با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
گزیده اشعار نیما یوشیج: به انضمام زندگینامه و کتابنامه

دانلود و خرید کتاب گزیده اشعار نیما یوشیج: به انضمام زندگینامه و کتابنامه

۴٫۲ از ۵ نظر
۴٫۲ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب گزیده اشعار نیما یوشیج: به انضمام زندگینامه و کتابنامه  نوشته  نرگس  علی مردانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب گزیده اشعار نیما یوشیج: به انضمام زندگینامه و کتابنامه

نیما یوشیج(۱۳۳۸-۱۲۷۴)، شاعر نوپرداز معاصر و بنیانگذار شعر نو فارسی است و در این کتاب نرگس علی مردانی( -۱۳۵۷)، پژوهشگر ادبی، در این کتاب، گزیده‌ای از سروده‌های نیما یوشیج را به همراه چکیده‌ای از زندگینامه و آثار وی گردآوری کرده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«شعر فارسی از دیرباز به عنوان کلامی مخیل (خیال انگیز) و موزون یعنی دارای وزن و قیافه تعریف می‌شد. اما پس از انقلاب مشروطه و آغاز عصری نو در جامعه ایران و تشدید رابطه بین ایران و سایر دول مترقی آن عصر (اواخر قرن ۱۳ شمسی) تمام روابط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران دچار دگرگونی عمیقی شد. حیطه ادبیات فارسی نیز از این دگرگونی برکنار نماند. شعر فارسی که تا آن هنگام در مصراع‌ها با طول مساوی و با قافیه و ردیف موزون و آهنگین خوانده می‌شد به تدریج با الگوگیری شاعران نوگرا از شعر آزاد فاقد قافیه که توسط شعرای غربی بخصوص فرانسوی باب شده بود دچار تحول گردید.

موج جدید به شعر نو شهرت یافت و اولین کسی که شعر نو ایران را بعد از انقلاب مشروطه پایه گذاری کرد، نیما یوشیج بود. او گرچه وزن شعر را حفظ کرد اما از قید قافیه آزاد ساخت.

نیما از نظر تخیل و اندیشه، ‌قوی ترین شاعر معاصر به شمار می‌آید با یک بار خواندن نمی‌توان تصاویر شعر نیما را دریافت. و در شعر نیما، اشیاء شخصیت می‌یابند، مجاز عقلی فراوان و سمبل‌ها بی‌شمارند. شعر نیما از تصویر برخوردار است و پیامی انسان دوستانه دارد. اسطوره‌ها و افسانه‌های قدیمی در شعر نیما جایگاه ویژه‌ای دارند بگونه‌ای که افسانه‌های قدیمی ایرانی و خارجی و داستان‌های خارجی دستمایه‌های مناسب برای سرودن شعر نو توسط نیما بوده است.

شعر نو نیما اولین بار در سال ۱۳۰۱ با انتشار شعر افسانه و در سال ۱۳۱۶ با شعر ققنوس بروز و شهرت یافت.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۵/۱۱

کتاب شصت و ششم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی کتاب خوبی است ولی حذفیات زیاد داره متاسفانه. ولی با این وجود ، خواندن اشعار نیما لذت بخش هستش. ۱۲ بریده از کتاب به اشتراک گذاشتم برای دوستان.

A_
۱۳۹۷/۰۶/۲۴

کوچیکتر که بودم، یه کتاب شعر نیما بین کتابا و مجله های مامانم پیدا کرده بودم و همینجوری شروع کردم به خوندن اون شعرها. تو همون عالم بچگی عاشق شعراش شدم. به قدری فوق العاده بودن که هر چقدر میخوندم

- بیشتر
merida
۱۳۹۷/۰۵/۱۲

میگفت : مرغ آمین درد آلودیست کاواره بمانده ، رفته تا آن سوی این بیداد خانه باز گشته ، رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب دانه ، نوبت روز گشایش را در پی چاره بمانده ، میشناسد آن نهان

- بیشتر
مجید
۱۳۹۶/۱۰/۱۵

در دیاری که در ان نیست کسی یار کسی کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۹)
همه گفتند مرو، او نشنید
سیّد جواد
ترا من چشم در راهم شباهنگام که می‌گیرند در شاخ " تلاجن " سایه‌ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛ ترا من چشم در راهم. شباهنگام، در آندم که بر جا درّه‌ها چون مرده ماران خفتگانند؛ در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام گَرَم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم، ترا من چشم در راهم.
سیّد جواد
گاه از گریه، رخان تر داری؟
سیّد جواد
من ندانم با که گویم شرح درد: قصه‌ی رنگ پریده، خون سرد؟ هر که با من همره و پیمانه شد، عاقبت شیدا دل و دیوانه شد. قصه‌ام عشاق را دلخون کند، عاقبت، خواننده را مجنون کند... آتشِ عشق است و گیرد در کسی کاو زِ سوز عشق، می‌سوزد بسی.
سیّد جواد
بگذرد ایام عشق و اشتیاق. سوز خاطر، سوز جان، ‌ درد فراق،
سیّد جواد
بیچاره خرک، دید در آن گوشه‌ی دشت فیل آمد و آسان ز سرِ آب گذشت دانست چو در پی سبب جستن شد سنگینی او باعث بگذشتن شد. یک روز که بار او بسی بود وزین افتاد در آب و بود غافل از این اول بارش ربود آن سیل مدید و آنگه وی را فکند و در ورطه کشید. گفت: اَر بَر هم، بیایم از آب مفر فیلی نکنم، هم آنچنان باشم خر. از بار وزین کس نجویم سودی سنگینی ذاتی است که دارد بودی.
سیّد جواد
آفت جان من آخر عشق شد! علت سوزش سراسر عشق شد! هر چه کرد این عشق آتشپاره کرد. عشق را بازیچه نتوان فرض کرد.
سیّد جواد
یارم در آینه به رخ آرایشی بداد و آمد مرا به گوشه‌ی ایوان خویش جست برداشت همره و سوی صحرا روانه شد آن دم که آن شقایق وحشی، ز کوه رست بنشست بی‌مهارت و مست از غرور خود، با من هر آنچه زد، همه زد لحن نادرست. بیچاره را خبر ز نواهای من نبود، هم نه خبر ز شیوه‌ی آن پنجه‌های سست. آشفته شد که " این چه صدایی ست دلخراش! تو کاینچنین نبودی،‌ای چنگ من، نخست! " من گفتمش که " این نه صدای من است، من خواندم برآن نواخته ات، این صدای تست! "
سیّد جواد
بر سر منبرِ خود واعظِ ده خلق را مسئله می‌آموخت. صحبت آمد ز جهنم به میان که چه آتش‌ها خواهد افروخت تن بد کار چه‌ها می‌بیند آن که عُقبی پی دنیا بفروخت. گوش داد این سخنان چوپانی غصه‌ای خورد و هراسی اندوخت دید با خود سگ خود را بد کار چشم پراشک بدان واعظ دوخت گفت: آنجا که همه می‌سوزند سگ من نیز چو من خواهد سوخت؟
سیّد جواد
نگارینی به رقص قرمزان صبح حیران نشسته در.... * مهوشی
سیّد جواد

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۴۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۴/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۰۰۸۲-۹-۲
تعداد صفحات۳۴۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۹/۰۴/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۰۰۸۲-۹-۲