معرفی زنان رمان نویس معاصر ایرانی

معرفی زنان رمان نویس معاصر ایرانی

۱۳۹۸-۰۷-۲۷ 0 نویسنده حانیه دُرّی
در ۵ دقیقه بخوانید

نویسندگی، جنسیت نمی‌شناسد سال‌هاست که زنان و مردان پا به پای همدیگر دست به قلم می‌برند و شخصیت و داستان خلق می‌کنند. امدت‌‌هاست که زنان پا به عرصه اجتماع، هنر و نویسندگی گذاشته‌اند و آثار شایسته‌ی توجهی را روایت می‌کنند. در این میان رمان‌هایی که نویسنده‌ی زن دارند گاهی از ویژگی‌های خاصی برخوردارند. مهم‌ترین ویژگی این آثار را می‌توان نوشتار زنانه و پرداختن به دغدغه‌های زنان دانست. در این یادداشت چند نویسنده از بهترین زنان رمان نویس معاصر ایرانی و آثارشان را معرفی می‌کنیم.

پیشنهاد می‌کنیم یادداشت «کتاب‌هایی که دنیای زنان را روایت می‌کنند» را هم بخوانید.

 فریبا وفی

فریبا وفی اول بهمن ۱۳۴۱ در تبریز به دنیا آمده و رمان نویسی را از سال‌های نوجوانی شروع کرده است. ابتدا داستان‌هایش در مجلاتی چون: آدینه، دنیای سخن، چیستا و مجله‌ی زنان چاپ می‌شد و کم کم رمان نویس شد . اولین داستان وفی، «راحت شدی پدر» است. . نوشتن از دنیای زنان از دغدغه‌های او است. قلم زنانه و فضای داستانی متفاوت، فریبا وفی را به یکی از مطرح‌ترین نویسندگان زن معاصر ایرانی تبدیل کرده است.

همه‌ی افق

«همه‌ی افق»چهارمین مجموعه داستان وفی و شامل هشت داستان است. وفی در این کتاب به دغدغه‌های زنان امروز می‌پردازد. زبان وفی ساده و روان است و فرم داستان‌ها پیچیدگی خاصی ندارند. این اثر نیز مانند دیگر آثار فریبا وفی، شخصیت محور است، شخصیت‌هایی که ملموس هستند و خواننده می‌تواند با آن‌ها همذات پنداری کند.

بی‌باد، بی‌پارو

«بی‌باد، بی‌پارو» مجموعه‌ای از ۱۲ داستان کوتاه با لحنی ساده و صمیمی است. این مجموعه داستان، خرده روایت‌هایی از زندگی زنان میانسال را، توصیف می‌کند. داستان‌ها درون‌مایه‌هایی نزدیک به هم دارند، با شیوه‌های مختلفی روایت می‌شوند و به وجه پنهان زندگی آدم‌ها می‌پردازند. داستان «صعود» را می‌توان یکی از بهترین داستان‌های این مجموعه دانست. سفر، رویا، دوستی، مرگ و عشق از موضوعات مجموعه داستان «بی‌باد، بی‌پارو» هستند.

نسیم مرعشی

نسیم مرعشی، نویسنده ایرانی متولد سال ۱۳۶۲ در تهران است. او نویسندگی را از سال ۱۳۸۵ در مجله همشهری جوان شروع کرد و از سال ۱۳۸۸ رمان نویس شد. مرعشی تا امروز دو رمان و چند داستان کوتاه منتشر کرده است او قلم پخته‌ای دارد و داستان‌هایش شامل موضوعات زنان ، جنگ و مهاجرت هستند.

پاییز فصل آخر سال است

«پاییز فصل آخر سال است»، داستان سه دوست با نام های روجا، شبانه و لیلا است. شخصیت‌های دوست داشتنی و ملموس با دغدغه‌هایی که شاید برای خیلی از ما آشنا به نظر برسند. روجا را با دغدغه‌ی مهاجرت، درس خواندن و تنها گذاشتن مادرش می‌شناسیم. لیلا را با غصه‌هایش در شکستی عشقی‌، روابط عاطفی‌ و سردرگمی‌هایش می‌شناسیم. و شبانه را هم با هویتی فراموش شده‌ وسط دغدغه‌های اجتماعی، عاطفی و خانوادگی‌اش. پاییز فصل آخر سال است کشش کافی برای پرداخت روایت را دارد و اکثر شخصیت‌های کتاب به خوبی پرداخت شده اند.

