ولگردان و داستان‌های دیگر
۴٫۲از ۶ نظر

دانلود کتاب ولگردان و داستان‌های دیگر

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
۴٫۲از ۶ نظر
۴٫۲از ۶ نظر
۴٫۲از ۶ نظر
دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ولگردان و داستان‌های دیگر

«ولگردان و داستان‌های دیگر» نوشته ماکسیم گورکی(۱۹۳۶-۱۸۶۸)، نویسنده روس است. این کتاب دربردارنده ۱۶ داستان کوتاه از این نویسنده برجسته ادبیات روس است.

در بخشی از داستان «در استپ» که از داستان‌های مشهور گورکی است می‌خوانیم:

ما سه نفر بودیم، ارتباط ما، به سابقه‌یی طولانی بستگی نداشت. در یکی از میخانه‌های «خرسون» واقع در سواحل رود «دنی پر» به یکدیگر برخوردیم؛ و این ارتباط شروع شد: یکی از ما سربازهنگ راه‌آهن بود، زیرا سابقآ نزدیک «ورشو»، به نگاهبانی راه اشتغال داشت؛ او مردی درشت اندام، دارای رنگی سرخ و دیدگانی آرام و تودار بود. آلمانی حرف می‌زد و از وضع زندان‌ها کاملا آگاه بود. هر یک از ما دلایل قاطعی داشت که به یادآوری روزگار گذشته خویش علاقه فراوانی ندارد. همین امر موجب اعتماد و پیوستگی ما به یکدیگر گردیده بود. ظاهرآ چنین می‌پنداشتیم که به هم اطمینان داریم، ولی باطنآ هیچ یک از ما به خودش هم اعتماد نداشت.

رفیق دیگرمان مردکی لاغر و دارای لب‌هایی نازک بود که پیوسته آنها را به یکدیگر می‌فشرد تعریف می‌کرد که سابقآ دانشجوی دانشکده مسکو بوده است. سرباز و من گفته او را بدون چون و چرا پذیرفتیم.

درحقیقت سرباز یا دزد یا کارآگاه بودن او در ایام گذشته، آن زمان در نظر ما کاملا یکسان می‌نمود. زیرا از گرسنگی رنج می‌کشید؛ در شهرها توجه پلیس را به خود جلب می‌کرد و در روستاها مورد بدگمانی دهاتی‌ها قرار می‌گرفت، از پلیس و دهاتی متنفر بود، و نسبت به آنها کینه‌ای مثل کینه حیوان ناتوان و خسته و گرسنه‌یی داشت.

سومین نفر من بودم. در سایه همین فروتنی، که از زمان کودکی همواره نقطه ضعف من بوده است. از خصال خود، حتی یک کلمه هم برای شما تعریف نخواهم کرد و چون نمی‌خواهم مرا ضعیف‌النفس بشمارید، درباره خطاهای خود سکوت اختیار می‌کنم.

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
درود بر جنون شجاعان. جنون شجاعان عقل و تدبیر زندگی است: ای شاهین بی‌پروا، تو در جنگ با دشمنان خود، خونت را از کف دادی... اما زمانی فرا خواهد رسدی که قطره‌های خون تو، مانند جرقه‌های گرم و سوزان، در تاریکی‌های زندگی شعله‌ور خواهند شد: وای بسا دل‌های تشنه آزادی و حقیقت را نورانی خواهند کرد. بمیر!... تو در سرود دلیران و نیرومندان، عبرت و سرمشق جاندار و بانک فاتحانه آزادی و حقیقت خواهی بود. درود بر جنون شجاعان!...
mhtb
زنجره‌ها صدا می‌کنند. گویی هزاران هزار تار فولادین میان برگ‌های انبوه زیتون‌ها کشیده‌اند، باد برگ‌های زبر را تکان می‌دهد، برگ‌ها به آن تارها می‌خورند و این برخوردهای سبک و دائمی، تمام فضا و هوای داغ را پر از آن صداهای سکرآور می‌کند. این هنوز موسیقی نیست، اما چنین به نظر می‌رسد، که دست‌های نامریی، صدها عود و ارغنون غیبی و ناپیدا را کوک می‌کنند و انسان با نهایت بی‌صبری انتظار می‌کشد، که هر آن لحظه سکوت کامل فرا رسد، پس از آنهم آهنگ سرود ستایش خورشید و آسمان و دریا به وسیله دسته سازهای سیمی نواخته شود.
☽ოყ♡ოσσŋ☾
پاروها را برداشت و بانگ زد: ـ گویدو! مواظب خودت باش،
☽ოყ♡ოσσŋ☾
پدرم وقتی که به هوش آمد، نگاهی به طرف ساحل نمود و گفت: ـ فرزند، قضیه بسیار مهم و خطرناک است!
☽ოყ♡ოσσŋ☾

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۶۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۱۰/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۸۲-۳ ‬‬‬
تعداد صفحات۳۶۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۵,۰۰۰تومان
نوع فایلePUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۱۰/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۸۲-۳ ‬‬‬