با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سیدارتها

دانلود و خرید کتاب سیدارتها

یک شعر هندی

۴٫۳ از ۲۲ نظر
۴٫۳ از ۲۲ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سیدارتها  نوشته  هرمان هسه  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب سیدارتها

«سیدارتها» یا «سیذارتا» اثر نویسنده آلمانی- سوییسی برنده نوبل ادبیات، هرمان هسه است. هسه پس از مدتی نویسندگی از زندگی خودش، به نوشتن تمثیلی روی آورد و با زبانی تمثیلی داستان‌هایی درباره خودشناسی نوشت.

قهرمان اغلب داستان‌های هسه شخصی است در جست‌وجوی خویش و در پی یافتن بهترین راه زندگی و سازگاری با عالم هستی. هرمان هسه را می‌توان جوانی جاودانه دانست، در سفر به سوی حقیقتی همیشه پرسش‌انگیز.

«سیدارتها» داستان تحول معنوی یک مرد هندی برهمن است که در دوران هند باستان و همزمان با بودا زندگی می‌کند.

سیدارتها پسر برهمنی است که از درس‌های پدر و فرهیختگان دیگر دین، روحش ارضا نمی‌شود و آرامش به دست نمی‌آورد و برای یافتن خودش تلاش می‌کند.

او پی می‌برد که آموزش کافی نیست و باید خودش جست وجو کند و راه را طی کند تا بتواند بر خود چیره شود.

سیدارتها پس از سال‌ها ریاضت، زندگی مادی را هم تجربه می‌کند و می‌فهمد که زندگی‌اش را بیهوده سپری کرده برای همین تصمیم می‌گیرد به به زندگی‌اش خاتمه دهد اما ناگهان به یاد کلامی در دعای برهمنان می‌افتد که او را به ادامه راه و رسیدن به کمال فرا می‌خواند. او خود راه رستگاری را پیدا و مراحل سیر و سلوک را طی می‌کند:

«اکنون به انسان‌ها به چشم دیگری می‌نگریست. رفتارش چون گذشته هوشمندانه و توأم با غرور نبود. درعوض گرم‌تر بود و کنجکاوانه‌تر و در کارشان سهم‌جوتر. وقتی مسافران عادی را ــ از جاهلان، سوداگران، سپاهیان یا زنان ــ به آن‌سو می‌برد، دیگر آن‌ها را چون گذشته با خود بیگانه نمی‌شمرد، احوالشان را درک می‌کرد و خود را در زندگی‌شان ــ که در پرتو فکر و بصیرت نظام نمی‌یافت، بلکه به حکم غرایز و خواهش‌ها شکل می‌گرفت ــ سهیم می‌شمرد و احساس می‌کرد خود نیز یکی از آن‌هاست.»

هرمان هسه در «سیدارتها» نشان می‌دهد که انسان راه خودشناسی را باید خودش پیدا کند و تمام جست وجوی انسان در جهت یافتن خود است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۴)
Sajjad
۱۳۹۹/۰۴/۰۹

این یکی از بهترین‌ کتاب‌هایی است که می‌توانید در عمرتان بخوانید و قادر است که نگاه‌ شما را به زندگی عوض کند. از دست ندهید و زودتر بخوانیدش ولی با تامل و تمرکز و حوصله.

𝓷𝓮𝓰𝓪𝓻
۱۳۹۹/۰۲/۲۹

تحول امری درونی سیدارتا خانه پدری را برای کشف حقیقت ترک می‌کند و پای در مسیر رهایی می‌گذارد. وی در این مسیر به گفتگو با افراد مختلف از هر قشر و مذهبی می‌پردازد تا به حقیقت وجود خود پی‌ببرد و به

- بیشتر
alireza khosravi
۱۳۹۹/۰۱/۱۹

سومین کتابی بود که از هسه میخواندم و در یک کلام بینظیر

Dana far
۱۳۹۸/۰۸/۰۴

یکی از بهترین داستانهاس هرمان هسه با بهترین ترجمه 👌🌻

حسین فرهمند
۱۳۹۸/۱۲/۲۸

کتابی معناگرا با محوریت خودشناسی در تلاش برای رسیدن به کمال

ماهی
۱۳۹۹/۰۵/۰۲

درباره فراز و نشیب زندگی سیدارتهاست که چطور همه نوع زندگی رو تجربه می‌کنه تا به نیروانا برسه

ترانه
۱۳۹۹/۰۶/۲۸

در توانمدی هرمان هسه در داستان‌پردازی شکی نیست اغلب نوشته‌هایش جداب و پر از مفهوم و آموزه اند ترجمه حبیبی هم بی‌نظیر است، ادیبانه و در عین حال روان و بدون سکته

کاربر ۸۱۷۹۳۱
۱۳۹۹/۱۱/۲۸

خوب بود

AS4438
۱۳۹۹/۱۲/۱۹

عالی، کم نظیر.