هرس

 «هرس» در وهله‌ی اول روایتی متفاوت و نو است، اما نه از جنگ، بلکه از جنگ‌زده‌ها. تلخی بی پایانی بر فضای کتاب سایه انداخته است و هر چه در خواندن آن پیش‌تر می‌رویم نثر اندوه‌بار کتاب‌، سنگین‌تر و غم‌انگیزتر می‌شود. کتاب، برآمده از دل جنگ است، جنگ سال‌هاست تمام شده اما برای جنگ‌زده ها همچنان وجود دارد. آن‌ها با تبعات جنگ زندگی می‌کنند.

داستان هرس داستان زندگی زنی به نام نوال است که سایه‌ی جنگ، مانند بختکی بر زندگی‌اش افتاده است او برای نخل‌های سوخته مادری می‌کند، فرزندش را از دست می‌دهد و هرگز نمی‌تواند بدون فکر جنگ و تبعاتش روزگار بگذراند.رسول همسر نوال تلاش دارد جنگ و تبعات آن را فراموش کند، نادیده بگیرد و خانواده‌اش را از زوال نجات دهد. به بیان دیگر با مردی مواجه‌ایم که تمام زندگی‌اش را وقف بهتر کردن حال خانواده‌اش می‌کند و هر بار بیش از پیش ناامید می‌شود. کتاب، نثری دلنشین، ساده و روان دارد.

عطیه عطارزاده

متولد ۱۳۶۳ در تهران است. عطیه عطار زاده فوق لیسانس رشته‌ی مستند سازی و سینماست. او سال‌ها مستند‌سازی کرده، سال‌ها به صورت تحربی نقاشی کشیده است و حالا با همان حس و نیرویی که از دنیای هنرهای تجسمی در وجودش است می‌نویسد.. از عطار زاده تا به حال دو مجموعه شعر با نام‌های «اسب را در نیمه‌ی دیگرت برمان» و «زخمی که از زمین به ارث می‌برید» به چاپ رسیده است. اولین رمان عطیه عطارزاده «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» نام دارد که نامزد جایزه ادبی احمد محمود نیز بوده است.

راهنمای مردن با گیاهان دارویی

 کتاب، بیست و سه پرده دارد، و هر کدام از پرده‌ها در باب یک موضوع است. «راهنمای مردن با گیاهان دارویی»، یک داستان بلند با ارجاعاتی از فلسفه، طب و تاریخ است. داستان درباره‌ی دختری نابیناست که به همراه مادرش گیاهان دارویی را خشک کرده و می‌فروشند. رابطه‌ی او با دنیا از طریق بو و صداست. او دنیای محدودی دارد و از گیاهان دارویی برای التیام دردها و زخم‌های مادرش استفاده می‌کند. نثر روان نویسنده، توضیحات ملموس و توجه زیادش به جزئیات و نکته‌بینی در توضیحات، به جذابیت کتاب افزوده است. ما با یک داستان روتین و کلیشه‌ای و موضوعی که بارها به آن پرداخته شده باشد، مواجه نیستیم.«راهنمای مردن با گیاهان دارویی» یک اثر بدعت‌گذار و نو است.

زخمی که از زمین به ارث می‌برید

«زخمی که از زمین به ارث می‌برید» دومین مجموعه شعر عطارزاده است کهنشر چشمه منتشر کرده است. است. شعرهای عطارزاده نمونه‌ای از مراوده با تخیل است، تخیل در آثار او حرف اول را می‌زند. شعر عطارزاده سرشار از توصیف است، توصیفی که خط روایی شعر را بر هم می‌زند و در ضمن به ابزاری برای ساخت روایت تبدیل می‌شود.

