با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مرد نخستین؛ زندگی‌نامه‌ی پروفسور سیدمحمود حسابی

دانلود و خرید کتاب مرد نخستین؛ زندگی‌نامه‌ی پروفسور سیدمحمود حسابی

۴٫۴ از ۴۸ نظر
۴٫۴ از ۴۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مرد نخستین؛ زندگی‌نامه‌ی پروفسور سیدمحمود حسابی  نوشته  محمود اکبرزاده  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مرد نخستین؛ زندگی‌نامه‌ی پروفسور سیدمحمود حسابی

کتاب «مرد نخستین» زندگی‌نامه‌ی داستانی پروفسور سیدمحمود حسابی (۱۲۸۱-۱۳۷۱)، فیزیک‌دان، سیاست‌مدار، نخستین رئیس دانشکده فنی دانشگاه تهران و بنیان‌گذار فیزیک دانشگاهی ایران است. محمود اکبرزاده این اثر را دو بار و از دو نگاه بازنویسی کرده است؛ یک بار از نگاه فرزند پروفسور حسابی و بار دیگر از نگاه یک قصّه‌نویس:

«محمود چهار ساله بود و محمد [برادرش] پنج ساله که پدر بزرگ‌شان آقای علی حسابی (ملقب به حاج یمین‌الملک یا معزالسلطان که مدتی کنسول ایران در روسیه و بعد در بغداد بود) مأموریت جدید خود یعنی سرکنسولی ایران در شامات (سوریه، لبنان و اردن) را به پسرش معزالسلطنه سپرد. بدین ترتیب معزالسلطنه سفیر کبیر ایران در دولت عثمانی شد و موظف شد به سرعت خودش را به بغداد برساند. سفر ناگهانی خانواده به بغداد، همه‌ی برنامه‌های زندگیشان را تغییر داد. باید با اسب و قاطر و گاری سفر می‌کردند و به سختی خودشان را به پایتخت عثمانی می‌رساندند و چون هر روز ده یازده کیلومتر بیش‌تر پیش نمی‌رفتند، سفر خسته کننده‌شان حدود یک سال طول کشید. خانواده‌ی حسابی یک سال هم در بغداد ماندند و بعد عازم شامات، محل اصلی مأموریت پدر محمود شدند و در بیروت سکونت گزیدند. سال اول، سال خوبی بود و بچه‌ها در کنار پدر و مادر زندگی آرام و راحتی داشتند. اما به زودی پدر شروع به نامه‌نگاری کرد تا راهی پیدا کند و به ایران باز گردد و پست و مقام مهم‌تری بگیرد. این تلاش‌ها به زودی نتیجه داد و معزالسلطنه به گوهرشاد خانم گفت: کارمان درست شد. باید برگردیم، ولی بهتر است بچه‌ها را همین‌جا به دایه بسپاریم. این‌جا ماندن برایشان بهتر است.

- چرا؟

- این‌جا به اروپا نزدیک‌تر است و امکانات تحصیلی خوبی هم دارد. می‌خواهم بچه‌ها با علوم روز آشنا شوند.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۵)
محمد جواد مرادی مهنه
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

من بخشی از این کتاب رو خوندم و عاشقش شدم ما باید با الگو قرار دادن بزرگانی چون پرفسور راه را برای خود هموار کنیم و از تجربیات ایشان کمک بگیریم

M.H💎
۱۳۹۹/۰۹/۲۸

بسیار عالی بود👏👏 من که خیلی خوشم اومد و دکتر حسابی رو بیشتر شناختم ❤️عالی بود حتما پیشنهاد میدم💎

mahla rezai
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

خیلی عالیییییی هست واقعا به وجود دکتر حسابی افتخار میکنم ایشان از هر نظر عالی بودن

کاربر ۲۷۲۵۹۷۰
۱۳۹۹/۱۰/۲۰

من به شخصه وقتی خواندم به خودم می بالیدم که یک مرد ایرانی انقدر معروف و قوی باشه،هرچقدر بخونید کمه واقعا،بیشتر تاسیسات را ایشان انجام دادن به همراه مانع های مختلف،روحت شاد ای بزرگ مرد فراموش نشدنی

