ماهی‌ها قلاب را نوک می‌زنند | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

ماهی‌ها قلاب را نوک می‌زنند

‌سرهنگ خداکرم پاکروان، اسرار یکی از خونین‌ترین سرقت‌های طلافروشی در دهه‌های اخیر را بیان می‌کند

مجله سرنخ

۱۶ دقیقه مطالعه

sharebookmark
ماهی‌ها قلاب را نوک می‌زنند

زمان: بعدازظهر ششم شهریور ۹۶

«سرقت مسلحانه طلافروشی در شهرستان دوگنبدان گچساران»،‌ این خبری بود كه یكی از همكارانم از پشت گوشی به من اعلام كرد. آن روز برای پیگیری یک پرونده با چند نفر از همكارانم در پلیس آگاهی كهگیلویه‌وبویراحمد، به شهرستان «دهدشت» رفته بودیم که ناگهان خبر وقوع این سرقت گزارش شد . خلاصه و چكیده ماجرا كه همكارم تندتند برایم تعریف كرد این بود كه سارقان مسلح، به طلافروشی بزرگ شهرستان دوگنبدان گچساران دستبرد زده‌اند اما در هنگام سرقت، مالک طلافروشی و دو فرزندش را که در مغازه بودند، هدف قرار داده بودند. مرد طلافروش و یكی از پسرانش بر اثر شدت جراحات، جان باخته بودند و پسر دیگر خانواده به بیمارستان انتقال یافته و بستری بود.

عکس یک طلافروشی

می‌دانستم كه وقوع چنین حادثه وحشتناكی، در شهری آرام و نسبتا كوچك، چه وحشتی ایجاد خواهد كرد. می‌شد حدس زد كه تمام خیابان‌های اطراف محل حادثه كاملا‌ مسدود‌ است و مردم شهر در محل وقوع سرقت تجمع كرده‌اند، اما باوجوداین تصمیم گرفتم شخصا با حضور در صحنه،‌ از همان ابتدا عملیات را از نزدیك هدایت كنم؛ بنابراین از راننده خواستم كه به‌سرعت به‌سمت محل وقوع جنایت حركت كند.

طولی نكشید كه وارد شهر شدیم، پیدا کردن آدرس محل وقوع سرقت خونین، چندان دشوار نبود، مردم زیادی در اطراف قتلگاه مرد طلافروش جمع شده و با جدیت درباره این ماجرا كنجكاوی كرده و نظر می‌دادند، با آنکه اطراف مغازه، بنرهای زردرنگ پلیس نصب شده بود تا مردم وارد محوطه وقوع‌ جرم نشوند اما شواهد حاكی از آن بود كه تعدادی از مردم بعد از رفتن سارقان، وارد صحنه وقوع جرم شده‌اند.

حالا ماموران کلانتری محل، کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان و متخصصان پزشکی قانونی، سرگرم جمع‌آوری سرنخ، اثربرداری و جمع‌آوری اطلاعات بودند.

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۲ مجلهٔ سرنخ (آبان ۱۴۰۳) منتشر شده است.