زهرا عبدی

زهرا عبدی فارغ التحصیل رشته‌های ادبیات فارسی و ادیان و عرفان از دانشگاه تهران است. عبدی با  سه رمان «روز حلزون»، «ناتمامی» و «تاریکی معلق روز» جای خود را در میان زنان رمان نویس ایرانی باز کرده است. زهرا عبدی با ادبیات کلاسیک آشنایی زیادی دارد. شخصیت‌های رمان‌هایش اغلب خاکستری هستند و از دل زندگی روزمره بر می‌آیند. و مهاجرت، عشق، سفر از موضوعات رمان‌های زهرا عبدی  هستند.

ناتمامی

رمان «ناتمامی»درباره‌ی دختری جنوبی به نام لیان ا‌ست که ناگهان ناپدید می‌شود و هم‌اتاقی‌اش؛ سولماز تمام تلاشش را برای پیدا کردن او می‌کند. با پیشرفت داستان رازهای زندگی لیان برملا می‌شوند و اتفاقات زیادی می‌افتد. لیان از شهری کوچک به تهران آمده، مدارج تحصیلی را طی می‌کند و در این بین دلباخته‌ی یکی از اساتید دانشگاهی‌اش شده است. ناتمامی داستان تلاش‌های سولماز برای پیدا کردن لیان است که حالا چند روزی می‌شود که به طرز مشکوکی غیبش زده است. ا. روایت دانشگاهی رمان مخاطب را همراه خود می‌کند. قلم شیوای نویسنده، شخصیت‌پردازی‌های قوی و کار شده، ریتم جذاب قصه، روایت پخته و چفت و بست‌دار داستان، همه و همه به جذابیت این کتاب کمک کرده‌اند.

سارا سالار

سارا سالار متولد ۱۳۴۵ در زاهدان است. داستان‌هایش به دلیل فضای زنانه و پرداختن به موضوعات مختلف دغدغه‌های زنان فضای متفاوتی دارند. سالار سعی دارد داستان‌های متفاوتی را خلق کند. در داستان‌های سارا سالار زنان با بحران‌های مختلفی مواجهند. کتاب‌های سالار روان شناختی بوده و در میان داستان‌های حوزه‌ی زنان جایگاه ویژه‌ای دارند.

احتمالا گم شده‌ام

روایت کتاب درباره‌ی زنی‌ست که در طول یک روز بین خیال و واقعیت در رفت و آمد است. شخصیت اصلی داستان در میان آشفتگی‌های ذهنی و یادآوری خاطراتش، اتفاقات مهم زندگی خود را بازگو می‌کند. این اثر در محافل ادبی ایران بسیار تحسین شده و برنده‌ی جایزه‌ی گلشیری در بخش «بهترین رمان اول» بوده است. «احتمالا گم شده‌ام» لحنی روان دارد و به درگیری همیشگی سنت و مدرنیته پرداخته است. شخصیت‌پردازی قوی، گفت‌و‌گوهای متفاوت و توصیفات خلاقانه از دیگر ویژگی‌های اولین رمان سارا سالار هستند.

هست یا نیست؟

«هست یا نیست» دومین رمان سارا سالار است و مانند اولین کتابش فضایی زنانه دارد. شخصیت زن داستان «هست یا نیست» سی و نه ساله است، سنی بحرانی‌تر از سن بلوغ. زیرا در سن بلوغ چشم‌اندازی در آینده را در برابر خود داریم اما میان‌سالی جایی‌ست که بین گذشته و آینده تکرار می‌شویم نه شور و شوق جوانی هست و نه کسالت سالمندی. در این رمان با سی و نه سالگی زنی همراه می‌شویم و با پیشرفت داستان از جوانی و اتفاقات مهم زندگی شخصیت اصلی داستان با خبر می‌شویم.  ما، در رمان هست یا نیست به واسطه‌ی روایت اول شخص و گاه سوم شخص از احساسات قهرمان داستان باخبر می‌شود.

(۱۳۹ بازدید تا امروز)

این یادداشت‌ها را هم بخوانید

اشتراک گذاری