abuzeinab
۱۳۹۹/۱۰/۱۹

کتاب مناسب است برای رفقایی که چند وقته حس تنبلی و بی بخاری در خودشون میینند

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷)
«مهندسی که دست خودش به کار عادت نکرده و فقط علوم نظری آموخته باشد مهندس نیست و زیر دست کارگری که کار بلد است قرار می‌گیرد. اگر می‌خواهید در کلاس‌های من شرکت کنید، باید کار عملی هم یاد بگیرید.»
gharibimohammad
همسر جدید برای فراهم کردن زمینه‌ی این نزدیکی، شرطی هم گذاشته بود، شرط او این بود که پدر محمود خرجی خانواده‌اش را قطع و آن‌ها را از منزل سفارتی بیرون کند. معزالسلطنه، سرانجام به این پیشنهاد تن داد و با این تصمیم وحشت‌ناک او محمود و برادر و مادرش در فقر و تنگ‌دستی فرو رفتند؛ اما گوهرشاد، که مادری فداکار و متدین و با همت بود، تصمیم گرفت، به رغم همه سختی‌ها، به هر ترتیبی که شده، بچه‌هایش را بزرگ و به بهترین شکلی تربیت کند و چنین بود که محمود در دامان این مادر فاضله، قرآن کریم و دیوان حافظ ۲ را خواند و از بر کرد. بعد بخشی از گلستان و بوستان سعدی ۳ را حفظ کرد و سپس منشأت قائم مقام ۴ و مثنوی معنوی مولانا ۵ و شاهنامه‌ی فردوسی ۶ را آموخت، به گونه‌ای که قبل از ورود به مدرسه، بسیاری از درس‌هایی را که باید در مدرسه می‌آموخت، از مادر خود آموخته بود. در این بین، تنها کسی که به این خانواده‌ی مظلوم و درمانده کمک می‌کرد و همچون فرستاده‌ای از سوی خداوند به داد آن‌ها می‌رسید حاج علی، مستخدم سفارت بود. مادر محمود توانست با کمک او دو فرزندش را در مدرسه‌ی فرانسوی بیروت نام‌نویسی کند. این مدرسه را کشیش‌های فرانسوی اداره می‌کردند و تنها مدرسه‌ای بود که در آن از دانش‌آموزان شهریه نمی‌گرفتند.
مادر بزرگ علی💝
مگر وظیفه‌ی من این است که شاگردان امریکایی و اروپایی را باسواد کنم؟ آن‌ها به اندازه‌ی کافی برای خودشان استاد دارند. دیدم وظیفه‌ی من این است که به ایران برگردم و با شاگردان ایرانیم که درس نمی‌خوانند دعوا کنم، خصوصا اگر که تفرشی باشند. دیدم وظیفه‌ام این است که به آن‌ها بگویم شما چیزی کم‌تر از خارجی‌ها ندارید.»
gharibimohammad
بعدها یکی از هم‌کلاسی‌هایش از او پرسید: «چرا به حرفه‌ی پزشکی نپرداختی؟» محمود با اندکی مکث، آرام و متفکرانه پاسخ داد: پزشکی هیچ فرمولی نداشت که کنجکاوی مرا ارضا کند.
Mhb
دانشجویی گفت: «ببخشید، استاد! آیا صحت دارد که امتحان به صورت «کتاب باز» است؟» دکتر گفت: «بله، می‌توانید به کتاب‌تان مراجعه کنید.» بعد دکتر دو سه سئوال از آن دانش‌جو پرسید. دانش‌جو هم با مراجعه به کتاب جواب سئوال‌ها را داد و انتظار قبولی داشت، اما دکتر به او گفت: «جواب سئوال‌ها را دادید، ولی نمره‌تان خوب نیست و این جوری نمی‌توانید از رشته‌ی فیزیک فارغ‌التحصیل بشوید.» دانش‌جو پرسید: «چرا آقای دکتر؟» استاد گفت: «شما فقط فرمول‌هایی را که حفظ کرده بودید یا در کتاب می‌دیدید تکرار کردید، در حالی که باید به ریشه‌ی مسائل پی ببرید و این چیزی نیست که با حفظ کردن فرمول عملی بشود.» دانش‌جو به حقیقت ژرفی که دکتر بیان می‌کرد اعتراف کرد و به زودی جزو شاگردان ممتازی شد
Mhb
«اول این که من در مقام یک ایرانی، هیچ‌وقت به ذهنم نرسیده بود که به زبانی غیر از زبان مادری تدریس کنم. دوم این که هیچ‌کدام از کشورهایی که استادانشان به زبان انگلیسی یا فرانسه تدریس می‌کنند، زبانشان قدمت زبان فارسی را ندارد، زبان ما هفت هزار سال سابقه‌ی تاریخی دارد.»
gharibimohammad
وارد کردن کالایی مثل اتومبیل پیکان از انگلستان و مونتاژ آن، تربیت و عادت صنعتی شدن را به وجود نمی‌آورد، بلکه باعث افت کیفیت می‌شود.
gharibimohammad

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۷/۱۵
تعداد صفحات۱۰۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۷/۱۵