امیرحسین
۱۴۰۰/۰۳/۰۹

فوق العاده جذاب و خواندنی ترجمه سروش حبیبی هم خیلی خوبه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۲)
مسافر گفت: «تو زندگی زیبایی برای خود برگزیده‌ای! وه که چه زیباست به‌سربردن در کنار این آب و حرکت‌کردن بر آن!»
آنِه
«این‌که من دربارهٔ خود هیچ نمی‌دانم و سیدارتها برایم چنین بیگانه و ناشناخته مانده است علتی دارد، علتی یگانه، و آن این است که من از خود می‌ترسیدم و از خود می‌گریختم! من آتمان را می‌جستم و در پی وصال برهمن بودم. می‌خواستم "منِ" خویش را پاره‌پاره کنم و بشکافم و پوسته‌های بسیار آن را یک‌یک بگشایم تا در درونی‌ترین کنج ناشناختهٔ آن، مغز همهٔ پوسته‌ها را بیابم که آتمان است و زندگی است و خدای‌گونگی است و بعد از آن هیچ نیست. اما دریغ که خودم را در این سلوک از دست دادم.»
پرویز
نوشتن نیکوست، اما نه به اندازهٔ اندیشیدن؛ خردمندی ارزنده است، اما نه به قدر شکیبایی!
پرویز
غسل نیکو بود، اما آبْ پلیدی گناه را نمی‌شست و جان تشنه را سیراب نمی‌کرد و دل را از وحشت آزاد نمی‌ساخت. نثار قربانی و سرِ نیاز بر آستان ایزدان سودن خوب بود، اما کار کجا به این تمام می‌شد؟ قربانی کجا مفتاح سعادت بود؟
پرویز
یک پروتستان راستین همان‌قدر از گردن‌گذاری بی‌قیدوشرط به مسلک خود بیزار است که به دیگر مسلک‌ها، زیرا طبع معترضش تحول را بر رکود برمی‌گزیند. گمان می‌کنم که از این نظر بودا خود پروتستان به شمار می‌آید.»
MEHRAN
اما چه راه غریبی است این راه و چه پیچاپیچ است مسیرش و چه‌بسا که بر دایره‌ای دور بگردد! اما هر طور که می‌خواهد باشد و به هرجا که می‌خواهد برود؛ من گام از آن بیرون نخواهم گذاشت!»
:: On ::
باید توجه داشت که در پایان داستان
پرویز
بسیاری دانشش، فراوانی اوراد مقدس، قواعد نثار قربانی و افراط در تلاش و تن‌آزاری، همه و همه، او را از توفیق بازمی‌داشت. سرش همه غرور بود، زیرا همیشه یک قدم از دیگران پیش بود، همیشه هوشمندترین و پرهمت‌ترین، همیشه داناترین و اندیشمندترین، همیشه روحانی و حکیم. منِ او در این روحانیت و در غرور و در اندیشمندی فراخزیده و ریشه‌گیر شده بود و می‌بالید، حال آن‌که او می‌پنداشت می‌توان آن را با روزه‌داری و تن‌آزاری کشت.
حسین فرهمند
می‌دید که خردمندی هیچ نیست مگر آمادگی روح آدمی و توانایی و هنری مرموز، بدین معنا که انسان هرلحظه، در عین تلاش زندگی، به اصل وحدت آگاه باشد و آن را در دل احساس کند و همچون نفس در سینه فروبدمد و به آن زنده باشد
حسین فرهمند
«چه خوب که انسان آنچه را باید بداند خود به‌تجربه دریابد. وقتی کودکی خردسال بیش نبودم، آموختم که لذایذ دنیوی و ثروت راه به رستگاری نمی‌برد. این را از مدت‌ها پیش می‌دانستم، اما تازه امروز حقیقت آن را دریافتم. امروز است که آن را به‌راستی می‌دانم. این دانش از راه حافظه یافتنی نیست، راه آن راه چشم است و راه دل و راه شکم، و زهی سعادت که به این بصیرت دست یافته‌ام.»
:: On ::

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۴/۱۰
تعداد صفحات۱۷۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۴/۱۰