر در دسترس باشد؛ سادهتر، نزدیکتر و هماهنگتر با زندگی امروز.
پیوستن نوار به طاقچه
سالها بعد از اضافه شدن کتابهای صوتی به طاقچه، قدم تازهای در مسیر شنیدنیتر شدن کتابها برداشته شد: نوار به طاقچه پیوست. نوار یکی از نامهای شناختهشدهی کتاب صوتی در ایران است؛ پلتفرمی که کتابها، پادکستها و محتوای شنیدنی را با صدای گویندگان حرفهای در اختیار مخاطبان قرار میدهد و کمک میکند در شلوغی زندگی امروز هم از کتاب دور نمانند.
با پیوستن نوار، جهان صوتی طاقچه گستردهتر شد و کاربران به مجموعهی بزرگتری از کتابها و محتوای شنیدنی دسترسی پیدا کردند. این اتفاق برای طاقچه فقط اضافه شدن یک مجموعهی صوتی نیست؛ ادامهی همان راهی است که از ابتدا با رؤیای دسترسپذیرتر کردن کتاب شروع شد.
حالا کتاب میتواند بیش از قبل با زندگی روزمره همراه شود؛ در مسیر رفتوآمد، هنگام پیادهروی، سفر، کارهای خانه یا پیش از خواب. پیوستن نوار به طاقچه یعنی یک قدم دیگر برای اینکه کتاب، چه خواندنی و چه شنیدنی، بیشتر در لحظههای زندگی مردم و کتابخوانها حضور داشته باشد.
راهی که ادامه دارد
طاقچه در این سالها از یک ایدهی اولیه و تیمی کوچک شروع شد و به مجموعهای بزرگتر، متنوعتر و اثرگذارتر رسید؛ مجموعهای که همچنان در حال تغییر، یادگیری و ساختن است. آدمهای زیادی در این مسیر همراه شدند و هر کدام به شکلی برای رسیدن طاقچه به اینجا تلاش کردند: از تیمهای فنی و محصول گرفته تا تأمین محتوا، مارکتینگ، پشتیبانی، ناشران، گویندگان، نویسندگان، مترجمان و البته کتابخوانهایی که با خواندن، شنیدن، نظر دادن و پیشنهاد دادن، این مسیر را زنده نگه داشتند.
داستان طاقچه داستان یک فرد نیست؛ داستان تکتک این آدمهاست. داستان تیمی است که از ابتدا میخواست کتاب را در دسترستر کند و هنوز هم همین راه را ادامه میدهد. طاقچه میخواهد خواندن و شنیدن را سادهتر کند، دسترسی قانونی به کتابها را گسترش دهد و سهمی در افزایش مطالعه و آگاهی داشته باشد.
این راه هنوز تمام نشده است. هر کتاب تازه، هر صدای تازه، هر نوشتهی کوتاه و هر تجربهی بهتر برای خواندن و شنیدن، ادامهی همان داستان است؛ داستان طاقچه، داستان راهی که همچنان ادامه دارد.



